ر
راوی
۲ حدیث در۲ کتاب
احادیثی که از «راوی» نقل شدهاند
اللهوف عَن راوي الحَديثِ:ثُمَّ إنَّ الحُسَينَ عليه السلام دَعا الناسَ إلى البَرازِ، فَلَم يَزل يَقتُل كُلَّ مَن بَرَزَ إلَيهِ، حَتّى قَتَل مَقتَلةً عَظيمَةً، وَهُوَ في ذلك يَقولُ:
القَتلُ أولى مِن رُكوبِ العارِ
وَالعارُ أولى مِن دُخولِ النارِ
قال بَعضُ الرواةِ: وَاللّهِ ما رَأيتُ مَكثوراقَطُّ قَد قُتِلَ وُلدُهُ وَأهلُ بَيتِهِ وَأصحابُهُ أربَطُ جَأشا مِنهُ، وَإنَّ الرجالَ كانَت لَتَشُدُّ عَلَيهِ فَيَشُدُّ عَلَيها بِسَيفِهِ فَتَنكَشِفُ عنه انكِشافَ المَغزىِّ إذا شَدَّ فيها الذِئبُ، وَلَقَد كانَ يَحمِلُ فيهم، وَقَد تَكَمَّلوا ثَلاثينَ ألفا، فَينهَزِمونَ بَينَ يَديهِ كَأنَّهُم الجَرادُ المُنتَشِرُ، ثُمَّ يَرجِعُ إلى مَركَزِهِ وَهُوَيَقولُ: «لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ
اللهوفـ به نقل از راوى حديث ـ: آن گاه، حسين عليه السلام دشمن را به جنگ تن به تن طلبيد. هر كس را كه به مبارزه اش مى آمد مى كشت، چندان كه شمار عظيمى را از پاى درآورد، و در ضمن مبارزه مى فرمود:
كشته شدن سزاوارتر از پذيرش ننگ است
ننگ بهتر از رفتن به آتش دوزخ است
يكى از راويان مى گويد: به خدا قسم هرگز نديده ام شخص مغلوبى را كه فرزندان و اعضاى خانواده و يارانش همگى كشته شده باشند و مانند حسين چنين آرام و خونسرد باشد. لشكر دشمن حلقه را بر او تنگ مى كرد اما او با شمشير خود بر آنان حمله مى آورد و چنان از برابر او مى گريختند كه گله اى بز از برابر گرگى كه بر آن حمله كرده باشد. او بر سپاه سى هزار نفرى آنان يورش مى آورد و آنها را مانند مور و ملخ پراكنده مى ساخت، و آن گاه «لا حول و لا قوّة
۱.اللهوف: 170.
اللهوف عَن راوي الحَديثِ:ثُمَّ إنَّ الحُسَينَ عليه السلام دَعا الناسَ إلى البَرازِ، فَلَم يَزل يَقتُل كُلَّ مَن بَرَزَ إلَيهِ، حَتّى قَتَل مَقتَلةً عَظيمَةً، وَ هُوَ في ذلك يَقولُ:
القَتلُ أولى مِن رُكوبِ العارِ
وَ العارُ أولى مِن دُخولِ النارِ
قال بَعضُ الرواةِ: وَ اللّهِ ما رَأيتُ مَكثورا قَطُّ قَد قُتِلَ وُلدُهُ وَ أهلُ بَيتِهِ وَ أصحابُهُ أربَطُ جَأشا مِنهُ، وَ إنَّ الرجالَ كانَت لَتَشُدُّ عَلَيهِ فَيَشُدُّ عَلَيها بِسَيفِهِ فَتَنكَشِفُ عنه انكِشافَ المَغزىِّ إذا شَدَّ فيها الذِئبُ، وَ لَقَد كانَ يَحمِلُ فيهم، وَ قَد تَكَمَّلوا ثَلاثينَ ألفا، فَينهَزِمونَ بَينَ يَديهِ كَأنَّهُم الجَرادُ المُنتَشِرُ، ثُمَّ يَرجِعُ إلى مَركَزِهِ وَ هُوَ يَقولُ: «لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ
اللهوفـ به نقل از راوى حديث ـ: آن گاه، حسين عليه السلام دشمن را به جنگ تن به تن طلبيد. هر كس را كه به مبارزه اش مى آمد مى كشت، چندان كه شمار عظيمى را از پاى درآورد، و در ضمن مبارزه مى فرمود:
كشته شدن سزاوارتر از پذيرش ننگ است
ننگ بهتر از رفتن به آتش دوزخ است
يكى از راويان مى گويد: به خدا قسم هرگز نديده ام شخص مغلوبى را كه فرزندان و اعضاى خانواده و يارانش همگى كشته شده باشند و مانند حسين چنين آرام و خونسرد باشد. لشكر دشمن حلقه را بر او تنگ مى كرد اما او با شمشير خود بر آنان حمله مى آورد و چنان از برابر او مى گريختند كه گله اى بز از برابر گرگى كه بر آن حمله كرده باشد. او بر سپاه سى هزار نفرى آنان يورش مى آورد و آنها را مانند مور و ملخ پراكنده مى ساخت، و آن گاه «لا حول و لا قوّة
۱.اللهوف: 170.