نتایج جستجو برای «برکت»: ۲۷۸ حدیث
تيسير المطالب عن ابن عمر عن النّبيّ صلى الله عليه و آلهـ أنَّهُ تَلا «تَبَـرَكَ الَّذِى بِيَدِهِ الْمُلْكُ» حَتّى بَلَغَ قَولَهُ: «أيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلاً» ثُمَّ قالَ ـ: أيُّكُم أحسَنُ عَمَلاً فَهُوَ أحسَنُ عَقلاً، وأورَعُ عَن مَحارِمِ اللّهِ، وأسرَعُهُم في طاعَةِ اللّهِ تَعالى. ۱
تيسير المطالبـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله آيه «پر بركت و زوال ناپذير است كسى كه حكومت جهان هستى به دست اوست» را تا «كدام يك از شما بهتر عمل مى كنيد» تلاوت كرد و آن گاه فرمود: «هر يك از شما كه رفتارش نيكوتر باشد، خردى نيكوتر دارد و بيشتر از گناهان پرهيز مى كند و در بندگى خدا، شتابان تر است».
۱.تيسير المطالب: ص 377، مجمع البيان: ج 10 ص 484 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 70 ص 233 ح 6.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلامـ في يَومِ النَّحرِ ـ: إنَّ هذا يَومٌ حُرمَتُهُ عَظيمَةٌ، وبَرَكَتُهُ مَأمولَةٌ، وَالمَغفِرَةُ فيهِ مَرجُوَّةٌ، فَأَكثِروا ذِكرَ اللّهِ تعالى، وَاستَغفِروهُ وتوبوا إلَيهِ، إنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ. ۱
امام على عليه السلامـ در روز قربان ـ: امروز، روزى محترم و بابركت است و در اين روز، به آمرزش اميد مى رود. پس خداى متعال را بسيار ياد كنيد و از او آمرزش بطلبيد و به درگاهش توبه كنيد، كه او آمرزگار و مهربان است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 520 ح 1484، مصباح المتهجّد: ص 664 ح 730 عن جندب وفيه «وتعرّضوا لثوابه بالتوبة والإنابة والخضوع.» بدل «واستغفروه وتوبوا إليه إنّه هوالتوّاب الرحيم»، بحار الأنوار: ج 91 ص 100 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:كُلُّ كَلامٍ لا يُذكَرُ اللّهُ فيهِ فَيُبدَأُ بِهِ ويُصَلّى عَلَيَّ فيهِ، فَهُوَ أقطَعُ أكنَعُ ۱ مَمحوقٌ ۲ مِن كُلِّ بَرَكَةٍ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گفتارى كه با ياد خدا آغاز نگردد و در آن، بر من درود فرستاده نشود، گفتارى بُريده و بى فرجام و تهى از هر بركتى است.
۱.أكنع: أي ناقص أبتر (النهاية: ج 4 ص 204 «كنع»). و في كنزالعمّال: «أكتع» و هو تصحيف.
۲.المَحْق: النقص والمحو والإبطال (النهاية: ج 4 ص 303 «محق»).
۳.كنزالعمّال: ج 3 ص 263 ح 6463 نقلاً عن أحمد بن محمّد بن ميمون في فضائل عليّ عن أبي هريرة.
الإمام عليّ عليه السلام:البَيتُ الَّذي يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ ويُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ، تَكثُرُ بَرَكَتُهُ، وتَحضُرُهُ المَلائِكَةُ، وتَهجُرُهُ الشَّياطينُ، ويُضيءُ لِأَهلِ السَّماءِ كما تُضيءُ الكَواكِبُ لِأَهلِ الأَرضِ. وإنَّ البَيتَ الَّذي لا يُقرَأُ فيهِ القُرآنُ، ولا يُذكَرُ اللّهُ عز و جل فيهِ، تَقِلُّ بَرَكَتُهُ، وتَهجُرُهُ المَلائِكَةُ، وتَحضُرُهُ الشَّياطينُ. ۱
امام على عليه السلام:خانه اى كه در آن قرآن خوانده و نام خداوند عز و جل برده شود، بركتش فراوان مى شود و فرشتگان در آن، حاضر مى شوند و شياطين از آن، دور مى شوند و براى اهل آسمان، چنان مى درخشد كه اختران براى اهل زمين مى درخشند. و خانه اى كه در آن قرآن خوانده نمى شود و نام خداوند عز و جل در آن برده نمى شود، بركتش كم مى شود و فرشتگان از آن، دور و شياطين در آن، حاضر مى شوند.
۱.الكافي: ج 2 ص 610 ح 3، عدّة الداعي: ص 233 من دون إسنادٍ إلى الإمام عليّ عليه السلام وكلاهما عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 161 ح 42.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن اُعطِيَ أربَعا اُعطِيَ أربَعا، وتَفسيرُ ذلِكَ في كِتابِ اللّهِ عز و جل: مَن اُعطِيَ الذِّكرَ ذَكَرَهُ اللّهُ؛ لِأَنَّ اللّهَ يَقولُ: «اذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به هر كس چهار چيز داده شود، چهار چيز ديگر نيز عطا مى شود، و تفسير اين در كتاب خداوند عز و جل آمده است. به هر كس ياد كردن از خدا داده شود، خداوند نيز او را ياد مى كند؛ زيرا خداوند مى فرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» .
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 126 ح 4529، الدرّ المنثور: ج 1 ص 360 نقلاً عن الطبراني وابن مردويه وكلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
عنه صلى الله عليه و آله: «اذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» يَقولُ: اُذكُروني يا مَعشَرَ العِبادِ بِطاعَتي، أذكُركُم بِمَغفِرَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ [در باره آيه] «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» ـ: اى گروه بندگان! با فرمانبَرى از من، مرا ياد كنيد تا من هم با آمرزش خود، شما را ياد كنم.
۱.الفردوس: ج 3 ص 150 ح 4405 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ: اُذكُرُوني بِطاعَتي أذكُركُم بِمَغفِرَتي، فَمَن ذَكَرَني وهُوَ مُطيعٌ فَحَقٌّ عَلَيَّ أن أذكُرَهُ بِمَغفِرَتي، ومَن ذَكَرَني وهُوَ لي عاصٍ فَحَقٌّ عَلَيَّ أن أذكُرَهُ بِمَقتٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند مى فرمايد: «با اطاعت از من، مرا ياد كنيد تا من نيز با آمرزش خود، شما را ياد كنم. پس، هر كه مرا ياد كند و فرمان بُردار باشد، بر من است كه با آمرزش خويش، او را ياد كنم، و هر كه مرا ياد كند، در حالى كه نافرمان است، بر من است كه با خشم [خويش]، او را ياد كنم».
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 360 نقلاً عن ابن لال والديلمي وابن عساكر عن أبي هند الداري.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ سُبحانَهُ: «فاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» بِنِعمَتي، وَاذكُروني بِالطّاعَةِ وَالعِبادَةِ أذكُركُم بِالنِّعَمِ وَالإِحسانِ وَالرَّحمَةِ وَالرِّضوانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند سبحان مى فرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» با نعمتْ بخشيدنم به شما. و مرا از طريق فرمانبرى و بندگى، ياد كنيد تا من نيز از طريق نعمت ها و نيكى و مهربانى و خشنودى [خويش]، شما را ياد كنم.
۱.عدّة الداعي: ص 238، بحار الأنوار: ج 93 ص 163 ح 42.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل: إذا ذَكَرَني عَبدي خالِيا ذَكَرتُهُ خالِيا، وإن ذَكَرَني في مَلَأٍ ذَكَرتُهُ في مَلَأٍ خَيرٍ مِنَ المَلَأِ الَّذي ذَكَرَني فيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل مى فرمايد: «هر گاه بنده ام مرا در خلوت ياد كند، من او را در خلوت ياد مى كنم، و اگر در ميان جمع ياد كند، من او را در ميان جمعى بهتر از آن جمع كه او مرا ياد كرده است، ياد مى كنم».
۱.الفردوس: ج 3 ص 172 ح 4458، شُعب الإيمان: ج 1 ص 406 ح 551 نحوه، كنزالعمّال: ج 1 ص 432 ح 1866 نقلاً عن الطبراني وكلّها عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَعالى: أنَا عِندَ ظَنِّ عَبدي بي، وأنَا مَعَهُ إذا ذَكَرَني؛ فَإِن ذَكَرَني في نَفسِهِ ذَكَرتُهُ في نَفسي، وإن ذَكَرَني في مَلَأٍ ذَكَرتُهُ في مَلَأٍ خَيرٍ مِنهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «من آن گونه ام كه بنده ام نسبت به من گمان مى برد، و هر گاه مرا ياد كند، من با او هستم. پس اگر در درونش مرا ياد كند، من نيز در درونم او را ياد كنم، و اگر در ميان جمعى مرا ياد كند، من او را در ميان جمعى بهتر از آنان، يادش مى كنم».
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2694 ح 6970، صحيح مسلم: ج 4 ص 2061 ح 2، سنن الترمذي: ج 5 ص 581 ح 3603، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1255 ح 3822، شُعب الإيمان: ج 1 ص 406 ح 550 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 1 ص 225 ح 1135.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَعالى: لا يَذكُرُني عَبدي في نَفسِهِ إلّا ذَكَرتُهُ في مَلَأٍ مِن مَلائِكَتي، ولا يَذكُرُني في مَلَأٍ إلّا ذَكَرتُهُ فِي الرَّفيقِ الأَعلى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال مى فرمايد: «هر گاه بنده ام در تنهايى اش مرا ياد كند، من در ميان جمعى از فرشتگانم يادش مى كنم، و هر گاه در ميان جمعى يادم كند، من در ميان جمع بَرين (رَفيق اعلى)، ۲ يادَش مى كنم».
۱.المعجم الكبير: ج 20 ص 182 ح 391 عن معاذ بن أنس، كنزالعمّال: ج 1 ص 420 ح 1796.
۲.مقصود، پيامبران يا پيامبران و صدّيقان و شهيدان يا فرشتگان مقرّب اند. م.
المحاسن عن بشير الدهّان عن الإمام الصادق عليه السلام:قالَ اللّهُ تَعالى: اِبنَ آدَمَ، اُذكُرني في نَفسِكَ أذكُركَ في نَفسي. اِبنَ آدَمَ، اُذكُرني في خَلاءٍ أذكُركَ في خَلاءٍ. اِبنَ آدَمَ، اُذكُرني في مَلَأٍ أذكُركَ في مَلَأٍ خَيرٍ مِن مَلَئِكَ. وقالَ: ما مِن عَبدٍ يَذكُرُ اللّهَ في مَلَأٍ مِنَ النّاسِ، إلّا ذَكَرَهُ اللّهُ في مَلَأٍ مِنَ المَلائِكَةِ. ۱
المحاسنـ به نقل از بشير دهّان ـامام صادق عليه السلام فرمود: «خداى متعال مى فرمايد: اى پسر آدم! مرا در درونت ياد كن، تو را در درونم ياد كنم. اى پسر آدم! مرا در خلوت ياد كن، تو را در خلوت، ياد مى كنم. اى پسر آدم! مرا در ميان جمع ياد كن، من تو را در ميان جمعى بهتر از جمع تو، ياد مى كنم». [سپس] فرمود: «هيچ بنده اى نيست كه در ميان جمعى از مردم خدا را ياد كند، مگر آن كه خداوند در ميان جمعى از فرشتگان، از او ياد مى كند».
۱.المحاسن: ج 1 ص 110 ح 98، عوالي اللآلي: ج 1 ص 125 ح 59 عن أبي هريرة نحوه، بحار الأنوار: ج 93 ص 158 ح 31.
الكافي عن ابن فضّال رفعه، قال:قالَ اللّهُ عز و جل لِعيسى عليه السلام: يا عيسى، اُذكُرني في نَفسِكَ أذكُركَ في نَفسي، وَاذكُرني في مَلَأِ(كَ) أذكُركَ في مَلَأٍ خَيرٍ مِن مَلَأِ الآدَمِيِّينَ. ۱
الكافىـ به نقل از ابن فضّال، در حديثى كه سندش را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است ـ: خداوند عز و جل به عيسى عليه السلام فرمود: «اى عيسى! مرا در دلت ياد كن تا من نيز در دلم تو را ياد كنم، و در ميان جمع يادم كن، تا من نيز در ميان جمعى بهتر از آدميان، تو را ياد كنم».
۱.الكافي: ج 2 ص 502 ح 3 وج 8 ص 138 ح 103 عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 143 عن أبي عبد اللّه عليه السلام، تحف العقول: ص 498، أعلام الدين: ص 232 كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 60 ص 300 ح 10.
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ اللّهُ عز و جل: مَن ذَكَرني سِرّا ذَكَرتُهُ عَلانِيَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عز و جل فرموده است: «هر كس در نهانْ مرا ياد كند، من در آشكار، يادش مى كنم».
۱.الكافي: ج 2 ص 501 ح 1، عدّة الداعي: ص 244، بحار الأنوار: ج 93 ص 342 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» ۱ ذِكرُ اللّهِ تَعالى إيّاكُم أكبَرُ مِن ذِكرِكُم إيّاهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «و قطعاً ياد خدا بالاتر است» ، [يعنى] ياد كرد خداوند متعال از شما، بزرگ تر از يادكرد شما از اوست.
۱.العنكبوت: 45.
۲.الفردوس: ج 4 ص 406 ح 7178، الدرّ المنثور: ج 6 ص 466 نقلاً عن ابن السني وابن مردويه وكلاهما عن ابن عمر.
الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» ـ: يَقولُ: ذِكرُ اللّهِ لِأَهلِ الصَّلاةِ أكبَرُ مِن ذِكرِهِم إيّاهُ، ألا تَرى أنَّهُ يَقولُ: «اذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» ؟ ۱
امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند متعال: «و قطعاً ياد خدا بالاتر است» ـ: يادكرد خدا از نمازگزاران، بزرگ تر از يادكرد ايشان از اوست. نمى بينى كه مى فرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» ؟
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 150 عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج 82 ص 199.
مستدرك الوسائل:قالَ جَبرَئيلُ عليه السلام لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ: أعطَيتُ اُمَّتَكَ ما لم اُعطِهِ اُمَّةً مِنَ الاُمَمِ. فَقالَ: وما ذاكَ يا جَبرَئيلُ؟ قالَ: قَولُهُ تَعالى: «فاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» ، ولَم يَقُل هذِهِ لِأَحَدٍ مِنَ الاُمَمِ. ۱
مستدرك الوسائل:جبرئيل عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداى متعال مى فرمايد: «به امّت تو چيزى عطا كرده ام كه به هيچ امّتى عطا نكرده ام». پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آن چيست، اى جبرئيل؟ گفت: «اين فرموده او: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» ، و اين را به هيچ يك از امّت ها نفرموده است».
۱.مستدرك الوسائل: ج 5 ص 286 ح 5871 نقلاً عن مجموعة الشهيد قدس سره.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِقِسرَةَ بِنتِ رَواسٍ الكِندِيَّةِ ـ: أيا قِسرَةُ! اُذكُرِي اللّهَ عِندَ الخَطيئَةِ يَذكُركِ عِندَ المَغفِرَةِ، وأطيعي زَوجَكِ يَكفِكِ شَرَّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ، وبِرِّي والِدَيكِ يَكثُر خَيرُ بَيتِكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به قِسره دختر رَواس كِنْدى ـ: اى قسره! به گاهِ گناه به ياد خدا باش تا او نيز به گاه آمرزش به ياد تو باشد، و از شوهرت اطاعت كن تا خداوند، تو را از گزند دنيا و آخرت، نگه دارد، و به پدر و مادرت نيكى كن تا خير [و بركت]خانه ات افزون شود.
۱.الإصابة: ج 8 ص 287، اُسد الغابة: ج 7 ص 237 كلاهما عن قسرة بنت رواس الكندية، كنز العمّال: ج 15 ص 852 ح 43388 نقلاً عن أبي نعيم عن بسرة.
عنه صلى الله عليه و آله:مَا اجتَمَعَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ عز و جل، إلّا ذَكَرَهُمُ اللّهُ فيمَن عِندَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ گروهى براى ياد كردن از خداوند عز و جل گِرد هم نيامدند، مگر آن كه خداوند از آنان در ميان كسانى كه نزد او هستند، از ايشان ياد كرد.
۱.التاريخ الكبير: ج 1 ص 383 الرقم 1226 عن أبي سعيد الخدري.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷۸