نتایج جستجو برای «پرهیزگاری»: ۴۰ حدیث
عنه عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا» ـ: بَيَّنَ لَها ما تَأتي وما تَترُكُ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در تفسير آيه «سپس پليدى و پرهيزگارى اش را به آن الهام نمود» ـ: [خداوند]براى خرد روشن ساخت كه چه كارى انجام دهد و چه چيزى را ترك نمايد.
۱.الكافي: ج 1 ص 163 ح 3، التوحيد: ص 411 ح 4، المحاسن: ج 1 ص 430 ح 993 كلّها عن حمزة بن الطيّار، الاعتقادات: ص 36، مجمع البيان: ج 10 ص 755 عن زرارة وحمران ومحمّد بن مسلم عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 5 ص 196 ح 3.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا» ـ: خَلَقَها وصَوَّرَها، وقَولُهُ: «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا» أي عَرَّفَها وألهَمَها، ثُمَّ خَيَّرَها فَاختارَت. ۱
امام صادق عليه السلامـ در تفسير آيه «سوگند به نفْس و آن كس كه آن را درست كرد» ـ: «[خداوند،] نفْس آدمى را آفريد و صورت داد». امام عليه السلام در تفسير آيه «سپس پليدى و پرهيزگارى اش را به آن الهام نمود» فرمود: «[خداوند،] به نفْس [، خوبى ها و بدى ها را]شناساند و الهام كرد. آن گاه مخيّرش كرد و او برگزيد».
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 424 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 24 ص 70 ح 4.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳ يا

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» . و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه

۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: مُخُّ الإيمانِ التَّقوى وَالوَرَعُ، وهُما مِن أفعالِ القُلوبِ، وأَحسَنُ أفعالِ الجَوارِحِ ألّا تَزالَ مالِئا فاكَ بِذِكرِ اللّهِ سُبحانَهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: مغز ايمان، پرهيزگارى و پارسايى است، و اين دو از اعمال دل اند. بهترين اعمال جوارح، اين است كه همواره، دهانت را به ذكر خداوند پاك، پُر كنى.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 347 ح 988.
معاني الأخبار عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام:مِن أشَدِّ ما عَمِلَ العِبادُ: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ، ومُواساةُ المَرءِ أخاهُ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ. قالَ: قُلتُ: أصلَحَكَ اللّهُ، وما وَجهُ ذِكرِ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؟ قالَ: يَذكُرُ اللّهَ عِندَ المَعصِيَةِ يَهُمُّ بِها، فَيَحولُ ذِكرُ اللّهِ بَينَهُ وبَينَ تِلكَ المَعصِيَةِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ۱. ۲
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «از جمله سخت ترين كارهاى بندگان، سه چيز است: انصاف داشتن، كمك مالى كردن انسان به برادر خويش، و به ياد خدا بودن در همه حال». گفتم: به سلامت باشيد! به ياد خدا بودن در همه حال، به چه معناست؟ فرمود: «در هنگام رو به رو شدن با گناه و تصميم به انجام دادن آن، خدا را به ياد آورد. پس ياد خدا، ميان او و آن گناه، حائل مى شود. اين است سخن خداوند عز و جلكه مى فرمايد: «آنان كه پرهيزگارى مى كنند، چون وسوسه اى از شيطان به آنان برسد، خدا را ياد مى كنند و به ناگاه، بينا مى شوند» ».
۱.الأعراف: 201. وطَيفُ الشيطان وطائفُه: إلمامُه بمَسٍّ أو وسوَسَة (المصباح المنير: ص 383 «طاف»).
۲.معاني الأخبار: ص 192 ح 2، الخصال: ص 131 ح 138، جامع الأحاديث للقمّي: ص 189، تحف العقول: ص 378 عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 69 ص 379 ح 36.
کلیدواژه‌ها یاد خداحقیقت یاد خدا
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَقبَلُ اللّهُ ذِكرَهُ إلّا مِمَّنِ اتَّقى وطَهَّرَ قَلبَهُ، وأكرِمُوا اللّهَ أن يَرى مِنكُم ما نَهاكُم عَنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، ذكر خويش را نمى پذيرد، مگر از كسى كه پرهيزگار و پاك دل باشد. حرمت خدا را نگه داريد و كارى نكنيد كه از شما آن عملى را ببيند كه از آن، نهيِتان كرده است.
۱.كنز العمّال: ج 2 ص 243 ح 3931 نقلاً عن ابن صصري في أماليه عن معاذ.
عنه صلى الله عليه و آله:وَيلٌ لِمَن يُكثِرُ ذِكرَ اللّهِ بِلِسانِهِ، ويَعصِي اللّهَ في عَمَلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:واى بر كسى كه با زبانش ذكر خدا بسيار بگويد و در عمل، معصيت او كند!
۱.الفردوس: ج 4 ص 400 ح 7160 عن ابن عمر، كنزالعمّال: ج 16 ص 16 ح 43738.
عنه صلى الله عليه و آله:الذّاكِرُ بِلا عَمَلٍ، كَالرّامي بِلا وَتَرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ذكرگوى بى عمل، مانند كسى است كه با كمانِ بى چلّه تيراندازى مى كند.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 79.
الإمام الحسن عليه السلام:جاءَ نَفَرٌ مِنَ اليَهودِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَسَأَلَهُ أعلَمُهُم فَقالَ لَهُ: أخبِرني عَن تَفسيرِ: سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: عَلِمَ اللّهُ عز و جل أَنَّ بَني آدَمَ يَكذِبونَ عَلَى اللّهِ عز و جل، فَقالَ: «سُبحانَ اللّهِ»؛ بَراءَةً مِمّا يَقولونَ. وأمّا قَولُهُ: «الحَمدُ للّهِِ»؛ فَإِنَّهُ عَلِمَ أَنَّ العِبادَ لا يُؤَدّونَ شُكرَ نِعمَتِهِ فَحَمِدَ نَفسَهُ قَبلَ أن يَحمَدَهُ العِبادُ، وهُوَ أوَّلُ كَلامٍ، لَولا ذلِكَ لَما أنعَمَ اللّهُ تَعالى عَلى أحَدٍ بِنِعمَتِهِ. وقَولُهُ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» يَعني وَحدانِيَّتَهُ، لا يَقبَلُ الأَعمالَ إلّا بِها، وهِيَ

امام حسن عليه السلام:گروهى از يهود به نزد پيامبر خدا آمدند. داناترينِ آنان از ايشان سؤال كرد و گفت: مرا از معناى «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است (سبحانَ اللّهِ والحمدُ للّهِ ولا إله إلّا اللّهُ واللّهُ أكبرُ)» آگاه كن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند عز و جل مى دانست كه آدمى زادگان بر خداوند عز و جل دروغ مى بندند. از اين رو فرمود: پاكا خدا!، براى تبرئه كردن خود از آنچه [در باره او]مى گويند. و اين كه فرمود: ستايش، خداى را به اين خاطر است كه مى دانست بندگان، نعمت هاى او را سپاس نمى گزارند. از اين رو، پيش از آن كه بندگان، او را سپاس گويند، خود، خويشتن را سپاس گفت، و اين، آغازينْ سخن است. اگر نبود اين سپاس گزارى، بى گمان، خداوند متعال، نعمت

۱.يونس: 10.
۲.الرحمن: 60.
۳.علل الشرائع: ص 251 ح 8 عن الحسن بن عبد اللّه عن آبائه، الأمالي للصدوق: ص 255 ح 279 عن الحسن بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه الحسن عليه السلام، الاختصاص: ص 34 عن الحسين بن عبد اللّه عن أبيه عن جدّه عن آبائه عن الإمام الحسين عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 9 ص 294 ح 5.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي خُطبَةٍ لَهُ ـ: جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً، دُعاؤُهُم فيها أحسَنُ الدُّعاءِ «سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ» ، دُعاؤُهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام على عليه السلامـ در يكى از خطبه هايش ـ: خداوند، فرجام را براى پرهيزگارى قرار داده است و بهشت را براى پرهيزگاران. نيايش آنان در بهشت، بهترين نيايش است: «پاكى تو، اى خداوند!». نيايششان به درگاه سَروَرشان براى آنچه به ايشان داده نيز اين است: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.الكافي: ج 8 ص 173 ح 193 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 350 ح 30.
عنه عليه السلام:عَلَيكُم بِلُزُومِ اليَقِينِ وَالتَّقوى، فَإِنَّهُما يُبَلِّغانِكُم جَنَّةَ المَأوى. ۱
امام على عليه السلام:به يقين و پرهيزگارى، چنگ زنيد؛ چرا كه اين دو، شما را به بهشتِ مَأوا مى رسانند.
۱.غرر الحكم: ح 6163، عيون الحكم والمواعظ: ص 341 ح 5814.
الإمام الباقر عليه السلام:مَرَّ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ يَغرِسُ غَرسا فِي حائِطٍ ۱ لَهُ، فَوَقَفَ لَهُ وَقالَ: أَلا أَدُلُّكَ عَلى غَرسٍ أَثبَتَ أَصلاً، وَأَسرَعَ إِيناعا، وَأَطيَبَ ثَمَرا وَأَبقى؟ قالَ: بَلى فَدُلَّنِي يا رَسُولَ اللّهِ! فَقالَ: إِذا أَصبَحتَ وَأَمسَيتَ، فَقُل: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ» فَإِنَّ لَكَ إِن قُلتَهُ بِكُلِّ تَسبِيحَةٍ عَشرَ شَجَراتٍ فِي الجَنَّةِ مِن أَنواعِ الفاكِهَةِ، وَهُنَّ مِنَ الباقِياتِ الصّالِحاتِ. فَقالَ الرَّجُلُ: فَإِنِّي أُشهِدُكَ يا رَسُولَ اللّهِ أَنَّ حائِطِي هذا صَدَقَةٌ مَقبُوضَةٌ عَلى فُقَراءِ المُسلِمِينَ أَهلِ الصَّدَقَةِ. فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل آياتٍ مِنَ القُرآنِ

امام باقر عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر مردى گذر كرد كه در باغش نهال مى كاشت. نزد او ايستاد و فرمود: «آيا تو را به نهال هايى راه نمايى نكنم كه ريشه هايشان استوارترند و زودتر به بار مى نشينند و ميوه هايشان لذيذتر و ماندگارترند؟». گفت: چرا، راه نمايى ام كنيد، اى پيامبر خدا! فرمود: «هر بام و شام بگو: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر؛ زيرا به ازاى هر تسبيحى كه بگويى، ده درخت از انواع ميوه ها در بهشت برايت خواهد بود، و اينهايند ماندگاران نيك». مرد گفت: پس من، شما را گواه مى گيرم ـ اى پيامبر خدا ـ كه اين باغم را وقف مسلمانان تهى دست كه مستحقّ صدقه اند، قرار دادم. در اين هنگام، خداوند عز و جل آياتى از قرآن را فرو فرستاد: «امّا آن كه بخشيد و

۱.الحَائِط: البستان من النخيل إذا كان عليه حائط (النهاية: ج 1 ص 462 «حوط»).
۲.الليل: 5 ـ 7.
۳.الكافي: ج 2 ص 506 ح 4، المحاسن: ج 1 ص 107 ح 92 كلاهما عن ضريس الكناسي، الأمالي للصدوق: ص 270 ح 298 عن ضريس الكناسي عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 167 ح 2.
الإمام الباقر عليه السلام:خَطَبَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام فَقالَ:. جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً، دُعاؤُهُم فِيها أَحسَنُ الدُّعاءِ: «سُبحانَكَ اللَّهُمَّ»، دَعاهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام باقر عليه السلام:امير مؤمنان عليه السلام به سخنرانى پرداخت و فرمود: «. خدا فرجام را از آنِ پرهيزگارى قرار داد و بهشت را خانه پرهيزگاران. دعايشان در آن جا بهترين دعاست: «منزّهى تو، اى خدا!». دعايشان در پيشگاه مولاست، براى آنچه [از نعمت بهشت] به ايشان داده است: «و پايان دعايشان، اين است كه: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است!» ».
۱.الكافي: ج 8 ص 173 ح 193 عن جابر، بحار الأنوار: ج 77 ص 350 ح 30.
الإمام عليّ عليه السلام:أَلا وَ إِنَّ التَّقوى مَطايا ذُلُلٍ حُمِلَ عَلَيها أَهلُها، وَأُعطُوا أَزِمَّتَها، فَأَورَدَتهُمُ الجَنَّةَ، وَفَتَحَت لَهُم أَبوابَها، وَوَجَدُوا رِيحَها وَطِيبَها، وَقِيلَ لَهُم: اُدخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه پرهيزگارى، [همچون] مركبى رام است كه پرهيزگاران را بر آن نشانده اند و افسارش را به دست آنان داده اند و اين مركب، آنها را به بهشت مى رساند و درهاى بهشت را برايشان مى گشايد و باد و بوى خوش بهشت، به مشامشان مى خورد و به آنان گفته مى شود: به سلامت و ايمنى، وارد شويد.
۱.الكافي: ج 8 ص 67 ح 23، نهج البلاغة: الخطبة 16، خصائص الأئمّة عليهم السلام: ص 114 وفيهما صدره إلى «فأوردتهم الجنّة»، شرح الأخبار: ج 1 ص 372 ح 316 نحوه، بحار الأنوار: ج 8 ص 183 ح 145 وراجع: مطالب السؤول: ص 28.
الأمالي عن أبي جعفر محمّد بن عليّ بن الحسين عن أبيه عن جدّه عليهم السلام: لَمّا قَضى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَناسِكَهُ مِن حَجَّةِ الوَداعِ، رَكِبَ راحِلَتَهُ وأنشَأَ يَقولُ: لا يَدخُلُ الجَنَّةَ إلاّ مَن كانَ مُسلِما. فَقامَ إلَيهِ أبو ذَرٍّ الغِفارِيُّ رحمه الله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَا الإِسلامُ؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله: الإِسلامُ عُريانٌ لِباسُهُ التَّقوى، وزينَتُهُ الحَياءُ، ومِلاكُهُ ۱ الوَرَعُ، وجَمالُهُ الدّينُ، وثَمَرُهُ العَمَلُ الصّالِحُ، ولِكُلِّ شَيءٍ أساسٌ وأساسُ الإِسلامِ حُبُّنا أهلَ البَيتِ. ۲
الأمالى، طوسىـ از امام باقر، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهم السلام ـ: چون پيامبر خدا مناسك حجّة الوداع را تمام كرد، بر مَركبش سوار شد و با اين گفته آغاز كرد: «جز مسلمان، به بهشت درنمى آيد». ابو ذر غِفارى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! اسلام چيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اسلام، [مانند انسانِ] بى لباس است. پوشش آن، پرهيزگارى، و زيورش حيا، و قوام آن، پارسايى، و زيبايى [و كمال] آن، طاعت، و ثمره اش كار شايسته است. هر چيزى، اساسى دارد و اساس اسلام، محبّت ما اهل بيت است».
۱.ملاكُ الأمرِ: ما يقوم به (الصحاح: ج 4 ص 1611 «ملك»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 84 ح 126، بشارة المصطفى: ص 92 كلاهما عن جابر بن يزيد، بحار الأنوار: ج 68 ص 379 ح 27؛ كنز العمّال: ج 11 ص 539 ح 32523 نقلاً عن ابن النجّار وفيه «الإسلام عريان، فلباسه الحياء وزينته الوفاء ومروءته العمل الصالح وعماده الورع ولكل.»، وراجع: تحف العقول: ص 307.
الإرشاد:رُوِيَ عَنِ الفَرَزدَقِ الشّاعِرِ إنَّهُ قالَ: حَجَجتُ بِاُمّي في سَنَةِ سِتّينَ، فَبَينا أنَا أسوقُ بَعيرَها حينَ دَخَلتُ الحَرَمَ إذ لَقيتُ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام خارِجا مِن مَكَّةَ. ثُمَّ قالَ لي: أخبِرني عَنِ النّاسِ خَلفَكَ، فَقُلتُ: الخَبيرَ سَأَلتَ؛ قُلوبُ النّاسِ مَعَكَ وأسيافُهُم عَلَيكَ، وَالقَضاءُ يَنزِلُ مِنَ السَّماءِ، وَاللّهُ يَفعَلُ ما يَشاءُ. فَقالَ: صَدَقتَ، للّهِِ الأَمرُ، وكُلَّ يَومٍ رَبُّنا هُوَ في شَأنٍ، إن نَزَلَ القَضاءُ بِما نُحِبُّ فَنَحمَدُ اللّهَ عَلى نَعمائِهِ، وهُوَ المُستَعانُ عَلى أداءِ الشُّكرِ، وإن حالَ القَضاءُ دونَ الرَّجاءِ فَلَم يُبعِد مَن كانَ الحَقُّ نِيَّتَهُ وَالتَّقوى سَريرَتَهُ ۱. ۲
الإرشاد:از فَرَزدَق شاعر، روايت شده است كه گفت: در سال شصتم [هجرى]مادرم را به حج بردم. هنگامى كه شترش را مى راندم تا داخل حرم شوم، حسين بن على عليه السلام را ديدم كه در حال بيرون رفتن از مكّه بود. به من فرمود: «از مردم پشتِ سرت به من خبر ده». گفتم: از شخص آگاهى پرسيدى. دل هاى مردم با تو و شمشيرهايشان، بر ضدّ توست و قضا از آسمان فرود مى آيد و خداوند، هر چه بخواهد، مى كند. امام عليه السلام فرمود: «راست گفتى. كار، از آنِ خداست و پروردگار ما، هر روز در كارى است. اگر قضاى الهى آن گونه كه دوست داريم، فرود آيد، خداوند را بر نعمت هايش مى ستاييم و از او در سپاس گزارى يارى گرفته مى شود و اگر قضاى الهى از رسيدن به آرزويمان مانع شد، آن كه نيّتش حق و درونش پرهيزگارى باشد، دور نمى افتد».
۱.في بحار الأنوار: «سيرته» بدل «سريرته».
۲.الإرشاد: ج 2 ص 67، بحار الأنوار: ج 44 ص 365؛ تاريخ الطبري: ج 5 ص 386، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 547، الفتوح: ج 5 ص 71، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 223، البداية والنهاية: ج 8 ص 166 كلّها نحوه وراجع: المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 95.
الخرائج والجرائح عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام:قالَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام لِأَصحابِهِ قَبلَ أن يُقتَلَ: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: يا بُنَيَّ إنَّكَ سَتُساقُ إلَى العِراقِ، وهِيَ أرضٌ قَدِ التَقى بِهَا النَّبِيّونَ وأوصِياءُ النَّبِيّينَ، وهِيَ أرضٌ تُدعى «عَمورا»، وإنَّكَ تُستَشهَدُ بِها ويُستَشهَدُ مَعَكَ جَماعَةٌ مِن أصحابِكَ، لا يَجِدونَ ألَمَ مَسِّ الحَديدِ، وتَلا: «قُلْنَا يَـنَارُ كُونِى بَرْدًا وَسَلَـمًا عَلَى إِبْرَ هِيمَ» ۱ ، تَكونُ الحَربُ عَلَيكَ وعَلَيهِم بَردا وسَلاما. فَأَبشِروا؛ فَوَاللّهِ لَئِن قَتَلونا، فَإِنّا نَرِدُ عَلى نَبِيِّنا، ثُمَّ أمكُثُ ما شاءَ اللّهُ، فَأَكونُ أوَّلَ مَن تَنشَقُّ عَنهُ الأَرضُ، فَأَخرُجُ خَرجَةً يُوافِقُ

الخرائج والجرائحـ به نقل از جابر، از امام باقر عليه السلام ـ: امام حسين عليه السلام پيش از كشته شدن به يارانش فرمود: «پيامبر خدا فرمود: پسر عزيزم! تو به زودى به سوى عراق كشانده مى شوى و آن، سرزمينى است كه پيامبران و اوصياىِ پيامبران، آن را ديده اند و آن، سرزمينى به نام عمورا است و تو در آن جا شهيد مى شوى و گروهى از همراهانت با تو به شهادت مى رسند كه آنان، درد شمشيرها را حس نمى كنند. سپس تلاوت فرمود: «گفتيم: اى آتش! بر ابراهيم، سرد و سلامت باش» . آتش جنگ بر تو و بر ايشان، سرد و سلامت است. پس مژده دهيد كه به خدا سوگند، اگر ما را بكشند، بر پيامبرمان در مى آييم. سپس، آن مقدار كه خدا بخواهد، درنگ مى كنم و من، نخستين فردى هستم كه از قبر بيرون مى آيم و خروجم با خروجِ اميرمؤمنان و قيامِ قائم و

۱.الأنبياء: 69.
۲.الحَمُولَةُ: البعيرُ يُحملُ عليه، وقد يُستَعمَلُ في الفَرَسِ والبَغلِ والحمار (المصباح المنير: ص 152 «حمل»).
۳.البَلَقُ: سواد وبياض (الصحاح: ج 4 ص 1451 «بلق»).
۴.الأعراف: 96.
۵.الخرائج والجرائح: ج 2 ص 848 ح 63، مختصر بصائر الدرجات: ص 36، بحار الأنوار: ج 45 ص 80 ح 6.
تاريخ دمشق عن بشر بن طانحة عن رجل من همدان:خَطَبَنَا الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام غَداةَ اليَومِ الَّذِي استُشهِدَ فيهِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: عِبادَ اللّهِ، اتَّقُوا اللّهَ وكونوا مِنَ الدُّنيا عَلى حَذَرٍ، فَإِنَّ الدُّنيا لَو بَقِيَت لأَِحَدٍ وبَقِيَ عَلَيها أحَدٌ، كانَتِ الأَنبِياءُ أحَقَّ بِالبَقاءِ، وأولى بِالرِّضا، وأرضى بِالقَضاءِ، غَيرَ أنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ الدُّنيا لِلبَلاءِ، وخَلَقَ أهلَها لِلفَناءِ؛ فَجَديدُها بالٍ، ونَعيمُها مُضمَحِلٌّ، وسُرورُها مُكفَهِرٌّ، وَالمَنزِلُ بُلغَةٌ، وَالدّارُ قُلعَةٌ ۱، «وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى» ۲ وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُم تُفلِحونَ. ۳
تاريخ دمشقـ به نقل از بشر بن طانحه، از مردى از قبيله هَمْدان ـ: امام حسين عليه السلام صبح روز شهادتش براى ما سخنرانى كرد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «بندگان خدا! از خدا پروا كنيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر قرار بود دنيا براى كسى بمانَد و كسى در آن بمانَد، پيامبران به ماندن، سزاوارتر و به خشنودى، اُولى و به قضاى خداوند، راضى تر بودند؛ امّا خداوند متعال، دنيا را براى آزمودن آفريد و اهلش را براى نابودن شدن؛ تازه اش كهنه شدنى و نعمتش در معرض نابودى و شادى اش رو به تيرگى است و منزلى براى رفتن است، نه خانه اى براى ماندن. «و توشه برگيريد كه بهترين توشه، پرهيزگارى است» و از خدا پروا كنيد، شايد كه رستگار شويد».
۱.مَنْزِلَ قُلْعَة: أي ليس بِمُسْتَوطَن (الصحاح: ج 3 ص 1271 «قلع»).
۲.البقرة: 197.
۳.تاريخ دمشق: ج 14 ص 218، كفاية الطالب: ص 429 وفيه «بشر بن طامحة» بدل «بشر بن طانحة».
الفردوس عن الحسين بن عليّ عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ أغنِني بِالعِلمِ، وزَيِّنّي بِالحِلمِ، وأكرِمني بِالتَّقوى، وَجَمِّلني بِالعافِيَةِ. ۱
الفردوسـ از امام حسين عليه السلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: خدايا! مرا با علم، بى نياز كن و با بردبارى، زينت ده و با پرهيزگارى، بزرگم بدار و با عافيت، زيبايم كن.
۱.الفردوس: ج 1 ص 469 ح 1906 وراجع: كنز العمّال: ج 2 ص 185 ح 3663 نقلاً عن ابن النجّار.
عنه عليه السلام:عِبادَ اللّهِ اُوصيكُم بِتَقوَى اللّهِ فَإنَّها حَقُّ اللّهِ عَلَيكُم، وَالموجِبَةُ عَلَى اللّهِ حَقَّكُم، وَأن تَستَعينوا عَلَيها بِاللّهِ وَتَستَعينوا بِها عَلَى اللّهِ. فَإنَّ التَّقوى في اليَومِ الحِرزُ وَالجُنَّةُ، وَفي غَدٍ الطَّريقُ إلَى الجَنَّةِ. مَسلَكُها واضِحٌ، وَسالِكُها رابِحٌ، وَمُستَودَعُها حافِظٌ. لَم تَبرَح عارِضَةً نَفسَها عَلَى الاُمَمِ الماضينَ مِنكم، وَالغابِرينَ لِحاجَتِهِم إلَيها غَداً إذا أعادَ اللّهُ ما أبدى، وَأخَذَ ما أعطى، وَسَألَ عَمّا أسدى. فَما أقَلَّ مَن قَبِلَها وحَمَلَها حَقَّ حَملِها. اُولئِكَ الأقَلّونَ عَدَداً، وَهُم أهلُ صِفَةِ اللّهِ سُبحانَهُ إذ يَقولُ: «وَ قَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّكُورُ». ۱ فَأهطِعوا بِأسماعِكُم إلَيها،

امام على عليه السلام:اى بندگانِ خدا! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم؛ زيرا اين كار، حقّ خداست بر شما، و موجب حقّ شما بر خدا مى شود. و به شما سفارش مى كنم كه در راه تقوا، از خدا كمك بخواهيد و به وسيله آن، براى گزاردن حقّ خدا يارى طلبيد؛ زيرا پرهيزگارى، امروزْ پناهگاه و سِپَر است و در فردا، راهى به سوىِ بهشت است. راهِ آن، روشن است و رونده در اين راه، بهره ور و امانتدار آن (يعنى خداى بزرگ)، حافظ و نگهدار. تقوا، همواره خود را بر مردم گذشته و حال، نشان داده است؛ زيرا آنان در فرداى قيامت، به آن نياز دارند؛ فردايى كه خداوند بزرگ، آنچه را پديد آورده است، باز مى گردانَد و آنچه را بخشيده است، باز مى گيرد و از آنچه عطا فرموده است، سؤال مى كند. پس چه بس اندك اند كسانى كه تقوا را پذيرفته اند و به

۱.سبأ: 13.
۲.نهج البلاغة: الخطبة 191.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۰