فیلترها
نتایج جستجو برای «جوانمردی»: ۳۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمامُ الحسنُ عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عَنِ المُروءَةِ ـ:حِفظُ الدِّينِ، وإعزازُ النَّفسِ، وَلِينُ الكَنَفِ، وَتَعَهُّدُ الصَّنيعَةِ، وأداءُ الحُقوقِ، والتَّحَبُّبُ إلَى النّاسِ. ۱
امام حسن عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال درباره معناى جوانمردى ـ:حفظ دين و عزّت نفس و نرمش و مداومت بر نيكى و احسان و گزاردن حقوق و دوستى نمودن با مردم است.
۱.تحف العقول: 225.
عنه عليه السلام:أنا عَلَمُ الهُدى، وكَهْفُ التُّقى، ومَحَلُّ السَّخاءِ، وبَحرُ النَّدى، وطَودُ النُّهى. ۱
امام على عليه السلام:من پرچم هدايتم، و پناهگاه پرهيزگارى، و جايگاه سخاوت، و درياى جود و جوانمردى، و كوه خِرد.
۱.نهج السعادة: 3 / 79.
عنه عليه السلام:الحِرصُ يُزْري بالمُرُوَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:آزمندى، جوانمردى را لكه دار مى كند.
۱.غرر الحكم: 1107
عنه صلى الله عليه و آله:زَوِّجُوا أياماكُم، فَإنَّ اللّهَ يُحسِنُ لَهُم في أخلاقِهِم، ويُوَسِّعُ لَهُم في أرزاقِهِم، ويَزِيدُهُم في مُرُوّاتِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردان بى همسر خود را زن دهيد؛ زيرا با اين كار خداوند اخلاق آنان را نيكو مى گرداند و روزى هايشان را زياد مى كند و بر جوانمرديهاى آنان مى افزايد.
۱.بحار الأنوار: 103/ 222/38
عنه عليه السلام:أمّا مُرُوَّةُ السَّفَرِ فَبَذلُ الزادِ، والمِزاحُ في غَيرِ ما يُسخِطُ اللّهَ، وقِلّةُ الخِلافِ على مَن تَصحَبُهُ، وتَركُ الرِّوايَةِ علَيهِم إذا أنتَ فارَقتَهُم. ۱
امام صادق عليه السلام:جوانمردى در سفر عبارت است از: بخشيدن از رهتوشه، شوخى كردن به گونه اى كه خشم خدا را همراه نداشته باشد، كمتر ناسازگارى كردن با همسفران، و ترك بدگويى از همراهان بعد از جدا شدن از آنان.
۱.الأمالي للمفيد: 44/3.
الكافي عَن عليِّ بنِ إبراهيمَ رَفَعَهُ:قالَ أبو عَبدِاللّه عليه السلام لرَجُلٍ: ما الفَتى عِندَكُم؟ فقالَ لَهُ: الشابُّ، فقالَ: لا، الفَتى: المُؤمِنُ، إنَّ أصحابَ الكَهفِ كانوا شُيُوخا فَسَمّاهُمُ اللّهُ عَزَّوجلَّ فِتيَةً بِإيمانِهِم. ۱
الكافى به نقل از على بن إبراهيم، كه سند را به معصوم عليه السلام رسانده است:امام صادق عليه السلام به مردى فرمود: شما به چه كسى جوانمرد مى گوييد؟ عرض كرد: به جوان. حضرت فرمود: نه؛ فتى، مؤمن است. اصحاب كهف همگى بزرگسال بودند اما خداوند عز و جل آنان را به سبب ايمانى كه داشتند جوانمرد ناميد.
۱.الكافي: 8/395/595.
عنه عليه السلام:العِفَّةُ أفضَلُ الفُتُوَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:عفّت، برترين جوانمردى است.
۱.غرر الحكم: 529
عنه عليه السلام:أنا عَلَمُ الهُدى، و كَهْفُ التُّقى، و مَحَلُّ السَّخاءِ، و بَحرُ النَّدى، و طَودُ النُّهى. ۱
امام على عليه السلام:من پرچم هدايتم، و پناهگاه پرهيزگارى، و جايگاه سخاوت، و درياى جود و جوانمردى، و كوه خِرد.
۱.نهج السعادة: 3 / 79.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:التَّجَمُّلُ مُروءةٌ ظاهِرَةٌ. ۱
امام على عليه السلام:آراستگى، جوانمردىِ آشكار است.
۱.غرر الحكم: 320.
عنه عليه السلام:الحِرصُ يُزْري بالمُرُوَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:آزمندى، جوانمردى را لكه دار مى كند.
۱.غرر الحكم: 1107.
عنه عليه السلام:أصْلُ المُروءَةِ الحياءُ، و ثَمَرتُها العِفَّةُ. ۱
امام على عليه السلام:ريشه جوانمردى، شرم است و ميوه آن، پاكدامنى.
۱.غرر الحكم: 3101.
عنه عليه السلام:مِن تَمامِ المُرُوَّةِ أنْ تَسْتَحييَ مِن نَفْسِكَ. ۱
امام على عليه السلام:از كمالات جوانمردى، اين است كه از خود حيا كنى.
۱.غرر الحكم: 9341.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ عِندَ ما سألَهُ المُفَضّلُ عن عِلَّةِ تَحريمِ الخَمرِ ـ: حَرّمَ اللّهُ الخَمرَ لِفِعْلِها و فَسادِها، لأنّ مُدْمِنَ الخَمرِ تُورِثُهُ الارْتِعاشَ، و تَذهَبُ بنُورِهِ، و تَهْدِمُ مُرُوّتَهُ، و تَحْمِلُهُ على أنْ يَجْتَرئَ على ارتِكابِ المَحارِمِ، و سَفْكِ الدِّماءِ، و رُكوبِ الزِّنا، و لا يُؤمَن إذا سَكِرَ أنْ يَثِبَ على حُرَمِهِ و لا يَعْقِلُ ذلكَ، و لا يَزيدُ شارِبَها إلاّ كُلَّ شَرٍّ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال مفضّل از علّت تحريم شراب ـفرمود: خداوند شراب را به علّت تأثير بد و فسادى كه به وجود مى آورد حرام كرد؛ زيرا ميگسار دچار رعشه [در اندام]مى شود، و شراب نورانيت و جوانمردى و مروتش را از بين مى برد و او را در ارتكاب كارهاى حرام و خونريزى و زنا، گستاخ مى كند و اين خطر برايش وجود دارد كه چون مست و لا يعقل شود به محارم خود تجاوز كند. شراب بر شراب خوار جز شر و بدى نمى افزايد.
۱.علل الشرائع: 476/2.
عنه عليه السلام:حَسْبُ المَرءِ مِن كَمالِ المُرُوَّةِ تَرْكُهُ ما لا يَجْمُلُ بهِ. و مِن صلاحِهِ شِدَّةُ خَوفِهِ مِن ذُنوبِهِ. ۱
امام على عليه السلام:در كمال جوانمردى آدمى همين بس، كه آنچه را زيبنده او نيست فرو گذارد. و در كمال پاكى و درستى او همين بس، كه از گناهان خويش بسيار هراسان باشد.
۱.. بحار الأنوار: 78/80/66.
عنه عليه السلام:العِفَّةُ أفضَلُ الفُتُوَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:عفّت، برترين جوانمردى است.
۱.غرر الحكم: 529.
عنه عليه السلام:إنّا أهلُ بَيتٍ مُرُوَّتُنا العَفوُ عَمَّن ظَلَمَنا. ۱
امام صادق عليه السلام:ما خاندانى هستيم كه جوانمردى و مرّوت ما، گذشتِ از كسى است كه به ما ستم كرده است.
۱.الأمالي للصدوق: 364/450.
۱.و ذلك لأنّ من لا عقل له لا يكون عارفا بما يليق به و يحسن، و ما لا يليق به و لا يحسن، فقد يترك اللائق و يجيء بما لا يليق، و من يكون كذلك لا يكون ذا دين. و المروّة الإنسانيّة و كمال الرجوليّة و هي الصفة الجامعة لمكارم الأخلاق و محاسن الآداب. (كما في هامش المصدر).
۲.الخطر: و خَطَرُ الرجل: قدره و منزلته (الصحاح: 2/648) السَّبق الذي يُتَراهن عليه.
۳.أي: ما يليق أن يكون ثمنا لها إلاّ الجنّة، شبّه عليه السلام استعمال البدن في المكتسبات الباقية ببيعها بها؛ و ذلك لأنّ الأبدان في التناقص يوما فيوما لتوجّه النفس منها إلى عالم آخر؛ فإن كانت النفس سعيدة كانت غاية سعيه في هذه الدنيا و انقطاع حياته البدنيّة إلَى اللّه سبحانه و إلى نعيم الجنّة لكونه على منهج الهداية و الاستقامة، فكأنّه باع بدنه بثمن الجنّة معاملةً مع اللّه تعالى، و لهذا خلقه اللّه عَزَّ و جلَّ.
و إن كانت شقيّة كانت غاية سعيه و انقطاع أجله و عمره إلى مقارنة الشيطان و عذاب النيران لكونه على طريق الضلالة، فكأنّه باع بدنه بثمن الشهوات الفانية و اللذّات الحيوانيّة التي ستصير نيرانات محرقة مؤلمة، و هي اليوم كامنة مستورة عن حواسّ أهل الدنيا و ستبرز يوم القيامة «و بُرِّزَتِ الجَحيمُ لِمَن يَرى» معاملة مع الشيطان و خسر هناك المبطلون. (كما في هامش المصدر).
۴.الكافي: 1/19/12.
۵.علّتش اين است كه كسى كه خرد نداشته باشد نمى داند چه امورى شايسته و زيبنده اوست و چه چيزهايى شايسته و زيبنده او نيست و لذا كارهاى شايسته خود را ترك مى كند و آنچه را در خور او نيست به جا مى آورد و كسى كه چنين باشد از دين بى بهره است. مروّت، به معناى انسانيّت و كمال مردانگى است و اين صفت در بردارنده خوى هاى والا و آداب نيكو مى باشد (به نقل از پانوشت الكافى).
۶.يعنى هيچ چيز جز بهشت شايسته آن نيست كه بهاى بدن آدمى باشد. امام عليه السلام به كار گرفتن بدن در دستاوردهاى ماندگار و جاويدان را به فروختن آن به بهشت تشبيه فرموده است، علّتش اين است كه بدن ها، به دليل توجّه نفْس آنها به جهانِ ديگر، روز به روز در حال كاهش و فرسايش است. اگر نفْس يك نفْس سعادتمند باشد، غايت سعى او در اين دنيا و انقطاع حيات بدنيش، خداوند سبحان و نعمت بهشت است؛ زيرا در راه هدايت و راست قدم بر مى دارد. بنا بر اين، گويى در يك معامله با خداوند متعال، بدن خود را به بهاى بهشت فروخته است و براى همين خداوند او را آفريده است.
و اگر نفْس، شقاوتمند باشد فرجام تلاش او و به سر آمدن اجل و عمرش قرين شدن با شيطان و عذاب آتش است؛ چون در طريق گمراهى قدم برمى دارد. بنا بر اين، گويى بدن خود را در معامله اى با شيطان، به بهاى شهوت هاى فناپذير و لذّت هاى حيوانى فروخته است، شهوت ها و لذّت هايى كه بزودى به آتش هاى سوزان و دردناكى تبديل مى شوند كه امروز از دسترس حواس مردم دنيا پنهان و پوشيده اند و فرداى قيامت بروز مى كنند «و دوزخ براى هر كه بيند آشكار گردد» و اين جاست كه باطل گرايان زيان كنند (به نقل از پانوشت الكافى).
تفسير نور الثقلين:قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لأصحابِهِ يَومَ فَتحِ مَكّةَ ـ و قد جاءَ عُثمانُ بعبدِ اللّهِ بنِ سَعدِ بنِ أبي سَرحٍ يَستأمِنُهُ مِنهُ و كانَ صلى الله عليه و آله قَبلَ ذلكَ أهدَرَ دَمَهُ و أمَرَ بقَتلِهِ، فلَمّا رأى عُثمانَ استَحيى مِن رَدِّهِ و سَكَتَ طويلاً ليَقتُلَهُ بَعضُ المؤمِنينَ، ثُمّ أمِنَهُ بعدَ تَرَدُّدِ المَسألَةِ مِن عُثمانَ ـ: أ ما كانَ مِنكُم رجُلٌ رَشيدٌ يَقومُ إلى هذا فيَقتُلُهُ؟! فقالَ لَهُ عَبّادُ بنُ بشرٍ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّ عَيني ما زالَت في عَينِكَ انتِظارا أن تُومئَ فأقتُلَهُ، فقالَ صلى الله عليه و آله: إنّ الأنبياءَ لا يَكونُ لَهُم خائنَةُ أعيُنٍ. ۱
تفسير نور الثقلين:در روز فتح مكّه عثمان، عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح را كه قبلا رسول خدا صلى الله عليه و آله او را مهدور الدم دانسته و فرمان قتلش را صادر كرده بود، خدمت آن حضرت آورد تا از ايشان براى او امان بگيرد. پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى عثمان را ديد از اينكه خواهش او را رد كند شرم كرد و مدتى خاموش ماند تا يكى از مؤمنان آن مرد را بكشد. اما چون خواهش مكرر عثمان را ديد [و كسى هم اقدام به قتل عبد اللّه نكرد] او را امان داد و به ياران خود فرمود: آيا در ميان شما جوانمردى نبود كه برخيزد و او را بكشد؟! عَبّاد بن بشر عرض كرد: اى رسول خدا! من پيوسته به چشمان شما مى نگريستم و منتظر اشاره شما بودم تا او را بكشم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پيامبران نگاه دزدانه (زير چشمى) نمى كنند.
۱.تفسير نور الثقلين: 4 / 517 / 35.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سَألَهُ شِهابُ بنُ عبدِ رَبِّهِ عنِ التَّوَسُّعِ على الإخوانِ في السَّفَرِ ـ: لا تَفعَلْ يا شِهابُ، إن بَسَطتَ و بَسَطُوا أجحَفتَ بِهِم، و إن هُم أمسَكُوا أذلَلتَهُم، فاصحَبْ نُظَراءَكَ، اِصحَبْ نُظَراءَكَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به شهاب بن عبد ربّه درباره بخشش به برادران در مسافرت ـفرمود: اى شهاب! اين كار را مكن؛ زيرا اگر تو گشاده دستى كنى و آنها نيز [از روى ناچارى]گشاده دستى كنند، به آنان اجحاف كرده باشى و اگر خود دارى كنند، آنان را خوار و خجلت زده كرده باشى؛ پس با افراد هم سطح خودت همسفر شو، با هم سطح خود همسفر شو.
۱.. بحار الأنوار: 76/268/11.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ في مُرُوَّةِ السَّفَرِ ـ: و أمّا التي في السَّفَرِ فَبَذلُ الزادِ، و حُسنُ الخُلقِ، و المِزاحُ في غيرِ المَعاصي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره جوانمردى در سفر ـفرمود: جوانمردى در سفر عبارت است از: بخشيدن زاد و توشه [خود به همراهان]و خوش اخلاقى و شوخى كردن، به شرط آن كه معصيت خدا نباشد.
۱.بحار الأنوار: 76/266/2.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۴