حدیث دربارهاندرزهاى امام كاظم عليه السلام

عنه عليه السلام:يا هِشامُ، لا دِينَ لمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ، و لا مُرُوَّةَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ ۱، و إنَّ أعظَمَ النّاسِ قَدرا الّذي لا يَرَى الدُّنيا لِنَفسِهِ خَطَرا ۲ أمَا إنّ أبدانَكُم لَيسَ لَها ثَمَنٌ إلاّ الجَنَّةَ ۳ فلا تَبِيعُوها بغَيرِها. ۴
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! دين ندارد كسى كه جوانمردى ندارد و جوانمردى ندارد كسى كه خرد ندارد ۵ و با ارزشترين مردم كسى است كه دنيا براى او ارزش و منزلتى نداشته باشد. بدانيد كه پيكرهاى شما بهايى جز بهشت ندارد ۶، پس آنها را به بهايى غير از بهشت نفروشيد.
۱.و ذلك لأنّ من لا عقل له لا يكون عارفا بما يليق به و يحسن، و ما لا يليق به و لا يحسن، فقد يترك اللائق و يجيء بما لا يليق، و من يكون كذلك لا يكون ذا دين. و المروّة الإنسانيّة و كمال الرجوليّة و هي الصفة الجامعة لمكارم الأخلاق و محاسن الآداب. (كما في هامش المصدر).
۲.الخطر: و خَطَرُ الرجل: قدره و منزلته (الصحاح: 2/648) السَّبق الذي يُتَراهن عليه.
۳.أي: ما يليق أن يكون ثمنا لها إلاّ الجنّة، شبّه عليه السلام استعمال البدن في المكتسبات الباقية ببيعها بها؛ و ذلك لأنّ الأبدان في التناقص يوما فيوما لتوجّه النفس منها إلى عالم آخر؛ فإن كانت النفس سعيدة كانت غاية سعيه في هذه الدنيا و انقطاع حياته البدنيّة إلَى اللّه سبحانه و إلى نعيم الجنّة لكونه على منهج الهداية و الاستقامة، فكأنّه باع بدنه بثمن الجنّة معاملةً مع اللّه تعالى، و لهذا خلقه اللّه عَزَّ و جلَّ. و إن كانت شقيّة كانت غاية سعيه و انقطاع أجله و عمره إلى مقارنة الشيطان و عذاب النيران لكونه على طريق الضلالة، فكأنّه باع بدنه بثمن الشهوات الفانية و اللذّات الحيوانيّة التي ستصير نيرانات محرقة مؤلمة، و هي اليوم كامنة مستورة عن حواسّ أهل الدنيا و ستبرز يوم القيامة «و بُرِّزَتِ الجَحيمُ لِمَن يَرى» معاملة مع الشيطان و خسر هناك المبطلون. (كما في هامش المصدر).
۴.الكافي: 1/19/12.
۵.علّتش اين است كه كسى كه خرد نداشته باشد نمى داند چه امورى شايسته و زيبنده اوست و چه چيزهايى شايسته و زيبنده او نيست و لذا كارهاى شايسته خود را ترك مى كند و آنچه را در خور او نيست به جا مى آورد و كسى كه چنين باشد از دين بى بهره است. مروّت، به معناى انسانيّت و كمال مردانگى است و اين صفت در بردارنده خوى هاى والا و آداب نيكو مى باشد (به نقل از پانوشت الكافى).
۶.يعنى هيچ چيز جز بهشت شايسته آن نيست كه بهاى بدن آدمى باشد. امام عليه السلام به كار گرفتن بدن در دستاوردهاى ماندگار و جاويدان را به فروختن آن به بهشت تشبيه فرموده است، علّتش اين است كه بدن ها، به دليل توجّه نفْس آنها به جهانِ ديگر، روز به روز در حال كاهش و فرسايش است. اگر نفْس يك نفْس سعادتمند باشد، غايت سعى او در اين دنيا و انقطاع حيات بدنيش، خداوند سبحان و نعمت بهشت است؛ زيرا در راه هدايت و راست قدم بر مى دارد. بنا بر اين، گويى در يك معامله با خداوند متعال، بدن خود را به بهاى بهشت فروخته است و براى همين خداوند او را آفريده است. و اگر نفْس، شقاوتمند باشد فرجام تلاش او و به سر آمدن اجل و عمرش قرين شدن با شيطان و عذاب آتش است؛ چون در طريق گمراهى قدم برمى دارد. بنا بر اين، گويى بدن خود را در معامله اى با شيطان، به بهاى شهوت هاى فناپذير و لذّت هاى حيوانى فروخته است، شهوت ها و لذّت هايى كه بزودى به آتش هاى سوزان و دردناكى تبديل مى شوند كه امروز از دسترس حواس مردم دنيا پنهان و پوشيده اند و فرداى قيامت بروز مى كنند «و دوزخ براى هر كه بيند آشكار گردد» و اين جاست كه باطل گرايان زيان كنند (به نقل از پانوشت الكافى).

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند اينها را راهنمايى براى شناخت خود قرار داده است، تا دريابند كه آنان را مدبّرى است و فرمود: «و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او رام شده اند. مسلّما در اين [پديده ها] براى مردمى كه تعقّل مى كنند نشانه اى است» و فرمود: «او كسى است كه شما را از خاكى بيافريد و سپس از نطفه اى و آنگاه از لخته خونى و زان پس شما را [به صورت]كودكى بيرون مى آورد تا به كمال قوّت خود برسيد و تا سالمند شويد و برخى از شما [اين سير را نمى پويد و]مرگ پيش رَس مى يابد و تا [سرانجام] به مدّتى كه مقرّر است برسيد و اميد كه تعقّل ورزيد» و فرمود: همانا در گردش شب و روز در آنچه از روزى كه خدا از آسمان فرو فرستاد و بدان وسيله زمين مرده را حيات بخشيد و در جا به جا كردن بادها (ابر رام شده اى كه ميان آسمان و زمين است) قطعا نشانه هايى است براى كسانى كه مى انديشند اين قسمت مضمون آيه پنجم سوره جاثيه است نه عين عبارت آن. و فرمود: «زمين را پس از مردنش زنده مى كند. ما اين نشانه ها را براى شما توضيح مى دهيم شايد كه بينديشيد» و فرمود: «و باغ هايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما، چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه، كه با يك آب سيراب مى گردند و [با اين همه]برخى از آنها را بر برخى ديگر برترى مى دهيم. بى گمان در اين [پديده ها نيز]براى مردمى كه تعقّل مى كنند نشانه هايى است» و فرمود: «و از نشانه هاى او [اين است كه]آذرخش را براى شما بيم آور و اميد بخش مى نماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو مى فرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مى گرداند. در اين [امر] براى مردمى كه تعقّل مى كنند، قطعا نشانه هايى است» و فرمود: «بگو: بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم: چيزى را با او شريك قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد. ما شما و آنان را روزى مى رسانيم و به كارهاى زشت ـ چه علنى آن و چه پوشيده اش ـ نزديك نشويد و نفْسى را كه خدا محترم شمرده است، جز به حقّ نكشيد. اينهاست كه خدا شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه بينديشيد» و فرمود: «آيا در آنچه به شما روزى كرده ايم شريكانى از بردگانتان داريد كه در آن [مال با هم] مساوى باشيد و همان طور كه شما از يكديگر بيم داريد، از آنها بيم داشته باشيد؟ اين گونه آيات خود را براى مردمى كه مى انديشند به تفصيل بيان مى كنيم».
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خرد با دانايى همراه است. خداوند مى فرمايد: «و اين مَثَل ها را ما براى مردم مى زنيم، و [لى]درباره آنها نمى انديشند مگر دانايان». اى هشام! خداوند سپس كسانى را كه خرد خود را به كار نمى گيرند نكوهش كرده مى فرمايد: «و هرگاه به آنان گفته شود: از آنچه خداوند نازل كرده است پيروى كنيد؛ گويند: بلكه از آن چيزى پيروى مى كنيم كه پدران و نياكان خود را بر آن يافتيم. آيا هرچند پدرانشان چيزى را درك نمى كردند و به راه درست نمى رفته اند؟» و مى فرمايد: «و مَثَل [دعوت كننده]كافران مانند مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى]نمى شنود، بانگ مى زند. [آرى] كرند، لالند، كورند و تعقّل نمى ورزند» و مى فرمايد: «و برخى از آنان كسانى هستند كه به تو گوش فرا مى دهند. آيا تو كران را ـ هر چند درنيابند ـ شنوا خواهى كرد؟» و مى فرمايد: «يا گمان دارى كه بيشترشان مى شنوند يا مى انديشند؟ آنان جز مانند ستوران نيستند، بلكه گمراهترند» و مى فرمايد: «آنان به صورت دسته جمعى، جز در قريه هايى كه داراى استحكامات است، يا از پشت ديوارها با شما نخواهند جنگيد. جنگشان ميان خودشان سخت است. ايشان را متّحد مى پندارى و [لى]دل هايشان پراكنده است؛ زيرا آنان مردمانى هستند كه نمى انديشند» و مى فرمايد: «و خود را فراموش مى كنيد در حالى كه كتاب را مى خوانيد، آيا نمى انديشيد؟».