لقمان حکیم علیهالسلام
۱۹ حدیث
احادیثی که از «لقمان حکیم علیهالسلام» نقل شدهاند
لقمان عليه السلامـ لِابنِهِ وهُوَ يَعِظُهُ ـ: يا بُنَيَّ، أقِلَّ الكَلامَ، وَاذكُرِ اللّهَ عز و جل في كُلِّ مَكانٍ؛ فَإِنَّهُ قَد أنذَرَكَ، وحَذَّرَكَ، وبَصَّرَكَ، وعَلَّمَكَ. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به پسرش ـ: پسرم! كم سخن گو و خداوند عز و جل را در همه جا ياد كن، كه او به تو هشدار داده و بر حَذَرت داشته و بينايت نموده و آگاه و دانايت ساخته است.
۱.الاختصاص: ص 336، بحار الأنوار: ج 13 ص 427 ح 22 نقلاً عن النوادر لجعفر بن الحسين وكلاهما عن الأوزاعي.
لقمان عليه السلامـ در اندرزهايش به پسرش ـ: پسر عزيزم! كيست كه او (خدا) را ياد كرد و او يادش نكرد؟!
۱.الاختصاص: ص 337.
لقمانُ عليه السلام ـ لابنِهِ ـ:يا بُنَيَّ لا تُحَقِّرنَّ أحَداً بخُلقانِ ثِيابِهِ؛ فإنَّ رَبَّكَ وَرَبَّهُ واحدٌ. ۱
لقمانُ عليه السلام ـ به فرزندش ـ:پسركم! هيچ كس را به سبب كهنه بودن جامه اش حقير مشمار؛ زيرا كه پروردگار تو و او يكى است.
۱.روضة الواعظين: 498.
لُقمانُ عليه السلام:يا بُنيَّ، أدِّ الأمانةَ تَسلَمْ لكَ دُنياكَ وآخِرتُكَ، وكُنْ أمينا تَكُنْ غَنيّا ۱.
لقمان عليه السلام:فرزندم! امانت را [به صاحبش]برگردان تا دنيا و آخرتت سالم بماند، و امانتدار باش تا توانگر باشى.
۱.معاني الأخبار: 253 / 1.
لُقمانُ عليه السلام:يا بُنيَّ، جالِسِ العُلَماءَوزاحِمْهُم برُكْبَتَيْكَ، فإنّ اللّهَ عزّ وجلّ يُحْيي القُلوبَ بنُورِ الحِكمَةِ كما يُحْيي الأرضَ بِوابِلِ السّماءِ. ۱
لقمان عليه السلام:فرزندم! با دانشمندان نشست و برخاست كن و زانو به زانوى آنها بنشين؛ چه، خداوند عز و جل دلها را با نور حكمت زنده مى گرداند همچنان كه زمين را با بارش آسمان زندگى مى بخشد.
۱.بحار الأنوار: 1/204/22.
لقمانُ عليه السلامـ لابنِهِ ـ: يا بُنيَّ لا تُحَقِّرنَّ أحَدابخُلْقانِ ثِيابِهِ؛ فإنَّ ربَّكَ وربَّهُ واحدٌ. ۱
لقمان عليه السلامـ به فرزندش ـفرمود: فرزندم! هيچ كس را به سبب كهنه بودن جامه اش حقير مشمار؛ زيرا كه پروردگار تو و او يكى است.
۱.بحار الأنوار: 72/47/57
لُقمانُ عليه السلامـ مِن وصيَّتِهِ لابنهِ ـ: يا بُنَيّ، تَعلَّمِ الحِكمَةَ تَشْرُفْ؛ فإنَّ الحِكمَةَ تَدُلُّ على الدِّينِ، وتُشَرِّفُ العَبْدَ على الحُرِّ، وتَرفَعُ المِسكينَ على الغَنيِّ، وتُقَدِّمُ الصَّغيرَ على الكَبيرِ. ۱
لقمان عليه السلامـ در سفارشهاى خود به فرزندش ـفرمود: فرزندم! حكمت بياموز تا ارجمند شوى! زيرا كه حكمت، به دين رهنمون مى شود و بنده را بر آزاده شرافت مى بخشد و تهيدست را از ثروتمند بالاتر مى برد و كوچك را از بزرگ پيش مى اندازد.
۱.بحار الأنوار: 13/432/24
لقمانُ عليه السلام:لا يُعْرَفُ الحَليمُ إلّا عِندَ الغَضَبِ. ۱
لقمان عليه السلام:بردبار، جز هنگام خشم شناخته نشود.
۱.بحار الأنوار: 74/178/21.
لقمانُ عليه السلامـ لابنِهِ وهو يَعِظُهُ ـ: بِعْ دُنياكَ بِآخِرَتِكَ تَربَحْهُما جميعاً، ولا تَبِعْ آخِرَتَكَ بدُنياكَ تَخْسَرهما جميعاً. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزندش ـفرمود: دنيايت را به آخرتت بفروش كه هر دو را به دست مى آورى وآخرتت را به دنيايت مفروش كه هر دو را از دست مى دهى.
۱.بحار الأنوار: 13/422/17.
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزندش ـفرمود: نماز را با جماعت بخوان، گرچه روى نيزه باشد!
۱.المحاسن: 2/126/1348.
لقمانُ عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، لِيَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ فَتَصرَعُهُ المُماسَحَةُ وإعلانُ الرِّضا عَنهُ، ولا تُزاوِلْهُ بِالمُجانَبَةِ فيَبدُوَ لَهُ ما في نَفسِكَ فَيتَأهَّبَ لَكَ. ۱
لقمان عليه السلامـ در سفارش به فرزند خود ـفرمود: فرزندم! از جمله چيزهايى كه بايد در برابر دشمنت به آن مسلّح شوى و در نتيجه، او را به خاك افكنى، اين است كه با او به زبان چرب و نرم سخن گويى و وانمود كنى كه از وى خرسند هستى، و از او دورى مكن كه آنچه در انديشه ات مى گذرد بر او آشكار مى شود و در نتيجه، خودش را در برابر تو آماده مى سازد.
۱.الأمالي للصدوق: 766/1031.
لقمانُ عليه السلامـ لِابنِه وهُوَ يَعِظُهُ ـ: إن أردتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدّنيا فَاقطَعْ طَمَعَكَ مِمّا في أيدي النّاسِ؛ فإنَّما بَلَغَ الأنبِياءُ والصِّدِّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزندش ـفرمود: اگر مى خواهى عزّت دنيا را به دست آورى، طمع خويش را از آنچه مردم دارند، ببُر؛ زيرا پيامبران و صدّيقان، به سبب بركندن طمع خود، به آن مقامات رسيدند.
۱.قصص الأنبياء: 195 / 244.
لقمانُ عليه السلامـ لِابنِهِ وهُوَ يَعِظُهُ ـ: يا بُنَيَّ، إن تَكُ في شَكٍّ مِنَ المَوتِ فَارفَعْ عَن نَفسِكَ النَّومَ ولَن تَستَطيعَ ذلكَ، وإن كُنتَ في شَكٍّ مِنَ البَعثِ فَارفَعْ عَن نَفسِكَ الانتِباهَ ولَن تَستَطيعَ ذلكَ. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزند خود ـفرمود: فرزندم! اگر در مردن شك دارى، خوابيدن را از خودت بردار اما بدان كه هرگز توان اين كار را ندارى و اگر در برانگيخته شدن ترديد دارى بيدار شدن از خواب را از خودت دور گردان، اما بدان كه هرگز نتوانى چنين كنى.
۱.بحار الأنوار: 7/42/13.
کلیدواژهها معاد
لقمانُ عليه السلامـ في وصيَّتِهِ لابنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، لا يكونُ الدِّيكُ أكيَسَ مِنكَ، يقومُ في وَقتِ السَّحَرِ ويَستَغفِرُ، وأنتَ نائمٌ! ۱
لقمان عليه السلامـ در سفارش به فرزند خود ـفرمود: فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد، هنگام سحر كه تو در خوابى او بر مى خيزد و آمرزش مى طلبد!
۱.مستدرك الوسائل: 12/146/13744.
لُقمانُ عليه السلامـ لابنِهِ وهو يَعِظُهُ ـ: يابُنَيَّ، لِكُلِ شَيءٍ علامةٌ يُعرَفُ بها ويُشهَدُ علَيها. وللغافِلِ ثلاثُ علاماتٍ: السَّهوُ، واللَّهوُ، والنِّسيانُ. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزندش ـفرمود: پسرم! هر چيزى را نشانه اى است كه با آن شناخته مى شود و به وجود آن گواهى مى دهد. و غافل را سه نشانه است: سهو و سرگرمى و فراموشى.
۱.الخصال: 121/113.
لقمانُ عليه السلامـ لابنِهِ وهُو يَعِظُهُ ـ: يا بُنيَّ، جالِسِ العُلَماءَ، وزاحِمْهُم برُكبَتَيكَ؛ فإنّ اللّهَ عَزَّوجلَّ يُحيي القُلوبَ بِنُورِ الحِكمَةِ كما يُحيي الأرضَ بِوابِلِ السَّماءِ. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزندش ـفرمود: فرزندم! با دانشمندان بنشين و زانو به زانوى آنان بزن؛ زيرا خداوند عز و جل، همچنان كه زمين را با بارش آسمان حيات مى بخشد، دلها را با نور حكمت زنده مى كند.
۱.بحار الأنوار: 1/204/22.
لقمانُ عليه السلام:مَن عُنِي بالأدبِ اهتَمَّ بهِ، و مَنِ اهتَمَّ بهِ تكلّفَ عِلْمَهُ، و مَن تكلّفَ علمَهُ اشتدَّ لَه طلبُهُ، و مَنِ اشتدَّ لَه طلبُهُ أدركَ منفعتَهُ؛ فاتّخِذْهُ عادةً، فإنّكَ تخلفُ في سَلَفكَ و تنفعُ بهِ مَن خَلْفَكَ. ۱
لقمان عليه السلام:هر كه خواهان ادب باشد بدان اهتمام مى ورزد و هر كه بدان اهتمام ورزد در شناخت آن رنج مى برد و هر كه براى دانستن آن زحمت كشد، سخت جوياى آن مى شود و هر كه سخت جويا شود سودش را درمى يابد، پس، ادب را عادت خود گردان؛ زيرا تو جانشين كسانى هستى كه پيش از تو به اين آداب آراسته بوده اند و [با داشتن آنها]سود آن را به آيندگان نيز مى رسانى.
۱.بحار الأنوار: 13/411/2.
لقمان عليه السلامـ به فرزندش ـفرمود: پسرم! اگر در كودكى ادب آموزى، در بزرگى از آن بهره مند مى شوى.
۱.بحار الأنوار: 13/411/2.