نتایج جستجو برای «نبوت»: ۹۹۹ حدیث
الدرّ المنثور عن ابن عبّاس:أوحَى اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى إلى داوُدَ عليه السلام:. اُنظُر إلَى ابنِكَ فَاسأَلهُ عَن أربَعَ عَشرَةَ كَلِمَةً، فَإِن أخبَرَكَ فَوَرِّثهُ العِلمَ وَالنُّبُوَّةَ. فَقالَ داوُدُ لِسُلَيمانَ عليه السلام: أخبِرني يا بُنَيَّ أينَ مَوضِعُ العَقلِ مِنكَ؟ قالَ: الدِّماغُ. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن عبّاس ـ: خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرستاد: «. به فرزندت بنگر و از چهارده چيز از او پرسش كن. اگر پاسخ گفت، دانش و نبوّت را برايش به ارث گذار». آن گاه، داوود عليه السلام به سليمان عليه السلام گفت: فرزندم! به من بگو جايگاه عقل تو در كجاست؟ سليمان گفت: در مغز.
۱.الدرّ المنثور: ج 7 ص 176؛ بحار الأنوار: ج 61 ص 331 ح 32.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ: ولَم يُخلِ اللّهُ سُبحانَهُ خَلقَهُ مِن نَبِيٍّ مُرسَلٍ أو كِتابٍ مُنزَلٍ. إلى أن بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّدًا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لاِءِنجازِ عِدَتِهِ، وإتمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأخوذًا عَلَى النَّبِيّينَ ميثاقُهُ، مَشهورَةً سِماتُهُ، كَريمًا ميلادُهُ، وأهلُ الأَرضِ (الأَرَضينَ) يَومَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وأهواءٌ مُنتَشِرَةٌ، وطَرائِقُ (طَوائِفُ) مُتَشَتِّتَةٌ، بَينَ مُشَبِّهٍ لِلّهِ بِخَلقِهِ، أو مُلحِدٍ فِي اسمِهِ، أو مُشيرٍ إلى غَيرِهِ، فَهَداهُم بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وأنقَذَهُم بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ. ۱
امام على عليه السلام:. تا آن كه خداوندِ سبحان، محمّد صلى الله عليه و آله را فرستاده خود كرد تا وعده هايش را به ثمر برساند و نبوّت را پايان ببخشد، در حالى كه براى او از همه پيامبران، پيمان گرفته بود. نشانه هايش در نزد همه انبيا شهرت داشت و ولادت او براى همه، گرامى بود. در آن روزگار، مردمان، ملّت هايى پراكنده، داراى خواسته هاى گوناگون و شيوه هاى (/ دسته جات) مختلف بودند. برخى، خداوند را به مخلوقات، شبيه مى كردند و برخى ديگر، ملحد به نام هاى خداوند بودند [و صفات خالق را از براى مخلوق ثابت مى كردند] و يا به غير خدا اشاره مى كردند [و آثار عالَم را به غير خدا نسبت مى دادند]خداوند به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله، آنان را از گم راهى رهانيد و از نادانى، نجات داد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحار الأنوار: ج 18 ص 216 ح 48.
الإمام الصادق عليه السلامـ في خُطبَةٍ يَذكُرُ فيها حالَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَالأَئِمَّةِ عليهم السلام ـ: فَبَلَّغَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما اُرسِلَ بِهِ، وصَدَعَ ۱ بما اُمِرَ، وأَدّى ما حُمِّلَ مِن أثقالِ النُّبُوَّةِ، وصَبَرَ لِرَبِّهِ، وجاهَدَ في سَبيلِهِ، ونَصَحَ لِاُمَّتِهِ، ودَعاهُم إلَى النَّجاةِ، وحَثَّهُم عَلَى الذِّكرِ. ۲
امام صادق عليه السلامـ در سخنرانى اى كه در آن از پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام ياد مى كند ـ: پيامبر خدا، پيامى را كه براى آن فرستاده شده بود، ابلاغ كرد و مأموريتش را اجرا نمود و بارهاى نبوّت را كه بر دوش او نهاده شده بود، به منزل رساند و براى پروردگارش، شكيبايى ورزيد و در راه او جهاد كرد و امّتش را راه نمايى نمود و آنان را به نجات، فرا خواند و به ياد خدا تشويقشان كرد.
۱.يقال: صَدَعتُ بالحقّ؛ إذا تكلّمت به جهارا (الصحاح: ج 3 ص 1242 «صدع»).
۲.الكافي: ج 1 ص 445 ح 17 عن إسحاق بن غالب، بحار الأنوار: ج 16 ص 369 ح 80.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا أهلُ بَيتٍ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، ومَوضِعُ الرِّسالَةِ، ومُختَلَفُ المَلائِكَةِ، وبَيتُ الرَّحمَةِ، ومَعدِنُ العِلمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما اهل بيت، از شجره نبوّت و جايگاه رسالت و محلّ آمد و شدِ فرشتگان و خانه رحمت و معدن دانش هستيم.
۱.مسائل عليّ بن جعفر: ص 322 ح 806.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَمّا رَأى يونُسُ عليه السلام أنَّ قَومَهُ لا يُجيبونَهُ ولا يُؤمِنونَ، ضَجِرَ وعَرَفَ مِن نَفسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ، فَشَكا ذلِكَ إلى رَبِّهِ، وكانَ فيما شَكا ۱ أن قالَ: يا رَبِّ، إنَّكَ بَعَثتَني إلى قَومي، ولي ثَلاثونَ سَنَةً، فَلَبِثتُ فيهِم أدعوهُم إلَى الإِيمانِ بِكَ، وَالتَّصديقِ بِرِسالاتي، واُخَوِّفُهُم عَذابَكَ ونَقِمَتَكَ ثَلاثا وثَلاثينَ سَنَةً، فَكَذَّبوني ولَم يُؤمِنوا بي، وجَحَدوا نُبُوَّتي وَاستَخَفّوا بِرِسالاتي، وقَد تَواعَدوني وخِفتُ أن يَقتُلوني، فَأَنزِل عَلَيهِم عَذابَكَ، فَإِنَّهُم قَومٌ لا يُؤمنونَ. قالَ: فَأَوحَى اللّهُ إلى يونُسَ: أنَّ فيهِمُ الحَملَ، وَالجَنينَ وَالطِّفلَ، وَالشَّيخَ الكَبيرَ، وَالمَرأَةَ الضَّعيفَةَ، وَالمُستَضعَفَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يونس عليه السلام، زمانى كه ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند، آزرده شد و احساس بى تابى كرد. از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى از شِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومم مبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به تو و تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و نقمت تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند، و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتم را سبُك شمردند و من را تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكُشند. پس، عذابت را بر آنان فرود آور؛ زيرا آنان، قومى هستند كه ايمان نمى آورند. آن گاه خداوند به يونس عليه السلام وحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك

۱.في المصدر: «يشكي»، وما في المتن أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.مَهِين: أي حقير (الصحاح: ج 6 ص 2209 «مهن»).
۳.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 129 ح 44.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَجهِ تَسمِيَتِهِ صلى الله عليه و آله بِالدّاعِي ـ: وَأمَّا الدَّاعي، فَإِنِّي أدعُو النَّاسَ إلى دينِ رَبِّي عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در علّت نام گذارى شدن ايشان به داعى ـ: و امّا داعى، از آن روست كه من، مردم را به دين پروردگارم دعوت مى كنم.
۱.معاني الأخبار: ص 52 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمَّا جَمَعَ خاصَّةَ أهلِهِ فِي ابتِداءِ الدَّعوَةِ وبَيَّنَ لَهُم آيَةَ النُّبُوَّةِ ـ: يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ، إنَّ اللّهَ بَعَثَني إلَى الخَلقِ كافَّةً وبَعَثَني إلَيكُم خاصَّةً، فَقالَ عز و جل: «وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» ۱، وأنا أدعوكُم إلى كَلِمَتَينِ خَفيفَتَينِ عَلَى اللِّسانِ، ثَقيلَتَينِ فِي الميزانِ، تَملِكونَ بِهِمَا العَرَبَ وَالعَجَمَ، وتَنقادُ لَكُم بِهِمَا الأُمَمُ، وتَدخُلونَ بِهِما الجَنَّةَ، وتَنجونَ بِهِما مِنَ النَّارِ: شَهادَةُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وأ نِّي رَسولُ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه در آغاز دعوت، خويشان نزديك خود را جمع كرد و آيت نبوّت را برايشان بيان نمود ـ: اى پسران عبد المطّلب! خداوند، مرا به سوى همه مردم، عموماً، و به سوى شما، خصوصاً، فرستاده است؛ زيرا خداوند عز و جل فرموده: «و خويشان، نزديكت را بيم ده» . من، شما را به دو كلمه فرا مى خوانم كه گفتن آنها آسان است؛ امّا در ترازوى اعمال، گران اند. شما با اين دو كلمه بر عرب و عجم، حاكم مى شويد و ملّت ها فرمان بُردار شما مى شوند و به واسطه اين دو كلمه به بهشت مى رويد و از آتش مى رَهيد. اين دو كلمه عبارت اند از: شهادت دادن به اين كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، و اين كه من فرستاده خدا هستم.
۱.الشعراء: 214.
۲.الإرشاد: ج 1 ص 49.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من برانگيخته شده ام تا صفات عالىِ انسانى را كامل سازم.
۱.السنن الكبرى: ج 10 ص 323 ح 20782.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:بَعَثَ إلَيهِمُ الرُّسُلَ؛ لِتكونَ لَهُ الحُجَّةُ البالِغَةُ عَلى خَلقِهِ، وَيكونَ رُسُلُهُ إلَيهِم شُهَداءَ عَلَيهِم، وَابتَعَثَ فيهِمُ النَّبيِّينَ مُبَشِّرينَ ومُنذِرينَ؛ لِيَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ، ويَحيا مَن حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ، ولِيَعقِلَ العِبادُ عَن رَبِّهِم ما جَهِلوهُ، فَيَعرِفوهُ بِرُبوبِيَّتِهِ بَعدَ ما أنكَروا، ويُوحِّدوهُ بِالإلهِيِّةِ بَعدَ ما عَضَدوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[خداوند،] فرستادگان را به سوى مردم فرستاد تا او را بر آفريدگانش حجّت رسا باشد و فرستادگانش به سوى آنان، گواه بر ايشان باشند، و پيامبرانِ بشارتگر و بيم دهنده را در ميان مردم برانگيخت تا اگر هلاك مى شوند، از روى دليل باشد و اگر به حيات [و سعادت] دست مى يابند، نيز از روى دليل باشد، و براى اين كه بندگان، آنچه را درباره پروردگارشان نمى دانستند، بدانند و ربوبيّت او را كه منكِرش بودند، بشناسند و الوهيّتش را كه براى آن شريك قائل بودند، يگانه بدانند
۱.التوحيد: ص 45 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خَلَقَ اللّهُ عز و جل مِئَةُ ألفِ نَبيٍّ وأربَعةً وعِشرينَ ألفَ نَبيٍّ، أنا أكرَمُهُم علَى اللّهِ ولا فَخرَ. وخَلَقَ اللّهُ عز و جلمِئَةُ ألفِ وَصيٍّ وأربَعةً وعِشرينَ ألفِ وَصيٍّ، فَعلِيٌّ أكرَمُهُم علَى اللّهِ وأفضَلُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر آفريد كه من، گرامى ترينِ آنان نزد خداوند هستم و فخرى نمى فروشم. خداوند عز و جليكصد و بيست و چهار هزار وصى آفريد كه على، گرامى ترينِ آنها نزد خدا و برترينِ ايشان است.
۱.الأمالي للصدوق: ص 307 ح 352.
الخصال عن أبي ذرّ:دخلتُ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُو جالسٌ في المسجدِ وحدَهُ. قلتُ: يا رسولَ اللّهِ، كَم النَّبِيّون؟ قال: مِئَةُ ألفٍ وأربَعةٌ وعِشرونَ ألفَ نَبيٍّ. قلتُ: كَمِ المُرسَلونَ مِنهُم؟ قالَ: ثلاثُمِئةٍ وثلاثةَ عَشَرَ جَمّاءَ غَفيراءَ. قلتُ: مَن كانَ أوّلَ الأنبياءِ؟ قالَ: آدمُ. ۱
الخصالـ به نقل از ابو ذر ـ: خدمت پيامبر خدا رسيدم، در حالى كه در مسجد تنها نشسته بود. از تعداد پيامبران سؤال كردم. فرمود: «يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر». گفتم: از آنها چه تعداد، مُرسَل بودند؟ فرمود: «خيلى زياد. سيصد و سيزده نفر». گفتم: نخستين پيامبر، كه بود؟ فرمود: «آدم».
۱.الخصال: ص 524 ح 13.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّما خَرَجتُ مِن نِكاحٍ ولَم أخرُجْ مِن سِفاحٍ، مِن لَدُنْ آدمَ لَم يُصِبْني مِن سِفاحِ أهلِ الجاهليّةِ شيءٌ، لم أخرُجْ إلّا مِن طُهرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من از راه ازدواج مشروع، به وجود آمده ام و از راه نامشروع، زاده نشده ام. از زمان آدم، هيچ گونه زِنا و سنّت هاى نامشروع جاهليّت، نسب مرا مخدوش نساخته است و جز از راه پاك به دنيا نيامده ام.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 60.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمَ النّاسَ على قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم، به فراخورِ فهم و خِردهايشان سخن بگوييم.
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 15.
عنه صلى الله عليه و آله:ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلّا شابّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اين كه جوان بود.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 475 ح 32233.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ تَنامُ أعيُنُنا ولا تَنامُ قُلوبُنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، چشم هايمان مى خوابد؛ امّا دل هايمان نمى خوابد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 425 ح 31993.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن أخلاقِ النَّبيِّينَ والصِّدِّيقينَ البَشاشَةُ إذا تَراءوا، والمُصافَحَةُ إذا تَلاقوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از اخلاق پيامبران و صدّيقان، خوش رويى به هنگام روبه رو شدن با هم و دست دادن به هنگام رسيدن به يكديگر بود.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 29.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النّاسُ وُلدُ آدَمَ عليه السلام، وآدَمُ مِن تُرابٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردم، [همه] فرزندان آدم عليه السلام هستند و آدم، از خاك است.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 130 ح 15134.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ خَلَقَ آدَمَ مِن قَبضَةٍ قَبَضَها مِن جَميعِ الأرضِ، فجاءَ بَنو آدمَ على قَدرِ الأرضِ؛ جاءَ مِنهُمُ الأحمَرُ والأبيَضُ والأسوَدُ وبينَ ذلكَ، والسَّهلُ والحَزنُ والخَبيثُ والطَّيبُ وبينَ ذلكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، آدم عليه السلام را از مُشتى خاك كه از همه زمين برداشت، آفريد. پس، فرزندان آدم، متناسب با خاك زمين، آفريده شدند: برخى از آنها سرخ پوست شدند، برخى سفيد، برخى سياه، برخى ميان اين رنگ ها، برخى نرم، برخى خشن، برخى پاك، برخى ناپاك و برخى ميان اينها.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 128 ح 15126.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ لَمّا أخرَجَ آدَمَ مِن الجَنّةِ زَوّدَهُ مِن ثِمارِ الجَنّةِ، وعَلّمَهُ صَنعَةَ كُلِّ شَيءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، هنگامى كه آدم عليه السلام را از بهشت بيرون كرد، توشه او را از ميوه هاى بهشت قرار داد و مهارتِ ساختن هر چيزى را به او آموخت.
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 137.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أباذرٍّ، أربَعةٌ مِن الأنبياءِ سُريانِيّونَ: آدمُ، وشِيثُ، واَخْنوخُ ـ وهُو إدريسُ عليهم السلام، وهوُ أوّلُ مَن خَطَّ بالقَلمِ ـ ونُوحٌ عليه السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! چهار تن از پيامبران، سُريانى هستند: آدم، شيث، اَخنوخ ـ كه همان ادريس عليه السلام است و نخستين كسى است كه با قلم نوشت ـ و نوح.
۱.الخصال: ص 524 ح 13.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۹۹۹