فیلترها
نتایج جستجو برای «زمین»: ۵۶۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
امام على عليه السلام:بچه ها دندان هاى شيرى شان در هفت سالگى مى افتد؛ در نُه سالگى به نماز وا داشته مى شوند؛ در ده سالگى جاى خوابيدن آنان جدا مى گردد؛ در چهارده سالگى، بالغ مى شوند؛ تا بيست و يك سالگى قد مى كشند و تا بيست و هشت سالگى خِردشان رشد مى كند، بجز تجربه [كه پس از آن نيز زمينه رشد دارد].
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به بلال ـ: شب گذشته آيه اى بر من نازل شد. واى بر آن كه آن را بخواند و در آن نينديشد: «به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، نشانه هايى براى خردمندان است» [تا آخر آيه] ۳.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳
يا
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» .
و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه
۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:تَعَبَّدَ رَجُلٌ في صَومَعَةٍ، فَمَطَرَتِ السَّماءُ، فَأَعشَبَتِ الأَرضُ، فَرَأى حِمارًا يَرعى، فَقالَ: رَبِّ لَو كانَ لَكَ حِمارٌ لَرَعَيتُهُ مَعَ حِماري. فَبَلَغَ ذلِكَ نَبِيًّا مِن أنبِياءِ بَني إسرائيلَ، فَأَرادَ أن يَدعُوَ عَلَيهِ، فَأَوحَى اللّهُ إلَيهِ: إنَّما اُجازِي العِبادَ عَلى قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردى در صومعه اى عبادت مى كرد. از آسمان، باران باريد و زمين، سرسبز شد. خرى را ديد كه [در سبزه ها]مى چرد. گفت: پروردگارا! اگر تو هم خرى مى داشتى، به همراه خرِ خودم آن را مى چراندم.
اين سخن به پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل رسيد. خواست او را نفرين كند كه خداوند به وى وحى فرستاد: «همانا بندگانم را به ميزان خردشان، پاداش مى دهم».
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 156 ح 4640، تاريخ بغداد: ج 4 ص 13 و ص 46 نحوه وكلّها عن جابر بن عبداللّه وراجع الفردوس: ج 2 ص 16 ح 2114؛ بحار الأنوار: ج 64 ص 196.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ يَرى موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام رَجُلاً مِن بَني إسرائيلَ يُطَوِّلُ سُجودَهُ ويُطَوِّلُ سُكوتَهُ، فَلا يَكادُ يَذهَبُ إلى مَوضِعٍ إلاّ وهُوَ مَعَهُ، فَبَينا هُوَ يَومًا مِنَ
الأَيّامِ في بَعضِ حَوائِجِهِ إذ مَرَّ عَلى أرضٍ مُعشِبَةٍ تَزهو وتَهتَزُّ. قالَ: فَتَأَوَّهَ الرَّجُلُ.
فَقالَ لَهُ موسى: عَلى ماذا تَأَوَّهتَ؟
قالَ: تَمَنَّيتُ أن يَكونَ لِرَبّي حِمارٌ أرعاهُ هاهُنا.
قالَ: فَأَكَبَّ موسى عليه السلام طَويلاً بِبَصَرِهِ عَلَى الأَرضِ اغتِمامًا بِما سَمِعَ مِنهُ.
قالَ: فَانحَطَّ عَلَيهِ الوَحيُ، فَقالَ لَهُ: مَا الَّذي أكبَرتَ مِن مَقالَةِ عَبدي؟! أنَا اُؤاخِذُ عِبادي عَلى قَدرِ ما أعطَيتُهُم مِنَ العَقلِ. ۱
امام باقر عليه السلام:موسى بن عمران عليه السلام مردى از بنى اسرائيل را مى ديد كه سجده هاى طولانى مى كرد و خاموشى اش دراز بود. هر جا موسى عليه السلاممى رفت، آن مرد، وى را همراهى مى كرد.
روزى از روزها كه موسى عليه السلام به دنبال كارى بود، از زمين سرسبزى گذشت. مرد عبادت پيشه، آهى كشيد. موسى عليه السلام بدو گفت: «چرا آه مى كشى؟».
گفت: آرزو كردم كه اى كاش پروردگارم، الاغى داشت و من آن را در اين سرزمين مى چراندم.
موسى عليه السلام مدّتى طولانى چشمانش را به زمين دوخت، در حالى كه از سخن آن مرد، غمگين شده بود. بر موسى عليه السلام وحى آمد كه: «چرا سخن بنده ام بر تو گران آمد. من از بندگانم به ميزان خردشان حسابرسى مى كنم».
۱.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 608 عن عبيداللّه بن الوليد الوصّافي، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 21 وراجع عيون الأخبار لابن قتيبة: ج 2 ص 38.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الدرّ المنثور عن ابن دينار:أوحَى اللّهُ إلى موسى عليه السلام: أنِ اتَّخِذ نَعلَينِ مِن حَديدٍ وعَصًا، ثُمَّ سِح فِي الأَرضِ، فَاطلُبِ الآثارَ وَالعِبَرَ، حَتّى تَحفُوَ النَّعلانِ وتَنكَسِرَ العَصا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن دينار ـ: خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: «كفش هايى آهنى و عصايى بردار، آن گاه در زمين گردش كن و از عبرت ها و نشانه ها [ى گذشتگان]جستجو كن تا كفش هايت ساييده شود و عصايت بشكند».
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 61 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب التفكّر.
داوود عليه السلام:قُل لِصاحِبِ العِلمِ يَتَّخِذ عَصًا مِن حَديدٍ ونَعلَينِ مِن حَديدٍ، ويَطلُبُ العِلمَ حَتّى تَنكَسِرَ العَصا وتَنخَرِقَ النَّعلانِ. ۱
داوود عليه السلام:به دانشمند بگو كه عصا و كفشى آهنين بر گزيند و در جستجوى دانش حركت كند تا عصايش بشكند و كفش هايش پاره شود.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 147 ح 571 عن عبداللّه بن عبدالرحمن التستري، الفردوس: ج 1 ص 140 ح 497 عن أبيبكرة نحوه.
عنه عليه السلام:الحَمدُ لِلّهِ. الَّذي بَطَنَ مِن خَفِيّاتِ الاُمورِ، وظَهَرَ فِي العُقولِ بِما يُرى في خَلقِهِ مِن عَلاماتِ التَّدبيرِ، الَّذي سُئِلَتِ الأَنبِياءُ عَنهُ فَلَم تَصِفهُ بِحَدٍّ ولا بِبَعضٍ، بَل وَصَفَتهُ بِفِعالِهِ ودَلَّت عَلَيهِ بِآياتِهِ، لا تَستَطيعُ عُقولُ المُتَفَكِّرينَ جَحدَهُ؛ لِأَنَّ مَن كانَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ فِطرَتَهُ وما فيهِنَّ وما بَينَهُنَّ وهُوَ الصّانِعُ لَهُنَّ، فَلا مَدفَعَ لِقُدرَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ستايش، خداى را سزاست. كه از امور نهانى، پنهان است و بر اثر نشانه هاى تدبير ـ كه در آفريدگان او عيان شده ـ نزد خردها آشكار است؛ آن خدايى كه درباره اش از پيغمبرانش پرسيدند و آنان او را به حد و جزء داشتن نستودند؛ بلكه وى را به افعالش ستودند و به آياتش بدو راهنمايى نمودند. خردِ انديشمندان، او را انكار نمى كند؛ زيرا كسى كه آسمان و زمين و آنچه در ميان آنهاست، آفريده اوست و او سازنده همه آنهاست، قدرتش را بازدارنده اى نيست.
۱.الكافي: ج 1 ص 141 ح 7، التوحيد: ص 31 ح 1 وفيه «بنقص» بدل «ببعض» و «بأفعاله» بدل «بفعاله» وكلاهما عن الحارث الأعور، بحار الأنوار: ج 4 ص 265 ح 14.
الكافي عن الحسن بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ أوَّلَ الاُمورِ ومَبدَأها وقُوَّتَها وعِمارَتَها ـ الَّتي لا يَنتَفِعُ شَيءٌ إلاّ بِهِ ـ العَقلُ الَّذي جَعَلَهُ اللّهُ زينَةً لِخَلقِهِ ونورًا لَهُم، فَبِالعَقلِ عَرَفَ العِبادُ خالِقَهُم وأنَّهُم مَخلوقونَ، وأنَّهُ المُدَبِّرُ لَهُم وأنَّهُمُ المُدَبَّرونَ، وأنَّهُ الباقي وهُمُ الفانونَ، وَاستَدَلّوا بِعُقولِهِم عَلى ما رَأوا مِن خَلقِهِ؛ مِن سَمائِهِ وأرضِهِ، وشَمسِهِ وقَمَرِهِ، ولَيلِهِ ونَهارِهِ، وبِأَنَّ لَهُ ولَهُم خالِقًا ومُدَبِّرًا لَم يَزَل ولا يَزولُ، وعَرَفوا بِهِ الحَسَنَ مِنَ القَبيحِ، وأنَّ الظُّلمَةَ فِي الجَهلِ، وأنَّ النّورَ فِي العِلمِ، فَهذا ما دَلَّهُم عَلَيهِ العَقلُ.
قيلَ لَهُ: فَهَل يَكتَفِي العِبادُ
الكافىـ به نقل از حسن بن عمّار ـ: از امام صادق عليه السلام فرمود: «آغاز و شروع هر كار و نيرو و آبادانى آن ـ كه بدون آبادانى، بهره اى حاصل نمى گردد ـ خردى است كه خدا آن را زيور خَلق خود و روشنى بخش آنان قرار داد.
به وسيله خرد، بندگان، آفريننده خود را مى شناسند و مى دانند كه خود، مخلوق اند و او مدبّر آنهاست و آنها در زير تدبير اويند و او پاينده است و آنها [يند كه] راه فنا مى روند.
[بندگان،] در پرتو خردشان، هر آفريده اى را (از آسمان و زمين، خورشيد و ماه، و شب و روز) كه مى بينند دليل مى گيرند كه براى آفريدگان، آفريننده و سرپرستى است كه هميشه بوده و خواهد بود، و به وسيله خرد، زيبا را از زشت، باز مى شناسند و مى دانند كه تاريكى، در نادانى است و روشنى، در دانش. اين است آنچه خرد، بدان راهنمايى
۱.الكافي: ج 1 ص 29 ح 34.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا.
يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ!
وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ
امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى.
اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد.
پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى.
آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است:
«اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،
الإمام الباقر عليه السلام:لا يَزالُ المُؤمِنُ في صَلاةٍ ما كانَ في ذِكرِ اللّهِ عز و جل؛ قائِما كانَ أو جالِسا أو مُضطَجِعا، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ: «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَـمًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـذَا بَـطِلاً سُبْحَـنَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:مؤمن، تا زمانى كه خدا را ياد كند، ايستاده باشد يا نشسته و يا دراز كشيده، پيوسته در حال نماز است. خداوند متعال مى فرمايد: «آنان كه خدا را، ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد مى كنند و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند، [مى گويند:] اى پروردگار ما! تو اين همه را بيهوده نيافريده اى. منزّهى تو! پس ما را از عذاب آتش [دوزخ]، نگه دار» .
عنه صلى الله عليه و آله:مَكتوبٌ فِي التَّوراةِ الَّتي لَم تُغَيَّر أنَّ موسى عليه السلام سَأَلَ رَبَّهُ فَقالَ: يا رَبِّ، أقَريبٌ أنتَ مِنّي فَاُناجِيَكَ، أم بَعيدٌ فَاُنادِيَكَ؟
فَأَوحى إلَيهِ: يا موسى، أنَا جَليسُ مَن ذَكَرَني.
فَقالَ موسى: فَمَن في سِترِكَ يَومَ لا سِترَ إلّا سِترُكَ؟
فَقالَ: الَّذينَ يَذكُروني فَأَذكُرُهُم، ويَتَحابّونَ فِيَّ فَاُحِبُّهُم، فَاُولئِكَ الَّذينَ إذا أرَدتُ أن اُصيبَ أهلَ الأَرضِ بِسوءٍ ذَكَرتُهُم فَدَفَعتُ عَنهُم بِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در تورات تحريف ناشده، نوشته شده است كه موسى عليه السلام از پروردگارش پرسيد و گفت: اى پروردگار من! آيا تو به من نزديكى تا با تو نجوا كنم، يا دورى تا آوازت دهم؟
خداوند به او وحى فرمود: «اى موسى! من، همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند».
موسى عليه السلام گفت: در آن روز كه پرده اى جز پرده تو نيست، چه كسى در پرده توست؟
فرمود: «آنان كه مرا ياد مى كنند و من، يادشان مى كنم و براى من، يكديگر را دوست مى دارند و من نيز دوستشان مى دارم. اينان، كسانى هستند كه هر گاه بخواهم به زمينيان گزندى برسانم، به ياد ايشان مى رفتم و به خاطر آنان، گزند را از زمينيان مى گردانم».
۱.عدّة الداعي: ص 235، الكافي: ج 2 ص 496 ح 4 عن أبي حمزة الثمالي عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 13 ص 342 ح 20.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن عَبدٍ يَقومُ بِفَلاةٍ مِنَ الأَرضِ يُريدُ الصَّلاةَ، إلّا تَزَخرَفَت لَهُ الأَرضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى نيست كه در بيابانى از زمين به قصد نماز بِايستد، مگر آن كه زمين برايش آراسته مى شود.
۱.مسند أبي يعلى: ج 4 ص 148 ح 4096، تنبيه الغافلين: ص 537 ح 868 كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 1 ص 423 ح 1817 نقلاً عن أبي الشيخ في كتاب العظمة.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن صَباحٍ ولا رَواحٍ ۱ إلّا وبِقاعُ الأَرضِ يُنادي بَعضُها بَعضا: يا جارَةُ، هَل مَرَّ بِكِ اليَومَ ذاكِرٌ للّهِِ تَعالى، أو عَبدٌ وَضَعَ جَبهَتَهُ عَلَيكِ ساجِدا للّهِِ؟ فَمِن قائِلَةٍ: لا، ومِن قائِلَةٍ: نَعَم.
فَإِذا قالَت: نَعَم، اِهتَزَّت وَانشَرَحَت، وتَرى أنَّ لَها فَضلاً عَلى جارَتِها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ صبحگاه و شبانگاهى نيست، مگر آن كه قطعات زمين به يكديگر مى گويند: «اى همسايه! آيا امروز، يادكننده خداى متعال بر تو گذشت، يا بنده اى كه پيشانى خويش را براى سجده خداوند متعال بر تو بگذارد؟». پس يكى مى گويد: «نه» و ديگرى مى گويد: «چرا».
اگر بگويد: «چرا»، به وجد مى آيد و شادمان مى شود و خود را بر هم كنارش برتر مى بيند.
إحياء علوم الدين:في أخبارِ داوودَ عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَعالى قالَ: يا داوودُ، أبلِغ أهلَ أرضي أنّي حَبيبٌ لِمَن أحَبَّني، وجَليسٌ لِمَن جالَسَني، ومُؤنِسٌ لِمَن أنِسَ بِذِكري، وصاحِبٌ لِمَن صاحَبَني، ومُختارٌ لِمَنِ اختارَني، ومُطيعٌ لِمَن أطاعَني. ۱
إحياء علوم الدين:در خبرهاى داوود عليه السلام آمده است: خداى متعال فرمود: «اى داوود! به اهل زمينم برسان كه من، دوستدار كسى هستم كه دوستم بدارد، و همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند، و مونس كسى هستم كه با ياد من، انس گيرد، و يار كسى هستم كه يار من باشد، و برگزيننده كسى هستم كه مرا برگزيند، و فرمان بُردار كسى هستم كه از من فرمان بَرَد».
۱.إحياء علوم الدين: ج 4 ص 469، مسكّن الفؤاد: ص 27، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ ـ: يا اللّهُ، يا مَن وَجَبَ ذِكرُهُ عَلى أهلِ السَّماواتِ وَالأَرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: اى خدا، اى آن كه يادش بر آسمانيان و زمينيان، واجب است!
۱.البلد الأمين: ص 420، بحار الأنوار: ج 93 ص 265 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن دُعائِهِ يَومَ صِفّينَ ـ: وأسأَ لُكَ أن تَرزُقَني. قُوَّةً في عِبادَتِكَ، ونَشاطا لِذِكرِكَ مَا استَعمَرتَني في أرضِكَ. ۱
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان در روز صفّين ـ: از تو درخواست مى كنم كه. نيرومندى در عبادتت و بانشاط بودن در يادت را روزى ام كنى، تا زمانى كه در زمينت، زنده ام مى دارى.
۱.مُهَج الدعوات: ص 130 عن محمّد بن النعمان الأحول عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 94 ص 239 ح 9.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن كَبَّرَ تَكبيرَةً في سَبيلِ اللّهِ، كانَت كَصَخرَةٍ في ميزانِهِ يَومَ القِيامَةِ أثقَلَ مِنَ السَّماواتِ وَالأَرضِ وما فيهِنَّ. ومَن قالَ في سَبيلِ اللّهِ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ» رافِعا صَوتَهُ بِها، كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِها رِضوانَهُ الأَكبَرَ، ومَن يَكتُب لَهُ رِضوانَهُ الأَكبَرَ جَمَعَ اللّهُ بَينَهُ وبَينَ مُحَمَّدٍ وإبراهيمَ وسائِرِ الأَنبِياءِ عليهم السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در راه خدا تكبيرى بگويد، روز قيامت، آن تكبير در ترازوى [اعمال] او، چونان كوهى خواهد بود سنگين تر از آسمان ها و زمين و هر آنچه در آسمان ها و زمين است. و هر كس در راه خدا با صداى بلند بگويد: «لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر»، خداوند، در ازاى آن، بزرگ ترين خشنودى اش را براى او مى نويسد و هر كه خداوند، بزرگ ترين خشنودى خود را براى او بنويسد، او را با محمّد و ابراهيم و ديگر پيامبران عليهم السلام گرد مى آورد.
۱.تنبيه الغافلين: ص 499 ح 788 عن ابن عمر.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: إلهي ومَولايَ وغايَةَ رَجائي، أشرَقتَ مِن عَرشِكَ عَلى أرَضيكَ ومَلائِكَتِكَ وسُكّانِ سَماواتِكَ، وقَدِ انقَطَعَتِ الأَصواتُ، وسَكَنَتِ الحَرَكاتُ، وَالأَحياءُ فِي المَضاجِعِ كَالأَمواتِ، فَوَجَدتَ عِبادَكَ في شَتَّى الحالاتِ: فَمِنهُ خائِفٌ لَجَأَ إلَيكَ فَآمَنتَهُ. وناسِكٌ أفنى بِذِكرِكَ لَيلَهُ فَأَحظَيتَهُ، وبِالفَوزِ جازَيتَهُ. إلهي فَبِحَقِّ الاِسمِ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبتَ، وَالحَقِّ الَّذي إذا اُقسِمتَ بِهِ أوجَبتَ، وبِصَلَواتِ العِترَةِ الهادِيَةِ، وَالمَلائِكَةِ المُقَرَّبينَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجعَلني مِمَّن خافَ فَآمَنتَهُ. وأفنى بِذِكرِكَ لَيلَهُ فَأَحظَيتَهُ، وبِالفَوزِ جازَيتَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: معبودا، سَرورا، و اى فرجامين اميد من! تو از فراز عرشت بر زمين ها و فرشتگان و ساكنان آسمان هايت تابيدى. صداها خاموش شده و جُنب و جوش ها آرام گرفته و زندگان در بسترها چونان مردگان، افتاده اند، و بندگانت را در حالت هاى گونه گون يافته اى: يكى ترسان است و به تو پناه آورده و تو در امانش داشته اى. ديگرى عابدى است كه شب خويش را به ياد تو سپرى كرده و تو بهره مندش ساخته اى و رستگارى و كاميابى را پاداشش داده اى. معبودا! پس به حقّ آن نامى كه هر گاه بِدان خوانده شوى، پاسخ مى دهى و به حقّ آن كسى كه هر گاه به او سوگند داده شوى، مى پذيرى، و با درودهاى خاندان هدايتگر [پيامبر صلى الله عليه و آله] و فرشتگان مقرّب، بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و مرا از آنانى قرار
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 130 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۶۱