نتایج جستجو برای «جهاد»: ۱۷۸ حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ الرَّجُلَ لَيَكونُ مِن أهلِ الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالحَجِّ وَالعُمرَةِ وَالجِهادِ، وما يُجزى يَومَ القِيامَةِ إلاّ بِقَدرِ عَقلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:انسانى كه اهل نماز، زكات، حج، عمره و جهاد است، در روز رستاخيز، به اندازه خردش پاداش داده مى شود.
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 251 ح 3057، تاريخ بغداد: ج 13 ص 79 و ج 2 ص 200 كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عمر، كنزالعمّال: ج 3 ص 382 ح 7050؛ مجمع البيان: ج 10 ص 487 نحوه.
الإمام عليّ عليه السلام:جاهِد شَهوَتَكَ وغالِب غَضَبَكَ وخالِف سوءَ عادَتِكَ، تَزكُ نَفسُكَ ويَكمُل عَقلُكَ وتَستَكمِل ثَوابَ رَبِّكَ. ۱
امام على عليه السلام:با شهوتت مبارزه كن و بر خشمت غالب آى و با عادت هاى زشتت مخالفت كن تا جانت پرورش يابد، خردت به كمال رسد و پاداش پروردگارت را به كمال برسانى.
۱.غرر الحكم: ح 4760، عيون الحكم والمواعظ: ص 222 ح 4319.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:كَتَبَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام إلى بَعضِ أصحابِهِ يَعِظُهُ: اُوصيكَ ونَفسي بِتَقوى مَن لا تَحِلُّ مَعصِيَتُهُ ولا يُرجى غَيرُهُ ولاَ الغِنى إلاّ بِهِ، فَإِنَّ مَنِ اتَّقَى اللّهَ جَلَّ وعَزَّ وقَوِيَ وشَبِعَ ورَوِيَ ورُفِعَ عَقلُهُ عَن أهلِ الدُّنيا، فَبَدَنُهُ مَعَ أهلِ الدُّنيا وقَلبُهُ وعَقلُهُ مُعايِنُ الآخِرَةِ، فَـأَطفَأَ بِضَوءِ قَلبِهِ ما أبصَرَت عَيناهُ مِن حُبِّ الدُّنيا فَقَذَّرَ حَرامَها، وجانَبَ شُبُهاتِها، وأضَرَّ وَاللّهِ بِالحَلالِ الصّافي، إلاّ ما لابُدَّ لَهُ مِن كِسرَةٍ مِنهُ يَشُدُّ بِها صُلبَهُ، وثَوبٍ يُواري بِهِ عَورَتَهُ مِن أغلَظِ ما يَجِدُ وأخشَنِهِ، ولَم يَكُن لَهُ فيما لا بُدَّ لَهُ مِنهُ ثِقَةٌ ولا رَجاءٌ، فَوَقَعَت ثِقَتُهُ

امام صادق عليه السلام:امير مؤمنان به يكى از يارانش نامه اى نوشت و او را چنين موعظه كرد: «تو را و خودم را سفارش مى كنم به تقواى كسى كه نافرمانى اش روا نيست، اميدى به غير او نيست و بى نيازى، تنها از اوست. هر كس تقواى خدا پيشه كند، بزرگ مى شود؛ عزيز مى گردد؛ نيرومند مى شود؛ سير و سيراب مى گردد؛ خردش از دنيادوستان باز داشته مى شود، آن سان كه بدنش با اهل دنياست، امّا دل و خردش آخرت را مى بينند. پس با نور دل، آنچه را چشمانش از دوستى دنيا مى بيند، خاموش مى سازد؛ پس حرام دنيا را ترك مى كند و از شبهه ها كناره گيرى مى نمايد و از حلالِ گوارا نيز دورى مى كند، مگر از پاره اى كه خود را بدان استوار نگه بدارد و لباسى كه خود را بدان بپوشاند، آن هم از خشن ترين لباس ها. [چنين كسى] در نيازمندى ها، به كسى

۱.الكافي: ج 2 ص 136 ح 23، مشكاة الأنوار: ص 466 ح 1556 كلاهما عن أبي جميلة، بحار الأنوار: ج 73 ص 75 ح 39.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:جِهادُ النَّفسِ بِالعِلمِ عُنوانُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:جهاد با نفْس به وسيله دانش، نشانه خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 4772، عيون الحكم والمواعظ: ص 223 ح 4341.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام ـ لِأَصحابِهِ ـ : اُفٍّ لَكُم! لَقَد سَئِمتُ عِتابَكُم! أرَضيتُم بِالحَياةِ الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ عِوَضًا؟! وبِالذُّلِّ مِنَ العِزِّ خَلَفًا؟! إذا دَعَوتُكُم إلى جِهادِ عَدُوِّكُم دارَت أعيُنُكُم كَأَنَّكُم مِنَ المَوتِ في غَمرَةٍ، ومِنَ الذُّهولِ في سَكرَةٍ، يُرتَجُ عَلَيكُم حَواري فَتَعمَهونَ، وكَأَنَّ قُلوبَكُم مَألوسَةٌ فَأَنتُم لا تَعقِلونَ! ۱
امام على عليه‏السلام ـ خطاب به يارانش ـ : اُف بر شما كه از نكوهشتان، به ستوه آمده‏ام! اين رواست كه شما به زندگى دنيا به جاى آخرت، خشنود باشيد و به زبونى به جاى عزّت، تَن دهيد؟! چون شما را به جهاد با دشمنتان فرا مى‏خوانم، چنان چشمانتان گِرد مى‏شود كه گويا دچار سَكَرات مرگ شده‏ايد و از غفلت، مست گرديده‏ايد. باب فهم سخنانم، بر شما بسته شده است. از اين رو، به سرگردانى دچاريد، و گويى خردهايتان چنان آفت زده است كه توان انديشيدن نداريد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 34، بحار الأنوار: ج 77 ص 333 ح 22؛ مطالب السؤول: ص 59 نحوه وفيه «ويرخ عليكم جواري» بدل «يرتج عليكم حواري».
عنه عليه السلام:يَنبَغي لِلعاقِلِ أن لا يَخلُوَ في كُلِّ حالَةٍ عَن طاعَةِ رَبِّهِ ومُجاهَدَةِ نَفسِهِ. ۱
امام على عليه السلام:سزاوار است كه خردمند، در هيچ حالتى، از اطاعت پروردگار و جهاد با نفْس، فروگذار نكند.
۱.غرر الحكم: ح 10922، عيون الحكم والمواعظ: ص 555 ح 10224.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن عَجَزَ مِنكُم عَنِ اللَّيلِ أن يُكابِدَهُ ۱، وبَخِلَ بِالمالِ أن يُنفِقَهُ، وجَبُنَ عَنِ العَدُوِّ أن يُجاهِدَهُ، فَليُكثِر مِن ذِكرِ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از شما كه نمى تواند رنج شب خيزى را تحمّل كند و از خسيسى نمى تواند مالى انفاق كند و از جهاد كردن با دشمن مى ترسد، پس خدا را بسيار ياد كند.
۱.مكابدة الأمرِ: معاناة مشقّته، وكابَدْت الأمر: إذا قاسَيت شدّته (لسان العرب: ج 3 ص 376 «كبد»).
۲.شُعب الإيمان: ج 1 ص 291 ح 508، المعجم الكبير: ج 11 ص 70 ح 11121 وليس فيه «وبخل بالمال أن ينفقه» وكلاهما عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 1 ص 429 ح 1852؛ الأمالي للشجري: ج 1 ص 256 نحوه، مستدرك الوسائل: ج 5 ص 295 ح 5093 نقلاً عن درر اللآلي وكلاهما عن ابن عبّاس.
المعجم الكبير عن مربع عن اُمّ أنسـ أنَّها قالَت لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: يا رَسولَ اللّهِ أوصِني! قالَ: اُهجُرِي المَعاصِيَ فَإِنَّها أفضَلُ الهِجرَةِ، وحافِظي عَلَى الفَرائِضِ فَإِنَّها أفضَلُ الجِهادِ، وأكثِري مِن ذِكرِ اللّهِ فَإِنَّكِ لا تَأتينَ ۱ اللّهَ بِشَيءٍ أحَبَّ إلَيهِ مِن كَثرَةِ ذِكرِهِ. ۲
المعجم الكبيرـ به نقل از مِربع ـ: اُمّ انس به پيامبر خدا گفت: مرا سفارشى نما، اى پيامبر خدا! فرمود: «از گناهان دورى كن، كه اين، برترين هجرت است و واجبات را پاس بدار، كه اين، برترين جهاد است و بسيار ياد خدا باش؛ زيرا نزد خداوند، چيزى كه برايش محبوب تر از بسيارىِ ياد او باشد، نيست.
۱.في المصدر: «لا تأتي»، والصواب ما أثبتناه كما في المصادر الاُخرى.
۲.المعجم الكبير: ج 25 ص 129 ح 313، المعجم الأوسط: ج 7 ص 21 ح 6735 وص 51 ح 6822، كنز العمّال: ج 2 ص 245 ح 3935 نقلاً عن الترغيب في الذكر.
الإمام عليّ عليه السلام:اِعلَموا أنَّ الجِهادَ الأَكبَرَ جِهادُ النَّفسِ، فَاشتَغِلوا بِجِهادِ أنفُسِكُم تَسعَدوا، وَارفُضُوا القالَ وَالقيلَ تَسلَموا، وأكثِروا ذِكرَ اللّهِ تَغنَموا. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه جهاد بزرگ، جهاد با نفس است. پس به جهاد با نفس هاى خويش بپردازيد تا سعادتمند شويد و قيل و قال را وا نهيد تا به سلامت مانيد، و خدا را بسيار ياد كنيد تا سود بريد.
۱.غرر الحكم: ح 11005، عيون الحكم والمواعظ: ص 552 ح 10183.
عدّة الداعي:يُروى عَن سَيِّدِنا أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام أنَّهُ لَمّا كانَ يَفرَغُ مِنَ الجِهادِ، يَتَفَرَّغُ لِتَعليمِ النّاسِ وَالقَضاءِ بَينَهُم، فَإِذا يَفرَغُ مِن ذلِكَ اشتَغَلَ في حائِطٍ ۱ لَهُ يَعمَلُ فيهِ بِيَدِهِ، وهُوَ مَعَ ذلِكَ ذاكِرٌ للّهِ جَلَّ جَلالُهُ. ۲
عدّة الداعى:در باره سَرورمان امير مؤمنان، روايت شده است كه چون از جهاد فراغت مى يافت، به آموزش دادن مردم و قضاوت ميان آنان مى پرداخت و چون از اين كار مى آسود، در باغ خرمايى كه داشت، به كار مى پرداخت و در همان حال، ذكر خداوند عز و جل مى گفت.
۱.الحائِط: البستان من النخيل إذا كان عليه حائط؛ وهو الجدار (النهاية: ج 1 ص 462 «حوط»).
۲.عدّة الداعي: ص 101، إرشاد القلوب: ص 218، بحار الأنوار: ج 103 ص 16 ح 70.
الإمام الصادق عليه السلامـ في خُطبَةٍ يَذكُرُ فيها حالَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَالأَئِمَّةِ عليهم السلام ـ: فَبَلَّغَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما اُرسِلَ بِهِ، وصَدَعَ ۱ بما اُمِرَ، وأَدّى ما حُمِّلَ مِن أثقالِ النُّبُوَّةِ، وصَبَرَ لِرَبِّهِ، وجاهَدَ في سَبيلِهِ، ونَصَحَ لِاُمَّتِهِ، ودَعاهُم إلَى النَّجاةِ، وحَثَّهُم عَلَى الذِّكرِ. ۲
امام صادق عليه السلامـ در سخنرانى اى كه در آن از پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام ياد مى كند ـ: پيامبر خدا، پيامى را كه براى آن فرستاده شده بود، ابلاغ كرد و مأموريتش را اجرا نمود و بارهاى نبوّت را كه بر دوش او نهاده شده بود، به منزل رساند و براى پروردگارش، شكيبايى ورزيد و در راه او جهاد كرد و امّتش را راه نمايى نمود و آنان را به نجات، فرا خواند و به ياد خدا تشويقشان كرد.
۱.يقال: صَدَعتُ بالحقّ؛ إذا تكلّمت به جهارا (الصحاح: ج 3 ص 1242 «صدع»).
۲.الكافي: ج 1 ص 445 ح 17 عن إسحاق بن غالب، بحار الأنوار: ج 16 ص 369 ح 80.
كنز العمّال عن معاذ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل عَلى كُلِّ حالٍ؛ فَإِنَّه لَيسَ عَمَلٌ أحَبَّ إلَى اللّهِ تَعالى ولا أنجى لِعَبدٍ مِن كُلِّ سَيِّئَةٍ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ مِن ذِكرِ اللّهِ. قيلَ: وَلَا القِتالُ في سَبيلِ اللّهِ؟ قالَ: لَولا ذِكرُ اللّهِ لَم يُؤمَر بِالقِتالِ في سَبيلِ اللّهِ، ولَوِ اجتَمَعَ النّاسُ عَلى ما اُمِروا بِهِ مِن ذِكرِ اللّهِ تَعالى ما كَتَبَ اللّهُ القِتالَ عَلى عِبادِهِ، فَإِنَّ ذِكرَ اللّه تَعالى لا يَمنَعُكُم مِنَ القِتالِ في سَبيلِهِ، بَل هُوَ عَونٌ لَكُم عَلى ذلِكَ. قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، فَإِنَّ ذِكرَ اللّهِ لا يَكفينا مِنَ الجِهادِ! قال: وَلَا الجِهادُ يَكفي مِن ذِكرِ اللّهِ، ولا يَصلُحُ الجِهادُ إلّا بِذِكرِ

كنز العمّالـ به نقل از مُعاذ ـ: پيامبر خدا فرمود: «در هر حالى، خداوند عز و جلرا بسيار ياد كنيد؛ زيرا هيچ عملى نزد خداوند متعال، محبوب تر و در رهانيدن بنده از هر بدى اى در دنيا و آخرت، كارگرتر از ياد خدا نيست». گفته شد: حتّى جنگيدن در راه خدا؟ فرمود: «اگر به خاطر ياد خدا نبود، به جنگ در راه خدا دستور داده نمى شد و اگر همه مردم به ياد خداوند متعال ـ كه بِدان فرمان داده شده اند ـ مى بودند، خداوندْ جنگيدن را بر بندگانش واجب نمى ساخت. ياد خداوند متعال، مانع شما از جنگ در راه او نمى شود؛ بلكه كمك شما در اين راه است.». گفتند: اى پيامبر خدا! ياد خدا [به تنهايى كافى نيست و] ما را از جهاد، بى نياز نمى كند! فرمود: «جهاد هم شما را از ياد خدا بى نياز نمى كند و جهاد، جز با ياد خدا، ارزشى ندارد.

۱.كنز العمّال: ج 2 ص 243 ح 3931 نقلاً عن ابن صصري في أماليه، وص 246 ح 3937 نقلاً عن ابن شاهين في الترغيب في الذكر نحوه وليس فيه من «قالوا: يا رسول اللّه، فإنّ ذكر اللّه.».
عنه صلى الله عليه و آله:ذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ بِمَنزِلَةِ الصّابِرِ فِي الفارّينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه در ميان غافلان به ياد خدا باشد، به سانِ كسى [در ميدان جهاد]است كه ديگران مى گريزند و او پايدارى مى كند.
۱.المعجم الكبير: ج 10 ص 16 ح 9797، حلية الأولياء: ج 4 ص 268، الفردوس: ج 2 ص 242 ح 3139 كلّها عن عبد اللّه بن مسعود، كنزالعمّال: ج 1 ص 425 ح 1831.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن بَخِلَ مِنكُم بِمالٍ أن يُنفِقَهُ، وبِالجِهادِ أن يَحضُرَهُ، وبِاللَّيلِ أن يُكابِدَهُ، فَلا يَبخَل بِسُبحانَ اللّهِ، [وَالحَمدُ للّهِِ] ۱ ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. ۲
امام صادق عليه السلام:هر كس از شما از انفاق كردن مالى، و شركت كردن در جهاد، و شب زنده دارى دريغ ورزد، [لااقل] از گفتن «پاكا خدا، [و ستايشْ خداى را]، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر به يارى خدا»، دريغ نورزد.
۱.ما بين المعقوفين سقط من الطبعة المعتمدة للمصدر، وأثبتناه من بحار الأنوار.
۲.المحاسن: ج 1 ص 107 ح 93 عن داوود بن الحصين، بحار الأنوار: ج 93 ص 172 ح 16.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أَنفَقَ زَوجَينِ فِي سَبِيلِ اللّهِ نُودِيَ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ: يا عَبدَ اللّهِ هذا خَيرٌ، فَمَن كَانَ مِن أَهلِ الصَّلاةِ دُعِيَ مِن بابِ الصَّلاةِ، وَمَن كانَ مِن أَهلِ الجِهادِ دُعِيَ مِن بابِ الجِهادِ، وَمَن كانَ مِن أَهلِ الصِّيامِ دُعِيَ مِن بابِ الرَّيّانِ، وَمَن كانَ مِن أَهلِ الصَّدَقَةِ دُعِيَ مِن بابِ الصَّدَقَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس يك جفت ۲ در راه خدا انفاق كند، از [همه] درهاى بهشت به او ندا داده مى شود كه: «اى بنده خدا! اين در، خوب است!»، در حالى كه كسى كه اهل نماز باشد، از درِ نماز، فرا خوانده مى شود، كسى كه اهل جهاد باشد، از درِ جهاد، فرا خوانده مى شود، كسى كه اهل روزه باشد، از درِ سيراب، فرا خوانده مى شود، و كسى كه اهل صدقه باشد، از درِ صدقه فرا خوانده مى شود.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 671 ح 1798، صحيح مسلم: ج 2 ص 711 ح 85، سنن الترمذي: ج 5 ص 614 ح 3674، سنن النسائي: ج 4 ص 169، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 93 ح 7637 كلّها عن أبي هريرة نحوه.
۲.ظاهرا مقصود اين است كه در انفاق سخت گيرى نكند اگر مى تواند دو درهم دهد، يك درهم ندهد، اگر مى تواند دو دينار دهد، يكى ندهد، اگر مى تواند دو شتر بدهد، يكى ندهد و از اين قبيل.
عنه صلى الله عليه و آله:جاهِدُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ، فَإِنَّ الجِهادَ فِي سَبيلِ اللّهِ تَبارَكَ وَتَعالى بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ، يُنجِي اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالَى بِهِ مِن الهَمِّ وَالغَمِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در راه خدا جهاد كنيد؛ چرا كه جهاد در راه خداى بزرگ و والا، درى از درهاى بهشت است و خداوند بزرگ و والا، به سبب آن از اندوه و غم، رهايى مى بخشد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 395 ح 22743، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 84 ح 2404، السنن الكبرى: ج 9 ص 176 ح 18219 كلّها عن عبادة بن الصامت، المعجم الأوسط: ج 8 ص 181 ح 8334 عن أبي اُمامة وكلّها نحوه؛ عوالي اللآلي: ج 1 ص 88 ح 20 عن عبادة بن الصامت نحوه.
الإمام عليّ عليه السلام:إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللّهُ لِخاصَّةِ أَولِيائِهِ. ۱
امام على عليه السلام:جهاد، درى از درهاى بهشت است كه خداوند، آن را براى دوستان ويژه اش گشوده است.
۱.الكافي: ج 5 ص 4 ح 6 عن أبي عبد الرحمن السلمي، نهج البلاغة: الخطبة 27، معاني الأخبار: ص 309 ح 1، بحار الأنوار: ج 100 ص 7 ح 2.
سنن ابن ماجة عن اسامة بن زيد:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ لِأَصحابِهِ: أَلا مُشَمِّرٌ ۱ لِلجَنَّةِ؟ فَإِنَّ الجَنَّةَ لا خَطَرَ لَها، هِيَ وَرَبِّ الكَعبَةِ نُورٌ يَتَلَألَأُ، وَرَيحانَةٌ تَهتَزُّ، وَقَصرٌ مَشِيدٌ، وَنَهرٌ مُطَّرِدٌ ۲، وَفاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ نَضِيجَةٌ، وَزَوجَةٌ حَسناءُ جَمِيلَةٌ، وَحُلَلٌ كَثِيرَةٌ، فِي مَقامٍ أَبَدا، فِي حَبرةٍ ۳ وَنَضرَةٍ، فِي دُورٍ عالِيَةٍ، سَلِيمَةٍ بَهِيَّةٍ. قالُوا: نَحنُ المُشَمِّرُونَ لَها يا رَسُولَ اللّهِ، قالَ: قُولُوا: إِن شاءَ اللّهُ. ثُمَّ ذَكَرَ الجِهادَ وَحَضَّ عَلَيهِ. ۴
سنن ابن ماجةـ به نقل از اُسامة بن زيد ـ: يك روز، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش فرمود: «آيا كسى هست كه براى بهشت، كمر همّت بر بندد؛ چرا كه بهشت، بديل و نظير ندارد؟ به خداوند كعبه سوگند كه بهشت، يك پارچه نور است و مى درخشد و گلزارى است كه پيچ و تاب مى خورد، و كاخ هايى افراشته است، و جويبارهايى روان، و ميوه هايى فراوان و رسيده، و همسرانى نيكو و زيبا، و جامه هاى بسيار، در جايگاهى جاويدان، همراه با ناز و نعمت و خرّمى، در خانه هايى بلندجايگاه، امن و باشُكوه». ياران گفتند: ما براى آن، دامن همّت به كمر مى زنيم، اى پيامبر خدا! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بگوييد: اگر خدا بخواهد» و سپس از جهاد گفت و بِدان برانگيخت.
۱.تَشَمّر: تهيّأ، والتَشْمير: هو الجدّ فيه والاجتهاد (لسان العرب: ج 4 ص 428 «شمر»).
۲.يَطَّرِد: يجري (النهاية: ج 3 ص 117 «طرد»).
۳.الحَبْرة: النعمة وسعة العيش (النهاية: ج 1 ص 327 «حبر»).
۴.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1448 ح 4332، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 389 ح 7381، مسند الشاميّين: ج 2 ص 322 ح 1421، الفردوس: ج 1 ص 139 ح 493 كلّها عن اُسامة بن زيد، كنز العمّال: ج 14 ص 452 ح 39227.
الإمام الباقر عليه السلام:سُئِلَ أَمِيرُ المُؤمِنِينَ عليه السلام عَنِ الإِيمانِ، فَقالَ: إِنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ الإِيمانَ عَلى أَربَعِ دَعائِمَ: عَلَى الصَّبرِ وَاليَقِينِ وَالعَدلِ وَالجِهادِ، فَالصَّبرُ مِن ذَلِكَ عَلى أَربَعِ شُعَبٍ: عَلَى الشَّوقِ وَالإِشفاقِ وَالزُّهدِ وَالتَّرَقُّبِ، فَمَنِ اشتاقَ إِلَى الجَنَّةِ سَلا ۱ عَنِ الشَّهواتِ، وَمَن أَشفَقَ مِنَ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ، وَمَن زَهِدَ فِي الدُّنيا هانَت عَلَيهِ المُصِيباتُ، وَمَن راقَبَ المَوتَ سارَعَ إِلَى الخَيراتِ. ۲
امام باقر عليه السلام:از امير مؤمنان عليه السلام در باره ايمان پرسيدند. فرمود: «خداى عز و جل، ايمان را بر چهارپايه نهاد: بر شكيب و يقين و داد و جهاد. شكيب نيز بر چهار شاخه است: شوق و ترس و زهد و انتظار. كسى كه مشتاق بهشت باشد، در برابر شهوت ها شكيبايى مى كند. كسى كه از آتش بترسد، از حرام ها دست مى دارد. كسى كه به دنيا زهد ورزد، [سختى ها و] مصيبت ها بر او آسان مى شوند، و كسى كه منتظر مرگ باشد، در كارهاى نيك مى كوشد».
۱.سلوتُ عنه: صَبَرتُ عنه (مجمع البحرين: ج 2 ص 874 «سلا»).
۲.الكافي: ج 2 ص 50 ح 1 عن جابر، نهج البلاغة: الحكمة 31، الأمالي للمفيد: ص 277 ح 3 عن قبيصة بن جابر الأسدي، الخصال: ص 231 ح 74 عن الأصبغ بن نباتة، تحف العقول: ص 164 كلّها من دون إسنادٍ إلى الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 68 ص 348 ح 17.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۷۸