گواهى دادن پيامبران

11 حدیث
الإمام الباقر عليه السلام:لَمّا نَزَلَتِالتَّوراةُ عَلى مُوسى عليه السلام بَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. فَلَم تَزَلِ الأَنبِياءُ تُبَشِّرُ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله حَتّى بَعَثَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى المَسيحَ عيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام فَبَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، وذلِكَ قَولُهُ تَعالى «يَجِدُونَهُ» يَعنِي اليَهودَ وَالنَّصارى «مَكْتُوبًا» يَعني صِفَةَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله «عِندَهُمْ» يَعني «فِى التَّوْرَاةِ وَالإِْنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ» ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل يُخبِرُ عَن عيسى عليه السلام: «وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ يَأْتِى مِن بَعْدِى اسْمُهُ أَحْمَدُ» . ۱
امام باقر عليه السلام:تورات، وقتى بر موسى عليه السلام نازل شد، به [نبوّت] محمّد صلى الله عليه و آله بشارت داد. پيامبران، همواره به [نبوت] محمّد، بشارت مى داده اند، تا اين كه خداوندِ خجسته و والا، عيسى مسيح عليه السلام را برانگيخت و او هم به [نبوت] محمّد، بشارت داد و آن، همين گفته خداوند است: «مى يابند او را» ؛ يعنى يهود و نصارا «نوشته شده» ؛ يعنى صفت محمّد را «در پيش خودشان» ؛ يعنى «در تورات و انجيل كه آنان را به معروف، امر و از منكر، نهى مى كند» و اين، همان فرموده خداوند عز و جل است كه از قول عيسى خبر مى دهد: «و بشارت دهنده به پيامبرى كه پس از من مى آيد و نامش احمد است» .
۱.الكافي: ج 1 ص 117 ح 92، كمال الدين: ص 217 ح 2 كلاهما عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج 11 ص 48 ح 49.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ أخَذَ الميثاقَ عَلَى الأَنبِياءِ قَبلَ نَبِيِّنا صلى الله عليه و آله، أن يُخبِروا أُمَمَهُم بِمَبعَثِهِ ونَعتِهِ، وَيُبَشِّروهُم بِهِ، ويَأمُروهُم بِتَصديقِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، از پيامبران پيش از پيامبر ما پيمان گرفته كه امّت هايشان را از بعثت و وصف او مطّلع سازند و آمدن او را بشارت دهند و مردم را وا دارند كه او را تصديق كنند.
۱.مجمع البيان: ج 2 ص 784 وروى الحديث أيضا ابن عبّاس وقتادة، بحارالأنوار: ج 11 ص 12.
الطبقات الكبرى عن محمّد بن كعب:أوحَى اللّهُ إلى يَعقوبَ: إ نِّي أبعَثُ مِن ذُرِّيَّتِكَ مُلوكا وأنبِياءَ حَتَّى أبعَثَ النَّبِيَّ الحَرَمِيَّ الَّذي تَبني أُمَّتُهُ هَيكَلَ بَيتِ المَقدِسِ، وهُوَ خاتَمُ الأنبِياءِ، وَاسمُهُ أحمَدُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن كعب ـ: خداوند به يعقوب عليه السلام وحى كرد: «من، از نسل تو شاهان و پيامبرانى برخواهم انگيخت تا آن گاه كه پيامبرِ مكّى را مبعوث كنم كه امّت او، معبد بيت المقدّس را مى سازند و او، خاتمِ پيامبران و نامش احمد است.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 163.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا سُئِلَ في بِدءِ أمرِهِ ـ:. دَعوَةُ أبي إبراهيمَ، وبُشرى عيسى، ورَأت أُمِّي أ نَّهُ يَخرُجُ مِنها نورٌ أضاءَت مِنها قُصورُ الشّامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به سؤال از آغاز كار ايشان (اين كه از چه زمان پيامبر بوده است؟) ـ: [من همان] دعاى ابراهيم عليه السلام و بشارت عيسى عليه السلام [هستم]و مادرم [هنگام تولّد من]ديد نورى از او بيرون مى آيد و بر اثر آن، كاخ هاى شام، نمايان شد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 295 ح 22324، المعجم الكبير: ج 8 ص 175 ح 7729 كلاهما عن أبي اُمامة، الدرّ المنثور: ج 1 ص 334؛ الخصال: ص 177 ح 236 عن أبي أمامة نحوه، بحار الأنوار: ج 16 ص 321 ح 9.
الطبقات الكبرى عن الشّعبيّـ في مَجَلَّةِ إبراهيمَ عليه السلام ـ: إنَّهُ كائِنٌ مِن وُلدِكَ شُعوبٌ وشُعوبٌ؛ حَتَّى يَأتِيَ النَّبِيُّ الأُمِّيُّ الَّذي يَكونُ خاتَمَ الأنبِياءِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از شعبى ـ: در كتاب ابراهيم عليه السلام آمده است: «از فرزندان تو، قوم ها و قوم ها پديد خواهند آمد، تا آن گاه كه پيامبر امّى، كه خاتم پيامبران است، برانگيخته شود.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 163.
الطبقات الكبرى عن عبد الحميد بن جعفر عن أبيه:كانَ الزُّبيرُ بنُ باطا ـ وكانَ أعلَمَ اليَهودِ ـ يَقولُ: إنِّي وَجَدتُ سِفرا كانَ أبي يَختِمُهُ عَلَيَّ، فيهِ ذِكرُ أحمَدَ؛ نَبيٍّ يَخرُجُ بِأرضِ القُرظِ صِفَتُهُ كَذا وكَذا، فَتَحَدَّثَ بِهِ الزُّبَيرُ بَعدَ أبيهِ وَالنَّبِيُّ صلى الله عليه و آله لَم يُبعَث، فَما هُوَ إلاَّ أن سَمِعَ بِالنَّبيِّ صلى الله عليه و آله قَد خَرَجَ بِمَكّةَ حَتّى عَمَدَ إلى ذلِكَ السِّفرِ فَمَحاهُ، وكَتَمَ شَأنَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وقالَ: لَيسَ بِهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبدالحميد بن جعفر، از پدرش ـ: زبير بن باطا، كه عالم ترين فرد يهود بود ـ، مى گفت: من به كتابى دسترس پيدا كردم كه پدرم، آن را از من پنهان نگه مى داشت. در آن كتاب، از پيامبرى به نام «احمد» ياد شده بود كه در سرزمين قرظ [بنى قريظه] ظهور مى كند و خصوصياتش چنين و چنان است. زبير، بعد از مرگ پدرش و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز مبعوث نشده بود، اين مطلب را بارها بازگو مى كرد؛ امّا همين كه شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ظهور كرده است، مطالب آن كتاب را پاك كرد و موضوعِ پيامبر را كتمان نمود و گفت: اين شخص، آن پيامبر نيست.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 159.
الإمام عليّ عليه السلامـ في مَبعَثِ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ـ: إلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله. مَأخُوذا عَلَى النَّبِيِّينَ ميثاقُهُ، مَشهورَةً سِماتُهُ، كَريماً ميلادُهُ. وأهلُ الأرضِ يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وَطَرائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَينَ مُشَبِّهٍ للّهِِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ. فَهداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وأنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ثُمَّ اختارَ سُبحانَهُ لِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لِقاءَهُ، ورَضيَ لَهُ ما عِندَهُ وأكرَمَهُ عَن دارِ الدُّنيا ورَغِبَ بِهِ عَن مَقامِ البَلوى. فَقَبَضَهُ إلَيهِ كَريماً صلى الله عليه و آله. ۱

امام على عليه السلامـ در بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: تا اين كه خداى سبحان، محمّد را به عنوان فرستاده خدا برانگيخت، در حالى كه از پيامبران درباره او پيمان گرفته بود، نشانه هايش شناخته شده و تولّدش فرخنده بود. اهل زمين در آن روز، داراى آيين هاى گوناگون و خواهش هاى پراكنده و دسته جات متشتّت بودند. كسانى بودند كه خداوند را شبيه مخلوق مى دانستند. يا از نام او منحرف بودند و يا در پىِ غير او بودند. خداوند به وسيله او آنها را از گم راهى هدايت كرد و از نادانى نجاتشان داد. سپس خداوند سبحان، لقاى محمّد صلى الله عليه و آله را براى خود روا ديد و براى او آن را پسنديد كه در نزد خود داشت و از سراى دنيا، او را بزرگ و عزيز داشت و دوستدارِ ديدار او شد تا سختى بلايا را نبيند و او را بزرگوارانه برگرفت و

۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 16 ص 284 ح 134.
التوحيدـ في مُناظَرَةِ الإمامِ الرِّضا عليه السلام أصحابَ المِلَلِ وَالمَقالاتِ ـ: قالَ رأسُ الجالوتِ: مِن أينَ تُثبِتُ نُبُوَّةَ مُحَمَّدٍ؟ قالَ الرِّضا عليه السلام: شَهِدَ بِنُبُوَّتِهِ صلى الله عليه و آله موسَى بنُ عِمرانَ، وعيسَى بنُ مَريمَ، وداوودُ خَليفَةُ اللّهِ عز و جل فِي الأرضِ. قالَ لَهُ: أثبِت قَولَ موسَى بنِ عِمرانَ! قالَ الرِّضا عليه السلام: هَل تَعلَمُ يا يَهودِيُّ أ نَّ موسى أوصى بَني إسرائيلَ فَقالَ لَهُم: إنَّهُ سَيأتِيكُم نَبِيٌّ هوَ مِن إخوَتِكُم، فَبِهِ فَصَدِّقوا، ومِنهُ فَاسمَعوا، فَهَل تَعلَمُ أ نَّ لِبَني إسرائيلَ إخوَةً غَيرَ وُلدِ إسماعيلَ، إن كُنتَ تَعرِفُ قَرابَةَ إسرائيلَ مِن إسماعيلَ وَالنَّسَبَ الَّذي بَينَهُما مِن قِبَلِ إبراهيمَ عليه السلام؟ فَقالَ

التوحيدـ در مناظره امام رضا عليه السلام با پيروان اديان و عقايد مختلف ـ: رأس الجالوت گفت: چگونه نبوّت محمّد را ثابت مى كنى؟ امام رضا عليه السلام فرمود: «موسى بن عمران و عيسى بن مريم و داوود عليهم السلام، جانشينان خداوند عز و جل در روى زمين، به نبوّت او شهادت داده اند». رأس الجالوت گفت: ثابت كن كه موسى بن عمران، چنين چيزى گفته است. امام رضا عليه السلام فرمود: «اى يهودى! مى دانى كه موسى عليه السلام به بنى اسرائيل سفارش كرد و فرمود: در آينده، پيامبرى از برادران شما خواهد آمد. او را تصديق كنيد و به سخنانش گوش دهيد. اگر از خويشاوندى اسرائيل با اسماعيل و نسبى كه از جانب ابراهيم عليه السلام با يكديگر دارند، اطّلاع دارى، آيا فرزندان اسرائيل، برادرانى غير از فرزندان اسماعيل داشته اند؟». رأس

۱.سقط ما بين المعقوفين فى المصدر وأثبتناه من بحارالأنوار و قصص الأنبياء.
۲.التوحيد: ص 427، عيون أخبار الرضا: ج 1 ص 164 ح 1، الاحتجاج: ج 2 ص 414 ح 307 كلاهما نحوه وكلّها عن الحسن بن محمّد النوفلي، بحار الأنوار: ج 10 ص 307 ح 1.
الطبقات الكبرى عن كعب:إنَّ نَعتَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فِي التَّوراةِ: مُحَمَّدٌ عَبدِيَ المُختارُ، لا فَظٌّ ولا غَليظٌ، ولا صَخَّابٌ فِي الأسواقِ، ولا يَجزي بِالسَّيِّئَةِ السَّيِّئَةَ، ولكِن يَعفو ويَغفِرُ، مَولِدُهُ بِمَكَّةَ، ومُهاجَرُهُ بِالمَدينَةِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از كعب ـ: صفات پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات، چنين است: «محمّد، بنده برگزيده من است؛ نه تندخوست و نه خشن و نه در كوچه و بازار، هياهو به راه مى اندازد. بدى را با بدى پاسخ نمى دهد؛ بلكه مى بخشد و گذشت مى كند. زادگاهش مكّه، هجرتگاهش مدينه و فرمان روايى اش در شام است».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 360.
الطبقات الكبرى عن أبي نملة:كانَت يَهودُ بَني قُرَيظَةَ يَدرُسونَ ذِكرَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في كُتُبِهِم، ويُعَلِّمونَهُ الوِلدانَ بِصِفَتِهِ وَاسمِهِ ومُهاجَرِهِ إلَينا، فَلَمَّا ظَهَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَسَدوا وبَغَوا وقالوا: لَيسَ بِهِ! ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو نَملَه ـ: يهود بنى قريظه، نام پيامبر خدا را در كتاب هاى خود مى خواندند و به كودكان خود، آموزش مى دادند كه نام و نشان او چيست و به نزد ما هجرت مى كند؛ امّا چون پيامبر خدا ظهور كرد، حسادت ورزيدند و حق كشى كردند و گفتند: اين شخص؛ آن پيامبر نيست.
۱.المصدر السابق: ص 160.
الطبقات الكبرى عن محمّد بن جعفر بن الزبير و محمّد بن عمارة بن غزيّة:قَدِمَ وَفدُ نَجرانَ وفيهِم أبُو الحارِثِ بنُ عَلقَمَةَ بنِ رَبيعَةَ، لَهُ عِلمٌ بِدينِهِم ورِئاسَةٌ، وكانَ أُسقُفَهُم وإمامَهُم وصاحِبَ مِدراسِهِم، ولَهُ فيهِم قَدرٌ، فعَثَرَت بِهِ بَغلَتُهُ، فَقالَ أخوهُ: تَعِسَ الأبعَدُ! يُريدُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ أبُو الحارِثِ: بَل تَعِستَ أنتَ، أتَشتِمُ رَجُلاً مِن المُرسَلينَ؟! إنَّهُ الَّذي بَشَّرَ بهِ عيسى، وإنَّهُ لَفِي التَّوراةِ! قالَ: فَما يَمنَعُكَ مِن دينِهِ؟ قالَ: شَرَّفَنا هؤلاءِ القَومُ وأكرَمونا ومَوَّلونا، وقَد أبَوا إلاّ خِلافَهُ ۱. ۲
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن جعفر بن زبير و محمّد بن عمارة بن غزيّه ـ: هنگامى كه نمايندگان نَجران به حضور پيامبر آمدند، ابو حارث بن علقمة بن ربيعه نيز در ميان آنان بود. او عالمِ دينى و رئيس و اسقف و پيشوا و صاحب مدارس آنان بود و در ميان ايشان، قدر و منزلتى داشت. اتّفاقا استر ابو حارث، او را به زمين زد. برادرش گفت: سرنگون باد آن مرد! و مقصودش پيامبر خدا بود. ابو حارث گفت: خودت سرنگون شوى! مردى را كه از پيامبران است، دشنام مى دهى؟! او كسى است كه عيسى بشارت آمدنش را داده و نامش در تورات آمده است. برادرش گفت: پس، چه چيز مانع تو از پذيرفتن دين او مى شود؟ گفت: اين قوم، ما را مهترى داده اند و گرامى داشته اند و ما را بر خود، سالار ساخته اند و از هر چيز، جز مخالفت با او سر باز مى زنند.
۱.في المصدر: «خلافة» و الصواب: ما أثبتناه.
۲.المصدر السابق: ص 164.