حدیث دربارهفضيلت تسبيحگويى
عدّة الداعيـ فيما يُحكى عَن سُلَيمانَ بنِ داوودَ عليهماالسلام ـ: إنَّهُ مَرَّ بِحَرّاثٍ فَقالَ: لَقَد اُوتِيَ ابنُ داوودَ مُلكا عَظيما! فَأَلقاهُ الرّيحُ في اُذُنِهِ، فَنَزَلَ ومَشى إلَى الحَرّاثِ وقالَ: إنَّما مَشَيتُ إلَيكَ لِئَلّا تَتَمَنّى ما لا تَقدِرُ عَلَيهِ. ثُمَّ قالَ: لَتَسبيحَةٌ واحِدَةٌ يَقبَلُهَا اللّهُ تَعالى خَيرٌ مِمّا اُوتِيَ آلُ داوودَ.
وفي حَديثٍ آخَرَ: لِأَنَّ ثَوابَ التَّسبيحَةِ يَبقى، ومُلكَ سُلَيمانَ يَفنى. ۱
عدّة الداعى:مى گويند سليمان بن داوود عليه السلام بر كشتگرى گذشت. كشتگر [با خود]گفت: چه سلطنت باشكوهى به پسر داوود داده شده است!
باد، سخن او را به گوش سليمان رساند. سليمان، پياده شد و به نزد كشتگر رفت و گفت: «به نزد تو آمدم تا [بگويم:] چيزى را كه از توان تو بيرون است، آرزو نكنى».
سپس گفت: «گفتن يك تسبيح كه خداى متعال آن را بپذيرد، از هر آنچه به خاندان داوود داده شده، بهتر است».
و در حديثى ديگر آمده است [كه گفت]: «زيرا ثواب تسبيح، باقى مى ماند و مُلك سليمان از ميان مى رود».
۱.عدّة الداعي: ص 246، بحار الأنوار: ج 93 ص 184 ح 26.