نتایج جستجو برای «مکه»: ۳۷۳ حدیث
الإمام زين العابدين عليه السلام:تَسبيحَةٌ بِمَكَّةَ، أفضَلُ مِن خَراجِ العِراقَينِ يُنفَقُ في سَبيلِ اللّهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:يك بار تسبيح گفتن در مكّه، برتر از انفاق كردن خراجِ دو عراق [ـِ عرب و عجم] در راه خداست.
۱.تهذيب الأحكام: ج 5 ص 468 ح 1640 عن خالد بن عماد القلانسي عن الإمام الصادق عليه السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 227 ح 2258 وفيه «تعدل» بدل «أفضل من»، المحاسن: ج 1 ص 144 ح 195 عن الإمام الصادق عليه السلام، وفيه «تسبيح» بدل «تسبحة» و «يعدل» بدل «أفضل من»، بحار الأنوار: ج 99 ص 82 ح 33.
صحيح مسلم عن أبي هريرة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسيرُ في طَريقِ مَكَّةَ، فَمَرَّ عَلى جَبَلٍ يُقالُ لَهُ: جُمدانُ، فَقالَ: سيروا، هذا جُمدانُ، سَبَقَ المُفَرِّدونَ. قالوا: ومَا المُفَرِّدونَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: الذّاكِرونَ اللّهَ كَثيرا وَالذّاكراتُ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا در راه مكّه مى رفت و بر كوهى به نام جُمدان گذشت. فرمود: «به پيش! اين، جُمدان است. تنهايان، پيشتازند». گفتند: تنهايان، كيستند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «مردان و زنانى كه فراوان، خدا را ياد مى كنند».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2062 ح 4، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 385 ح 9343 وفيه «جدان» بدل «جمدان» في كلا الموضعين، كنز العمّال: ج 1 ص 417 ح 1774.
الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «قُلْ أَىُّ شَىْ ءٍ أَكْبَرُ شَهَـدَةً.» ـ: ذلك أنَّ مُشرِكي أهلِ مَكَّةَ قالوا: يا مُحمَّدُ، ما وَجَدَ اللّهُ رَسولاً يُرسِلُهُ غَيرَكَ؟! ما نَرى أحَدا يُصَدِّقُكَ بِالَّذي تَقولُ. وذلِكَ في أوَّلِ ما دَعاهُم وهُو يَومَئِذٍ بمَكَّةَ، قالوا: ولَقَد سَألنا عَنكَ اليَهودَ وَالنَّصارى فزَعَموا أ نَّهُ لَيسَ لَكَ ذِكرٌ عِندَهُم، فَأتِنا بمَن يَشهَدُ أ نَّكَ رَسولُ اللّهِ! قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «اللَّهُ شَهِيد بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ» الآية. ۱
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه: «بگو: گواهى چه كسى از همه برتر است؟.» ـ: زمانى كه پيامبر خدا در مكّه تازه دعوت خود را آغاز كرده بود، مشركان مكّه گفتند: اى محمّد! آيا خدا پيامبرى غير از تو پيدا نكرد كه او را بفرستد؟! ما هيچ كس را نمى يابيم كه گفته هاى تو را تصديق كند. از يهود و نصارا درباره تو پرسيديم؛ امّا آنها گفتند كه در كتاب هاى آنها از تو ياد نشده است. بنا بر اين، كسى را بياور كه گواهى دهد كه تو فرستاده خدا هستى! پيامبر خدا فرمود: «خدا، گواه ميان من و شماست» تا آخر آيه.
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 195.
الإمام عليّ عليه السلام:اُسرَتُهُ خَيرُ اُسرَةٍ، وشَجَرَتُهُ خَيرُ شَجَرَةٍ، أغصانُها مُعتَدِلَةٌ، وثِمارُها مُتَهَدِّلَةٌ، مَولِدُهُ بمَكّةَ، وهِجرَتُهُ بطَيبَةَ، عَلا بِها ذِكرُهُ، وامتَدَّ مِنها صَوتُهُ. ۱
امام على عليه السلام:دودمان او بهترين دودمان است و شجره اش بهترين شجره، كه شاخه هايش راست است و ميوه هايش آويخته. زادگاهش مكّه است و هجرتش به طَيْبه. در آن جا آوازه اش بلند شد و صداى [دعوت]او به همه جا كشيده شد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 161.
بحار الأنوار:كانَت الهِجرَةُ سَنَةَ أربَعَ عَشرَةَ مِن المَبعَثِ، وهِيَ سَنَةُ أربَعٍ وثَلاثينَ مِن مُلكِ كِسرى پرويز، سنةَ تِسعٍ لِهِرَقلَ ۱، وأوّلُ هذهِ السَّنَةِ المُحرَّمُ. وكانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُقيما بمَكّةَ لَم يَخرُجْ مِنها، وقَد كانَ جَماعَةٌ خَرَجوا في ذي الحجّةِ، وقالَ محمّدُ بنُ كعبِ القُرَظيّ: اجتَمَعَ قُرَيشٌ على بابِهِ وقالوا: إنّ محمّدا يَزعُمُ أ نَّكم إن بايَعتُموهُ كُنتُم مُلوكَ العَرَبِ والعَجَمِ، ثُمّ بُعِثتُم بَعدَ مَوتِكُم فجُعِلَ لَكُم جِنانٌ كجِنانِ الأرضِ، وإن لَم تَفعَلوا كانَ لَكُم مِنهُ الذَّبحُ ثُمّ بُعِثتُم بَعدَ مَوتِكُم فجُعِلَت لَكُم نارٌ تُحرَقونَ بِها. فخَرَجَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فأخَذَ حَفنَةً ۲ مِن تُرابٍ، ثُمّ قالَ: نَعَم

بحار الأنوار:هجرت [پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه] در سال چهاردهم بعثت صورت گرفت و مصادف بود با سى و چهارمين سال سلطنت خسرو پرويز و نهمين سال فرمان روايى هِرَقل (امپراتور روم)، و اوّل اين سال محرّم است. پيامبر خدا در مكّه بود و آن جا را ترك نكرده بود؛ امّا عدّه اى از مسلمانان در ماه ذى حجّه بيرون رفته بودند. محمّد بن كعب قُرَظى مى گويد: قريش بر درِ خانه پيامبر جمع شدند و گفتند: محمّد مى گويد كه اگر شما با او بيعت كنيد، بر عرب و عجم، فرمان روا خواهيد شد و بعد از مرگ هم، دوباره زنده مى شويد و براى شما باغ ها و جنّت هايى چون باغ هاى اين جهان خواهد بود و اگر بيعت نكنيد، به دست او كشته خواهيد شد و بعد از مرگ هم زنده خواهيد شد و در آتش سوزان خواهيد سوخت. در اين هنگام، پيامبر خدا از خانه

۱.هِرَقْل: من ملوك الروم، وهو أوّل من ضرب الدنانير، وأوّل من أحدث البيعة (لسان العرب: ج 11 ص 694).
۲.الحفنة: مل ء الكفّين (كما في هامش المصدر).
۳.يس: 1 ـ 9.
۴.التوشّح بالرداء: أن يدخل الثوب من تحت يده اليمنى فيلقيه على منكبه الأيسر كما يفعل المُحرم (لسان العرب: ج 2 ص 633).
۵.بحار الأنوار: ج 19 ص 38 ح 6.
صحيح مسلم عن يزيد بن حيّان:اِنطَلَقَتُ أنَا وحُصَينُ بنُ سَبرَةَ، وعُمَرُ بنُ مُسلِمٍ، إلى زَيدِ بنِ أرقَمَ، فَلَمّا جَلَسنا إلَيهِ. قالَ: قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما فينا خَطيبا بِماءٍ يُدعى خُمّا، بَينَ مَكَّةَ وَالمَدينَةِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ووَعَظَ وذَكَّرَ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ ألا أيُّهَا النّاسُ، فَإِنَّما أنا بَشَرٌ يوشِكُ أن يَأتِيَ رَسولُ رَبّي فَاُجيبَ، وأنَا تارِكٌ فيكُمُ ثِقلَينِ، أوَّلُهُما كِتابُ اللّهِ، فيهِ الهُدى وَالنّورُ، فَخُذوا بِكِتابِ اللّهِ وَاستَمسِكوا بِهِ. فَحَثَّ عَلى كِتابِ اللّهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلُ بَيتي، اُذَكِّرُكُم اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُم اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذكّركم اللّه في أهل بيتي. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از يزيد بن حيّان ـ: من و حُصين بن سَبره و عُمر بن مسلم، نزد زيد بن ارقم رفتيم چون نشستيم. گفت: روزى پيامبر خدا در آبگاهى به نام خُم، واقع در ميان مكّه و مدينه، براى ما به ايراد خطبه پرداخت و نخست، حمد و ثناى خدا به جاى آورد و پند و اندرز داد و آن گاه فرمود: «امّا بعد، اى مردم! من نيز يك بشر هستم و فردا كه پيك پروردگارم بيايد، اجابتش مى كنم. من دو چيز گران بها در ميان شما بر جاى مى گذارم: نخستين آنها، كتاب خداست كه در آن، هدايت و نور است. پس، كتاب خدا را بگيريد و بدان چنگ زنيد». آن گاه، به كتاب خدا تشويق و ترغيب كرد و سپس فرمود: «و [ديگر]، اهل بيتم. خدا را يادآورى مى كنم درباره اهل بيتم؛ خدا را يادآورى مى كنم درباره اهل بيتم؛ خدا را يادآورى مى كنم درباره اهل بيتم!».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1873 ح 36.
صحيح مسلم عن زَيد بن أرقَم:قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومًا فينا خَطيبًا بِماءٍ يُدعى «خُمًّا» بَينَ مَكَّةَ والمَدينَةِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ ووَعَظَ وذَكَّرَ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ، ألا أيُّهَا النّاسُ، فَإِنَّما أنَا بَشَرٌ يوشِكُ أن يَأتِيَ رَسولُ رَبّي فَاُجيبَ، وأنَا تارِكٌ فيكُم ثَقَلَينِ: أوَّلُهُما كتابُ اللّهِ فيهِ الهُدى والنّورُ، فَخُذوا بِكتابِ اللّهِ واستَمسِكوا بِهِ. فَحَثَّ عَلى كِتابِ اللّهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلُ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: پيامبر خدا، روزى در ميان ما در آبگيرى كه «خُم» ناميده مى شود و ميان مكّه و مدينه قرار دارد، به خطبه برخاست و خداوند را ستود و پند داد و موعظه كرد و سپس فرمود: «امّا بعد، هان، اى مردم! من هم بشرى هستم كه به زودى، پيكِ پروردگارم نزد من مى آيد و من نيز او را پاسخ مى گويم. من در ميان شما دو چيز گران بها به يادگار مى نهم: نخستين آن دو، كتاب خداست كه در آن، هدايت و نور، نهفته است. پس كتاب خدا را بگيريد و بدان، چنگ در زنيد». پيامبر صلى الله عليه و آله به كتاب خدا ترغيب كرد و تشويق نمود و سپس فرمود: «و اهل بيت من! خدا را در حقّ اهل بيتم به شما يادآور مى شوم؛ خدا را در حقّ اهل بيتم به شما يادآور مى شوم؛ خدا را در حقّ اهل بيتم به شما يادآور مى شوم!».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 1873 ح 2408.
عنه صلى الله عليه و آله:دُحِيَتِ الأَرضُ مِن مَكَّةَ، وكانَت المَلائِكَةُ تَطوفُ بِالبَيتِ، فَهِيَ أوَّلُ مَن طافَ بِهِ، وهِيَ الأَرضُ الَّتي قالَ اللّهُ: «إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[خشكىِ] زمين، از مكّه گسترش يافت. فرشتگان، خانه كعبه را طواف مى كردند و نخستين كسانى بودند كه آن را طواف كردند. اين، همان زمينى است كه خداوند فرموده است: «من در زمين، جانشينى قرار خواهم داد» .
۱.البقرة: 30.
۲.تفسير الطبري: ج 1 الجزء 1 ص 199.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في خُطبَةٍ لَهُ يَومَ فَتحِ مَكَّةَ ـ: أيُّهَا النّاسُ، إنَّكُم مِن آدَمَ وآدَمُ مِن طينٍ، ألا وإنَّ خَيرَكُم عِندَ اللّهِ وأكرَمَكُم عَلَيهِ اليَومَ أتقاكُم وأطوَعُكُم لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در خطبه خويش در روز فتح مكّه ـ: اى مردم! شما از آدميد و آدم از خاك است. آگاه باشيد! امروز، بهترينِ شما نزد خدا و گرامى ترينِ شما پيش او، پرهيزگارترين و مطيع ترينِ شما در برابر اوست.
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 56 ح 150.
مسند ابن حنبل عن الوليد بن عقبة:لَمّا فَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَكَّةَ، جَعَلَ أهلُ مَكَّةَ يَأتونَهُ بِصِبيانِهِم فَيَمسَحُ عَلى رُؤوسِهِم ويَدعو لَهُم. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از وليد بن عقبه ـ: وقتى پيامبر خدا، مكّه را فتح كرد، اهل مكّه با كودكانشان نزد ايشان مى آمدند و ايشان بر سرِ آنان، دست مى كشيد و برايشان دعا مى كرد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 517 ح 16379.
صحيح مسلم عن زيد بن أرقم:قامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَوما فينا خَطيبا بِماءٍ يُدعى خُمّا؛ بَينَ مَكَّةَ وَالمَدينَةِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ ووَعَظَ وذَكَّرَ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ، ألا أيُّهَا النّاسُ! فَإِنَّما أنَا بَشَرٌ يوشِكَ أن يَأتِيَ رَسولُ رَبّي فَاُجيبَ. وأنَا تارِكٌ فيكُم ثَقَلَينِ ۱: أوَّلُهُما كِتابُ اللّهِ فيهِ الهُدى وَالنّورُ، فَخُذوا بِكِتابِ اللّهِ وَاستَمسِكوا بِهِ. فَحَثَّ عَلى كِتابِ اللّهِ ورَغَّبَ فيهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلُ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَ في أهلِ بَيتي، اُذَكِّرُكُمُ اللّهَفي أهلِ بَيتي. ۲
صحيح مسلمـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: روزى، پيامبر خدا در آبگاهى به نام «خُم» در راه ميان مكّه و مدينه، براى ما به خطبه ايستاد و حمد و ثناى خداوند را به جاى آورد و پند و اندرز داد و آن گاه فرمود: «و اينك ـ اى مردم ـ بدانيد كه من هم يك بشرم و زود است كه پيكِ [مرگ، از سوى]پروردگارم بيايد و دعوتش را اجابت كنم. من در ميان شما، دو چيز گران بها ۳ بر جاى مى گذارم: نخستينِ آن دو، كتاب خداست كه در آن، هدايت و نور است. پس كتاب خدا را بگيريد و بدان چنگ زنيد». پيامبر صلى الله عليه و آله به كتاب خدا ترغيب و تشويق كرد. سپس فرمود: «و [دوم،]اهل بيتِ من. خدا را درباره اهل بيتم به شما يادآورى مى كنم، خدا را درباره اهل بيتم به شما يادآورى مى كنم، خدا را درباره اهل بيتم به شما يادآورى مى كنم».
۱.قال ابن الأثير: سمّاهما «ثَقَلَين» لأنّ الأخذ بهما والعمل بهما ثقيل، ويقال لكلّ خطير نفيس: ثَقَل، فسمّاهما ثَقَلين إعظاما لقدرهما وتفخيما لشأنهما (النهاية: ج 1 ص 216 «ثقل»).
۲.صحيح مسلم: ج 4 ص 1873 ح 36.
۳.ابن اثير درباره ناميده شدن كتاب خدا و عترت به «ثقلين»، گفته است: دليلش اين است كه گرفتن آن دو و عمل به آنها، سنگين است. و به هر چيز خطير و ارزشمند، «ثَقَل» گفته مى شود. پس پيامبر صلى الله عليه و آله آن دو را براى بزرگداشت منزلت آنها و سترگ و عالى داشتن جايگاهشان، ثقلين ناميده است (النهاية: ج 1 ص 216).
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا دَخَلَ البَيتَ عامَ الفَتحِ ومَعهُ الفَضلُ بنُ عبّاسٍ واُسامَةُ بنُ زَيدٍ، ثُمّ خَرَجَ فأخَذَ بحَلْقَةِ البابِ ـ: الحَمدُ للّهِ الّذي صَدَقَ عَبدَهُ، وأنجَزَ وَعدَهُ، وغَلَبَ الأحزابَ وَحدَهُ، إنّ اللّهَ أذهَبَ نَخوَةَ العَرَبِ وتَكَبُّرَها بآبائها، وكُلُّكُم مِن آدَمَ وآدَمُ مِن تُرابٍ، وان أكرَمُكُم عِندَ اللّهِ أتقاكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه در سال فتح مكّه، همراه فضل بن عبّاس و اُسامة بن زيد، داخل خانه خدا شد و سپس بيرون آمد و دستگيره در را گرفت ـ: ستايش، خداوندى را كه بنده اش را تصديق كرد و وعده اش را به انجام رساند و به تنهايى، بر همه احزاب چيره گشت. خداوند، نخوت عرب و نازيدن آنها به پدرانشان را از بين برد. همه شما از آدم هستيد و آدم از خاك و ارجمندترينِ شما نزد خداوند، باتقواترينِ شماست.
۱.مشكاة الأنوار: ص 120 ح 283.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردتقوا +4 مورد دیگر
الإمام زين العابدين عليه السلام:كَتَبَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله لِعَتّابِ بنِ أسيدٍ عَهدا عَلى أهلِ مَكَّةَ.: «وقَد قَلَّدَ مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ عَتّابَ بنَ أسيدٍ أحكامَكُم ومَصالِحَكُم، قَد فَوَّضَ إلَيهِ تَنبيهَ غافِلِكُم، وتَعليمَ جاهِلِكُم، وتَقويمَ أوَدِ ۱ مُضطَرِبِكُم، وتَأديبَ مَن زالَ عَن أدَبِ اللّهِ مِنكُم». ۲
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر خدا در فرمانى كه به موجب آن، عَتّاب بن اَسيد را بر مردم مكّه گماشت، چنين نوشت: «. محمّد پيامبر خدا، احكام و مصالح شما را به عتّاب بن اسيد سپرد و به او اختيار [و وظيفه]داد كه غفلت زدگانِ شما را هشيار كند، و نادانتان را آموزش دهد، و نااستوارتان را استوار گردانَد، و منحرف شدگان از ادبِ خدا را ادب آموزد».
۱.الأوَد: العِوَج (النهاية: ج 1 ص 79 «أود»).
۲.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 556 ح 329.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +4 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أرادَ الدُّنيا وَالآخِرَةَ فَليَؤُمَّ ۱ هذَا البَيتَ؛ فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، ولا يَسأَ لُهُ آخِرَةً إلَا ادَّخَرَ لَهُ مِنها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه دنيا و آخرت را مى خواهد، ره سپار اين خانه (كعبه) شود؛ زيرا هيچ بنده اى به آن جا نرود و حاجتى دنيوى از خدا نخواهد، مگر آن كه خداوند، آن را به او مى دهد و هيچ امر اخروى نخواهد، مگر آن كه برايش ذخيره مى سازد.
۱.أمَّه يؤمُّه: إذا قصده (لسان العرب: ج 12 ص 22 «أمم»).
۲.مسند زيد: ص 220.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّهُ لَيسَ مِن عَبدٍ يَتَوَضَّأُ، ثُمَّ يَستَلِمُ الحَجَرَ، ثُمَّ يُصَلّي رَكعَتَينِ عِندَ مَقامِ إبراهيمَ، ثُمَّ يَرجِعُ فَيَضَعُ يَدَهُ عَلى بابِ الكَعبَةِ، فَيَحمَدُ اللّهَ ثُمَّ لا يَسأَلُ اللّهَ شَيئا إلّا أعطاهُ إن شاءَ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر بنده اى وضو سازد و سپس، حجر [الأسود] را استلام كند و بعد، دو ركعت نماز در مقام ابراهيم بخواند، آن گاه، برگردد و دستش را بر در كعبه بگذارد و حمد خدا را بگويد، هر چه از خدا بخواهد، به او عطا مى كند، إن شاء اللّه!
۱.النوادر للأشعري: ص 140 ح 360.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أرادَ الدُّنيا والآخِرَةَ فَليَؤُمَّ هذَا البَيتَ، ومَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وهُوَ يَنوِي الحَجَّ مِن قابِلٍ زيدَ في عُمُرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس دنيا و آخرت مى خواهد، آهنگ زيارت اين خانه كند. هر كس از مكّه بازگردد، در حالى كه تصميم دارد سال آينده هم به حج برود، عمرش افزون خواهد شد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 219 ح 2222 و ح 2223.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن رَجَعَ مِن مَكَّةَ وهُوَ لا يَنوِي العَودَ إلَيها فَقَد قَرُبَ أجَلُهُ، ودَنا عَذابُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه از مكّه بازگردد، در حالى كه تصميم به حجِّ دوباره ندارد، يقينا اَجَل و عذابش نزديك شده است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 220 ح 2224.
صحيح البخاري عن ابن عبّاس:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله وَقَّتَ لِأَهلِ المَدينَةِ ذَا الحُلَيفَةِ، ولِأَهلِ الشّامِ الجُحفَةَ، ولِأَهلِ نَجدٍ قَرنَ المَنازِلِ، ولِأَهلِ اليَمَنِ يَلَملَمَ. هُنَّ لَهُنَّ ولِمَن أتى عَلَيهِنَّ مِن غَيرِهِنَّ مِمَّن أرادَ الحَجَّ والعُمرَةَ، ومَن كانَ دونَ ذلِكَ فَمِن حَيثُ أنشَأَ حَتّى أهلُ مَكَّةَ مِن مَكَّةَ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا، براى اهل مدينه، «ذو الحُلَيفه» را ميقات قرار داد و براى شاميان، «جُحفه» را و براى اهل نَجْد، «قَرنُ المَنازل» را و براى اهل يمن، «يَلَملَم» را. اين ميقات ها براى آنان و كسانى است كه بر آن مكان ها وارد مى شوند و آهنگِ حج و عمره مى كنند. و هر كس كه از اينها به مكّه نزديك تر باشد ـ از هر جا كه حركت كند، حتّى اهل مكّه ـ [ميقاتشان] از مكّه است.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 554 ح 1452.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمَّا انتَهى إلَى البَيداءِ ۱ ـ حَيثُ المَيلُ ـ قُرِّبَت لَهُ ناقَةٌ فَرَكِبَها، فَلَمَّا انبَعَثَت بِهِ لَبّى بِالأَربَعِ. فَقالَ: لَبَّيكَ اللّهُمَّ لَبَّيكَ، لَبَّيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيكَ، إنَّ الحَمدَ والنِّعمَةَ لَكَ والمُلكَ، لا شَريكَ لَكَ. ۲
امام صادق عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله چون به «بَيداء» (در يك ميلى مكّه) ۳ رسيد، شترى نزديكش آوردند. سوار آن شد و چون ايشان را حركت داد، لبّيك هاى چهارگانه را چنين گفت: «لبّيك، پروردگارا لبّيك، لبّيك! تو را شريكى نيست. ستايش و نعمت و فرمان روايى، از آنِ توست. شريكى براى تو نيست».
۱.البيداء: اسم لأرض ملساء بين مكّة والمدينة، وهي إلى مكّة أقرب، تعدّ من الشَّرف، أمام ذي الحُلَيفة (معجم البلدان: ج 1 ص 523).
۲.قرب الإسناد: ص 125 ح 438.
۳.نام سرزمينى با خاك نرم، ميان مكّه و مدينه، كه به مكّه نزديك تر است.
مسند ابن حنبل عن زَيد بن يثيع عن أبي بَكر:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله بَعَثَهُ بِبَراءَةٍ لِأَهلِ مَكَّةَ: لا يَحُجُّ بَعدَ العامِ مُشرِكٌ، ولا يَطوفُ بِالبَيتِ عُريانٌ، ولا يَدخُلُ الجَنَّةَ إلّا نَفسٌ مُسلِمَةٌ، مَن كانَ بَينَهُ وبَينَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُدَّةٌ فَأَجَلُهُ إلى مُدَّتِهِ، وَاللّهُ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ ورَسولُهُ. قالَ: فَسارَ بِها ثَلاثا، ثُمَّ قالَ لِعَلِيٍّ عليه السلام: اِلحَقهُ فَرُدَّ عَلَيَّ أبا بَكرٍ وَبلِّغها أنتَ. قالَ: فَفَعَلَ، قالَ: فَلَمّا قَدِمَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أبو بَكرٍ بَكى، قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، حَدَثَ فِيَّ شَيءٌ؟! قالَ: ما حَدَثَ فيكَ إلّا خَيرٌ، ولكِن اُمِرتُ أن لا يُبَلِّغَهُ إلّا أنَا أو رَجُلٌ مِنّي. ۱

مسند ابن حنبلـ به نقل از زيد بن يثيع، درباره ابو بكر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله او (ابو بكر) را با [آيات]برائت، به سوى مردم مكّه فرستاد [تا بگويد] كه: «هيچ مشركى پس از اين سال، حج نگزارد. برهنه اى به دور كعبه طواف نكند. جز انسان مسلمان، كسى وارد بهشت نمى شود. هر كس با پيامبر خدا پيمانى دارد، فقط تا پايان مدّتش مهلت دارد؛ و خداوند و فرستاده اش از مشركانْ بيزارند». سه روز پس از حركت ابو بكر، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: «به او برس و ابو بكر را به سوى من، باز گردان و خود، آيات [برائت] را ابلاغ كن». پس على عليه السلام همان كار را كرد. چون ابو بكر بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد، گريست و گفت: اى پيامبر خدا! درباره من، چيزى رُخ داده است؟ فرمود: «جز خير،

۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 18 ح 4.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۷۳