حضرت داوود علیه‌السلام

۲۶ حدیث

احادیثی که از «حضرت داوود علیه‌السلام» نقل شده‌اند

الدرّ المنثور عن ابن عبّاس:أوحَى اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى إلى داوُدَ عليه السلام:. اُنظُر إلَى ابنِكَ فَاسأَلهُ عَن أربَعَ عَشرَةَ كَلِمَةً، فَإِن أخبَرَكَ فَوَرِّثهُ العِلمَ وَالنُّبُوَّةَ. فَقالَ داوُدُ لِسُلَيمانَ عليه السلام: أخبِرني يا بُنَيَّ أينَ مَوضِعُ العَقلِ مِنكَ؟ قالَ: الدِّماغُ. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن عبّاس ـ: خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرستاد: «. به فرزندت بنگر و از چهارده چيز از او پرسش كن. اگر پاسخ گفت، دانش و نبوّت را برايش به ارث گذار». آن گاه، داوود عليه السلام به سليمان عليه السلام گفت: فرزندم! به من بگو جايگاه عقل تو در كجاست؟ سليمان گفت: در مغز.
۱.الدرّ المنثور: ج 7 ص 176؛ بحار الأنوار: ج 61 ص 331 ح 32.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
داوود عليه السلام:قُل لِصاحِبِ العِلمِ يَتَّخِذ عَصًا مِن حَديدٍ ونَعلَينِ مِن حَديدٍ، ويَطلُبُ العِلمَ حَتّى تَنكَسِرَ العَصا وتَنخَرِقَ النَّعلانِ. ۱
داوود عليه السلام:به دانشمند بگو كه عصا و كفشى آهنين بر گزيند و در جستجوى دانش حركت كند تا عصايش بشكند و كفش هايش پاره شود.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 147 ح 571 عن عبداللّه بن عبدالرحمن التستري، الفردوس: ج 1 ص 140 ح 497 عن أبيبكرة نحوه.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الاختصاص: قالَ اللّه‏ُ لِداوُدَ عليه‏السلام: يا داودُ، اِحذَرِ القُلوبَ المُعَلَّقَةَ بِشَهَواتِ الدُّنيا، عُقولُها مَحجوبَةٌ عَنّي. ۱
الاختصاص: خداوند به داوود عليه‏السلام فرمود: «اى داوود! از دل‏هاى وابسته به شهوات دنيايى برحذر باش كه خِردشان از [شناخت] من، در حجاب است».
۱.الاختصاص: ص 335، بحار الأنوار: ج 14 ص 39 ح 19.
إرشاد القلوب:كانَ مِمّا ناجى بِهِ الباري تَعالى داوودَ عليه السلام:. يا داوودُ! إذا جَنَّ عَلَيكَ اللَّيلُ فَانظُر إلَى ارتِفاعِ النُّجومِ فِي السَّماءِ، وسَبِّحني وأكثِر مِن ذِكري، حَتّى أذكُرَكَ. ۱
إرشاد القلوب:از جمله سخنانى كه آفريدگار متعال در گفتگويش با داوود عليه السلام فرمود، اين بود كه: «. اى داوود! چون شب بر تو فرا رسد، به برآمدن ستارگان در آسمان، بنگر و مرا به پاكى بستاى و فراوان، مرا ياد كن تا من نيز تو را ياد كنم».
۱.إرشاد القلوب: ص 86.
إحياء علوم الدين:في أخبارِ داوودَ عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَعالى قالَ: يا داوودُ، أبلِغ أهلَ أرضي أنّي حَبيبٌ لِمَن أحَبَّني، وجَليسٌ لِمَن جالَسَني، ومُؤنِسٌ لِمَن أنِسَ بِذِكري، وصاحِبٌ لِمَن صاحَبَني، ومُختارٌ لِمَنِ اختارَني، ومُطيعٌ لِمَن أطاعَني. ۱
إحياء علوم الدين:در خبرهاى داوود عليه السلام آمده است: خداى متعال فرمود: «اى داوود! به اهل زمينم برسان كه من، دوستدار كسى هستم كه دوستم بدارد، و همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند، و مونس كسى هستم كه با ياد من، انس گيرد، و يار كسى هستم كه يار من باشد، و برگزيننده كسى هستم كه مرا برگزيند، و فرمان بُردار كسى هستم كه از من فرمان بَرَد».
۱.إحياء علوم الدين: ج 4 ص 469، مسكّن الفؤاد: ص 27، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.
إرشاد القلوب:كانَ مِمّا ناجى بِهِ الباري تَعالى داوودَ عليه السلام:. يا داوودُ، إِنَّ العارِفينَ كَحَلوا أَعيُنَهُم بِمروَدِ ۱ السَّهَرِ، وقاموا لَيلَهُم يَسهَرونَ يَطلُبونَ بِذلِكَ مَرضاتي. ۲
إرشاد القلوب:از جمله نجواهاى آفريدگار بزرگ با داوود عليه السلام اين بود كه: «. اى داوود! عارفان، چشمان خود را با ميلِ شب زنده دارى، سرمه مى كشند و شب هايشان را نمى خوابند و با اين كار، خشنودى مرا مى طلبند».
۱.المِرْوَد: المِيل الّذي يُكتحل به (تاج العروس: ج 4 ص 466 «رود»).
۲.إرشاد القلوب: ص 86.
سعد السعود:مِن زَبورِ داوودَ عليه السلام.: لَو تَفَكَّرتُم في خُشونَةِ الثَّرى ۱، ووَحشَةِ القَبرِ وظُلمَتِهِ، لَقَلَّ كَلامُكُم، وكَثُرَ ذِكرُكُم وَاشتِغالُكُم لي. ۲
سعد السعود:از زبور داوود عليه السلام. است كه: «اگر در باره درشتى خاك [گور] و تنهايى و تاريكى قبر مى انديشيديد، بى گمان، كمتر سخن مى گفتيد و بيشتر مرا ياد مى كرديد و به من سرگرم مى شديد».
۱.في المصدر: «خسوفة الثرى»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.سعد السعود: ص 47، بحار الأنوار: ج 14 ص 44.
عدّة الداعي:أوحَى اللّهُ إلى داوودَ عليه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنَا صانِعٌ بِعَبدٍ غَيرِ عامِلٍ بِعِلمِهِ، مِن سَبعينَ عُقوبَةً باطِنِيَّةً؛ أن اُخرِجَ مِن قَلبِهِ حَلاوَةَ ذِكري. ۱
عدّة الداعى:خداوند به داوود عليه السلام وحى فرمود كه: «از ميان هفتاد كيفر درونى، كمترين كارى كه با بنده عمل نكننده به علمش مى كنم، اين است كه شيرينى يادم را از دلش بيرون مى برم».
۱.عدّة الداعي: ص 69، مصباح الشريعة: ص 345 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 2 ص 32 ح 25.
الزهد للحسين بن سعيد عن زيد بن عليّ:أوحَى اللّهُ عز و جل إلى نَبِيِّهِ داوودَ عليه السلام: إذا ذَكَرَني عَبدي حينَ يَغضَبُ، ذَكَرتُهُ يَومَ القِيامَةِ في جَميعِ خَلقي، ولا أمحَقُهُ فيما أمحَقُ. ۱
الزهد، حسين بن سعيدـ ـ به نقل از زيد بن على ـ: خداوند عز و جل به پيامبرش داوود عليه السلام وحى فرمود: «هر گاه بنده ام، در آن هنگام كه خشمگين مى شود، مرا ياد كند، من به روز رستاخيز در ميان همه آفريدگانم از او ياد مى كنم و با آنان كه هلاكشان مى كنم، وى را به هلاكت نمى رسانم».
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 28 ح 67، بحار الأنوار: ج 73 ص 266 ح 18.
إحياء علوم الدين:في أخبارِ داوودَ عليه السلام: إنَّ اللّه تَعالى أوحى إلَيهِ.: يا داوودُ! إنّي خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقينَ مِن رِضواني، ونَعَّمتُها بِنورِ وَجهي. فَقالَ داوودُ عليه السلام: يا رَبِّ! بِمَ نالوا هذا مِنكَ؟ قالَ: بِحُسنِ الظَّنِّ، وَالكَفِّ عَنِ الدُّنيا وأهلِها، وَالخَلَواتِ بي، ومُناجاتِهِم لي. وإنَّ هذا مَنزِلٌ لا يَنالُهُ إلّا مَن رَفَضَ الدُّنيا وأهلَها، ولَم يَشتَغِل بِشَيءٍ مِن ذِكرِها، وفَرَّغَ قَلبَهُ لي، وَاختارَني عَلى جَميعِ خَلقي، فَعِندَ ذلِكَ أعطِفُ عَلَيهِ واُفرِغُ نَفسَهُ، وأكشِفُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ؛ حَتّى يَنظُرَ إلَيَّ نَظَرَ النّاظِرِ بِعَينِهِ إلَى الشَّيءِ. ۱
إحياء علوم الدين:در اخبار داوود عليه السلام آمده است: خداى متعال به او وحى فرمود كه.: «اى داوود! من، دل هاى مشتاقان را از خشنودى خود آفريدم، و آنها را از نور چهره ام برخوردار كردم.». داوود عليه السلام گفت: بار پروردگارا! از چه رو، بدين مقام از تو دست يافتند؟ فرمود: «از نيك گمانى، و دست شستن از دنيا و دنياخواهان، و خلوت ها و راز و نيازهايشان با من. اين، منزلتى است كه بدان نمى رسد، مگر كسى كه دنيا و دنياخواهان را رها كند و هيچ ياد آن نكند و دلش را براى من، خالى گرداند و مرا بر همه آفريدگانم برگزيند. در اين صورت است كه بدو روى مى كنم و جانش را [از ماسواى خود]تهى مى سازم و پرده ميان خود و او را برمى دارم تا مرا چنان [عيان]بيند كه بيننده با چشم خود، چيزى را ببيند».
۱.إحياء علوم الدين: ج 4 ص 470؛ المحجّة البيضاء: ج 8 ص 59.
داوود عليه السلامـ في مُناجاتِهِ ـ: إذا رَأَيتَني اُجاوِزُ مَجالِسَ الذّاكِرينَ إلى مَجالِسِ الغافِلينَ فَاكسِر رِجلي؛ فَإِنَّها نِعمَةٌ تُنعِمُ بِها عَلَيَّ. ۱
داوود عليه السلامـ در مناجاتش ـ: هر گاه مرا ديدى كه از مجالس ياد كنندگان [خدا]به مجالس غافلان [از ياد خدا]رفتم، پايم را بشكن؛ زيرا اين كار، لطفى است كه به من مى كنى.
۱.ربيع الأبرار: ج 2 ص 247.
عدّة الداعيـ فيما يُحكى عَن سُلَيمانَ بنِ داوودَ عليهماالسلام ـ: إنَّهُ مَرَّ بِحَرّاثٍ فَقالَ: لَقَد اُوتِيَ ابنُ داوودَ مُلكا عَظيما! فَأَلقاهُ الرّيحُ في اُذُنِهِ، فَنَزَلَ ومَشى إلَى الحَرّاثِ وقالَ: إنَّما مَشَيتُ إلَيكَ لِئَلّا تَتَمَنّى ما لا تَقدِرُ عَلَيهِ. ثُمَّ قالَ: لَتَسبيحَةٌ واحِدَةٌ يَقبَلُهَا اللّهُ تَعالى خَيرٌ مِمّا اُوتِيَ آلُ داوودَ. وفي حَديثٍ آخَرَ: لِأَنَّ ثَوابَ التَّسبيحَةِ يَبقى، ومُلكَ سُلَيمانَ يَفنى. ۱
عدّة الداعى:مى گويند سليمان بن داوود عليه السلام بر كشتگرى گذشت. كشتگر [با خود]گفت: چه سلطنت باشكوهى به پسر داوود داده شده است! باد، سخن او را به گوش سليمان رساند. سليمان، پياده شد و به نزد كشتگر رفت و گفت: «به نزد تو آمدم تا [بگويم:] چيزى را كه از توان تو بيرون است، آرزو نكنى». سپس گفت: «گفتن يك تسبيح كه خداى متعال آن را بپذيرد، از هر آنچه به خاندان داوود داده شده، بهتر است». و در حديثى ديگر آمده است [كه گفت]: «زيرا ثواب تسبيح، باقى مى ماند و مُلك سليمان از ميان مى رود».
۱.عدّة الداعي: ص 246، بحار الأنوار: ج 93 ص 184 ح 26.
سعد السعود:أَوحَى اللّهُ عز و جل إِلى داوودَ عليه السلام: يا أَيُّها الغَفُولُ! ما تَصنَعُ بِدُنيا يَدخُلُها الرَّجُلُ صَحِيحا وَيَرجِعُ سَقِيما وَيَخرُجُ فَيَحيا حَياتَهُ فَيُكَبَّلُ بِالحَدِيدِ وَالأَغلالِ وَيَخرُجُ الرَّجُلُ صَحِيحا فَيُرَدُّ قَتِيلاً. وَيْحَكُم! لَو رَأَيتُمُ الجَنَّةَ وَما أَعدَدتُ فِيها لِأَولِيائِي مِنَ النَّعِيمِ لَما ذُقتُم دَواءَها لِشَهوَةٍ ۱. أَينَ المُشتاقُونَ إِلى لَذِيدِ ۲ الطَّعامِ وَالشَّرابِ؟ أَينَ الَّذِينَ جَعَلُوا مَعَ الضِّحكِ بُكاءً؟ أَينَ الَّذِينَ هَجَمُوا عَلى مَساجِدِي فِي الصَّيفِ وَالشِّتاءِ؟ ۳
سعد السعود:خداى عز و جل به داوود عليه السلام وحى فرمود كه: «اى بى خبر! از دنيا چه مى خواهى كه آدمى، تن درست به آن وارد مى شود و بيمار باز مى گردد و بيرون مى رود و به زندگى خود ادامه مى دهد و به كُنده و زنجير بسته مى شود، و آدمى سالم [از خانه]بيرون مى رود و كشته باز مى گردد؟ واى بر شما! اگر بهشت و نعمت هايى را كه در آن براى دوستانم آماده ساخته ام، ديده بوديد، هرگز طعم شهوتى را نمى چشيديد. كجايند مشتاقانِ خوردنى ها و نوشيدنى هاى لذيد؟ كجايند آنان كه در كنار خنده، گريه كردند؟ كجايند آنان كه در تابستان و زمستان، به مسجدهاى من هجوم آوردند؟».
۱.هكذا في الطبعة المعتمدة، والظاهر أنّ الصواب: «لَماذقتم ذوقا بشهوة»، كما في بعض النسخ (راجع: هامش بحار الأنوار: ج 14 ص 45).
۲.في المصدر: «إلى أزيد»، والتصويب من بحار الأنوار.
۳.سعد السعود: ص 48، بحار الأنوار: ج 14 ص 45.
بحار الأنوار:رُوِيَ أنَّ داودَ عليه السلام خَرَجَ مُصحِرا مُنفَرِدا، فأوحَى اللّهُ إلَيهِ: يا داودُ، مالِي أراكَ وَحدانِيّا؟ فَقالَ: إلهي اشتَدَّ الشَّوقُ مِنّي إلى لِقائكَ، وَحالَ بَيني وَبَينَكَ خَلقُكَ، فأوحَى اللّهُ إلَيهِ: اِرجِع إلَيهِم؛ فَإنّكَ إن تَأتِني بِعَبدٍ آبِقٍ اُثبِتكَ في اللَّوحِ حَميدا. ۱
بحار الأنوار:روايت شده است كه داوود عليه السلامتنها به صحرا رفت. خداوند به او وحى فرمود: «اى داوود! چه شده است كه تو را تنها مى بينم؟». گفت: خدايا! شوق ديدار تو در جانم شدّت گرفته و خلق تو، ميان من و تو حائل گشته اند. خداوند به او وحى فرمود: «به ميان آنان برگرد؛ زيرا اگر تو يك بنده گريز پا را نزد من بياورى، تو را در لوح، با صفت ستوده ثبت مى كنم».
۱.بحارالأنوار: 14 / 40 / 26.
بحار الأنوار عن أبي حمزة:إنَّ اللّهَ أوحَى إلى داوود عليه السلام: يا داوود، إنّه لَيسَ عبدٌ مِن عبادِي يُطِيعُني فيما آمُرُهُ إلّا أعطَيتُهُ قَبلَ أن يَسألَني، وأستَجِيبُ له قَبلَ أن يَدعُوَني. ۱
بحار الأنوار به نقل از ابو حمزه:خداوند به داوود عليه السلام وحى فرمود كه: اى داوود! هيچ بنده اى نيست كه از فرمان من اطاعت كند، مگر آن كه خواسته او را پيش از آن كه بگويد برآورم و پيش از آن كه مرا بخواند پاسخش گويم.
۱.بحار الأنوار: 93/376/16.
بحار الأنوار:أوحَى اللّهُ تعالى إلى داوودَ عليه السلام: تُرِيدُ واُرِيدُ، وإنّما يَكونُ ما اُرِيدُ، فإن سَلَّمتَ لِما اُريدُ كَفَيتُكَ ما تُرِيدُ، وإن لَم تُسَلِّم لِما اُرِيدُ أتعَبتُكَ فيما تُرِيدُ، ثُمّ لا يَكونُ إلّا ما اُرِيدُ. ۱
بحار الأنوار:خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرمود: تو مى خواهى و من مى خواهم و فقط آن مى شودكه من مى خواهم؛ پس، اگر تسليم خواست من شوى، خواست تو را هم تأمين كنم، اما اگر تسليم خواست من نشوى، تو را در راه خواسته ات به رنج افكنم و آن گاه همان شود كه من مى خواهم.
۱.بحار الأنوار: 82/136/22
بحار الأنوار:أوحَى اللّهُ تَعالى إلى داوودَ عليه السلام: يا داوودُ، إنّي. وَضَعتُ العِزَّ في طاعَتي، وهُم يَطلُبونَهُ في خِدمَةِ السُّلطانِ فلا يَجِدونَهُ. ۱
بحارالأنوار:خداوند متعال به داود عليه السلام وحى فرمود: اى داود! من. عزّت را در طاعت از خود قرار دادم، ولى مردم آن را در خدمت به سلطان جستجو مى كنند و از اين رو نمى يابندش.
۱.بحار الأنوار: 78/453/21.
کلیدواژه‌ها عزتموجبات عزت
بحارالأنوار:أوحى اللّهُ تبارك وتعالى إلى داوُودَ عليه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنا صانِعٌ بِعالِمٍ غَيرِ عامِلٍ بِعِلمِه أشَدُّ مِن سَبعينَ عُقوبَةً؛ أن اُخرِجَ مِن قَلبهِ حَلاوَةَ ذِكري. ۱
بحار الأنوار:خداوند تبارك و تعالى به داوود عليه السلام وحى فرمود كه: كمترين كارى كه با عالم بى عمل مى كنم از هفتاد عقوبت سخت تر است، و آن اين است كه حلاوتِ مناجات خود را از دلش بَركَنَم.
۱.بحارالأنوار: 2/32/25.
بحار الأنوار:أوحَى اللّهُ تعالى إلى داوودَ عليه السلام: وَضَعتُ الغِنى في القَناعَةِ وهُم يَطلُبُونَهُ في كَثرَةِ المالِ فلا يَجِدُونَهُ. ۱
بحار الأنوار:خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى كرد: من توانگرى را در قناعت نهاده ام، اما مردم آن را در فراوانى مال مى جويند؛ از اين رو نمى يابندش.
۱.بحار الأنوار: 78/453/21.
کلیدواژه‌ها قناعتفضیلت قناعت
داوود عليه السلامـ لَمّا مَرَّ بِإسكافٍ ـ: يا هذا اِعمَلْ وكُل، فَإنَّ اللّهَ يُحِبُّ مَن يَعمَلُ ويَأكُلُ، ولا يُحِبُّ مَن يَأكُلُ ولا يَعمَلُ. ۱
داوود عليه السلامـ چون بر كفشگرى گذشت ـفرمود: اى مرد! كار كن و بخور؛ زيرا خداوند، كسى راكه كار كند و بخورد، دوست دارد و كسى را كه بخورد و كار نكند، دوست نمى دارد.
۱.تنبيه الخواطر: 1/42.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۶