نتایج جستجو برای «گذشت»: ۳۳۳ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِبِلالٍ ـ: لَقَد نَزَلَت عَلَيَّ اللَّيلَةَ آيَةٌ، وَيلٌ لِمَن قَرَأها ولَم يَتَفَكَّر فيها: «إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ.» ۱ ـ الآيَةَ كُلَّها ـ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به بلال ـ: شب گذشته آيه اى بر من نازل شد. واى بر آن كه آن را بخواند و در آن نينديشد: «به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، نشانه هايى براى خردمندان است» [تا آخر آيه] ۳.
۱.آل عمران: 190.
۲.صحيح ابن حبّان: ج 2 ص 387 ح 620، الفردوس: ج 4 ص 400 ح 7158 كلاهما عن عائشة، تفسير ابن كثير: ج 2 ص 164 عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 1 ص 570 ح 2576.
۳.مراد، آيات 190 ـ 194 از سوره آل عمران است.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ يَرى موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام رَجُلاً مِن بَني إسرائيلَ يُطَوِّلُ سُجودَهُ ويُطَوِّلُ سُكوتَهُ، فَلا يَكادُ يَذهَبُ إلى مَوضِعٍ إلاّ وهُوَ مَعَهُ، فَبَينا هُوَ يَومًا مِنَ الأَيّامِ في بَعضِ حَوائِجِهِ إذ مَرَّ عَلى أرضٍ مُعشِبَةٍ تَزهو وتَهتَزُّ. قالَ: فَتَأَوَّهَ الرَّجُلُ. فَقالَ لَهُ موسى: عَلى ماذا تَأَوَّهتَ؟ قالَ: تَمَنَّيتُ أن يَكونَ لِرَبّي حِمارٌ أرعاهُ هاهُنا. قالَ: فَأَكَبَّ موسى عليه السلام طَويلاً بِبَصَرِهِ عَلَى الأَرضِ اغتِمامًا بِما سَمِعَ مِنهُ. قالَ: فَانحَطَّ عَلَيهِ الوَحيُ، فَقالَ لَهُ: مَا الَّذي أكبَرتَ مِن مَقالَةِ عَبدي؟! أنَا اُؤاخِذُ عِبادي عَلى قَدرِ ما أعطَيتُهُم مِنَ العَقلِ. ۱
امام باقر عليه السلام:موسى بن عمران عليه السلام مردى از بنى اسرائيل را مى ديد كه سجده هاى طولانى مى كرد و خاموشى اش دراز بود. هر جا موسى عليه السلاممى رفت، آن مرد، وى را همراهى مى كرد. روزى از روزها كه موسى عليه السلام به دنبال كارى بود، از زمين سرسبزى گذشت. مرد عبادت پيشه، آهى كشيد. موسى عليه السلام بدو گفت: «چرا آه مى كشى؟». گفت: آرزو كردم كه اى كاش پروردگارم، الاغى داشت و من آن را در اين سرزمين مى چراندم. موسى عليه السلام مدّتى طولانى چشمانش را به زمين دوخت، در حالى كه از سخن آن مرد، غمگين شده بود. بر موسى عليه السلام وحى آمد كه: «چرا سخن بنده ام بر تو گران آمد. من از بندگانم به ميزان خردشان حسابرسى مى كنم».
۱.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 608 عن عبيداللّه بن الوليد الوصّافي، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 21 وراجع عيون الأخبار لابن قتيبة: ج 2 ص 38.
الكافي عن سليمان الدّيلميّ:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ ودينِهِ وفَضلِهِ! ۱ فَقالَ: كَيفَ عَقلُهُ؟ قُلتُ: لا أدري. فَقالَ: إنَّ الثَّوابَ عَلى_'feقَدرِ العَقلِ، إنَ رَجُلاً مِن بَنيإسرائيلَ كانَ يَعبُدُ اللّهَ فيجَزيرَةٍ مِن جَزائِرِ البَحرِ خَضراءَ نَضِرَةٍ كَثيرَةِ الشَّجَرِ ظاهِرَةِ الماءِ، وإنَّ مَلَكًا مِنَ المَلائِكَةِ مَرَّ بِهِ فَقالَ: يا رَبِّ، أرِني ثَوابَ عَبدِكَ هذا، فَأَراهُ اللّهُ تَعالى ذلِكَ، فَاستَقَلَّهُ المَلَكُ، فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ: أنِ اصحَبهُ، فَأَتاهُ المَلَكُ في صورَةِ إنسِيٍّ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟ قالَ: أنَا رَجُلٌ عابِدٌ، بَلَغَني مَكانُكَ وعِبادَتُكَ في هذَا المَكانِ فَأَتَيتُكَ لِأَعبُدَ اللّهَ مَعَكَ. فَكانَ

الكافىـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از عبادت و ديندارى و فضائل شخصى، سخن راندم. فرمود: «خرد او چگونه است؟». گفتم: نمى دانم. فرمود: «پاداش، به اندازه خرد است. مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى سرسبز، پُر درخت و پُر آب، خدا را بندگى مى كرد. فرشته اى از فرشتگان، از كنار او گذشت. پس گفت: پروردگارا! پاداش اين بنده را به من نشان بده». خداوند، پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ امّا آن پاداش به نظر فرشته كم آمد. خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه: «با او همنشين شو». فرشته به صورت انسانى نزد او آمد. مرد عابد از فرشته پرسيد: كيستى؟ گفت: «مردى عبادت پيشه ام كه خبر جايگاه و عبادت تو در اين مكان، به من رسيد. آمده ام به همراه تو خدا را عبادت كنم». [فرشته] آن روز را با مرد

۱.الظاهر أنّه بتقدير خبر محذوف؛ أي: عظيم ومرضيّ. وفي الأمالي للصدوق: «كذا وكذا».
۲.الكافي: ج 1 ص 12 ح 8، الأمالي للصدوق: ص 504 ح 693 نحوه، بحار الأنوار: ج 14 ص 506 ح 31.
الدرّ المنثور عن ابن دينار:أوحَى اللّهُ إلى موسى عليه السلام: أنِ اتَّخِذ نَعلَينِ مِن حَديدٍ وعَصًا، ثُمَّ سِح فِي الأَرضِ، فَاطلُبِ الآثارَ وَالعِبَرَ، حَتّى تَحفُوَ النَّعلانِ وتَنكَسِرَ العَصا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن دينار ـ: خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: «كفش هايى آهنى و عصايى بردار، آن گاه در زمين گردش كن و از عبرت ها و نشانه ها [ى گذشتگان]جستجو كن تا كفش هايت ساييده شود و عصايت بشكند».
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 61 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب التفكّر.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: العَقلُ الإِصابَةُ بِالظَّنِّ ومَعرِفَةُ ما لَم يَكُن بِما كانَ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: خردمندى، گمانه زنىِ درست و شناخت آينده بر اساس گذشته است.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 331 ح 803.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلام:إنَّ العُقَلاءَ تَرَكوا فُضولَ الدُّنيا فَكَيفَ الذُّنوبُ! وتَركُ الدُّنيا مِنَ الفَضلِ، وتَركُ الذُّنوبِ مِنَ الفَرضِ. ۱
امام كاظم عليه السلام:خردمندان از زيادتى دنيا (آنچه براى زندگى ضرورت ندارد) گذشتند، چه رسد به گناهان، حالْ آن كه از دنيا گذشتن، فضيلت است و از گناه گذشتن، واجب.
۱.الكافي: ج 1 ص 17 ح 12 عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص 387، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: إذا خُلِّيَ عِنانُ العَقلِ ولَم يُحبَس عَلى هَوى نَفسٍ أو عادَةِ دينٍ أو عَصَبِيَّةٍ لِسَلَفٍ، وَرَدَ بِصاحِبِهِ عَلَى النَّجاةِ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: اگر زمام خرد، رها شود و در حبسِ تمايلات نفْس يا عادت هاى دينى و يا تعصّب گذشتگان نباشد، صاحبش را به نجات مى رساند.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 343 ح 950.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن صَباحٍ ولا رَواحٍ ۱ إلّا وبِقاعُ الأَرضِ يُنادي بَعضُها بَعضا: يا جارَةُ، هَل مَرَّ بِكِ اليَومَ ذاكِرٌ للّهِِ تَعالى، أو عَبدٌ وَضَعَ جَبهَتَهُ عَلَيكِ ساجِدا للّهِِ؟ فَمِن قائِلَةٍ: لا، ومِن قائِلَةٍ: نَعَم. فَإِذا قالَت: نَعَم، اِهتَزَّت وَانشَرَحَت، وتَرى أنَّ لَها فَضلاً عَلى جارَتِها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ صبحگاه و شبانگاهى نيست، مگر آن كه قطعات زمين به يكديگر مى گويند: «اى همسايه! آيا امروز، يادكننده خداى متعال بر تو گذشت، يا بنده اى كه پيشانى خويش را براى سجده خداوند متعال بر تو بگذارد؟». پس يكى مى گويد: «نه» و ديگرى مى گويد: «چرا». اگر بگويد: «چرا»، به وجد مى آيد و شادمان مى شود و خود را بر هم كنارش برتر مى بيند.
۱.الرَّواحُ: نقيضُ الصباح، وهو اسمٌ للوقت من زوال الشمس إلى الليل (الصحاح: ج 1 ص 368 «روح»).
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 373 ح 2661، أعلام الدين: ص 197 كلاهما عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 84 ح 3.
الإمام الرضا عليه السلامـ فيما جَمَعَهُ الفَضلُ بنُ شاذانَ مِن كَلامِهِ في عِلَلِ الفَرائِضِ ـ: إن قالَ قائِلٌ: لِمَ أمَرَ اللّهُ العِبادَ ونَهاهُم؟ قيلَ: لِأَنَّهُ لا يَكونُ بَقاؤُهُم وصَلاحُهُم إلّا بِالأَمرِ وَالنَّهيِ، وَالمَنعِ عَنِ الفَسادِ وَالتَّغاصُبِ. فَإن قالَ قائِلٌ: لِمَ تَعَبَّدَهُم؟ قيلَ: لِئَلّا يَكونوا ناسينَ لِذِكرِهِ، ولا تارِكينَ لِأَدَبِهِ، ولا لاهينَ عَن أمرِهِ ونَهيِهِ، إذ ۱ كانَ فيهِ صَلاحُهُم وفَسادُهُم وقوِامُهُم، فَلَو تُرِكوا بِغَيرِ تَعَبُّدٍ لَطالَ عَلَيهِمُ الأَمَدُ، وقَسَت قُلوبُهُم. ۲
امام رضا عليه السلامـ از سخنان ايشان در باره علّت واجبات كه فضل بن شاذان، آنها را گردآورى كرده است ـ: اگر كسى بگويد: «چرا خدا، به بندگانْ امر و نهى كرده است؟»، گفته مى شود: چون ماندگارى و درستى آنان، جز با امر و نهى و جلوگيرى از تباهى و تجاوز به يكديگر، ممكن نيست. اگر كسى بگويد: «چرا از آنان عبادت خواسته شده است؟»، گفته مى شود: تا او را فراموش نكنند و تعاليمش را وا ننهند و از امر و نهى او غافل نشوند؛ چرا كه درستى و تباهى و پايدارى آنان، در گرو اين است، و اگر بدون [دستور به] عبادت، رها مى شدند، پس از گذشت زمانى دراز، سنگ دل مى شدند.
۱.في المصدر: «إذا»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.علل الشرائع: ص 256، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 103 ح 1 كلاهما عن الفضل بن شاذان، بحار الأنوار: ج 6 ص 63 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلام:اِعلَموا أنَّهُ [اللّهَ] عز و جل لَن يَرضى عَنكُم بِشَيءٍ سَخِطَهُ عَلى مَن كانَ قَبلَكُم، ولَن يَسخَطَ عَلَيكمُ بِشَيءٍ رَضِيَهُ مِمَّن كانَ قَبلَكُم، وإنَّما تَسيرونَ في أَثَرٍ بَيِّنٍ، وتَتَكَلَّمونَ بِرَجعِ قَولٍ قَد قالَهُ الرِّجالُ مِن قَبلِكُم، قَد كَفاكُم مَؤونَةَ دُنياكُم، وحَثَّكُم عَلَى الشُّكرِ، وَافتَرَضَ مِن ألسِنَتِكُمُ الذِّكرَ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه خداوند عز و جل هرگز آنچه را از پيشينيان شما نپسنديده است، از شما نيز نخواهد پسنديد و هرگز آنچه را از مردمان پيش از شما پسنديده است، از شما ناپسند نمى دارد. شما در راهى روشن، گام برمى داريد [كه گذشتگانِ شما رفته اند] و همان سخنى را واگويه مى كنيد كه مردان پيش از شما گفته اند. خداوند، روزىِ دنياى شما را عهده دار شده و به سپاس گزارى تشويقتان كرده است و ياد كردن [از خود] را بر زبان هايتان واجب ساخته است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 183، بحار الأنوار: ج 5 ص 319 ح 3.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: مَن كانَ ذاكِرا للّهِِ عَلَى الحَقيقَةِ فَهُوَ مُطيعٌ، ومَن كانَ غافِلاً عَنهُ فَهُوَ عاصٍ. وَالطّاعَةُ عَلامَةُ الهِدايَةِ، وَالمَعصِيَةُ عَلامَةُ الضَّلالَةِ، وأصلُهُما مِنَ الذِّكرِ وَالغَفلَةِ. فَاجعَل قَلبَكَ قِبلَةً لِلِسانِكَ، لا تُحَرِّكهُ إلّا بِإِشارَةِ القَلبِ، ومُوافَقَةِ العَقلِ، ورِضَى الإيمانِ؛ فَإِنَّ اللّهَ عالِمٌ بِسِرِّكَ وجَهرِكَ، وهُوَ عالِمٌ بِما فِي الصُّدورِ فَضلاً عَن غَيرِهِ. وكُن كَالنّازِعِ روحَهُ أو كَالواقِفِ فِي العَرضِ الأَكبَرِ، غَيرَ شاغِلٍ نَفسَكَ عَمّا عَناك مِمّا كَلَّفَكَ بِهِ رَبُّكَ؛ في أمرِهِ ونَهيِهِ ووَعدِهِ ووَعيدِهِ. وَاغسِل قَلبَكَ بِماءِ الحُزنِ، ولا تَشغَلها بِدونِ ما

مصباح الشريعهـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: كسى كه حقيقتا به ياد خداوند باشد، فرمان بُردار خداست و كسى كه از خدا غافل باشد، نافرمان است. فرمان بُردارى، نشانه ره يافتگى است و نافرمانى، نشانه گم راهى، و ريشه اين هر دو، ياد [خدا] و غفلت [از او] است. پس، دلت را قبله زبانت قرار ده و آن را جز با اشارت دل و موافقت خِرد و رضايت ايمان، مَجُنبان؛ چرا كه خداوند، به نهان و آشكار تو داناست و به آنچه در سينه هاست، آگاه است، چه رسد به آنچه در غير سينه هاست [و از اعمال ظاهر است]. و همانند كسى باش كه در حال جان كندن است، يا همانند كسى كه در صحنه بزرگ [قيامت براى حسابرسى]ايستاده است، و خويشتن را از وظيفه اى كه پروردگارت بر عهده تو نهاده است (يعنى امر و نهى و وعده و تهديدش)،

۱.في الطبعة المعتمدة: «وذِكرٌ صادِقٌ»، والأصحّ ما أثبتناه كما في نسخة اُخرى وبحار الأنوار.
۲.مصباح الشريعة: ص 43، بحار الأنوار: ج 93 ص 158 ح 33.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن صَباحٍ ولارَواحٍ ۱ إلّا وبِقاعُ الأَرض تُنادي بَعضُها بَعضا: يا جارَةُ هَل مَرَّ بِكِ اليَومَ عَبدٌ صالِحٌ صَلّى عَلَيكِ أو ذَكَرَ اللّهَ؟ فَإِن قالَت: نَعَم! رَأَت لَها بِذلِكَ عَلَيها فَضلاً. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ صبح و عصرى نيست، مگر آن كه هر يك از قطعات زمين، ديگرى را ندا مى دهد كه: اى همسايه، آيا امروز، بنده اى شايسته بر تو گذشت كه روى تو نماز بگزارد يا خدا را ياد كند؟ اگر بگويد: «آرى»، او اين را دليل برترى آن قطعه بر خود مى بيند.
۱.الرَّواح: نقيض الصباح، وهو اسم للوقت من زوال الشمس إلى الليل (الصحاح: ج 1 ص 368 «روح»).
۲.المعجم الأوسط: ج 1 ص 177 ح 562، حلية الأولياء: ج 6 ص 174 كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 7 ص 290 ح 18929.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: اِجعَل ذِكرَ اللّهِ مِن أجلِ ذِكرِهِ لَكَ؛ فَإِنَّهُ ذَكَرَكَ وهُوَ غَنِيٌّ عَنكَ، فَذِكرُهُ لَكَ أجَلُّ وأشهى وأتَمُّ مِن ذِكرِكَ لَهُ وأسبَقُ. ومَعرِفَتُكَ بِذِكرِهِ لَكَ يورِثُكَ الخُضوعَ، وَالاِستِحياءَ، وَالاِنكِسارَ، ويَتَوَلَّدُ مِن ذلِكَ رُؤيَةُ كَرَمِهِ وفَضلِهِ السّابِقِ، وتَخلُصُ لِوَجهِهِ، وتَصغُرُ عِندَ ذلِكَ طاعاتُكَ وإن كَثُرَت في جَنبِ مِنَنِهِ. ورُؤيَتُكَ ذِكرَكَ لَهُ تورِثُكَ الرِّياءَ، وَالعُجبَ، وَالسَّفَهَ، وَالغِلظَةَ في خَلقِهِ، وَاستِكثارَ الطّاعَةِ ونِسيانَ كَرَمِهِ وفَضلِهِ، ولا يَزدادُ بِذلِكَ مِنَ اللّهِ إلّا بُعدا، ولا يَستَجلِبُ بِهِ عَلى مُضِيِّ الأَيّامِ إلّا وَحشَةً. ۱

مصباح الشريعةـ در سخنى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: خداى را از آن روى ياد كن كه او تو را ياد كرده است؛ چه، او با آن كه از تو بى نياز است، يادت كرده است. پس ياد كردن او از تو، مهم تر و خواستنى تر و كامل تر و پيش تر از ياد تو براى اوست. اين كه بدانى او تو را ياد مى كند، خود، برايت فروتنى و شرمسارى و شكسته نفسى به بار مى آورد، و اين خود، باعث مى گردد كه بزرگوارى ولطف پيشين او را نسبت به خودت ببينى و به او اخلاص ورزى، و در اين هنگام، طاعت هايت، هر اندازه بسيار باشد، در كنار نواخت هاى او كوچك مى آيد. ولى اگر يادكرد خويش از او را در نظر آورى، اين، برايت خودنمايى و خودپسندى و نابخردى و درشتى كردن با خلق او، و افزون شمردن طاعت خويش و از ياد بردن بزرگوارى و لطف او را به بار

۱.مصباح الشريعة: ص 47.
المعجم الصغير عن ابن عبّاس:مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ الأَنصارِيِّ وهُوَ يُذَكِّرُ أصحابَهُ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أما إنَّكُمُ المَلَأُ الَّذينَ أمَرَنِي اللّهُ أن أصبِرَ نَفسي مَعَكُم، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِىِّ» إلى قَولِهِ: «وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا» ۱، أما إنَّهُ ما جَلَسَ عِدَّتُكُم إلّا جَلَسَ مَعَهُم عِدَّتُهم مِنَ المَلائِكَةِ، إن سَبَّحُوا اللّهَ سَبَّحوهُ، وإن حَمِدُوا اللّهَ حَمِدوهُ، وإن كَبَّرُوا اللّهَ كَبَّروهُ، ثُمَّ يَصعَدونَ إلَى الرَّبِّ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم، فَيَقولونَ: يا رَبَّنا، عِبادُكَ سَبَّحوكَ فَسَبَّحنا، وكَبَّروكَ

المعجم الصغيرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر عبد اللّه بن رواحه انصارى گذشت كه يارانش را پند مى داد. پيامبر خدا فرمود: «هان! شما، همان گروهى هستيد كه خداوند به من فرمود تا خودم را با شما بدارم». سپس اين آيه را خواند: « «و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند» تا: «و [اساس]كارش بر زياده روى است» ». [و افزود:] «هان! هر تعداد از شما گِرد هم بنشينند، به همان شمار، از فرشتگان با آنان مى نشينند. اگر آنان خدا را تسبيح گويند، آن فرشتگان نيز او را تسبيح مى گويند، و اگر خدا را سپاس گويند، آن فرشتگان نيز او را سپاس مى گويند، و اگر خدا را به بزرگى ياد كنند، آنان نيز او را به بزرگى ياد مى كنند. سپس به درگاه پروردگارشان مى روند و به او ـ كه البته از آنان بهتر مى داند ـ،

۱.الكهف: 28.
۲.المعجم الصغير: ج 2 ص 109، حلية الأولياء: ج 5 ص 117 عن عمر بن ذرّ عن أبيه، الدرّ المنثور: ج 5 ص 381 نقلاً عن ابن مردويه.
الكافي عن عبّاد بن كثير:قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: إنّي مَرَرتُ بِقاصٍّ يَقُصُّ وهُوَ يَقولُ: هذَا المَجلِسُ الَّذي لا يَشقى بِهِ جَليسٌ. قالَ: فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: هَيهاتَ، هَيهاتَ، أخطَأَت أستاهُهُمُ الحُفرَةَ ۱. إنَّ للّهِِ مَلائِكَةً سَيّاحينَ سِوَى الكِرامِ الكاتِبينَ، فَإِذا مَرُّوا بِقَومٍ يَذكُرونَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ، قالوا: قِفوا فَقَد أصَبتُم حاجَتَكُم، فَيَجلِسونَ فَيَتَفَقَّهونَ مَعَهُم، فَإِذا قاموا عادوا مَرضاهُم، وشَهِدوا جَنائِزَهُم، وتَعاهَدوا غائِبَهُم، فَذلِكَ المَجلِسُ الَّذي لا يَشقى بِهِ جَليسٌ. ۲
الكافىـ به نقل از عبّاد بن كثير ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: من بر داستان سَرايى (نقّالى) گذشتم كه داستان نقل مى كرد و مى گفت: اين است آن مجلسى كه هر كس در آن بنشيند، محروم نمى شود. امام صادق عليه السلام فرمود: «هيهات، هيهات! سوراخ دعا را گم كرده اند. خداوند را بجز گرامىْ فرشتگانِ نويسنده [ى اعمال بندگان]، فرشتگانى است كه دوره مى گردند و چون بر مردمى بگذرند كه از محمّد و خاندان او ياد مى كنند، مى گويند: [همين جا] بِايستيد كه به مراد خود رسيديد. پس مى نشينند و با آنان دانش مى آموزند، و چون برخيزند، از بيمارانِ آنان عيادت مى كنند و در تشييع جنازه مردگانشان حاضر مى شوند و از سفرْ رفته شان سركشى مى كنند. اين است آن مجلسى كه هر كه در آن بنشيند، محروم نمى شود».
۱.الإخطاء: الذهاب إلى خلاف الصواب مع قصد الصواب، أو مطلقا عمدا وغير عمد، والأستاه: جمع الإست؛ وهي حلقة الدبر. والمراد بالحفرة: الكنيف الذي يتغوّط فيه، وكأنّ هذا كان مثلاً سائرا يضرب لمن استعمل كلاما في غير موضعه أو أخطأ خطأً فاحشا. وقد يقال: شبّهت أفواههم بالأستاه تفضيحا لهم (مرآة العقول: ج 9 ص 84).
۲.الكافي: ج 2 ص 186 ح 3، بحار الأنوار: ج 74 ص 259 ح 57.
المستدرك على الصحيحين عن أبي عثمان:كانَ سلمانُ في عِصابَةٍ ۱ يَذكُرونَ اللّهَ، فَمَرَّ بِهِم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَهُم قاصِدا حَتّى دَنا مِنهُم، فَكَفّوا عَنِ الحَديثِ إعظامالِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: ما كُنتُم تَقولونَ؟ فَإِنّي رَأَيتُ الرَّحمَةَ تَنزِلُ عَلَيكُم، فَأَحبَبتُ أن اُشارِكَكُم فيها! ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو عثمان ـ: سلمان با گروهى نشسته بود و از خدا ياد مى كردند. پيامبر خدا بر آنان گذشت و به سوى ايشان آمد. چون نزديك آنان رسيد، به احترام پيامبر خدا از سخن گفتن، باز ايستادند. فرمود: «چه مى گفتيد؟ زيرا ديدم رحمت بر شما فرو مى بارد و دوست داشتم من نيز در آن [رحمت] با شما شريك شوم».
۱.العِصابة: الجماعة من الناس من العَشرة إلى الأربعين، ولا واحد لها من لفظها (النهاية: ج 3 ص 243 «عصب»).
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 210 ح 419، الدرّ المنثور: ج 5 ص 382 نقلاً عن الزهد لابن حنبل عن ثابت نحوه، كنز العمّال: ج 1 ص 447 ح 1932.
صحيح مسلم عن معاوية:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ عَلى حَلقَةٍ مِن أصحابِهِ فَقالَ: ما أجلَسَكُم؟ قالوا: جَلَسنا نَذكُرُ اللّهَ ونَحمَدُهُ عَلى ما هَدانا لِلإِسلامِ ومَنَّ بِهِ عَلَينا. قالَ: آللّهِ ما أجلَسَكُم إلّا ذاكَ؟ قالوا: وَاللّهِ ما أجلَسَنا إلّا ذاكَ! قالَ: أما إنّي لَم أستَحلِفكُم تُهمَةً لَكُم، ولكِنَّهُ أتاني جِبريلُ فَأَخبَرَني أنَّ اللّهَ عز و جليُباهي بِكُمُ المَلائِكَةَ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از معاويه ـ: پيامبر خدا بر حلقه اى از يارانش گذشت. فرمود: «براى چه گِرد هم نشسته ايد؟». گفتند: نشسته ايم و خدا را ياد مى كنيم و او را بر نعمت اسلام كه به ما داد و ما را بِدان ره نمون شد، سپاس مى گوييم. فرمود: «شما را به خدا، فقط براى همين نشسته ايد؟». گفتند: به خدا كه فقط براى همين نشسته ايم! فرمود: «بدانيد كه من، از سرِ بدگمانى به شما سوگندتان ندادم؛ بلكه جبرئيل عليه السلام نزدم آمد و مرا خبر داد كه خداوند عز و جل به وجود شما بر فرشتگان مباهات مى كند».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2075 ح 40، سنن الترمذي: ج 5 ص 460 ح 3379، سنن النسائي: ج 8 ص 249، مسند ابن حنبل: ج 6 ص 14 ح 16835، صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 96 ح 813، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 74 ح 18، كنز العمّال: ج 1 ص 437 ح 1883.
صحيح مسلم عن أبي هريرة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسيرُ في طَريقِ مَكَّةَ، فَمَرَّ عَلى جَبَلٍ يُقالُ لَهُ: جُمدانُ، فَقالَ: سيروا، هذا جُمدانُ، سَبَقَ المُفَرِّدونَ. قالوا: ومَا المُفَرِّدونَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: الذّاكِرونَ اللّهَ كَثيرا وَالذّاكراتُ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا در راه مكّه مى رفت و بر كوهى به نام جُمدان گذشت. فرمود: «به پيش! اين، جُمدان است. تنهايان، پيشتازند». گفتند: تنهايان، كيستند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «مردان و زنانى كه فراوان، خدا را ياد مى كنند».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2062 ح 4، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 385 ح 9343 وفيه «جدان» بدل «جمدان» في كلا الموضعين، كنز العمّال: ج 1 ص 417 ح 1774.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيسَ يَتَحَسَّرُ أهلُ الجَنَّةِ كَتَحَسُّرِهِم عَلى ساعَةٍ مِن نَهارٍ مَضَت في دارِ الدُّنيا لَم يَذكُرُوا اللّهَ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بهشت، آن گونه كه براى ساعتى از روز كه در دنيا گذشته و ياد خدا نكرده اند، افسوس مى خورند، براى چيز ديگرى افسوس نمى خورند.
۱.الفردوس: ج 3 ص 408 ح 5244 عن معاذ بن جبل.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيسَ يَتَحَسَّرُ أهلُ الجَنَّةِ إلّا عَلى ساعَةٍ مَرَّت بِهِم لَم يَذكُروا فيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بهشت، افسوس نمى خورند، مگر براى لحظاتى كه بر آنان گذشته و در آن لحظات، خدا را ياد نكرده اند.
۱.المعجم الكبير: ج 20 ص 94 ح 182، شُعب الإيمان: ج 1 ص 392 ح 512 و 513، عمل اليوم والليلة لابن السني: ص 7 ح 3 كلّها عن معاذ بن جبل، كنز العمّال: ج 1 ص 422 ح 1806.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۳۳