م

معصوم

۱۵ حدیث در۴ کتاب

احادیثی که از «معصوم» نقل شده‌اند

الكافي عن عليّ بن عيسى رفعه:إنَّ موسى عليه السلام ناجاهُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى، فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: يا موسى. أكثِر ذِكري بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ تَغنَم. ۱
الكافىـ به نقل از على بن عيسى، كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است ـ: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ با موسى عليه السلام مناجات كرد و در مناجاتش به او فرمود: «اى موسى!. شب و روز، مرا بسيار ياد كن تا سود بَرى».
۱.الكافي: ج 8 ص 42 ح 8، تحف العقول: ص 493، بحار الأنوار: ج 13 ص 335 ح 13.
عدّة الداعي عنهم عليهم السلام: إنَّ فِي الجَنَّةِ قِيعانا ۱، فَإِذا أخَذَ الذّاكرُ فِي الذِّكرِ أخَذَتِ المَلائِكَهُ في غَرسِ الأَشجارِ، فَرُبَّما وَقَفَ بَعضُ المَلائِكَةِ، فَيُقالُ لَهُ: لِمَ وَقَفتَ؟ فيقول: إنَّ صاحِبي قَد فَتَرَ ـ يَعني عَنِ الذِّكرِ ـ. ۲
عدّة الداعىـ از معصومان عليهم السلام ـ: در بهشت، دشت هايى است كه هر گاه ياد كننده [ى خدا] شروع به ذكر گفتن كند، فرشتگان، شروع به كاشتن درخت مى كنند. گاه فرشته اى دست از كار مى كشد. به او گفته مى شود: چرا دست از كار كشيدى؟ مى گويد: دوستم باز ايستاد (يعنى از گفتن ذكر خدا).
۱.القاعُ: أرض واسعة سهلة مطمئنّة مستوية حُرّة، لاحُزونة فيها ولا ارتفاع ولا انهباط، والجمع: أقواع وأقوُع وقيعان (لسان العرب: ج 8 ص 304 «قوع»).
۲.عدّة الداعي: ص 239، بحار الأنوار: ج 93 ص 163 ح 42.
الكافي عن الحسين بن بشّار عن رجل رفعهـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» قالَ ـ: هُمُ التُّجّارُ الَّذينَ لا تُلهيهِم تِجارَةٌ ولا بَيعٌ عَن ذِكرِ اللّهِ عز و جل، إذا دَخَلَ مَواقيتُ الصَّلاةِ أدَّوا إلَى اللّهِ حَقَّهُ فيها. ۱
الكافىـ به نقل از حسين بن بشّار، از مردى كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است، در باره اين سخن خداوند عز و جل: «مردانى كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» ـ: آنان، بازرگانانى هستند كه تجارت و داد و ستد، از ياد خدا بازشان نمى دارد. هر گاه وقت نماز شود، به گزاردن حقّ خدا (نماز) مى پردازند.
۱.الكافي: ج 5 ص 154 ح 21، بحار الأنوار: ج 83 ص 4.
الخصال عن عبد اللّه بن حامد رفعه إلى بعض الصالحين عليهم السلام:الذِّكرُ مَقسومٌ عَلى سَبعَةِ أعضاءَ: اللِّسانِ، وَالرُّوحِ، وَالنَّفسِ، وَالعَقلِ، وَالمَعرِفَةِ، وَالسِّرِّ، وَالقَلبِ. وكُلُّ واحِدٍ مِنها يَحتاجُ إلَى الاِستِقامَةِ. فَأَمَّا استِقامَةُ اللِّسانِ فَصِدقُ الإِقرارِ، وَاستِقامَةُ الرّوحِ صِدقُ الاِستِغفارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ الاِعتِذارِ، وَاستِقامَةُ العَقلِ صِدقُ الاِعتِبارِ، وَاستِقامَةُ المَعرِفَةِ صِدقُ الاِفتِخارِ، وَاستِقامَةُ السِّرِّ السُّرورُ بِعالَمِ الأَسرارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ اليَقينِ ومَعرِفَةُ الجَبّارِ. فَذِكرُ اللِّسانِ الحَمدُ وَالثَّناءُ، وذِكرُ النَّفسِ الجَهدُ وَالعَناءُ، وذِكرُ الرُّوحِ الخَوفُ وَالرَّجاءُ، وذِكرُ القَلبِ الصِّدقُ

الخصالـ به نقل از عبد اللّه بن حامد، از يكى از اهل بيت عليهم السلام ـ: ياد [خدا] ميان هفت عضو، تقسيم شده است: زبان، روان، نفْس (/ تن)، خِرد، شناخت، درون، و دل. و هر يك از اينها را درستى بايد. درستى زبان، به اقرار راستين است. درستى روان، به آمرزش خواهى راستين است. درستى نفْس، ۳ به پوزش خواهى راستين است. درستى خِرد، به پند آموختن راستين است. درستى شناخت، به افتخار راستين است. درستى درون، به شاد بودن به جهان نهان هاست، و درستى دل، به يقين راستين و شناخت [خداى] جبّار است. پس، ياد كردن به زبان، ستايش و تمجيد [خدا] است و ياد كردن به نفْس (/ تن)، كوشش و رنج بردن است و ياد كردن به روان، بيم و اميد است و ياد كردن به دل، راستى و يك دلى است و ياد كردن به خِرد، بزرگداشت و شرم [از خدا] است و ياد

۱.في مشكاة الأنوار: «وذِكرُ السِّرِّ الرُّؤيَةُ وَاللِّقاءُ».
۲.الخصال: ص 404، مشكاة الأنوار: ص 113 ح 261، روضة الواعظين: ص 427، بحار الأنوار: ج 93 ص 153 ح 14.
۳.به قرينه ذكر «استقامة القلب» در ادامه متن حديث، يا بايد اين جا «النفس» باشد و در استنساخ، خطايى رخ داده باشد و يا مراد از «القلب»، همان نفْس و جان باشد.
الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام: فيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عيسى عليه السلام: يا عيسى. اِعلَم أنَّ دُنياكَ مُؤَدِّيَتُكَ إلَيَّ، وأنّي آخِذُكَ بِعِلمي، فَكُن ذَليلَ النَّفسِ عِندَ ذِكري، خاشِعَ القَلبِ حينَ تَذكُرُني، يَقظانَ عِندَ نَومِ الغافِلينَ. ۱
الكافىـ به نقل از على بن اسباط، از امامان عليهم السلام ـ: از جمله اندرزهاى خداوند عز و جل به عيسى عليه السلام اين بود كه: «اى عيسى!. بدان كه دنيايت، تو را به سوى من مى كشاند و من با علم خويش، بر تو احاطه دارم. پس در هنگام ياد كردن از من، فروتن باش و آن گاه كه مرا ياد مى كنى، دلت خاشع باشد و آن گاه كه غافلان در خواب [غفلت]اند، تو بيدار باش».
۱.الكافي: ج 8 ص 131 ح 103.
الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام:فيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عيسى عليه السلام:. يا عيسى، أطِب لي قَلبَكَ، وأكثِر ذِكري فِي الخَلَواتِ. ۱
الكافىـ به نقل از على بن اسباط، از امامان عليهم السلام ـ: از اندرزهاى خداوند عز و جل به عيسى عليه السلام اين بود كه: «. اى عيسى! دلت را براى من پاك گردان و در تنهايى ها مرا بسيار ياد كن».
۱.الكافي: ج 8 ص 141 ح 103 وج 2 ص 502 ح 3 وفيه «ألن» بدل «أطب»، تحف العقول: ص 500، أعلام الدين: ص 233، عدّة الداعي: ص 24 وفيه «أذلّ» بدل «أطب»، بحار الأنوار: ج 14 ص 298 ح 14.
الكافي عن ابن فضّال رفعه، قال:قالَ اللّهُ عز و جل لِعيسى عليه السلام: يا عيسى، اُذكُرني في نَفسِكَ أذكُركَ في نَفسي، وَاذكُرني في مَلَأِ(كَ) أذكُركَ في مَلَأٍ خَيرٍ مِن مَلَأِ الآدَمِيِّينَ. ۱
الكافىـ به نقل از ابن فضّال، در حديثى كه سندش را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است ـ: خداوند عز و جل به عيسى عليه السلام فرمود: «اى عيسى! مرا در دلت ياد كن تا من نيز در دلم تو را ياد كنم، و در ميان جمع يادم كن، تا من نيز در ميان جمعى بهتر از آدميان، تو را ياد كنم».
۱.الكافي: ج 2 ص 502 ح 3 وج 8 ص 138 ح 103 عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 143 عن أبي عبد اللّه عليه السلام، تحف العقول: ص 498، أعلام الدين: ص 232 كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 60 ص 300 ح 10.
الكافي عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام: فيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عيسى عليه السلام:. يا عيسى، كُن رَحيما مُتَرَحِّما، وكُن كَما تَشاءُ أن يَكونَ العِبادُ لَكَ، وأكثِر ذِكرَ المَوتِ ومُفارَقَةَ الأَهلينَ، ولا تَلهُ فَإِنَّ اللَّهوَ يُفسِدُ صاحِبَهُ، ولا تَغفُل فَإِنَّ الغافِلَ مِنّي بَعيدٌ، وَاذكُرني بِالصّالِحاتِ حَتّى أذكُرَكَ. ۱
الكافىـ به نقل از على بن اسباط، از امامان عليهم السلام ـ: از پندهاى خداوند عز و جلبه عيسى عليه السلام اين بود كه: «. اى عيسى! مهربان و مِهرخواه ۲ باش، و چنان باش كه مى خواهى بندگان [من] نسبت به تو باشند، و از مرگ و جدا شدن از خويشان، بسيار ياد كن، و سرگرم مشو؛ زيرا سرگرمى صاحبش را تباه مى كند، و غافل مباش؛ زيرا شخص غافل، از من دور است، و با كارهاى نيكْ مرا ياد كن تا من نيز تو را ياد كنم».
۱.الكافي: ج 8 ص 131 ـ 134 ح 103، بحار الأنوار: ج 14 ص 291 ح 14.
۲.يعنى از خداوند براى مردم، طلب مهر و رحمت كن.
الكافي عن عليّ بن عيسى رفعه:إنَّ موسى عليه السلام ناجاهُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ:. يا موسى، لا تَنسَني عَلى كُلِّ حالٍ، ولا تَفرَح بِكَثرَةِ المالِ؛ فَإِنَّ نِسياني يُقسِي القُلوبَ، ومَعَ كَثرَةِ المالِ كَثرَةُ الذُّنوبِ. ۱
الكافىـ به نقل از على بن عيسى، كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام مى رساند ـ: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ با موسى عليه السلام نجواكنان سخن گفت و در نجواهايش به او فرمود: «. اى موسى! مرا در هيچ حالى از ياد مبر و به فراوانى دارايى خود، شادمان مشو؛ زيرا از ياد بردن من، دل ها را سخت مى گرداند. فراوانى ثروت، فراوانى گناه را به همراه دارد».
۱.الكافي: ج 8 ص 42 ـ 45 ح 8، تحف العقول: ص 493، بحار الأنوار: ج 13 ص 334 ح 13.
الكافي عنهم عليهم السلام:فِيما وَعَظَ اللّهُ عز و جل بِهِ عِيسى عليه السلام:. يَابنَ مَريَمَ، لَو رَأَت عَينُكَ ما أَعدَدتُ لِأَولِيائِيَ الصّالِحِينَ، ذابَ قَلبُكَ وَزَهَقَت نَفسُكَ شَوقا إِليَهِ، فَلَيسَ كَدارِ الآخِرَةِ دارٌ تَجاوَرَ فِيها الطَّيِّبُونَ، وَيَدخُلُ عَلَيهِم فِيها المَلائِكَةُ المُقَرَّبُونَ، وَهُم مِمّا يَأتِي يَومَ القِيامَةِ مِن أَهوالِها آمِنُونَ، دارٌ لا يَتَغَيَّرُ فِيها النَّعِيمُ وَلا يَزُولُ عَن أَهلِها. يَابنَ مَريَمَ، نافِسْ فِيها مَعَ المُتَنافِسِينَ، فَإِنَّها أُمنِيَّةُ المُتَمَنِّينَ، حَسَنَةُ المَنظَرِ. طُوبى لَكَ يَابنَ مَريَمَ إِن كُنتَ لَها مِنَ العامِلِينَ، مَعَ آبائِكَ آدَمَ وَإِبراهِيمَ، فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ، لا تَبغِي بِها بَدَلاً وَلا تَحوِيلاً،

الكافىـ به نقل از اهل بيت عليهم السلام ـ: از اندرزهاى خداى عز و جل به عيسى عليه السلام اين بود كه: «. اى پسر مريم! اگر ديدگانت آنچه را كه براى دوستان شايسته ام آماده ساخته ام، مى ديد، از شوق، دلت آب مى شد و جانت به لب مى آمد. هيچ سرايى، چون سراى آخرت نيست. در آن جا همه پاكان جمع اند و فرشتگان مقرّب، بر آنان وارد مى شوند و از هراس هاى قيامت، در امان اند. سرايى است كه در آن، نعمت ها به غير نعمت، بدل نمى شوند و از اهل آن سراى، زوال نمى يابند. اى پسر مريم! براى چنين سرايى، با ديگر كوشندگان، به شوقْ در كوش، كه آن، آرزوى آرزومندان است و خوش منظر است. خوشا به حال تو ـ اى پسر مريم ـ، اگر از عمل كنندگان براى آن باشى، همراه با پدرانت، آدم و ابراهيم، در بهشت ها و نعمت هايى كه هرگز جايگزين و تغييرى

۱.الكافي: ج 8 ص 131 ـ 135 ح 103 عن عليّ بن أسباط، تحف العقول: ص 497، بحار الأنوار: ج 14 ص 293.
بحار الأنوارـ عنهم عليهم السلام ـ: جِدُّوا واجتَهِدُوا، وإن لَم تَعمَلُوا فلا تَعصُوا، فإنّ مَن يَبنِي ولا يَهدِمُ يَرتَفِعُ بِناؤهُ وإن كانَ يَسيراً، وإنّ مَن يَبنِي ويَهدِمُ يوشِكُ أن لا يَرتَفِعَ بِناؤهُ. ۱
بحار الأنوار:از معصومان عليهم السلام نقل شده است: تلاش و كوشش كنيد و اگر عمل نمى كنيد گناه هم نكنيد؛ زيرا كسى كه بنايى مى سازد و ويرانش نمى كند، ساختمانش بالا مى رود هر چند اندك. اما كسى كه مى سازد و [سپس]ويران مى كند بنايش بالا نمى رود.
۱.بحار الأنوار: 70/286/ 8.
بحار الأنوار عنهم عليهم السلام: إنّا لَنُعطي غَيرَ المُستَحِقِّ حَذَرا مِن رَدِّ المُستَحِقِّ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از معصومان عليهم السلام ـ: ما از بيم اين كه مبادا دست رد به سينه مستحق زده باشيم، به غير مستحق نيز عطا مى كنيم.
۱.بحار الأنوار: 96/159/37.
الكافي عن عليّ بن إبراهيم مرفوعا:أوحى اللّهُ عزّوجلّ إلى موسى عليه السلام: أن لا تَقتُلِ السّامِرِيَّ، فإنّهُ سَخِيٌّ. ۱
الكافى به نقل از علىّ بن ابراهيم كه سند حديث را به يكى از معصومين عليهم السلامرسانده است: خداوند عز و جل به موسى عليه السلام وحى فرمود كه: سامرى را نكش؛ زيرا او سخاوتمند است.
۱.الكافي: 4/41/13.
أبو بصيرٍ:قلتُ لأبي عبدِاللّهِ علَيهِ الصَّلاةُ والسلامُ: إنّهم يقولونَ! قالَ: وما يَقولونَ؟ قلتُ: يقولونَ: يَعلَمُ قَطْرَ المَطَرِ، وعَدَدَ النُّجومِ ووَرَقَ الشَّجَرِ، ووَزنَ ما في البَحرِ، وعَددَ التُّرابِ، فَرَفَعَ يَدَهُ إلَى السماءِ وقالَ: سبحانَ اللّهِ سبحانَ اللّهِ، لا واللّهِ ما يَعلمُ هذا إلّا اللّهُ. ۱
ابوبصير:به امام صادق، عليه الصلاة والسلام، عرض كردم: آنها (مخالفان اهل بيت عليهم السلام) حرفهايى مى زنند. فرمود: چه مى گويند؟ عرض كردم: مى گويند: (امام) تعداد قطرات باران و شمار ستارگان و برگهاى درختان و وزن آنچه در درياهاست و اندازه خاكهاى زمين را مى داند. حضرت دستش را به آسمان برداشت و فرمود: سبحان اللّه، سبحان اللّه، نه به خدا قسم، اينها را كسى جز خدا نمى داند.
۱.بحار الأنوار: 25 / 294 / 52
بحار الأنوار:في دُعاءِ النُّدْبَةِ: فكانُوا هُمُ السَّبيلَ إليكَ، و المَسْلَكَ إلى رِضْوانِكَ. ۱
بحار الأنوار:در دعاى ندبه آمده است: آنها (اهل بيت عليهم السلام) راه رسيدن به تو بودند و طريق دست يافتن به رضوان تو.
۱.بحار الأنوار: 102 / 105.