نتایج جستجو برای «محبت»: ۱۶۷ حدیث
عنه عليه السلامـ أيضًا ـ: العاقِلُ يُنافِسُ الصّالِحينَ لِيَلحَقَ بِهِم، ويُحِبُّهُم لِيُشارِكَهُم بِمَحَبَّتِهِ وإن قَصَّرَ عَن مِثلِ عَمَلِهِم. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: خردمند، به نيكان، غبطه مى خورد تا به آنان ملحق شود و آنان را دوست مى دارد تا با دوستى اش، با آنان شريك شود، گرچه در عمل، مانند آنان نباشد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 320 ح 670.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: العَقلُ غِطاءٌ سَتيرٌ، وَالفَضلُ جَمالٌ ظاهِرٌ، فَاستُر خَلَلَ خُلُقِكَ بِفَضلِكَ، وقاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ، تَسلَم لَكَ المَوَدَّةُ، وتَظهَر لَكَ المَحَبَّةُ. ۱
امام على عليه‏السلام: خرد، پرده‏اى پوشان است و فضيلت، زيبايىِ آشكار. پس كاستى‏هاى خُلق و خويَت را با فضيلت بپوشان و با خردت به جنگ هوس خويش برو تا دوستى، برايت سالم شود و محبّت [ديگران]برايت، آشكار گردد.
۱.الكافي: ج 1 ص 20 ح 13.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردهوس +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا مُحَمَّدُ! وَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَعاطِفينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَواصِلينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَوَكِّلينَ عَلَيَّ. نَعيمُهُم فِي الدُّنيا ذِكري ومَحَبَّتي ورِضائي عَنهُم. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى محمّد! آنان كه براى من يكديگر را دوست بدارند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من به يكديگر مهر ورزند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من با يكديگر پيوند زنند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه بر من توكّل كنند، مستوجب محبّت من هستند. نعمت و خوشى آنان در دنيا، ياد من و محبّت من و خشنودى من از آنان است».
۱.إرشاد القلوب: ص 199، بحار الأنوار: ج 77 ص 22 ح 6.
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى بِهِ عِيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام:. يا عيسى، أحيِ ذِكري بِلِسانِكَ، وَليَكُن وُدّي في قَلبِكَ. يا عيسى، اِبكِ عَلى نَفسِكَ فِي الصَّلاةِ، وَانقُل قَدَمَيكَ إلى مَواضِعِ الصَّلَواتِ، وأسمِعني لَذاذَةَ نُطقِكَ بِذِكري، فَإِنَّ صَنيعي إلَيكَ حَسَنٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:از جمله اندرزهاى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به عيسى بن مريم عليه السلام اين بود كه: «. اى عيسى! ياد مرا با زبانت، زنده بدار و محبّتم را در دلت بدار. اى عيسى! در نماز، بر حال خويشتن، گريه كن و به سوى جايگاه هاى نماز، گام بردار و لذّت زبان گشودنت به ياد مرا به من بشنوان؛ چرا كه من با تو نيكى كرده ام».
۱.الأمالي للصدوق: ص 607 ح 841 عن أبي بصير، الكافي: ج 8 ص 132 ح 103 عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 138، تحف العقول: ص 497 وفيها «الخلوات» بدل «الصلاة»، بحار الأنوار: ج 14 ص 290 ح 14.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن دُعائِهِ المَعروفِ بِدُعاءِ كُمَيلٍ ـ: وَاجعَل لِساني بِذِكرِكَ لَهِجا ۱، و قَلبي بِحُبِّكَ مُتَيَّما ۲. ۳
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان معروف به «دعاى كميل» ـ: زبانم را پيوسته به ياد خودت، گويا كن و دلم را اسير محبّتت گردان.
۱.لَهِج بالشيء: إذا وَلِع به (النهاية: ج 4 ص 281 «لهج»).
۲.متيَّم: أي معبَّد مذلَّل. وتيّمه الحبُّ: إذا استولى عليه (النهاية: ج 1 ص 203 «تيم»).
۳.مصباح المتهجّد: ص 850 ح 910، الإقبال: ج 3 ص 337 كلاهما عن كميل، المصباح للكفعمي: ص 743، البلد الأمين: ص 191.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ عز و جل:. مَن عَمِلَ بِرِضائي اُلزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اُعَرِّفُهُ شُكرا لا يُخالِطُهُ الجَهلُ، وذِكرا لا يُخالِطُهُ النِّسيانُ، ومَحَبَّةً لا يُؤثِرُ عَلى مَحَبَّتي مَحَبَّةَ المَخلوقينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جل فرمود: «. هر كس براى خشنودى من كار كند، سه ويژگى را به او مى دهم: شُكرى را به او مى شناسانم كه جهل با آن آميخته نباشد، يادى را به او مى شناسانم كه فراموشى با آن نباشد، و محبّتى را به او مى شناسانم كه هيچ گاه محبّت به مخلوق را بر محبّت من برنگزيند».
۱.إرشاد القلوب: ص 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 28 ح 6.
الإمام الكاظم عليه السلام:أوحَى اللّهُ تَعالى إلى داوودَ عليه السلام: قُل لِعِبادي لا يَجعَلوا بَيني وبَينَهُم عالِما مَفتونا بِالدُّنيا؛ فَيَصُدَّهُم عَن ذِكري وعَن طَريقِ مَحَبَّتي ومُناجاتي، اُولئِكَ قُطّاعُ الطَّريقِ مِن عِبادي، إنَّ أدنى ما أنَا صانِعٌ بِهِم أن أنزِعَ حَلاوَةَ مَحَبَّتي ومُناجاتي مِن قُلوبِهِم. ۱
امام كاظم عليه السلام:خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرمود: «به بندگانم بگو كه: عالِم فريفته دنيايى را ميان من و خود، قرار ندهند؛ چرا كه آنان را از ياد من و از راه محبّت من و راز و نياز با من، باز مى دارد. اينان، راهزنان بندگان من هستند. كمترين كارى كه من با ايشان مى كنم، اين است كه شيرينى محبّتم و راز و نياز با خودم را از دل هايشان مى گيرم».
۱.تحف العقول: ص 397 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 78 ص 312 ح 1.
الإمام زين العابدين عليه السلام:اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ، ونَبِّهني لِذِكرِكَ في أوقاتِ الغَفلَةِ، وَاستَعمِلني بِطاعَتِكَ في أيّام المُهلَةِ، وَانهَج لي إلى مَحَبَّتِكَ سَبيلاً سَهلَةً، أكمِل لي بِها خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:بار خدايا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و در اوقات غفلتم، مرا متوجّه ياد خودت گردان و در ايّام فرصتم، مرا در طاعتت به كار گير، و براى رسيدن به محبّتت، راهى هموار برايم بگشاى و بدين سان، خير دنيا و آخرت را به تمامى عطايم فرما.
۱.الصحيفة السجّاديّة: ص 87 الدعاء 20.
علل الشرائع عن المفضّل بن عمر:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ عليه السلام عَنِ العِشقِ، فَقالَ: قُلوبٌ خَلَت مِن ذِكرِ اللّهِ، فَأَذاقَهَا اللّهُ حُبَّ غَيرِهِ. ۱
علل الشرائعـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ: از ابو عبد اللّه امام صادق عليه السلام در باره عشق پرسيدم. فرمود: «دل هايى هستند كه از ياد خدا تهى شده اند و خداوند هم محبّت غير خود را به آنها چشانيده است».
۱.علل الشرائع: ص 140 ح 1، الأمالي للصدوق: ص 765 ح 1029، بحار الأنوار: ج 73 ص 158 ح 1.
تاريخ دمشق عن أبي اُمامة الباهلي عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خُلِقَ الأَنِبياءُ مِن أشجارٍ شَتّى، وخَلَقَني وعَلِيّا مِن شَجَرَةٍ واحِدَةٍ، فَأَنَا أصلُها، وعَلِيٌّ فَرعُها، وفاطِمَةُ لِقاحُها، وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ ثَمَرُها، فَمَن تَعَلَّقَ بِغُصنٍ مِن أغصانِها نَجا، ومَن زاغَ هَوى. ولَو أنَّ عَبدا عَبَدَ اللّهَ بَينَ الصَّفا وَالمَروَةِ ألفَ عامٍ، ثُمَّ ألفَ عامٍ، ثُمَّ ألفَ عامٍ، ثُمَّ لَم يُدرِك مَحَبَّتَنا إلّا أكَبَّهُ اللّهُ عَلى مَنخِرَيهِ فِي النّارِ، ثُمَّ تَلا: «قُل لاَّ أَسْـئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى» . محبّتنا»؛ مجمع البيان: ج 9 ص 43 نحوه، بحارالأنوار: ج 23 ص 230 وراجع: كمال الدين: ص 345 ح 30 والأمالي للطوسي: ص 611 ح 1264."
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو اُمامه باهِلى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «پيامبران، از درختان متفاوت، آفريده شده اند و خدا، من و على را از يك درخت آفريد. من، ريشه آنم و على، شاخه و فاطمه، گرده بارور كننده آن و حسن و حسين، ميوه هاى آن هستند. پس هر كس به شاخه اى از شاخه هاى آن در آويزد، نجات مى يابد و هر كس كج برود، سقوط مى كند. اگر بنده اى خدا را ميان صفا و مروه، هزاران سال عبادت كند، امّا محبّت ما را در نيابد، جز اين نيست كه خداوند، او را به دو سوراخ بينى اش به آتش در مى اندازد». آن گاه تلاوت كرد: « «بگو: من براى اين (رسالت)، از شما مزدى نمى خواهم، جز دوستى با خويشاوندان» ».
۱.تاريخ دمشق: ج 42 ص 65 ح 8412، شواهد التنزيل: ج 1 ص 554 ح 588 نحوه، كفاية الطالب: ص 317 وفيه «صحبتنا» بدل «محبّتنا»؛ مجمع البيان: ج 9 ص 43 نحوه، بحارالأنوار: ج 23 ص 230 وراجع: كمال الدين: ص 345 ح 30 والأمالي للطوسي: ص 611 ح 1264.
الأمالي للمفيد عن جابر بن عبداللّه الأنصاري:خَرَجَ عَلَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله آخِذا بِيَدِ الحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام، فَقالَ: إنَّ ابنَيَّ هذَينِ رَبَّيتُهُما صَغيرَينِ، ودَعَوتُ لَهُما كَبيرَينِ، وسَأَلتُ اللّهَ تَعالى لَهُما ثَلاثا، فَأَعطانِي اثنَتَينِ ومَنَعَني واحِدَةً. سَأَلتُ اللّهَ لَهُما أن يَجعَلَهُما طاهِرَينِ مُطَهَّرَينِ زَكِيَّينِ، فَأَجابَني إلى ذلِكَ، وسَأَلتُ اللّهَ أن يَقِيَهُما وذُرِّيَّتَهُما وشيعَتَهُمَا النّارَ، فَأَعطاني ذلِكَ، وسَأَلتُ اللّهَ أن يَجمَعَ الاُمَّةَ عَلى مَحَبَّتِهِما. فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنّي قَضَيتُ قَضاءً، وقَدَّرتُ قَدَرا، وإنَّ طائِفَةً مِن اُمَّتِكَ سَتَفي لَكَ بِذِمَّتِكَ فِي اليَهودِ وَالنَّصارى وَالمَجوسِ،

الأمالى، مفيدـ به نقل از جابر عبد اللّه انصارى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله، در حالى كه دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفته بود، بر ما در آمد و فرمود: «بى گمان، اين دو پسرم را از كودكى پرورش دادم و براى بزرگ سالى شان دعا كردم و از خداى متعال، سه چيز برايشان خواستم و خداوند، دو چيز را به من داد و يكى را نداد. از خداوند، برايشان خواستم كه آن دو را پاك و پاكيزه و پاك شده قرار دهد، و خدا اجابتم كرد. و از خداوند خواستم كه آن دو و نيز ذريّه و پيروانشان را از آتش دوزخ نگاه دارد، و خدا اين را به من داد. و از خداوند، خواستم كه امّت را بر محبّت آنان گرد آورد؛ امّا خداوند فرمود: اى محمّد! من، قضا و قدرم را جارى كرده ام. گروهى از امّتت به پيمان و تعهّد تو در برابر يهوديان و مسيحيان و مَجوس، وفا

۱.أخفر الذمّة: لم يفِ بها (لسان العرب: ج 4 ص 254 «خفر»).
۲.الأمالي للمفيد: ص 78 ح 3، بحارالأنوار: ج 43 ص 276 ح 47.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي المُناجاةِ ـ: أسأَلُكَ بِحَقِّكَ الواجِبِ عَلى جَميعِ خَلقِكَ لَما طَهَّرتَني مِنَ الآفاتِ، وعافَيتَني مِن اِقتِرافِ الآثامِ، بِتَوبَةٍ مِنكَ عَلَيَّ، ونَظرَةٍ مِنكَ إلَيَّ تَرضى بِها عَنّي، وحُبابَتِكَ لي بِنِعمَةٍ مَوصولَةٍ، بِكَرامَةٍ تَبلُغُ بي شُرَفَ الجَنَّةِ، ومُرافَقَةَ مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وعَلَيهِم، آمينَ رَبَّ العالَمينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات ـ: [بار خدايا!] به حقّى كه بر گردن همه آفريدگانت دارى، از تو مى خواهم كه مرا از آفت ها پاك گردانى و از مرتكب شدن گناهان، بركنارم دارى، با رويكردى از سوى تو به من، و نگاهى از جانب تو بر من، كه با آن از من، خشنود شوى و با نعمت هاى پياپى ات، مرا مورد محبّتت قرار دهى، و چنان كرامتى ارزانى ام دارى كه مرا به افتخارِ بهشت و همنشينى با محمّد و خاندان او ـ كه درود خدا بر او و ايشان باد ـ نايل گردانى، آمين، اى پروردگار جهانيان!
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 133 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشت
الإمام عليّ عليه السلام:إِنَّ أَطيَبَ شَيءٍ فِي الجَنَّةِ وَأَلَذَّهُ حُبُّ اللّهِ، وَالحُبُّ [فِي] اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ. قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ۱ وَذَلِكَ أَنَّهُم إِذا عايَنُوا ما فِي الجَنَّةِ مِن النَّعِيمِ هاجَتِ المَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِم، فَيُنادُونَ عِندَ ذَلِكَ: أَنِ الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمِينَ. ۲
امام على عليه السلام:بهترين و لذّتبخش ترين چيز در بهشت، محبّت خدا و محبّت به خاطر خدا و ستايش خداست. خداى عز و جل فرموده است: «و واپسين دعايشان، اين است كه: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» ؛ زيرا آن گاه كه چشمشان به نعمت هاى بهشت مى افتد، عشق و محبّت در دل هايشان برانگيخته مى شود و در اين هنگام، بانگ بر مى آورند كه: ستايش، از آنِ خداست كه پروردگار جهانيان است.
۱.يونس: 10.
۲.مصباح الشريعة (طبعة مؤسّسة الأعلمي ـ بيروت): ص 195، بحار الأنوار: ج 69 ص 251 ح 30.
تفسير العياشي عن ثوير عن الإمام زين العابدين عليه السلام:إِذا صارَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ، وَدَخَلَ وَلِيُ اللّهِ إِلى جَنّاتِهِ وَمَساكِنِهِ، وَاتَّكَأَ كُلُّ مُؤمِنٍ مِنهُم عَلى أَرِيكَتِهِ، حَفَّتهُ خُدّامُهُ، وَتَهَدَّلَت عَلَيهِ الثِّمارُ، وَتَفَجَّرَت حَولَهُ العُيُونُ، وَجَرَت مِن تَحتِهِ الأَنهارُ، وَبُسِطَت لَهُ الزَّرابِيُ، وَصُفِّفَت له النَّمارِقُ، وَأَتَتهُ الخُدّامُ بِما شاءَت شَهوَتُهُ مِن قَبلِ أَن يَسأَلَهُم ذَلِكَ. قالَ: وَيَخرُجُ عَلَيهِمُ الحُورُ العِينُ مِنَ الجِنانِ، فَيَمكُثُونَ بِذَلِكَ ما شاءَ اللّهُ. ثُمَّ إِنَّ الجَبّارَ يُشرِفُ عَلَيهِم فَيَقُولُ لَهُم: أَولِيائِي وَأَهلَ طاعَتِي وَسُكَّانَ جَنَّتِي فِي جِوارِي، أَلا هَلُ أُنَبِّئُكُم بِخَيرٍ مِمّا

تفسير العيّاشىـ به نقل از ثوير ـ: امام زين العابدين عليه السلام فرمود: «چون بهشتيان به بهشت داخل شود و دوست خدا به باغستان ها و سكونتگاه هايش وارد شود و هر مؤمنى بر تخت خويش تكيه زند، خدمتكارانش او را در ميان مى گيرند و ميوه ها به طرفش آويزان مى شوند و چشمه سارها در پيرامونش جوشيدن مى گيرند و جويبارها در زير پايش روان مى شوند و فرش هاى زربافت برايش گسترده مى شوند و پشتى ها برايش چيده مى شوند و خدمتكاران، آنچه را هوس كند، پيش از آن كه از آنان بخواهد، براى او مى آورند. و حوريان از بهشت ها به سوى او مى آيند و مدّتى دراز در نزدش مى مانند. سپس پادشاه عالم به آنان نزديك مى گردد و به آنان مى فرمايد: اى دوستان و فرمان برداران من و اى كسانى كه در بهشت من، در جوار من آرميده ايد! آيا شما را به بهتر

۱.التوبة: 72.
۲.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 96 ح 88، بحار الأنوار: ج 8 ص 141 ح 57.
الكافي عن فضيل:قالَ ۱: صَنائِعُ المَعرُوفِ وَحُسنُ البِشرِ يُكسِبانِ المَحَبَّةَ وَيُدخِلانِ الجَنَّةَ، وَالبُخلُ وَعُبُوسُ الوَجهِ يُبعِدانِ مِنَ اللّهِ وَيُدخِلانِ النّارَ. ۲
الكافىـ به نقل از فضيل ـ: فرمود ۳: «نيكوكارى و خوش رويى، محبّت مى آورند و به بهشت مى برند، و بخل و ترش رويى، از خدا دور مى گردانند و به دوزخ مى برند».
۱.الظاهر أنّه مضمر، والضمير في «قال» راجع إلى الباقر أو الصادق عليهماالسلام، وكأنّه سقط من النسّاخ أو الرواة. وصنايع المعروف: الإحسان إلى الغير بما يعرف حسنه شرعا وعقلاً، وكأنّ الإضافة للبيان (مرآة العقول: ج 8 ص 179).
۲.الكافي: ج 2 ص 103 ح 5، مستدرك الوسائل: ج 12 ص 344 ح 22 نقلاً عن كتاب الأخلاق لأبي القاسم الكوفي نحوه، بحار الأنوار: ج 74 ص 172 ح 40.
۳.مقصود، امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام است.
عنه عليه السلام:لا تَجتَمِعُ الرَّغبَةُ وَالرَّهبَةُ فِي قَلبٍ إِلَا وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ، فَإِذا صَلَّيتَ فَأَقبِل بِقَلبِكَ عَلَى اللّهِ عز و جل، فَإِنَّهُ لَيسَ مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ عَلَى اللّهِ عز و جلفِي صَلاتِهِ وَدُعائِهِ إِلّا أَقبَلَ اللّهُ عز و جلعَلَيهِ بِقُلُوبِ المُؤمِنِينَ إِلَيهِ، وَأَيَّدَهُ مَعَ مَوَدَّتِهِم إِيّاهُ بِالجَنَّةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:اميد و بيم، در هيچ دلى جمع نمى شوند، مگر آن كه بهشت برايش واجب مى گردد. هر گاه نماز مى خوانى، با دلت به خداى عز و جل رو كن؛ زيرا هيچ بنده مؤمنى نيست كه در نماز و دعاى خود، با دلش به خداوند عز و جلرو كند، مگر آن كه خداوند، دل هاى مؤمنان را متوجّه او مى سازد و علاوه بر محبّت آنان نسبت به او، بهشت را نيز پشتوانه اش مى گرداند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 209 ح 632، بحار الأنوار: ج 84 ص 260 ح 59 نقلاً عن أسرار الصلاة للشهيد الثاني.
فضائل الشيعة عن محمّد بن حمران عن الإمام الصّادق عليه السلام، قالَ [محمّد]:خَرَجتُ أنا وأبي ذاتَ يَومٍ إلَى المَسجِدِ، فَإِذا هُوَ بِأُناسٍ مِن أصحابِهِ بَينَ القَبرِ وَالمِنبَرِ، قالَ: فَدَنا مِنهُم وسَلَّمَ عَلَيهِم وقالَ: إنّي وَاللّهِ لَأُحِبُّ ريحَكُم وأرواحَكُم فَأعينونا عَلى ذلِكَ بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ. وَاعلَموا أنَّ وَلايَتَنا لاتُنالُ الّا بِالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ مَنِ ائتَمَّ مِنكُم بِقَومٍ فَليَعمَل بِعَمَلِهِم. أنتُم شيعَةُ اللّهِ وأنتُم أنصارُ اللّهِ، وأنتُمُ السّابقونَ الأَوَّلونَ، وَالسّابِقونَ الآخِرونَ، وَالسّابِقونَ فِي الدُّنيا إلى مَحَبَّتِنا، وَالسّابِقونَ فِي الآخِرَةِ إلَى الجَنَّةِ: ضَمِنتُ لَكُمُ الجَنَّةَ بِضَمانِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ وضَمانِ النَّبِيِّ صلى الله

فضائل الشيعةـ به نقل از محمّد بن حمران ـ: روزى، من و پدرم به مسجد رفتيم. گروهى از ياران امام صادق عليه السلام را ديديم كه ميان قبر و منبر [پيامبر صلى الله عليه و آله]، گرد آمده اند. امام عليه السلام به نزديك ايشان رفت و سلام گفت. و فرمود: «به خدا سوگند كه من بوى شما و جان هاى شما را دوست مى دارم. پس با پارسايى و كوشايى، ما را در [ادامه]اين امر، كمك رسانيد و بدانيد كه ولايت ما، جز با پارسايى و كوشايى [در طاعت و عبادت] به دست نمى آيد. هر يك از شما به قومى اقتدا كند، بايد به كردار آنها عمل نمايد. شما شيعه خدا هستيد. شما ياران خدا هستيد. شما اوّلين پيشتازان و آخرين پيشتازان هستيد. در دنيا به سوى محبّت ما و در آخرت به سوى بهشت، پيشى گرفته ايد. من با ضمانت خداوند عز و جل و ضمانت پيامبر صلى الله

۱.فضائل الشيعة: ص 51 ح 8، الأمالي للصدوق: ص 725 ح 992 عن أبي بصير، مشكاة الأنوار: ص 169 ح 437 عن عليّ بن حمران عن أبيه، روضة الواعظين: ص 322 نحوه، بحار الأنوار: ج 68 ص 65 ح 118.
۲.يعنى: به سبب آن كه خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را براى شما ضمانت كرده اند، يا از جانب خدا و به فرمان او بهشت را برايتان ضمانت مى كنم. احتمال هم دارد كه «با» در متن عربى حديث به معناى «مَعَ» باشد، يعنى: همراه با ضمانت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله، من نيز برايتان ضمانت مى كنم.
۳.صدّيق: موحّد راستين. كسى كه كردارش، گفتارش را تصديق مى كند و كسى كه در همه كارهايش، ظاهر و باطنش يكسان است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن وَلِيَ شَيئا مِن أُمُورِ أُمَّتِي فَحَسُنَت سَرِيرَتُهُ لَهُم، رَزَقَهُ اللّهُ تَعالى الهَيبَةَ فِي قُلُوبِهِم، وَمَن بَسَطَ كَفَّهُ لَهُم بِالمَعرُوفِ رُزِقَ المَحَبَّةَ مِنهُم، وَمَن كَفَّ يَدَهُ عَن أَموالِهِم وَقَى اللّهُ عز و جل مالَهُ، وَمَن أَخَذَ لِلمَظلُومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعِي فِي الجَنَّةِ مُصاحِبا، وَمَن كَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فِي عُمُرِهِ، وَمَن عَمَّ عَدلُهُ نُصِرَ عَلى عَدُوِّهِ، وَمَن خَرَجَ مِن ذُلِّ المَعصِيَةِ إِلى عِزِّ الطّاعَةِ، آنَسَهُ اللّهُ عز و جل بِغَيرِ أَنِيسٍ، وَأَعانَهُ بِغَيرِ مالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس عهده دار امرى از امور امّت من شود و باطنش نسبت به آنان نيكو باشد، خداوند متعال، هيبت او را در دل هايشان قرار مى دهد، و هر كس دست نيكى به سوى آنان بگشايد، محبّت آنان [به او]، روزى اش مى شود، و هر كس از تعدّى به اموال آنان، دست نگه دارد، خداوند عز و جل اموال او را نگه مى دارد، و هر كس دادِ ستم ديده را از ستمگر بستاند، در بهشت، هم نشين من خواهد بود، و كسى كه گذشتش زياد باشد، عمرش دراز مى شود، و هر كس دادگرى اش فراگير باشد، بر دشمنش يارى داده شود، و هر كس از خوارى گناه به عزّت طاعت در آيد، خداوند عز و جل او را بى هيچ انيسى، اُنس مى دهد و بى هيچ مالى كمك مى كند.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 135، أعلام الدين: ص 315 عن الإمام العسكري عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج 75 ص 359 ح 74.
حلية الأولياء عن أبي هريرة:إِنَّهُ كانَ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله رَجُلانِ: أَحَدُهما لا يَكادُ يُفارِقُهُ وَلا يعرَفُ لَهُ كَبِيرُ عَمَلٍ، وَكانَ الآخَرُ لا يَكادُ يُرى وَلا يُعرَفُ لَهُ كَبِيرُ عَمَلٍ. فَقالَ الَّذِي لا يَكادُ يُفارِقُهُ: يا رَسُولَ اللّهِ، بِأَبِي وَأُمِّي ذَهَبَ المُصَلُّونَ بِالأَجرِ ـ بِأَجرِ الصَّلاةِ ـ وَالصّائِمُونَ بِأَجرِ الصِّيامِ، فَذَكَرَ أَعمالَ الخَيرِ. فَقالَ: وَيحَكَ! ماذا عِندَكَ؟ قالَ: لا وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالحَقِّ إِلّا حُبُّ اللّهِ وَرَسُولِهِ. قالَ: لَكَ ما احتَسَبتَ، وَأَنتَ مَعَ مَن أَحبَبتَ. قالَ: وَأَمّا الآخَرُ فَماتَ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ـ وَهُوَ فِي أَصحابِهِ ـ: هَل عَلِمتُم أَنَّ اللّهَ قَد أَدخَلَ فُلانا

حلية الأولياء ـ به نقل از ابو هريره ـ:دو مرد با پيامبر صلى الله عليه و آله بودند: يكى از آنان تقريبا از پيامبر صلى الله عليه و آله جدا نمى گشت و اعمال بزرگى هم از او مشاهده نمى شد، و ديگرى تقريبا [با پيامبر صلى الله عليه و آله]ديده نمى شد و از او هم اعمال بزرگى مشاهده نمى گرديد. آن كه همواره با پيامبر صلى الله عليه و آله بود، گفت: اى پيامبر خدا! پدر و مادرم به فدايت باد! نمازگزاران، مزد ـ يعنى مزد نماز ـ را و روزه گيران، مزد روزه را از آنِ خود كردند. و كارهاى نيك را يكى يكى نام برد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «واى بر تو! تو چه دارى؟». گفت: سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخت، جز محبّت به خدا و پيامبر او، چيزى ندارم. فرمود: «تو نيز پاداشى بر حسب نيّتت دارى و با كسى هستى كه

۱.حلية الأولياء: ج 10 ص 28، تاريخ دمشق: ج 40 ص 412 نحوه، كنز العمّال: ج 8 ص 360 ح 23267.
الفردوس عن الحسين بن عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا حامِلَ القُرآنِ، إنَّ أهلَ السَّماواتِ يَذكُرونَكُم عِندَ اللّهِ عز و جل، فَتَحَبَّبوا إلَى اللّهِ بِتَوقيرِ كِتابِهِ، لِيَزدَد لَكُم حُبّا، ويُحَبِّبكُم إلى عِبادِهِ. ۱
الفردوسـ به نقل از امام حسين عليه السلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: اى حاملان قرآن! آسمانيان، نزد خداى عز و جل از شما ياد مى كنند. پس با بزرگداشتِ كتابش، خود را محبوب خدا كنيد تا محبّتش به شما افزون شود و شما را محبوبِ بندگانش كند.
۱.الفردوس: ج 5 ص 298 ح 8240 وراجع: تاريخ دمشق: ج 32 ص 174 ح 6645 وكنز العمّال: ج 1 ص 547 ح 2448 نقلاً عن أبي نعيم.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۶۷