نتایج جستجو برای «الحرم»: ۱۴۰ حدیث
رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: الطّابَعُ مُعَلَّقٌ بِقائِمَةِ العَرشِ، فَإِذَا انتُهِكَتِ الحُرمَةُ وعُمِلَ بِالمَعاصي وَاجتُرِئَ عَلَى اللّه‏ِ بَعَثَ اللّه‏ُ الطّابَعَ فَيَطبَعُ اللّه‏ُ عَلى قَلبِهِ فَلا يَعقِلُ بَعدَ ذلِكَ شَيئًا. ۱
پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: مُهر، بر ستون عرش، آويزان است. پس هنگامى كه حريم‏ها شكسته مى‏گردد و گناهان، انجام مى‏شوند و نسبت به خداوند، بى‏پروايى صورت مى‏پذيرد، خدا مُهر را بر مى‏انگيزد و بر قلب بنده مى‏زند. پس از آن، او ديگر چيزى را درك نمى‏كند.
۱.كنز العمّال: ج 4 ص 214 ح 10213 نقلاً عن شُعب الإيمان عن ابن عمر.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الطّابَعُ مُعَلَّقَةٌ بِقائِمَةٍ مِن قَوائِمِ العَرشِ، فَإِذَا انتُهِكَتِ الحُرمَةُ واُجرِيَتِ عَلَى الخَطايا وعُصِيَ الرَّبُّ، بَعَثَ اللّهُ الطّابَعَ فَيَطبَعُ عَلى قَلبِهِ، فَلا يَعقِلُ بَعدَ ذلِكَ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:طابع ـ مهر زننده بر دلها ـ به پايه اى از پايه هاى عرش آويخته است، پس هرگاه حرمتى شكسته شد و خطايى جارى گشت و پروردگار سرپيچى شد، خداوند طابع را برمى انگيزد تا بر دل گناهكار مُهر زند، پس از اين ديگر چيزى درك نمى كند.
۱.شعب الإيمان: 5/444/7214 عن ابن عمر، وراجع كنزالعمّال: 4 / 214 / 10213 نقلاً عن البزّار.
کلیدواژه‌ها دعاشرایط استجابت دعاشناختموانع شناخت +6 مورد دیگر
عنه عليه السلام:رُبَّ طَمَعٍ خائِبٍ وأمَلٍ كاذِبٍ، ورَجاءٍ يُوَدّي إلَى الحِرمانِ وتِجارَةٍ تَؤولُ إلَى الخُسرانِ. ۱
امام على عليه السلام:چه بسيار چشمداشت هاى بى حاصل، آرزوهاى دروغين و اميدهايى كه به نوميدى مى انجامند وتجارت هايى كه به زيان منجر مى شوند!
۱.الكافي: ج 8 ص 19 ح 4 عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام، تحف العقول: ص 93، بحار الأنوار: ج 77 ص 281 ح 1؛ دستور معالم الحكم: ص 27.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الطّابَعُ مُعَلَّقَةٌ بِقائِمَةٍ مِن قَوائِمِ العَرشِ، فَإِذَا انتُهِكَتِ الحُرمَةُ واُجرِيَت عَلَى الخَطايا وعُصِيَ الرَّبُّ، بَعَثَ اللّهُ الطّابَعَ فَيَطبَعُ عَلى قَلبِهِ، فَلا يَعقِلُ بَعدَ ذلِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:طابع (مهر زننده بر دل ها) به پايه اى از پايه هاى عرش، آويخته است. پس هر گاه حرمتْ شكسته شد و خطاها جارى گشتند و پروردگارْ سرپيچى شد، خداوند، طابع را بر مى انگيزد تا بر دل گناهكار، مُهر بزند. پس از اين، ديگر چيزى درك نمى كند.
۱.شُعب الإيمان: ج 5 ص 444 ح 7214.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ألا لَعنَةُ اللّهِ والمَلائِكَةِ والنّاسِ أجمَعينَ عَلى مَن أحدَثَ فِي الإِسلامِ حَدَثًا، يَعني يُحدِثُ فِي الحِلِّ فَيَلجَأُ إلَى الحَرَمِ فَلا يُؤويهِ أحَدٌ، ولا يَنصُرُهُ، ولا يُضيفُهُ، حَتّى يَخرُجَ إلَى الحِلِّ فَيُقامَ عَلَيهِ الحَدُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آگاه باشيد! لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر كسى كه در اسلام، چيزى پديد آورد (جنايتى كند)، يعنى در محدوده حِلّ، جرمى مرتكب شود و آن گاه به حرم پناهنده شود! پس كسى او را پناه ندهد و يارى نكند و مهمان نكند تا آن كه از حرم به حِلّ بيرون آيد. آن گاه بر او حد جارى مى شود.
۱.الجعفريّات: ص 71.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الحَرَمُ لا يُختَلى خَلاهُ، ولا يُعضَدُ شَجَرُهُ ولا شَوكُهُ، ولا يُنَفَّرُ صَيدُهُ. فَمَن أصَبتُموهُ اختَلى أو عَضَدَ الشَّجَرَ أو نَفَّرَ الصَّيدَ فَقَد حَلَّ لَكُم سَبُّهُ وأن توجِعوهُ ظَهرَهُ بِمَا استَحَلَّ فِي الحَرَمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گياه حرم، چيده نمى شود و درخت خار آن، قطع نمى شود و شكارش رَمانده نمى شود. پس، هر كه را ديديد كه گياه حرام را چيده يا درختش را قطع كرده يا شكارش را رَمانده است، براى شما رواست كه ناسزايش بگوييد، يا پشت او را ـ در حدّى كه در حرم، حلال است ـ به درد آوريد.
۱.الجعفريّات: ص 71.
عَبّادُ بنُ صُهَيبٍ:قُلتُ لِلصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام: أخبِرني عَن أبي ذَرٍّ، أهُوَ أفضَلُ أم أنتُم أهلَ البَيتِ؟ فَقالَ: يَا بنَ صُهَيبٍ، كَم شُهورُ السَّنَةِ؟ فَقُلتُ: اِثنا عَشَرَ شَهرًا، فَقالَ: وكَمِ الحُرُمُ مِنها؟ قُلتُ: أربَعَةُ أشهُرٍ، قالَ: فَشَهرُ رَمَضانَ مِنها؟ قُلتُ: لا، قالَ: فَشَهرُ رَمَضانَ أفضَلُ أم أشهُرُ الحُرُمِ؟ فَقُلتُ: بَل شَهرُ رَمَضانَ، قالَ: فَكَذلِكَ نَحنُ أهلَ البَيتِ لا يُقاسُ بِنا أحَدٌ، وإنَّ أباذَرٍّ كانَ في قَومٍ مِن أصحابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَتَذاكَروا فَضائِلَ هذِهِ الاُمَّةِ، فَقالَ أبو ذَرٍّ: أفضَلُ هذِهِ الاُمَّةِ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، وهُوَ قَسيمُ الجَنَّةِ والنّارِ، وهُوَ صِدّيقُ هذِهِ الاُمَّةِ وفاروقُها،

عبّاد بن صهيب:به امام صادق جعفر بن محمّد عليه السلام عرض كردم: بفرماييد كه آيا ابوذر برتر است يا شما اهل البيت؟ فرمود: اى پسر صهيب! شمار ماههاى سال چند است؟ گفتم: دوازده ماه. فرمود: شمار ماههاى حرام چند تاست؟ گفتم: چهارتا. فرمود: آيا ماه رمضان درشمارآنهاست؟ گفتم: خير. فرمود: ماه رمضان برتر است يا ماههاى حرام؟ گفتم: ماه رمضان. فرمود: با ما اهل بيت نيز هيچ كس سنجيده نمى شود. ابوذر در ميان جماعتى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه پيرامون فضائل اين امّت با يكديگر سخن مى گفتند، پس ابوذر گفت: برترين فرد در ميان اين امّت، على بن ابى طالب است كه تقسيم كننده بهشت و دوزخ است. او هماره راستگوى اين امّت و جداكننده حقّ از باطل و حجّت خداست بر امّت. از ميان شنوندگان ابوذر كسى نماند مگر آن كه

۱.علل الشرائع: 177 / 2.
الإمام الحسين عليه السلام:سَأَلتُ أبي عليه السلامعَن. مَجلِسِهِ [أي رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله] فَقالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَجلِسُ ولا يَقومُ إلاّ عَلى ذِكرٍ، ولا يوطِنُ الأَماكِنَ، ويَنهى مِن إيطانِها، وإذَا انتَهى إلى قَومٍ جَلَسَ حَيثُ يَنتَهي بِهِ المَجلِسُ ويَأمُرُ بِذلِكَ، يُعطي كُلَّ جُلَسائِهِ نَصيبَهُ، لا يَحسِبُ جَليسُهُ أنَّ أحَدًا أكرَمُ عَلَيهِ (مِنهُ)، مَن جالَسَهُ أو قاوَمَهُ في حاجَةٍ صابَرَهُ حَتّى يَكونَ هُوَ المُنصَرِفَ، ومَن سَأَلَهُ حاجَةً لَم يَرُدَّهُ إلاّ بِها أو بِمَيسورٍ مِنَ القَولِ، قَد وَسِعَ النّاسَ مِنهُ بَسطُهُ وخُلُقُهُ، فَصارَ لَهُم أبًا وصاروا عِندَهُ فِي الحَقِّ سَواءً، مَجلِسُهُ مَجلِسُ حِلمٍ وحَياءٍ وصَبرٍ وأمانَةٍ، لا

امام حسين عليه السلام:از پدرم عليه السلام درباره نشستن او [رسول خدا صلى الله عليه و آله] پرسش كردم پس فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نمى نشست و بر نمى خاست مگر آن كه ذكر بر لب داشت و جايى را به خود اختصاص نمى داد و از اين كار، نهى مى داشت و هرگاه نزد جماعتى مى رفت در پايين مجلس مى نشست و به اين كار فرمان مى داد، بهره هريك از همنشينانش را ادا مى كرد، تا آن جا كه همنشين او فكر نمى كرد كسى نزد رسول خدا از او ارجمندتر است، هر كه با او همنشين مى شد يا پى كارى را با هم مى گرفتند، حضرت آن قدر شكيبايى مى ورزيد تا اين كه او خود مى رفت و كسى كه از ايشان [برآوردن]حاجتى را مى طلبيد، يا نيازش را برمى آورد يا كلامى خوش به او مى گفت. گشاده رويى و اخلاقش، همه مردم را در بر مى گرفت و [ديگر]پدر آنها

۱.أي يُذْكَرنَ بقبيح، كان يصان مجلسه عن رَفث القول. (النهاية: 1 / 17).
۲.أي لاتُشاع ولاتُذاع، ولايُتحدّث بتلك الفلتات. (لسان العرب: 15 / 304).
۳.معناه: مَن صحّ عنده إسلامه حَسُن موقع ثنائه عليه عنده، ومن استشعر منه نفاقًا وضعفًا في ديانته ألقى ثناءه عليه ولم يَحْفِل به. (معاني الأخبار: 89).
۴.دلائل النبوة للبيهقيّ: 1 / 290، وراجع نفس المصادر في الحديث السابق.
اليَعقوبِيُّـ في ذِكرِ وَفاةِ فاطِمَةَ عليهاالسلامـ: دَخَلَ إلَيها في مَرَضِها نِساءُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وغَيرُهُنَّ مِن نِساءِ قُرَيشٍ، فَقُلنَ: كَيف أنتِ؟ قالتَ: أجِدُني وَاللّهِ كارِهَةً لِدُنياكُم، مَسرورَةً لِفِراقِكُم، ألقَى اللّهَ ورَسولَهُ بِحَسَراتٍ مِنكُنَّ، فَما حُفِظَ لِيَ الحَقُّ، ولارُعِيَت مِنِّي الذِّمَّةُ، ولا قُبِلَتِ الوَصِيَّةُ، ولاعُرِفَتِ الحُرمَةُ ۱.
يعقوبىـ در بيان رحلت فاطمه عليهاالسلامـ: هنگامى كه فاطمه در بستر بيمارى افتاده بود، همسران رسول خدا و ديگر زنان قريش به عيادت او رفتند و گفتند: چگونه اى؟ فرمود: به خدا قسم، از دنياى شما بيزارم و از جدايى شما شادمان، خدا و رسول او را با درد دلهايى كه از شما دارم ملاقات مى كنم؛ زيرا نه حقّ من حفظ شد و نه عهدم رعايت شد و نه وصيت به گوش گرفته شد و نه حرمتم پاس داشته شد.
۱.تاريخ اليعقوبيّ: 2 / 115.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: مَنِ اشتاقَ إلَى الجَنَّةِ سَلا ۱ عَنِ الشَّهَواتِ، ومَن أشفَقَ مِنَ النّارِ رَجَعَ عَنِ الحُرُماتِ. ۲
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: كسى كه مشتاق بهشت باشد، از شهواتْ دست بر مى‏دارد، و آن كه از آتش مى‏ترسد، از حرام‏ها رُخ بر مى‏تابد.
۱.سَلَوْتُ عَنه: صبرت عنه (مجمع البحرين: ج 2 ص 875 «سلا»).
۲.حلية الأولياء: ج 1 ص 74 عن خلاس بن عمرو عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، شعب الإيمان: ج 7 ص 371 ح 10623 عن قبيصة بن جابر عن الإمام على عليه ‏السلام، عيون الأخبار لابن قتيبة: ج 2 ص 353 عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، كنز العمّال: ج 1 ص 286 ح 1389؛ الكافي: ج 2 ص 50 ح 1 عن جابر عن الإمام الباقر عن الإمام عليّ عليهماالسلام، الأمالي للمفيد: ص 277 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 37 ح 40 كلاهما عن قبيصة بن جابر الأسدي عن الإمام عليّ عليه ‏السلام، نهج البلاغة: الحكمة 31 عن الإمام عليّ عليه ‏السلام وفيه «اجتنب المحرّمات» بدل «رجع عن الحرمات»، بحارالأنوار: ج 73، ص 43، ح 18.
الطبقات الكبرى عن محمّد بن كعب:أوحَى اللّهُ إلى يَعقوبَ: إ نِّي أبعَثُ مِن ذُرِّيَّتِكَ مُلوكا وأنبِياءَ حَتَّى أبعَثَ النَّبِيَّ الحَرَمِيَّ الَّذي تَبني أُمَّتُهُ هَيكَلَ بَيتِ المَقدِسِ، وهُوَ خاتَمُ الأنبِياءِ، وَاسمُهُ أحمَدُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن كعب ـ: خداوند به يعقوب عليه السلام وحى كرد: «من، از نسل تو شاهان و پيامبرانى برخواهم انگيخت تا آن گاه كه پيامبرِ مكّى را مبعوث كنم كه امّت او، معبد بيت المقدّس را مى سازند و او، خاتمِ پيامبران و نامش احمد است.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 163.
الإمام الحسن عليه السلام:سَأَلتُ خالي هِندَ بنَ أبي هالَةَ عَن حِليَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وكانَ وَصّافا لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ فَخما مُفَخَّما، يَتَلأَلأَُ وَجهُهُ تَلأَلُؤَ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ، أطوَلَ مِنَ المَربوعِ وأقصَرَ مِنَ المُشَذَّبِ ۱، عَظيمَ الهامَةِ، رَجِلَ الشَّعرِ، إذَا انفَرَقَت عَقيقَتُهُ ۲ فَرَقَ، وإلاَّ فَلا يُجاوِزُ شَعرُهُ شَحمَةَ أُذُنَيهِ إذا هُوَ وَفرَةٌ، أزهَرَ اللَّونِ، واسِعَ الجَبينِ، أزَجَّ ۳ الحاجِبَينِ، سوابِغَ في غَيرِ قَرَنٍ بَينَهُما عِرقٌ يُدِرَّهُ الغَضَبُ، أقنَى العِرنينِ، لَهُ نورٌ يَعلوهُ يَحسَبُهُ مَن لَم يَتَأَمَّلهُ، أشَمَّ، كَثَّ اللِّحيَةِ، سَهلَ الخَدَّينِ، ضَليعَ الفَمِ، أشنَبَ ۴ مُفَلَّجَ

امام حسن عليه السلام:از دايى ام هند بن ابى هاله ـ كه توصيفگر پيامبر صلى الله عليه و آله بود ـ درباره شمايل پيامبر خدا پرسيدم. وى گفت: «پيامبر خدا، ستبر و با اُبّهت بود. چهره اش مانند ماه شب چهارده مى درخشيد، با قدّى بلندتر از افراد متوسّط القامه، و كوتاه تر از افراد لاغر و بلند قامت. سرى بزرگ داشت و موهاى وى، نه خيلى مجعّد بود و نه كاملاً صاف و نرم. اگر قسمتِ بافته موهايش باز مى شد، فرق باز مى كرد، وگرنه، آن را به حال خود مى گذاشت و در هر حال، هنگامى كه موى خود را بلند مى كرد، بلندىِ مو از لاله گوشش تجاوز نمى كرد. رنگش درخشان بود، پيشانى اش پهن بود و ابروانى كشيده و كمانى داشت. ابروانش در عين كشيده بودن، كامل و پُرمو بود؛ ولى پيوسته نبود. هرگاه عصبانى مى شد، رگِ ميان ابروهايش متورّم مى شد.

۱.المشذَّب: هو الطويل البائن الطُّول مع نَقص في لحمه، وأصله من النخلة الطويلة التي شُذّب عنها جريدها: أي قطّع و فرّق (النهاية: ج 2 ص 453 «شذب»).
۲.عقيقته: العَقُّ في الأصل: الشقّ والقطع، سُمّيت الشعرة الّتي يخرج المولود من بطن أُمّه وهي عليه عقيقة (لسان العرب: ج 10 ص 257 «عقق»).
۳.أزجّ الحواجب؛ الزجج: تقوُّس في الحجاب مع طول في طَرفه وامتداد (النهاية: ج 2 ص296 «زجج»).
۴.الشَّنب: البياض والبريق والتحديد في الأسنان (النهاية: ج 2 ص 503 «شنب»).
۵.المسربة: الشعر المُستدقُّ، النابت وسط الصدر إلى البطن (لسان العرب: ج 1 ص 465 «سرب»).
۶.في معاني الأخبار و بحار الأنوار: «سَبطَ القَصَب».
۷.في معاني الأخبار و بحارالأنوار: «لا يُقَيِّدُ مِن أحَدٍ عَثرَةً».
۸.في معاني الأخبار: «لا تُنثى» ولعلّه هو الأصحّ.
۹.عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 316 ح 1، معاني الأخبار: ص 80 ح 1 كلاهما عن إسماعيل بن محمّد بن إسحاق عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 16 ص 148 ح 4.
عنه عليه السلام ـ لِمَن سَأَلَهُ: أينَ مَكَّةُ مِن بَكَّةَ؟ ـ: مَكَّةُ أكنافُ الحَرَمِ، وبَكَّةُ مَكانُ البَيتِ. قالَ: ولِمَ سُمِّيَت مَكَّةَ؟ قالَ: لِأَنَّ اللّهَ تَعالى مَكَّ الأَرضَ مِن تَحتِها، أي دَحاها. قالَ: فَلِمَ سُمِّيَت بَكَّةَ؟ قالَ: لِأَنَّها أبكَت عُيونَ الجَبّارينَ والمُذنِبينَ ۱.
امام على عليه السلام ـ در پاسخ كسى كه پرسيد: «جايگاه مكّه نسبت به بكّه چيست؟» ـ: مكّه، اطراف حرم است و بكّه جاى خانه خدا (كعبه) است. پرسيد: چرا «مكّه» ناميده شده است؟ فرمود: چون خداوند متعال، زمين را از زير اين شهر گسترده است. پرسيد: پس چرا «بكّه» ناميده شده است؟ فرمود: چون كه اين شهر، چشم جبّاران وگنهكاران را گريانده است.
۱.مشارق أنوار اليقين: 84، الكافي: 4 / 211 / 18 من دون إسناد إلى معصوم، وفيه «لأنّها تَبكّ أعناق الباغين»، إرشاد القلوب: 377 وفيه «لأنّها بكّت رقاب الجبّارين وأعناق المذنبين».
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ بَكَّةَ مَوضِعُ البَيتِ وإنَّ مَكَّةَ الحَرَمُ، وذلِكَ قَولُهُ: «مَن دَخَلَهُ كانَ آمِنًا ۱۲.»
امام باقر عليه السلام:بكّه جايگاه خانه خداست و مكّه، حرم است و اين همان سخن خداوند است «هر كس وارد آن شود، ايمن است».
۱.آل عمران: 97.
۲.تفسير العيّاشيّ: 1 / 187 / 94 عن جابر، وراجع ح 93 و 96؛ الدرّ المنثور: 2 / 266.
عَلِيُّ بنُ مَهزِيار: سَأَلتُ أبَا الحَسَنِ عليه السلام:المُقامُ أفضَلُ بِمَكَّةَ أوِ الخُروجُ إلى بَعضِ الأَمصارِ؟ فَكَتَبَ عليه السلام: المُقامُ عِندَ بَيتِ اللّهِ أفضَلُ ۱.
على بن مهزيار:از امام هادى عليه السلام پرسيدم: ماندن در مكّه خوبتر است، يا بيرون رفتن به بعضى از شهرها؟ حضرت نوشت: ماندگار شدن كنار خانه خدا برتر است.
۱.التهذيب: 5 / 476 / 1681.
کلیدواژه‌ها الفهرسمکه المکرمهالحرمخصایص مکه +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن قَتَلَ قَتيلاً وأذنَبَ ذَنبًا ثُمَّ لَجَأَ إلَى الحَرَمِ فَقَد أمِنَ، لا يُقادُ فيهِ ما دامَ فِي الحَرَمِ، ولا يُؤخَذُ ولا يُؤذى ولا يُؤوى ولا يُطعَمُ ولا يُسقى ولا يُبايَعُ ولا يُضيفُ ولا يُضافُ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس انسانى را بكشد يا گناهى كند، سپس به حرم پناه آورد، ايمن است. تا وقتى در حرم است، از او قصاص نمى شود، دستگير و اذيّت نمى شود، به او پناه داده نمى شود و به او غذا و آب داده نمى شود، با او داد وستد نمى شود، نه مهمان مى كند ونه مهمان مى شود.
۱.الجعفريّات: 71 عن إسماعيل بن موسى عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام.
کلیدواژه‌ها فهرست مطالبمکه مکرمهحرمویژگی های مکه +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:ألا لَعنَةُ اللّهِ والمَلائِكَةِ والنّاسِ أجمَعينَ عَلى مَن أحدَثَ فِي الإِسلامِ حَدَثًا، يَعني يُحدِثُ فِي الحِلِّ فَيَلجَأُ إلَى الحَرَمِ فَلا يُؤويهِ أحَدٌ، ولا يَنصُرُهُ، ولا يُضيفُهُ، حَتّى يَخرُجَ إلَى الحِلِّ فَيُقامَ عَلَيهِ الحَدُّ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آگاه باشيد، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر كسى كه در اسلام، چيزى پديد آورد (وجنايتى كند)، يعنى در محدوده حِلّ، جرمى مرتكب شود و آنگاه به حرم پناهنده شود. پس كسى او را پناه ندهد و يارى نكند و مهمان نكند تا آن كه از حرم به حِلّ بيرون آيد، آنگاه بر او حدّ جارى شود.
۱.الجعفريّات: 71 عن إسماعيل بن موسى عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام.
کلیدواژه‌ها فهرست مطالبمکه مکرمهحرمویژگی های مکه +2 مورد دیگر
مُحَمَّدُ بنُ مُسلِمٍ عَنِ الإِمامِ الباقِرِ عليه السلام:سَأَلتُهُ عَن قَولِهِ: «ومَن دَخَلَهُ كانَ آمِنًا» قالَ: يَأمَنُ فيهِ كُلُّ خائِفٍ، ما لَم يَكُن عَلَيهِ حَدٌّ مِن حُدودِ اللّهِ يَنبَغي أن يُؤخَذَ بِهِ. قُلتُ: فَيَأمَنُ فيهِ مَن حارَبَ اللّهَ ورَسولَهُ وسَعى فِي الأرضِ فَسادًا؟ قالَ: هُوَ مِثلُ الَّذي نَكر ۱ بِالطَّريقِ فَيَأخُذُ الشّاةَ أوِ الشَّيءَ فَيصنَعُ بِهِ الإِمامُ ما شاءَ ۲.
محمد بن مسلم:از امام باقر عليه السلام درباره اين آيه پرسيدم «ومن دخله كانَ آمِنا؛ و هر كس وارد مكه شود ايمن است» . فرمود: هر هراسناكى در آن ايمن است، تا وقتى كه حدّى از حدود الهى كه بايد اجرا شود بر گردن او نباشد. گفتم: پس آيا هر كه با خدا و رسولش بجنگد و در زمين فساد كند، در آن جا ايمن است؟ فرمود: او همچون كسى است كه در راه كمين مى كند وگوسفند يا چيزى را مى ربايد، امام هرگونه كه بخواهد با او رفتار مى كند.
۱.كذا في المصدر، ولعلّ الأصحّ «يكمن» كما في تفسير البرهان: 1 / 660 / 1825.
۲.تفسير العيّاشيّ: 1 / 188 / 100.
کلیدواژه‌ها الفهرسمکه المکرمهالحرمخصایص مکه +2 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام ـ عِندَما سَأَلَهُ الحَلَبيُّ عَن قَولِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ: «ومَن دَخَلَهُ كانَ آمِنًا» ـ: إذا أحدَثَ العَبدُ في غَيرِ الحَرَمِ جِنايَةً ثُمَّ فَرَّ إلَى الحَرَمِ لَم يَسَع لِأَحَدٍ أن يَأخُذَهُ فِي الحَرَمِ، ولكِن يُمنَعُ مِنَ السُّوقِ ولا يُبايَعُ ولا يُطعَمُ ولا يُسقى ولا يُكَلَّمُ، فَإِنَّهُ إذا فُعِلَ ذلِكَ بِهِ يوشِكُ أن يَخرُجَ فَيُؤخَذَ. وإذا جَنى فِي الحَرَمِ جِنايَةً اُقِيمَ عَلَيهِ الحَدُّ فِي الحَرَمِ؛ لِأَنَّهُ لَم يَدَع لِلحَرَمِ حُرمَتَهُ ۱.
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ حلبى كه درباره سخن خداوند «هر كه وارد آن شود ايمن است» پرسيده بود ـ: هرگاه كسى در غير حرم جنايتى مرتكب شود، سپس به حرم بگريزد. هيچ كس حق ندارد او را در حرم دستگير كند، ولى از بازار رفتن و داد و ستد و خوراك و آشاميدنى او را منع مى كنند و با او حرف نمى زنند. وقتى چنين كنند، اميد است كه از حرم بيرون آيد و دستگير شود. و اگر در حرم جنايتى كند، در حرم بر او حدّ جارى مى شود، چرا كه او حرمت حرم را نگاه نداشته است.
۱.الكافي: 4 / 226 / 2 و ح 3 عن عليّ بن أبي حمزة، تفسير العيّاشيّ: 1 / 189 / 105 و ح 103 عن المثنّى، الفقيه: 2 / 205 / 2148، تفسير القمّيّ: 1 / 108 عن حفص بن البختريّ والثلاثة الأخيرة نحوه.
کلیدواژه‌ها الفهرسمکه المکرمهالحرمخصایص مکه +2 مورد دیگر
مُعاوِيَةُ بنُ عَمّار:سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن رَجُلٍ قَتَلَ رَجُلاً فِي الحِلِّ ثُمَّ دَخَلَ الحَرَمَ، فَقالَ: لا يُقتَلُ ولا يُطعَمُ ولا يُسقى ولا يُبايَعُ ولا يُؤوى حَتّى يَخرُجَ مِنَ الحَرَمِ، فَيُقامَ عَلَيهِ الحَدُّ. قُلتُ: فَما تَقولُ في رَجُلٍ قَتَلَ فِي الحَرَمِ أو سَرَقَ؟ قالَ: يُقامُ عَلَيهِ الحَدُّ فِي الحَرَمِ صاغِرًا، إنَّهُ لَم يَرَ لِلحَرَمِ حُرمَةً، وقَد قالَ اللّهُ تَعالى: «فَمَنِ اعتَدى عَلَيكُم فَاعتَدوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعتَدى عَلَيكُم» ، فَقالَ: هذا هُوَ فِي الحَرَمِ، فَقالَ: «لا عُدوانَ إلاّ عَلَى الظّالِمينَ ۱.»
معاوية بن عمّار:از امام صادق عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه فردى را در حِلّ كشته، سپس وارد حرم شده است. حضرت فرمود: او را نمى كشند و غذا و آب به او نمى دهند، با او داد و ستد نمى كنند و پناهش نمى دهند، تا از حرم بيرون آيد، آنگاه حدّ بر او جارى مى شود. گفتم: درباره مردى كه در حرم مرتكب قتل و دزدى شده، چه مى گوييد؟ فرمود: درحرم با ذلّت بر او حدّ جارى مى شود چرا كه او حرمتى براى حرم نديده با آن كه خداوند فرموده است: «هركس به شما تعدّى كرد، به او همانگونه تعدّى كنيد كه او به شما تعدّى كرده است» ؟ فرمود: اين آن جاست كه در حرم باشد، در قرآن است: «هيچ تجاوزى نيست مگر بر ستمكاران» .
۱.الكافي: 4 / 227 / 4، التهذيب: 5 / 419 / 1456 والآيتان 194 و 193 من سورة البقرة.
کلیدواژه‌ها الفهرسمکه المکرمهالحرمخصایص مکه +2 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۴۰