
امام صادق علیهالسلام
۲٬۲۱۸ حدیث در۱۱ کتاب
احادیثی که از «امام صادق علیهالسلام» نقل شدهاند
الإمام الصادق عليه السلام:خَلَقَ اللّهُ تَعالَى العَقلَ مِن أربَعَةِ أشياءَ: مِنَ العِلمِ، وَالقُدرَةِ، وَالنّورِ، والمَشيئَةِ بِالأَمرِ، فَجَعَلَهُ قائِمًا بِالعِلمِ دائِمًا فِي المَلَكوتِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند، خرد را از چهار چيز آفريد: دانش، قدرت، نور و اراده كار. پس، خرد را متّكى بر دانش و جاودانه در ملكوت، قرار داد.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 98 ح 12.
عنه عليه السلام:قِوامُ الإِنسانِ وبَقاؤُهُ بِأَربَعَةٍ: بِالنّارِ، وَالنّورِ، وَالرّيحِ، وَالماءِ. فَبِالنّارِ يَأكُلُ ويَشرَبُ، وبِالنّورِ يُبصِرُ ويَعقِلُ. ولَولا أنَّ النّورَ في بَصَرِهِ لَما أبصَرَ ولا عَقَلَ. ۱
امام صادق عليه السلام:بنياد و بقاى انسان به چهار چيز است: آتش، نور، باد و آب؛ با آتش مى خورد و مى آشامد، با نور مى بيند و تعقّل مى كند.؛ و اگر در چشم آدمى نور نبود، توان ديدن و خردورزى نداشت.
۱.الخصال: ص 227 ح 62 عن المفضّل بن عمر، بحار الأنوار: ج 61 ص 293 ح 3.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميـعِ خَلقـي.
ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَلَم يُقبِل، فَقالَ لَهُ: اِستَكبَرتَ، فَلَعَنَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام: خداوند، خرد راـ كه نخستين آفريده روحانىِ او در سَمت راست عرش است ـامام صادق عليه السلام: خداوند، خرد را از نور خود آفريد. آن گاه بدو گفت: «پشت كن». او نيز پشت كرد. پس فرمود: «روى آور». خرد، روى آورد. پس از آن، خداوند متعال فرمود: «تو را بزرگ آفريدم و بر تمام آفريده هايم ارجمند داشتم».
پس از آن، جهل (نادانى) را از درياى شور و تاريك، خلق كرد و بدان فرمود: «پشت كن». او نيز پشت كرد. پس فرمود: «روى آور». او رو نياورد. پس به جهل فرمود: «گردنكشى كردى». آن گاه او را لعنت كرد. ۲
۱.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، الخصال: ص 589 ح 13، علل الشرائع: ص 114 ح 10، المحاسن: ج 1 ص 311 ح 620، مشكاة الأنوار: ص 441 ح 1485 وليس فيه «من البحر الاُجاج ظلمانيًّا» وكلّها عن سماعة بن مهران، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۲.در ملاقاتى كه در تاريخ 26 / 8 / 1379 با آية اللّه محمّد تقى بهجت داشتم، ايشان ضمن اشاره به اين كه برخى از روايات، نياز به سند ندارند و قوّت متن آنها گواه حُجّيت آنهاست، فرمودند: مثل روايتى كه درباره خلقت عقل نقل شده و من بدان يقين دارم و در كتب متأخّرين ديده ام؛ ولى يادم نيست كجا ديده ام. متن حديث اين است:
لمّا خلقُ اللّه العقل، قال له أقبل فأقبل فقال له من أنا ومن أنت؟ قال: أنا أنا و أنت أنت!، ثمّ قال له: أدبر فأدبر فقال له: من أنا ومن أنت؟ قال أنا العبد الذليل وأنت الربّ الجليل.
وقتى خداوند، خرد را آفريد، به وى فرمود: «بيا». پس آمد. آن گاه فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من منم و تو تو! آن گاه به وى فرمود: «پشت كن». او نيز پشت كرد. آن گاه به وى فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من بنده خوارم و تو پروردگار بزرگ هستى.
وقتى عقل در مقابل نور قرار مى گيرد، احساس مى كند كه خود، چيزى است. نمى داند او آينه دار نور حق ـ تعالى ـ است و خود، چيزى ندارد و لذا مى گويد: «من منم، و تو تو!»؛ امّا وقتى ادبار كرد، در تاريكى محض قرار مى گيرد و مى فهمد كه هيچ ندارد. از اين رو مى گويد: «أنا العبد الذليل و أنت الربّ الجليل».
بعد اضافه فرمودند: «آيا اين روايت، احتياج به سند دارد؟! اين، توحيد و ارشاد به حكم عقل است».
همچنين از اين جانب خواستند كه منبع اين روايت را پيدا كنم؛ ليكن به رغم تلاش هاى فراوان، تاكنون مصدرى براى آن يافت نشده است، نه از كتب قدما و نه از كتب متأخّران. (رى شهرى)
عنه عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا» ـ: بَيَّنَ لَها ما تَأتي وما تَترُكُ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در تفسير آيه «سپس پليدى و پرهيزگارى اش را به آن الهام نمود» ـ: [خداوند]براى خرد روشن ساخت كه چه كارى انجام دهد و چه چيزى را ترك نمايد.
۱.الكافي: ج 1 ص 163 ح 3، التوحيد: ص 411 ح 4، المحاسن: ج 1 ص 430 ح 993 كلّها عن حمزة بن الطيّار، الاعتقادات: ص 36، مجمع البيان: ج 10 ص 755 عن زرارة وحمران ومحمّد بن مسلم عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 5 ص 196 ح 3.
عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا» ـ: خَلَقَها وصَوَّرَها، وقَولُهُ: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا» أي عَرَّفَها وألهَمَها، ثُمَّ خَيَّرَها فَاختارَت. ۱
امام صادق عليه السلامـ در تفسير آيه «سوگند به نفْس و آن كس كه آن را درست كرد» ـ: «[خداوند،] نفْس آدمى را آفريد و صورت داد». امام عليه السلام در تفسير آيه «سپس پليدى و پرهيزگارى اش را به آن الهام نمود» فرمود: «[خداوند،] به نفْس [، خوبى ها و بدى ها را]شناساند و الهام كرد. آن گاه مخيّرش كرد و او برگزيد».
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 424 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 24 ص 70 ح 4.
الإمام الصادق عليه السلام:العَقلُ مَسكَنُهُ فِي القَلبِ. ۱
امام صادق عليه السلام:جايگاه خرد، قلب است.
۱.الكافي: ج 8 ص 190 ح 218، علل الشرائع: ص 107 ح 3 كلاهما عن أبي جميلة عمّن ذكره عن الإمام الباقر عليه السلام.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ الَّذي كَتَبَهُ إلَى المُفَضَّلِ يَذكُرُ فيهِ مُناظَرَةً لَهُ مَعَ طَبيبٍ هِندِيٍّ ـ: ثُمَّ قالَ [الطَّبيبُ]: أخبِرني بِمَ تَحتَجُّ في مَعرِفَةِ رَبِّكَ الَّذي تَصِفُ قُدرَتَهُ ورُبوبِيَّتَهُ، وإنَّما يَعرِفُ القَلبُ الأَشياءَ كُلَّها بِالدَّلالاتِ الخَمسِ الَّتي وَصَفتُ لَكَ؟
قُلتُ: بِالعَقلِ الَّذي في قَلبي، وَالدَّليلِ الَّذي أحتَجُّ بِهِ في مَعرِفَتِهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در نامه اى كه براى مفضّل نوشت و در آن از گفتگويش با پزشك هندى ياد كرد ـ: آن گاه پزشك گفت: به من بگو چگونه بر شناخت پروردگارى كه او را به توانايى و ربوبيّت وصف مى كنى، استدلال مى كنى، حال آن كه قلب، همه چيز را با حواس پنجگانه كه شرح دادم، باز مى شناسد؟
گفتم: [شناخت خداوند،] با خردى است كه در قلب من جاى دارد و با برهانى كه در شناخت خداوند، بدان استدلال مى كنم.
۱.بحار الأنوار: ج 3 ص 153 عن المفضّل بن عمر.
عنه عليه السلام:مَوضِعُ العَقلِ الدِّماغُ، ألا تَرى أنَّ الرَّجُلَ إذا كانَ قَليلَ العَقلِ قيلَ لَهُ: ما أخَفَّ دِماغَكَ؟! ۱
امام صادق عليه السلام:جايگاه خرد، مغز است. آيا نمى بينى به انسان كم خرد مى گويند: چه قدر سبك مغزى؟
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 239 عن أبي خالد القمّاط، تحف العقول: ص 371 وفيه صدره فقط، بحار الأنوار: ج 14 ص 140 ح 9.
الإمام الصادق عليه السلام:يَزيدُ عَقلُ الرَّجُلِ بَعدَ الأَربَعينَ إلى خَمسينَ وسِتّينَ، ثُمَّ يَنقُصُ عَقلُهُ بَعدَ ذلِكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:خِرد آدمى پس از چهل سالگى تا پنجاه يا شصت سالگى افزايش مى يابد و پس از آن، رو به كاستى مى نهد.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 27.
الإمام الصادق عليه السلام:أصلُ الرَّجُلِ عَقلُهُ، وحَسَبُهُ دينُهُ، وكَرَمُهُ تَقواهُ، وَالنّاسُ في آدَمَ مُستَوونَ. ۱
امام صادق عليه السلام:بنياد انسان، خرد اوست و شرافت او دين اوست، و كرامتش پارسايى اوست. انسان ها در [فرزندى] آدم، برابرند.
۱.كشف الغمّة: ج 2 ص 370، إحقاق الحقّ: ج 19 ص 533 نقلاً عن الأنوار القدسيّة، بحار الأنوار: ج 78 ص 202 ح 34.
الإمام الصادق عليه السلام:دِعامَةُ الإِنسانِ العَقلُ، وَالعَقلُ مِنهُ الفِطنَةُ وَالفَهمُ وَالحِفظُ وَالعِلمُ؛ وبِالعَقلِ يَكمُلُ، وهُوَ دَليلُهُ ومُبصِرُهُ ومِفتاحُ أمرِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پشتيبان انسان، خرد است. از خرد، زيركى، فهم، خودْنگهدارى و دانش حاصل مى آيد. [انسان،] با خرد به كمال مى رسد و همو راهنما، بيناكننده و كليد كارهاست.
۱.الكافي: ج 1 ص 25 ح 23 عن أحمد بن محمّد مرسلاً، علل الشرائع: ص 103 ح 2، بحار الأنوار: ج 1 ص 90 ح 17.
الإمام الصادق عليه السلام:العَقلُ دَليلُ المُؤمِنِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خرد، راهنماى مؤمن است.
۱.الكافي: ج 1 ص 25 ح 24، كنز الفوائد: ج 1 ص 199 كلاهما عن إسماعيل بن مهران عن بعض رجاله.
الإمام الصادق عليه السلام:لا غِنى أخصَبُ مِنَ العَقلِ، ولا فَقرَ أحَطُّ مِنَ الحُمقِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ بى نيازى اى، پُربارتر از خردمندى نيست و هيچ تنگ دستى اى، پست تر از نادانى.
۱.الكافي: ج 1 ص 29 ذيل ح 34 عن حمران وصفوان بن مهران الجمّال.
الإمام الصادق عليه السلام:ما أنتُم وَالبَراءَةُ؛ يَبرَأُ بَعضُكُم مِن بَعضٍ! إنَّ المُؤمِنينَ بَعضُهُم أفضَلُ مِن بَعضٍ، وبَعضُهُم أكثَرُ صَلاةً مِن بَعضٍ، وبَعضُهُم أنفَذُ بَصَرا مِن بَعضٍ، وَهِيَ الدَّرَجاتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:شما و تبرّى جُستن چرا؟ كه برخى از شما از برخى ديگر تبرّى مى جوييد. همانا بعضى از مؤمنان از برخى برترند، برخى نمازشان بيشتر است، و برخى نگاهى نافذتر دارند؛ و اين است معناى درجات.
۱.الكافي: ج 2 ص 45 ح 4 عن الصباح بن سيابة، بحار الأنوار: ج 69 ص 168 ح 7.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
امام صادق عليه السلام:يك ساعت انديشه كردن، بهتر از يك سال عبادت است. خداوند فرمود: «همانا خردمندان، عبرت مى گيرند» .
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
امام صادق عليه السلام:مؤمن، نيرومندى به همراه ديندارى و دورانديشى به همراه نرمى و ايمان به همراه يقين و [نيز]آزمندى در فهم دين دارد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:إذا أرادَ اللّهُ أن يُزيلَ مِن عَبدٍ نِعمَةً كانَ أوَّلُ ما يُغَيِّرُ مِنهُ عَقلَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه خداوند اراده كند كه نعمتى را از بنده باز ستاند، نخست خردش را دگرگون مى سازد.
۱.الاختصاص: ص245، بحارالأنوار: ج1ص94ح20؛ شرح نهج البلاغة: ج20ص301ح445عن الإمام عليّ عليه السلام.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ لي جارًا كَثيرَ الصَّلاةِ كَثيرَ الصَّدَقَةِ كَثيرَ الحَجِّ لا بَأسَ بِهِ.
فَقالَ: يا إسحاقُ، كَيفَ عَقلُهُ؟
قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، لَيسَ لَهُ عَقلٌ.
فَقالَ: لا يُرتَفَعُ بِذلِكَ مِنهُ. ۱
الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمّار ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: جانم فدايت! همسايه اى دارم كه بسيار نماز مى خواند، بسيار صدقه مى دهد، بسيار حج به جاى مى آورد و مردى درستكار است.
فرمود: «اى اسحاق! خرد او چگونه است؟».
گفتم: جانم به قربانت! از خرد، بى بهره است.
فرمود: «به همين جهت، اعمالش پذيرفته نمى شود».
۱.الكافي: ج 1 ص 24 ح 19.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:حُجَّةُ اللّهِ عَلَى العِبادِ النَّبِيُّ، وَالحُجَّةُ فيما بَينَ العِبادِ وبَينَ اللّهِ العَقلُ. ۱
امام صادق عليه السلام:حجّت خداوند بر بندگان، پيامبر است و حجّت ميان بندگان و خداوند، خرد است.
۱.الكافي: ج 1 ص 25 ح 22 عن عبداللّه بن سنان.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سليمان الدّيلميّ:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ ودينِهِ وفَضلِهِ! ۱
فَقالَ: كَيفَ عَقلُهُ؟
قُلتُ: لا أدري.
فَقالَ: إنَّ الثَّوابَ عَلى_'feقَدرِ العَقلِ، إنَ رَجُلاً مِن بَنيإسرائيلَ كانَ يَعبُدُ اللّهَ فيجَزيرَةٍ مِن جَزائِرِ البَحرِ خَضراءَ نَضِرَةٍ كَثيرَةِ الشَّجَرِ ظاهِرَةِ الماءِ، وإنَّ مَلَكًا مِنَ المَلائِكَةِ مَرَّ بِهِ فَقالَ: يا رَبِّ، أرِني ثَوابَ عَبدِكَ هذا، فَأَراهُ اللّهُ تَعالى ذلِكَ، فَاستَقَلَّهُ المَلَكُ، فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ: أنِ اصحَبهُ، فَأَتاهُ المَلَكُ في صورَةِ إنسِيٍّ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟
قالَ: أنَا رَجُلٌ عابِدٌ، بَلَغَني مَكانُكَ وعِبادَتُكَ في هذَا المَكانِ فَأَتَيتُكَ لِأَعبُدَ اللّهَ مَعَكَ. فَكانَ
الكافىـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از عبادت و ديندارى و فضائل شخصى، سخن راندم.
فرمود: «خرد او چگونه است؟».
گفتم: نمى دانم.
فرمود: «پاداش، به اندازه خرد است. مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى سرسبز، پُر درخت و پُر آب، خدا را بندگى مى كرد. فرشته اى از فرشتگان، از كنار او گذشت. پس گفت: پروردگارا! پاداش اين بنده را به من نشان بده».
خداوند، پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ امّا آن پاداش به نظر فرشته كم آمد. خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه: «با او همنشين شو». فرشته به صورت انسانى نزد او آمد.
مرد عابد از فرشته پرسيد: كيستى؟
گفت: «مردى عبادت پيشه ام كه خبر جايگاه و عبادت تو در اين مكان، به من رسيد. آمده ام به همراه تو خدا را عبادت كنم».
[فرشته] آن روز را با مرد
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲٬۲۱۸