فیلترها
نتایج جستجو برای «تکلف»: ۱۴۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن أبي هاشم الجعفريّ:كُنّا عِندَ الرِّضا عليه السلام فَتَذاكَرنَا العَقلَ. قالَ: يا أبا هاشِمٍ، العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ. مَن تَكَلَّفَ العَقلَ لَم يَزدَد بِذلِكَ إلاّ جَهلاً. ۱
الكافىـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ: نزد امام رضا عليه السلام بوديم و از خِرد، سخن به ميان آورديم. فرمود: «اى ابو هاشم! خرد، بخشش خدايى است. هر كس كه بخواهد با تكلّف، خود را خردمند نمايد، چيزى جز نادانى بر او افزوده نمى گردد».
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 18، تحف العقول: ص 448، بحار الأنوار: ج 78 ص 355 نقلاً عن كتاب الدرّ.
الإمام عليّ عليه السلام:إيّاكَ وَالاِغتِرارَ بِالأَمَلِ. إنَّكَ إن حَمَلتَ عَلَى اليَومِ هَمَّ غَدٍ زِدتَ في حُزنِكَ وتَعَبِكَ، وتَكَلَّفتَ أن تَجمَعَ في يَومِكَ ما يَكفيكَ أيّاما، فَعَظُمَ الحُزنُ، وزادَ الشُّغلُ، وَاشتَدَّ التَّعَبُ، وضَعُفَ العَمَلُ لِلأَمَلِ، ولَو خَلَّيتَ قَلبَك مِنَ الأَملِ تُجِدُّ ذلِكَ العَمَلَ ۱، وَالأَمَلُ مِنكَ فِي اليَومِ قَد ضَرَّكَ في وَجهَينِ: سَوَّفتَ بِهِ فِي العَمَلِ، وزِدتَ بِهِ فِي الهَمِّ وَالحُزنِ. ۲
امام على عليه السلام:زنهار از فريفته شدن به آرزو!. اگر غمِ فردا را به امروزت بيفكنى، بر اندوه و رنج خويش افزوده اى و مجبور مى شوى آنچه براى روزها كفايتت مى كند، در امروزت گرد آورى و اين، خود، باعث غم و غصّه شديد، مشغله بسيار و رنج و زحمت فراوان مى شود، و به خاطر آرزو، عملْ ضعيف مى شود، در صورتى كه اگر دلت را از آرزو تهى سازى، در عمل مى كوشى. آرزوى تو در امروز، از دو جهت به تو زيان مى رساند: [نخست اين كه]به سبب آن، درباره عمل، امروز و فردا مى كنى، و [دوم اين كه]به غم و اندوهت مى افزايى.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في صِفَةِ اللّه عز و جل ـ: خَلَقَ ما خَلَقَ بِلا مَعونَةٍ مِن أَحَدٍ، ولا تَكَلُّفٍ ولَا احتِيالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در وصف خداوند عز و جل ـ: و آنچه را آفريد، بدون يارى گرفتن از كسى و به سختى افتادن و چاره انديشى آفريد.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 140 ح 32.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:تَكَلَّفوا فِعلَ الخَيرِ وجاهِدوا نُفوسَكُم عَلَيهِ؛ فَإِنَّ الشَّرَّ مَطبوعٌ عَلَيهِ الإِنسانُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در نيكوكارى، تلاش كنيد و خود را به انجام دادن كار نيك وا داريد، كه بدى، با طبع انسان، سازگار است.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 120.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانخیرتشویق به خیر +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:تَكَلَّفوا فِعلَ الخَيرِ وجاهِدوا نُفوسَكُم عَلَيهِ، فَإِنَّ الشَّرَّ مَطبوعٌ عَلَيهِ الإِنسانُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در كار خير، خود را به زحمت اندازيد و خويشتن را بر انجامش به رنج افكنيد؛ چرا كه بدى، با جان آدمى سرشته است.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 120.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن تَكرِمَةِ الرجُلِ لأخيهِ المُسلمِ أن يَقبَلَ تُحفَتَهُ، أو يُتحِفَهُ مِمّا عِندَهُ ولا يَتَكَلَّفَ شيئا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از احترام مرد به برادر مسلمانش، اين است كه پيشكشِ او را بپذيرد، يا از همان چيزى كه در اختيار دارد، به او تعارف (پيشكش) كند و خودش را به زحمت نيندازد.
۱.النوادر للراوندي: ص 107 ح 87.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مِن تَكرِمَةِ الرّجُلِ لأخيهِ المُسلمِ أن يَقبَلَ تُحفَتَهُ، ويُتحِفَهُ بما عِندَهُ، ولا يَتَكَلّفَ لَهُ شيئا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از [موارد] احترام مرد به برادرش، اين است كه پيشكش او را بپذيرد و از همان چيزى كه نزد خود دارد، به او پيشكش دهد و براى پيشكش دادنِ چيزى به او، خود را به زحمت نيندازد.
۱.الكافي: ج 5 ص 143 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في الدُّعاءِ ـ: اللّهُمّ ارحَمْني بِتَركِ المَعاصي أبَدا ما أبقَيتَني، وارحَمْني مِن أن أتَكَلّفَ ما لا يَعنيني. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: بار خدايا! به من رحم كن كه تا زنده هستم، گناهان را فرو گذارم و به من رحم كن تا در راه آنچه بيهوده است، به زحمت نيفتم.
۱.جمال الاسبوع: ص 86.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَكَلَّفُوا للضَّيفِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى ميهمان، خود را به مشقّت نيندازيد.
۱.كنز العمّال: ج 9 ص 248 ح 25875.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن تَكرِمَةِ الرجُلِ لأخيهِ أن. لا يَتَكَلَّفَ له شَيئا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از اِكرام مرد به برادرش، اين است كه. خود را براى او به مشقّت نيندازد.
۱.الكافي: ج 6 ص 276 ح 1.
الإمام الصادق عليه السلام:لَيسَ فِي الجُملَةِ مِن أخلاقِ الصّالِحينَ ولا مِن شِعار المُتَّقينَ التَّكَلُّفُ! مِن أيِّ بابٍ كانَ. قالَ اللّهُ تَعالى لِنَبِيِّهِ: «قُل ما أسأَلُكُم عَلَيهِ مِن أجرٍ وما أنَا مِنَ المُتَكَلِّفينَ ۱» . وقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: نَحنُ مَعاشِرَ الأَنبِياءِ وَالاُمَناءِ وَالأَتقِياءِ بَراءٌ مِنَ التَّكَلُّفِ ۲.
امام صادق عليه السلام:به طور كلّى تكلّف و رنج پذيرى بيهوده از اخلاق صالحان و شعار پرهيزگاران نيست، هر گونه كه باشد. خداوند به پيامبرش فرمود: «بگو من از شما مزدى نمى طلبم و از متكلفان نيستم» پيامبر نيز فرمود: ما پيامبران و امانت داران و پرهيزگاران، از تكلّف بيزاريم.
عنه عليه السلامـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: فَلَو رَمَيتَ بِبَصَرِ قَلبِكَ نَحوَ ما يُوصَفُ لَكَ مِنها لَعَزَفَت ۱ نَفسُكَ عَن بَدائِعِ ما أُخرِجَ إِلَى الدُّنيا مِن شَهَواتِها وَلَذَّاتِها، وَزَخارِفِ مَناظِرِها، وَلَذَهِلَت بِالفِكرِ فِي اصطِفاقِ أَشجارٍ غُيِّبَت عُرُوقُها فِي كُثبانِ المِسكِ عَلى سَواحِلِ أَنهارِها، وَفِي تَعلِيقِ كَبائِسِ اللُّؤلُؤِ الرَّطبِ فِي عَسالِيجِها ۲ وَأَفنانِها، وَطُلُوعِ تِلكَ الثِّمارِ مُختَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكمامِها ۳، تُجنى مِن غَيرِ تَكَلُّفٍ فَتَأتِي عَلى مُنيَةِ مُجتَنِيها، وَيُطافُ عَلى نُزّالِها فِي أَفنِيَةِ قُصُورِها بِالأَعسالِ المُصَفَّقَةِ، وَالخُمُورِ المُرَوَّقَةِ.
قَومٌ لَم تَزَلِ الكَرامَةُ تَتَمادى بِهِم حَتّى حَلُّوا دارَ القَرارِ،
امام على عليه السلامـ در وصف بهشت ـ: اگر به آنچه از بهشت براى تو وصف مى شود، با چشم دلت نظر افكنى، بى گمان، نفْس تو از خواهش ها و خوشى هاى دل انگيزى كه در دنيا پديد آورده شده، و زيبايى هاى مناظر آن، روى گردان خواهد شد، و انديشه ات در صداى بر هم خوردن شاخسار درختانى متحيّر خواهد شد كه در كنار جويبارهاى بهشت در تپّه هايى از مُشك، ريشه دوانيده اند و در خوشه هاى مرواريد تر و تازه اى كه بر شاخه هاى نازك و ستبر، آويزان اند، و در بر آمدن آن ميوه هاى گوناگون رنگارنگ از غلاف هاى شكوفه هايشان كه بى رنج، چيده مى شوند و هر سان كه چيننده اش آرزو كند، در دسترسش قرار مى گيرند. و براى بهشتيان در آستان كاخ هايشان، عسل هاى مصفّا و باده هاى ناب، گردانده مى شود.
بهشتيان، مردمانى هستند كه كرامت [خداوند]،
۱.عَزَفَت نفسي عن الدنيا: أي عافتها وكرهتها (النهاية: ج 3 ص 230 «عزف»).
۲.عساليجها: أغصانها (النهاية: ج 3 ص 238 «عسلج»).
۳.أكْمام: جمع كِمْ وهو غلاف الثمر والحبّ قبل أن يظهر (النهاية: ج 4 ص 200 «كمم»).
۴.الأَنَقَ: حُسْن المنظر وإعجابه إيّاك (لسان العرب: ج 10 ص 10 «أنق»).
۵.نهج البلاغة: الخطبة 165، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 68 وليس فيه ذيله من «فلو شغلت قلبك.»، بحار الأنوار: ج 8 ص 162 ح 104.
الإمام الصادق عليه السلام: مِنَ العُلَماءِ مَن يَضَعُ نَفسَهُ لِلفُتيا ويَقولُ: «سَلوني» ولَعَلَّهُ لا يُصيبُ حَرفا واحِدا، وَاللّهُ لا يُحِبُّ المُتَكَلِّفينَ، فَذاكَ فِي الدَّركِ السّادِسِ مِنَ النّارِ. ۱
امام صادق عليه السلام: از عالمان، كسانى هستند كه خود را در جايگاه فتوا قرار مىدهند و مىگويند: «از من بپرسيد»، در حالى كه ممكن است حتّى يك كلمه را هم درست نگويد. خدا، لافزنان را دوست نمىدارد و چنين كسى، در طبقه ششم از آتش است.
۱.الخصال: ص 353 ح 33، منية المريد: ص 139، أعلام الدين: ص 97، روضة الواعظين: ص 12، بحار الأنوار: ج 2 ص 108 ح 11.
عنه عليه السلام: إنَّ مِنَ العُلَماءِ مَن يُحِبُّ أن يَخزُنَ عِلمَهُ ولا يُؤخَذَ عَنهُ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الأَوَّلِ مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن إذا وُعِظَ أنِفَ وإذا وَعَظَ عَنَفَ، فَذاكَ فِي الدَّركِ الثّاني مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن يَرى أن يَضَعَ العِلمَ عِندَ ذَوِي الثَّروَةِ وَالشَّرَفِ، ولا يَرى لَهُ فِي المَساكينِ وَضعا، فَذاكَ فِي الدَّركِ الثّالِثِ مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن يَذهَبُ في عِلمِهِ مَذهَبَ الجَبابِرَةِ وَالسَّلاطينِ، فَإِن رُدَّ عَلَيهِ شَيءٌ مِن قَولِهِ أو قُصِّرَ في شَىءٍ مِن أمرِهِ غَضِبَ، فَذاكَ فِي الدّرِكِ الرّابِعِ مِنَ النّارِ. ومِنَ العُلَماءِ مَن يَطلُبُ أحاديثَ اليَهودِ وَالنَّصارى لِيُعزَّرَ بِهِ ويَكثُرَ بِهِ حَديثُهُ، فَذاكَ
امام صادق عليه السلام: در ميان عالِمان، كسانى هستند كه دوست دارند دانش خويش را پنهان بدارند و [كسى] از آنان نياموزد. چنين كسانى در دَرَكِ ۲ اوّلِ آتشاند. در ميان عالمان، كسانى هستند كه هر گاه پندشان دهند، نمىپذيرند و چون پند مىدهند، درشتى مىكنند. چنين كسانى در دَرَك دوم آتشاند. از عالمان، كسانى هستند كه دانش [خود] را در اختيار ثروتمندان و بزرگان قرار مىدهند و مستمندان را شايسته دانش خود نمىدانند. چنين كسانى در دَرَك سوم آتشاند. از عالمان، كسانى هستند كه در علم خويش، چونان متكبّران و پادشاهان رفتار مىكنند [يعنى]: اگر چيزى از گفته او را رد كنند يا در [اطاعت] امر او كوتاهىاى كنند، به خشم مىآيد. چنين كسانى در دَرَك چهارم آتشاند. از عالمان، كسانى هستند كه در جستجوى احاديث يهود و
۱.. الخصال: ص 352 ح 33، منية المريد: ص 139، أعلام الدين: ص 97، روضة الواعظين: ص 11، بحارالأنوار: ج 2 ص 108 ح 11.
۲.«دَرَك» و جمعش «دركات»، در مقابل «درجه» و جمع آن، «درجات» است. اوّلى را در مورد جهنّم به كار مىبرند و به معناى طبقات زيرين يا تحتانى است، و دومى را در باره بهشت به كار مىبرند كه به معناى طبقات بالايى و فوقانى است.
امام صادق عليه السلام:چون آيه «تنها، مسئولِ وظيفه خود هستى» نازل شد، شجاع ترينِ مردم، كسى به حساب مى آمد كه در پناه پيامبر خدا [با دشمن]مى جنگيد.
معاني الأخبار عن شريح بن هانئ:سَأَلَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام ابنَهُ الحَسَنَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام، فَقالَ: يا بُنَيَّ مَا العَقلُ؟
قالَ: حِفظُ قَلبِكَ مَا استَودَعتَهُ.
قالَ: فَمَا الحَزمُ؟
قالَ: أن تَنتَظِرَ فُرصَتَكَ، وتُعاجِلَ ما أمكَنَكَ.
قالَ: فَمَا المَجدُ؟
قالَ: حَملُ المَغارِمِ ۱، وَابتِناءُ المَكارِمِ.
قالَ: فَمَا السَّماحَةُ؟
قالَ: إجابَةُ السّائِلِ، وبَذلُ النّائِلِ.
قالَ: فَمَا الشُحُّ؟
قالَ: أن تَرَى القَليلَ سَرَفا، وما أنفَقتَ تَلَفا.
قالَ: فَمَا الرِّقَّةُ ۲؟
قالَ: طَلَبُ اليَسيرِ ومَنعُ الحَقيرِ.
قالَ: فَمَا الكُلفَةُ؟
قالَ: التَّمَسُّكُ بِمَن لا يُؤمِنُكَ، وَالنَّظَرُ فيما لا يَعنيكَ.
قالَ: فَمَا الجَهلُ؟
قالَ: سُرعَةُ الوُثوبِ عَلَى
معانى الأخبارـ به نقل از شُرَيح بن هانى ـ: اميرمؤمنان از فرزندش حسن عليه السلام پرسيد: «عقل به چه معناست؟».
حسن عليه السلام گفت: اين كه دلت، آنچه را به آن سپردى، نگه دارد.
پرسيد: «دورانديشى چيست؟».
پاسخ داد: منتظر فرصت باشى و به محض امكان، عمل كنى.
پرسيد: «بزرگوارى يعنى چه؟».
پاسخ داد: تحمّل خسارت ها و بنيان نهادن بزرگى ها.
پرسيد: «بزرگى چيست؟».
گفت: اجابتِ درخواست كننده و بخشيدن آنچه رسيده است.
پرسيد: «بخل شديد (شُحّ)، يعنى چه؟».
پاسخ داد: [اين كه] كم را هم اسراف ببينى و انفاق را تلف.
پرسيد: «رقّت (/ سرقت)، به چه معناست؟».
پاسخ داد: پى جويىِ اندك و منع از چيزِ كم.
پرسيد: «تكلّف (به زحمت، چيزى را عهده دار شدن)، يعنى چه؟».
گفت: اعتماد به كسى كه تو را ايمن نمى كند و
۱.المَغْرَمُ: ما يلزم به الإنسان من غرامة، أو يصاب به في ماله من خسارة وما يلحق به من المظالم (مجمع البحرين: ج 2 ص 1317 «غرم»).
۲.في بحار الأنوار: «فما السرقة».
۳.الاصطناع: افتعالٌ من الصنيعة؛ وهي العطيّة والكرامة والإحسان (النهاية: ج 3 ص 56 «صنع»).
۴.الجَرِيْرَةُ: الجناية والذنب (النهاية: ج 1 ص 258 «جرر»).
۵.معاني الأخبار: ص 401 ح 62، بحار الأنوار: ج 72 ص 194 ح 14.
التوحيد بإسناده عن الحسين بن عليّ عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:أنَّ المُسلِمينَ قالوا لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَو أكرَهتَ يا رَسولَ اللّهِ مَن قَدَرتَ عَلَيهِ مِنَ النّاسِ عَلَى الإِسلامِ لَكَثُرَ عَدَدُنا وقَوينا عَلى عَدُوِّنا.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ما كُنتُ لِأَلقَى اللّهَ عز و جلبِبِدعَةٍ لَم يُحدِث إلَيَّ فيها شَيئا، وما أنَا مِنَ المُتَكَلِّفينَ.
فَأَنزَلَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: يا مُحَمَّدُ «وَ لَوْ شَآءَ رَبُّكَ لاَمَنَ مَن فِى الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا» ۱ عَلى سَبيلِ الإِلجاءِ وَالاِضطِرارِ فِي الدُّنيا كَما يُؤمِنونَ عِندَ المُعايَنَةِ ورُؤيَةِ البَأسِ فِي الآخِرَةِ، ولَو فَعَلتُ ذلِكَ بِهِم لَم يَستَحِقّوا مِنّي ثَوابا ولا
التوحيدـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: مسلمانان به پيامبر خدا گفتند: اى پيامبر خدا! اگر كسانى از مردم را كه مى توانستى، بر اسلام آوردن مجبور مى كردى، تعدادمان فراوان مى شد و در برابر دشمنانمان نيرومند مى شديم.
پيامبر خدا فرمود: «خداى عز و جل را با بدعتى كه اختيار آن به من واگذار نشده است، ديدار نمى كنم و من، از كسانى نيستم كه چيزى را ساخته، به خدا نسبت دهم».
پس خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نازل كرد: «اى محمّد! «و اگر خدايت مى خواست، همه آنان كه در زمين هستند، همگى ايمان مى آوردند» ، در همين دنيا و به شكل اجبار و اضطرار، همان گونه كه به گاهِ ديدار و مشاهده سختى آخرت، ايمان مى آورند. اگر چنين مى كردم، نه سزاوار پاداشى از من مى شدند و نه مدحى؛ بلكه من از آنها مى خواهم كه
الأمالي بإسناده عن الإمام الحسين عليه السلام:لَمّا تَوَجَّهَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام مِنَ المَدينَةِ إلَى النّاكِثينَ بِالبَصرَةِ نَزَلَ الرَّبَذَةَ: فَلَمَّا ارتَحَلَ مِنها لَقِيَهُ عَبدُ اللّهِ بنُ خَليفَةَ الطّائِيُّ ـ وقَد نَزَلَ بِمَنزِلٍ يُقالُ لَهُ: قُدَيدٌ ـ فَقَرَّبَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام.
فَقالَ لَهُ عَبدُ اللّهِ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي رَدَّ الحَقَّ إلى أهلِهِ ووَضَعَهُ في مَوضِعِهِ، كَرِهَ ذلِكَ قَومٌ أو سُرّوا بِهِ، فَقَد وَاللّهِ كَرِهوا مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله ونابَذوهُ وقاتَلوهُ، فَرَدَّ اللّهُ كَيدَهُم في نُحورِهِم، وجَعَلَ دائِرَةَ السَّوءِ عَلَيهِم، ووَاللّهِ لَنُجاهِدَنَّ مَعَكَ في كُلِّ مَوطِنٍ حِفظا لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
الأمالى، مفيدـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: چون اميرمؤمنان از مدينه به سوى بيعت شكنان در بصره حركت كرد، در رَبَذه فرود آمد و چون از آن جا كوچ كرد، عبد اللّه بن خليفه طايى كه در قديد فرود آمده بود، او را ديد و اميرمؤمنان، او را نزد خود آورد.
عبد اللّه به على عليه السلام گفت: ستايش، خدايى كه حق را به اهلش باز گردانْد و آن را در جايگاه خود نهاد؛ كسى را خوش بيايد يا نيايد. به خدا سوگند، محمّد صلى الله عليه و آله را نيز خوش نداشتند و با او دشمنى كردند و جنگيدند و خدا هم نيرنگشان را گريبانگيرِ خودشان كرد و سختىِ روزگار را بر آنان قرار داد. به خدا سوگند، همراه تو، در هر جا و به خاطر حفظ [سنّت] پيامبر خدا مى جنگيم.
اميرمؤمنان به او ـ كه دوست و يار ايشان بود ـ خيرِ مقدم گفت و او را كنار
۱.في بحار الأنوار والأمالي للطوسي: «وعملت» بدل «وتحمّلت».
۲.النساء: 95.
۳.بَرِحَ به: شَقّ عليه، والتبريح: المشقّة والشِدَّة (النهاية: ج 1 ص 113 «برح»).
۴.بَرِمَ به: إذا سَئِمَهُ ومَلّهُ (النهاية: ج 1 ص 121 «برم»).
۵.ذوقار: ماء لبكر بن وائل قريب من الكوفة بينها وبين واسط (معجم البلدان: ج 4 ص 293).
۶.الأمالي للمفيد: ص 295 ح 6، الأمالي للطوسي: ص 70 ح 103 نحوه وكلاهما عن جابر بن يزيد الجعفي عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 32 ص 101 ح 72.
۷.ذى قار: محلّى بين كوفه و واسط در عراق.
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره گفته لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! روز قيامت، زمانى است كه آسمانْ شكافته مى شود و در هم مى پيچد و فرشتگان ـ در صف هايى، بيمناك [از خدا] و در برگيرنده [ى بندگان] و با مهربانى ـ نازل مى گردند و تو موظّف مى شوى كه از صراط، گذر كنى. در اين هنگام، عملت را مشاهده مى كنى و ترازوها [ى سنجش عمل] برپا مى گردند و ديوان ها گشوده مى شوند.
الإمام الصادق عليه السلامـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ: يا بُنَيَّ، إن تَأَدَّبتَ صَغيراً انتَفَعتَ بِهِ كَبيراً، ومَن عَنى ۱ بِالأَدَبِ اهتَمَّ بِهِ، ومَنِ اهتَمَّ بِهِ تَكَلَّفَ عِلمَهُ، ومَن تَكَلَّفَ عِلمَهُ اشتَدَّ طَلَبُهُ، ومَنِ اشتَدَّ طَلَبُهُ أدرَكَ مَنفَعَتَهُ؛ فَاتَّخِذهُ عادَةً.
فَإِنَّكَ تَخلُفُ في سَلَفِكَ، وتَنفَعُ بِهِ مَن خَلَفَكَ، ويَرتَجيكَ فيهِ راغِبٌ، ويَخشى صَولَتَكَ راهِبٌ، وإيّاكَ وَالكَسَلَ عَنهُ وَالطَّلَبَ لِغَيرِهِ، فَإِن غُلِبتَ عَلَى الدُّنيا فَلا تُغلَبَنَّ عَلَى الآخِرَةِ، وإذا فاتَكَ طَلَبُ العِلمِ في مَظانِّهِ فَقَد غُلِبتَ عَلَى الآخِرَةِ.
وَاجعَل في أيّامِكَ ولَياليكَ وساعاتِكَ لِنَفسِكَ نَصيباً في طَلَبِ العِلمِ؛ فَإِنَّكَ لَن تَجِدَ لَهُ تَضييعاً
امام صادق عليه السلامـ در بيان موعظه لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! اگر در كودكى ادب آموختى، در بزرگى سودش را مى برى. هر كس آهنگ ادب كند، به آن اهتمام مى ورزد، و هر كس بدان اهتمام ورزد، زحمتِ دانستن آن را تحمّل مى كند، و هر كس زحمت دانستن آن را بپذيرد، جستجويش [در پى دانش] زياد مى شود، و هر كس جستجويش زياد شود، سودش را درمى يابد.
پس آن را عادت خود قرار دِه؛ چرا كه تو جانشين گذشتگانى و به وسيله آن، جانشين خود را سود مى بخشى و علاقه مند، براى آن به تو اميد مى بندد و ترسان، از عظمت تو مى هراسد. و از تنبلى نسبت به آن و از رفتن در پىِ غير آن بپرهيز؛ زيرا اگر در برابر دنيا شكست بخورى، در برابر آخرت، مغلوب نمى شوى؛ ولى اگر جستجوى دانش در جايگاه هاى خودش را از دست بدهى، در برابر آخرت،
۱.في المصدر: «غني»، والتصويب من بحار الأنوار وقصص الأنبياء: ص 194 ح 243. وعَنَى الأَمرُ فلاناً: أهَمَّهُ. ويقال: عَنى بأمر فلان (المعجم الوسيط: ج 2 ص 633 «عنا»).
۲.في بحار الأنوار: «ولا تُؤاخِيَنَّ فاسقا» بدل «ولا تصاحبنّ فاسقا نطفا». والنَّطِفُ: الرَّجُلُ المُريبُ (لسان العرب: ج 9 ص 334 «نطف»).
۳.تفسير القمّي: ج 2 ص 164، بحار الأنوار: ج 13 ص 411 ح 2.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۴۵