نتایج جستجو برای «فسق»: ۱۲۲ حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳ يا

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» . و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه

۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
عيون أخبار الرضا عليه السلام عن عبد العزيز بن مسلم:سَأَلتُ الرِّضا عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «نَسُواْ اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ» ، فَقالَ: إنَّ اللّهَ تَعالى لا يَنسى ولا يَسهو، وإنَّما يَنسى ويَسهُو المَخلوقُ المُحدَثُ، ألا تَسمَعُهُ عز و جل يَقولُ: «وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا» ۱! وإنَّما يُجازي مَن نَسِيَهُ ونَسِيَ لِقاءَ يَومِهِ بِأَن يُنسِيَهُم أنفُسَهُم، كَما قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ لَا تَكُونُواْ كَالَّذِينَ نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَـسِقُونَ» ، وقالَ تَعالى: «فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَـذَا» ۲؛ أي نَترُكُهُم كَما تَرَكُوا الاِستِعدادَ لِلِقاءِ يَومِهِم هذا. ۳

عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به نقل از عبد العزيز بن مسلم ـ: از امام رضا عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را فراموش كرد» . فرمود: «خداوند متعال، فراموش يا اشتباه نمى كند؛ بلكه مخلوقِ حادث است كه دچار فراموشى و اشتباه مى شود. آيا سخن خداوند عز و جل را نشنيده اى كه مى فرمايد: «و پروردگار تو فراموشكار نيست» ؛ امّا خداوند، كسى را كه او و روز ديدار او را فراموش كند، چنين سزا مى دهد كه خودشان را از يادشان مى برد، چنان كه خداوند عز و جل فرموده است: «و مانند آن كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا هم خودشان را از يادشان بُرد. اينان، همان نافرمان اند» ، و فرموده است: «پس امروز، ما ايشان را از ياد مى بريم، چنان كه ايشان، ديدار اين روزشان

۱.مريم: 64.
۲.الأعراف: 51.
۳.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 125 ح 18، التوحيد: ص 160 ح 1، بحار الأنوار: ج 4 ص 64 ح 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اقرَؤوا القرآنَ بألحانِ العَرَبِ وأصواتِها، وإيّاكُم ولُحونَ أهلِ الفِسقِ وأهلِ الكبائرِ؛ فإنّهُ سَيَجِيءُ مِن بَعدِي أقوامٌ يُرَجِّعونَ القرآنَ تَرجيعَ الغِناءِ والنَّوحِ والرَّهبانيّةِ، لا يَجوزُ تَراقِيهُم، قُلوبُهُم مَقلوبَةٌ، وقُلوبُ مَن يُعجِبُهُ شَأنُهم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قرآن را با لحن ها و آواهاى عرب بخوانيد و از [به كار بردن]لحن هاى فاسقان و گنهكاران، دورى كنيد؛ زيرا به زودى پس از من، مردمانى مى آيند كه صداى قرآن را همچون آوازه خوانى و نوحه گرى و سرودخوانىِ كشيشان، در گلو مى چرخانند و از گلويشان فراتر نمى رود. دل هايشان و دل هاى كسانى كه از قرآن خواندن آنها خوششان بيايد، وارونه است.
۱.الكافي: ج 2 ص 614 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّها النّاسُ، إنَّ بَينَ يَدَيِ السّاعَةِ اُمورا شِدادا، وأهوالاً عِظاما، وزَمانا صَعبا يَتَمَلَّكُ فيهِ الظَّلَمَةُ، ويَتَصَدَّرُ فيهِ الفَسَقَةُ، ويُضامُ فيهِ الآمِرونَ بِالمَعروفِ، ويُضطَهَدُ فيهِ النّاهونَ عَنِ المُنكَرِ، فَأعِدّوا لِذلكَ الإيمانَ، وعَضّوا عَلَيهِ بِالنَّواجِذِ، وَالجَؤُوا إلَى العَمَلِ الصّالِحِ وأكرِهوا عَلَيهِ النُّفوسَ تُفضوا إلَى النَّعيمِ الدّائمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! همانا پيشاپيش قيامت، امورى دشوار و هول و هراس هايى بزرگ و زمانه اى سخت است. در آن زمان، ستمگران زمامدار مى شوند و نابه كاران، منصب دار؛ امر كنندگان به معروف، مورد ستم واقع مى شوند و نهى كنندگان از منكر، تحت فشار قرار مى گيرند. پس ايمان را براى آن روز، آماده سازيد و بر آن، سخت شكيبايى ورزيد و آن را به كار نيك، پناهنده سازيد و جان ها را بر [پذيرش]آن مجبور گردانيد، تا به نعمت جاويدان دست يابيد.
۱.أعلام الدين: ص 343 ح 33.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لابن مَسعودٍ ـ: يابنَ مَسعودٍ، لا تُقَدِّمِ الذّنبَ ولا تُؤَخِّرِ التّوبَةَ، ولكِنْ قَدِّمِ التَّوبةَ وأخِّرِ الذَّنبَ، فإنَّ اللّهَ تعالى يقولُ في كتابهِ: «بل يُريدُ الإنسانُ لِيَفْجُرَ أمامَه» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! گناه را پيش مينداز و توبه را به تأخير ميفكن؛ بلكه توبه را پيش افكن و گناه را به تأخير انداز؛ زيرا خداوند متعال در كتاب خود مى فرمايد: «بلكه انسان مى خواهد جلويش باز باشد [تا در تمام عمر، فسق و فجور كند]» .
۱.القيامة: 5.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 353 ح 2660.
عنه صلى الله عليه و آله:سِبابُ المؤمِنِ فُسوقٌ، وقِتالُهُ كُفرٌ، وأكلُ لَحمِهِ مِن مَعصيَةِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ناسزاگفتن به مؤمن، فسق است، و جنگيدن با او كفر، و خوردن گوشت او (غيبت كردن از وى) معصيت خداست.
۱.ثواب الأعمال: ص 287 ح 2.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثلاثةٌ ليسَ علَيهِم غِيبَةٌ: مَن جَهَرَ بِفِسقِهِ، ومَن جارَ في حُكمِهِ، ومَن خالَفَ قولُهُ فِعلَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه نفرند كه بدگويى از آنها غيبت نيست: كسى كه گناه خود را آشكارا انجام دهد؛ كسى كه در داورى (حكومت) بى عدالتى ورزد؛ و كسى كه گفتارش خلافِ كردارش باشد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 252.
تفسير القمّي:رُوِيَ أنَّ مُغيرَةَ بنَ العاصِ كانَ رَجُلاً أعسَرَ، فَحَمَلَ في طَريقِهِ إلى اُحُدٍ ثَلاثَةَ أحجارٍ، فَقالَ: بِهذِهِ أقتُلُ مُحَمَّدا، فَلَمّا حَضَرَ القِتالَ نَظَرَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وبِيَدِهِ السَّيفُ، فَرَماهُ بِحَجَرٍ فَأَصابَ بِهِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَسَقَطَ السَّيفُ مِن يَدِهِ، فَقالَ: قَتَلتُهُ وَاللّاتِ وَالعُزّى! فَقالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: كَذَبَ لَعَنَهُ اللّهُ! فَرَماهُ بِحَجَرٍ آخَرَ، فَأَصابَ جَبهَتَهُ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ حَيِّرهُ. فَلَمَّا انكَشَفَ النّاسُ تَحَيَّرَ فَلَحِقَهُ عَمّاُر بنُ ياسِرٍ فَقَتَلَهُ. ۱
تفسير القمّى:روايت شده است كه مُغيرة بن عاص، مردى چپْ دست بود و در راهَش به اُحُد، سه پاره سنگ برداشت و گفت: با اينها محمّد را مى كُشم. چون در جنگ حاضر شد، چشمش به پيامبر خدا افتاد كه شمشير در دستش بود. سنگى به سوى ايشان انداخت كه به ايشان اصابت كرد و شمشير از دستش افتاد. گفت: به لات و عزّا سوگند كه او را كُشتم! امير مؤمنان فرمود: «دروغ مى گويد. لعنت خدا بر او باد!». مغيره، سنگ ديگرى به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله پرتاب كرد كه به پيشانى ايشان خورد. پيامبر خدا گفت: «بار خدايا! او را سرگردان نما». پس، چون مردم پراكنده شدند، مغيره، سرگردان مانده بود. عمّار بن ياسر، خود را به او رساند و وى را كُشت.
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 118.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن حَجَّ للّهِِ، فَلَم يَرفَث ولَم يَفسُق، رَجَعَ كَيَومَ وَلَدَتهُ اُمُّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه براى خدا حج بگزارد و [در حالت احرام]آميزش و گناه نكند، [گناهان گذشته اش بخشوده مى شود و]مانند روزى كه مادرش او را زاده بوده، از حج باز مى گردد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 553 ح 1449.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:نَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غزوةِ ذاتِ الرِّقاعِ تَحتَ شَجرَةٍ على شَفيرِ وادٍ، فَأقبَلَ سَيلٌ فَحالَ بَينَهُ وبَينَ أصحابِهِ، فَرآهُ رَجُلٌ مِن المُشركينَ؛ والمسلمونَ قِيامٌ علَى شَفيرِ الوادِي يَنتَظِرُونَ متَى يَنقَطِعُ السَّيلُ، فقالَ رجُلٌ مِن المُشركينَ لقومِهِ: أنا أقتُلُ محمّدا! فَجاءَ وشَدَّ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بالسَّيفِ، ثُمَّ قالَ: مَن يُنجِيكَ مِنّي يا محمّدُ؟! فقالَ: رَبّي ورَبُّكَ، فَنَسَفَهُ جَبرَئيلُ عليه السلام عن فَرَسِهِ فَسَقَطَ على ظَهرِهِ، فقامَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخَذَ السَّيفَ وجَلَسَ على صَدرِهِ، وقالَ: مَن يُنجِيكَ مِنّي يا غَورثُ؟ فقالَ: جُودُكَ وكَرَمُكَ يا محمّدُ، فَتَرَكَهُ، فقامَ وهُو

امام صادق عليه السلام:در جنگ ذات الرِّقاع، پيامبر خدا زير درختى در كنار درّه اى پياده شد. در اين هنگام، سيلى آمد و ميان ايشان و يارانش جدايى انداخت. مردى از مشركان، پيامبر صلى الله عليه و آله را در آن حال ديد و مسلمانان نيز در آن طرف درّه، ايستاده ومنتظر بودند تا جريان سيل، قطع شود. آن مرد مشرك به همراهان خود گفت: من، محمّد را مى كُشم. آن گاه نزد پيامبر خدا آمد و به روى ايشان، شمشير كشيد و گفت: اى محمّد! اينك چه كسى تو را از چنگ من مى رَهاند؟ فرمود: «پروردگار من و تو». در اين هنگام، جبرئيل عليه السلام آن مرد را از [روى]اسبش پرت كرد و او به پشت افتاد. پيامبر خدا برخاست و شمشير كشيد و روى سينه او نشست و فرمود: «اى غَورَث! چه كسى تو را از چنگ من مى رَهاند؟». گفت: بخشندگى و كَرَم تو، اى

۱.الكافي: ج 8 ص 127 ح 97.
الأمالي للطوسي عن ميمونة واُمّ سلمة:اِستَسقَى الحَسَنُ عليه السلام، فَقامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَجَدَحَ ۱ لَهُ في غُمَرٍ كانَ لَهُم ـ يَعني قَدَحا يُشرَبُ فيهِ ـ ثُمَّ أتاهُ بِهِ، فَقامَ الحُسَينُ عليه السلام فَقالَ: اِسقِنيهِ يا أبَه، فَأَعطاهُ الحَسَنَ عليه السلام، ثُمَّ جَدَحَ لِلحُسَينِ عليه السلام فَسَقاهُ، فَقالَت فاطِمَةُ عليهاالسلام: كَأَنَّ الحَسَنَ أحَبُّهُما إلَيكَ؟ قالَ: إنَّهُ استَسقى قَبلَهُ، وإنّي وإيّاكِ وهُما وهذَا الرّاقِدَ ۲ في مَكانٍ واحِدٍ فِي الجَنَّةِ. ۳
الأمالى، طوسىـ به نقل از ميمونه و اُمّ سلمه ـ: حسن عليه السلام آب خواست. پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و مشك آب را تكان داد و آن را براى او آورد كه حسين عليه السلام برخاست و گفت: «اى پدر! آن آب را به من بده»؛ امّا پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به حسن عليه السلام داد و سپس براى حسين عليه السلام نيز همان كار را كرد و به او آب داد. فاطمه عليهاالسلامگفت: گويى حسن را بيشتر دوست دارى! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او پيش تر آب خواسته بود. من، تو، اين دو و اين خوابيده (يعنى امير مؤمنان عليه السلام) در بهشت، يك جايگاه داريم».
۱.الجَدْحُ: أن يحرَّك السويق بالماء ويُخوَّض حتّى يستوي، وكذلك اللبن ونحوه (لسان العرب: ج 2 ص 421 «جدح»).
۲.المراد بالراقد أميرالمؤمنين عليه السلام، وكان نائما.
۳.الأمالي للطوسي: ص 593 ح 1228، بحارالأنوار: ج 37 ص 77 ح 44؛ تاريخ دمشق: ج 14 ص 164 ح 3497 وفيه: «فخرج» بدل «فجدح».
الإمام الصادق عليه السلام:لَمّا خَلَقَ [اللّهُ] ۱ آدَمَ نَفَخَ فيهِ مِن روحِهِ، وَثَبَ لِيَقومَ قَبلَ أن يَتِمَّ خَلقُهُ فَسَقَطَ، فَقالَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ: خُلِقَ الإِنسانُ عَجولاً. ۲
امام صادق عليه السلام:چون خداوند، آدم را آفريد و از روح خويش در او دميد، پيش از آن كه خلقتش كامل شود، بلند شد كه بايستد؛ امّا افتاد. پس خداوند عز و جلفرمود: «انسان، عجول آفريده شده است».
۱.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.تفسير العياشي: ج 2 ص 283 ح 27 عن هشام بن سالم، بحارالأنوار: ج 11 ص 119 ح 50.
عَبدُ اللّهِ بنُ مُحَمَّدٍ:سَمِعتُ عَبدَ الرَّزّاقِ يَقولُ: جَعَلَت جارِيَةٌ لِعَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلامتَسكُبُ عَلَيهِ الماءَ يَتَهَيَّأُ لِلصَّلاةِ، فَسَقَطَ الإبريقُ مِن يَدِ الجارِيَةِ عَلى وَجهِهِ فَشَجَّهُ، فَرَفَعَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام رَأسَهُ إلَيها، فَقالَتِ الجارِيَةُ: إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: «الكاظِمينَ الغَيظَ» ، فَقالَ لَها: قَد كَظَمتُ غَيظي. قالَت: «والعافينَ عَنِ النّاسِ» . قالَ: قَد عَفَا اللّهُ عَنكِ. قالَت: «واللّهُ يُحِبُّ المُحسِنينَ» . قالَ: فَاذهَبي فَأَنتِ حُرَّةٌ ۱.
عبداللّه بن محمّد:از عبدالرزّاق شنيدم كه مى گفت: كنيز على بن الحسين عليه السلامبرايشان آب مى ريخت تا آن حضرت براى نماز آماده شود. ناگهان آبريز، از دست كنيز، بر چهره حضرت عليه السلامبيفتاد و آن را بشكافت. على بن الحسين عليه السلامسرش را به طرف آن كنيزك بلند كرد. كنيزك گفت: خداوند عزّوجل مى فرمايد: «الكظمِينَ الْغَيْظَ» حضرت عليه السلام به او فرمود: خشمم را فرو خوردم، كنيزك گفت: «والعافينَ عَنِ النّاس» ، حضرت عليه السلامفرمود: خداوند از تو در گذرد. او گفت: «وَاللّهُ يُحِبُّ المُحْسنينَ» ، حضرت عليه السلامفرمود: برو كه آزادى.
۱.تاريخ دمشق «ترجمة الإمام زين العابدين عليه السلام»: 58 / 89، أمالي الصدوق: 168 / 12، الإرشاد: 2 / 146، مجمع البيان: 2 / 838، إعلام الورى: 256، كشف الغمّة: 2 / 299 عن الزهريّ، شرح الأخبار: 3 / 259 / 1161، روضة الواعظين: 220، المناقب لابن شهرآشوب: 4 / 157.
الإمام الصادق عليه السلام:لا تُصَلِّ خَلفَ الغالي وإن كانَ يَقولُ بِقَولِكَ، وَالمَجهولِ وَالمُجاهِرِ بِالفِسقِ وإن كانَ مُقتَصِدًا ۱.
امام صادق عليه السلام:پشت سر غالى مذهب نماز مخوان، اگر چه به ظاهر عقيده تو [تشيع] را داشته باشد؛ همچنين پشت سركسى كه مذهب وعقيده اش معلوم نيست و كسى كه آشكارا گناه مى كند، نماز مخوان، اگر چه ميانه رو باشد.
۱.التهذيب: 3 / 31 / 109 عن خلف بن حمّاد عن رجل، الفقيه: 1 / 379 / 1110 نحوه.
رسول اللّه‏ صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اَلعَبدُ إِذا شَرِبَ شَربَةً مِنَ الخَمرِ، اِبتَلاهُ اللّه‏ُ بِخَمسَةِ أَشياءَ: الأَوَّلُ: قَسا قَلبُهُ. وَالثّاني: تَبَرَّأَ مِنهُ جَبرائيلُ وميكائِيلُ وَإِسرافيلُ وَجَميعُ المَلائِكَةِ. وَالثّالِثُ: تَبَرَّأَ مِنهُ جَميعُ الأَنبياءِ وَالأَئِمَّةِ عليهم ‏السلام. وَالرّابِعُ: تَبَرَّأَ مِنهُ الجَبّارُ جَلَّ جَلالُهُ. وَالخامِسُ: قَولُهُ عز و جل: «وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخرُجُوا مِنهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَ قِيلَ لَهُم ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ» . ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: بنده هر گاه جرعه‏اى شراب بنوشد، خداوند، او را به پنج چيز مبتلا مى‏سازد: اوّل: سنگ‏دلى. دوم: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و همه فرشتگان از او بيزارى مى‏جويند. سوم: همه پيامبران و امامان عليهم ‏السلام از او بيزارى مى‏جويند. چهارم: خداوند بزرگ از او بيزارى مى‏جويد. و پنجم: اين سخن خداوند عز و جل]شامل حال او مى‏شود كه]: «و امّا كسانى كه نافرمانى كرده‏اند، جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند، به آن باز گردانيده مى‏شوند و به آنان گفته مى‏شود: بچشيد عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‏شمرديد!» .
۱.جامع الأخبار: ص 425 ح 1184، بحار الأنوار: ج 79 ص 149 ح 58.
الإمام عليّ عليه ‏السلام: إِيّاكَ وَمَحاضِرَ الفُسُوقِ؛ فَإِنَّها مَسخَطَةٌ لِلرَّحمنِ، مُصلِيَةٌ لِلنّيرانِ. ۱
امام على عليه ‏السلام: از مجالس فسق و فجور دورى كن؛ زيرا اين مجالس موجب خشم خداى مهربان و بر افروخته شدن آتش‏اند.
۱.غرر الحكم: ح 2698، عيون الحكم والمواعظ: ص 98 ح 2261.
الجمل عن الحارث بن سريع: لَمّا ظَهَرَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه ‏السلام عَلى أهلِ البَصرَةِ وقَسَمَ ما حَواهُ العَسكَرُ، قامَ فيهِم خَطيبا، فَحَمِدَ اللّه‏َ وأثنى عَلَيهِ، وصَلّى عَلى رَسولِهِ وقالَ: أيُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه‏َ عز و جل ذو رَحمَةٍ واسِعَةٍ ومَغفِرَةٍ دائِمَةٍ لِأَهلِ طاعَتِهِ، وقَضى أنَّ نَقِمَتَهُ وعِقابَهُ عَلى أهلِ مَعصِيَتِهِ. يا أهلَ البَصرَةِ! يا أهلَ المُؤتَفِكَةِ! ويا جُندَ المَرأَةِ، وأتباعَ البَهيمَةِ! رَغا فَأَجَبتُم، وعُقِرَ فَانهَزَمتُم، أحلامُكُم دِقاقٌ، وعَهدُكُم شِقاقٌ، ودينُكُم نِفاقٌ، وأنتُم فَسَقَةٌ مُرّاقٌ. يا أهلَ البَصرَةِ! أنتُم شَرُّ خَلقِ اللّه‏ِ، أرضُكُم قَريبَةٌ مِنَ الماءِ، بَعيدَةٌ مِنَ السَّماءِ. خَفَّت عُقولُكُم، وسَفِهَت أحلامُكُم.

الجمل ـ به نقل از حارث بن سريع ـ : [پس از جنگ جمل] هنگامى كه امير مؤمنان عليه ‏السلام بر بصريان چيره شد و آنچه را سپاهيان به دست آورده بودند، تقسيم كرد، در ميان آنان به خطابه ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله، فرمود: «اى مردم! خداوند توانا و بزرگ، نسبت به فرمان‏بردارانش مِهرى بى‏كران و آمرزشى پاينده دارد، و خشم و كيفرش را براى نافرمانانش رقم زده است. اى بصريان! اى مردمِ شهرِ واژگون شده ۲ و اى سپاهيانِ زن (عايشه)، و اى پيروان حيوانِ (جَمَل) بى‏زبان كه بانگ بر آورْد و شما در پى‏اش روان گشتيد و چون پى شد، در هم شكستيد! انديشه‏هايتان خام است ۳ و پيمانتان سست، و دينتان نفاق، و خود مردمانى سركش و نافرمانيد. اى بصريان! شما بدترينِ خلق خدا

۱.الجمل: ص 407.
۲.مؤتفكه: شهرى كه خداوند، آن را به سبب غرق شدن مردمش در گناه، بر سر آنان آوار كرده باشد؛ زمينِ سوخته از خشكى و قحطى. مؤتفكات: شهرهايى كه خداوند، آنها را ويران و بر سر مردمش خراب كرد، مانند سدوم و عموره. در حديث آمده كه بصره نيز يكى از مؤتفكات بوده است.
۳.در الاحتجاج، الغارات و.، به صورت: «أخلاقكم دقاق» آمده است؛ يعنى خلق و خويتان پست و تباه است.
تنبيه الخواطر: فِي الوَحيِ القَديمِ:. هَل تَدرونَ أوَّل مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ الفُقَراءُ الرّاضونَ. هَل تَدَرونَ أوَّلَ مَن يَدخُلُ النّارَ؟ الجَبّارونَ المُتَكَبِّرونَ. هَل تَدَرونَ أوَّلَ مَن يَخرُجُ مِنَ النّارِ؟ الفَسَقَةُ المُحسِنونَ. ۱
تنبيه الخواطر: در وحى قديم (اديان گذشته) آمده است كه: آيا مى‏دانيد نخستين كسانى كه وارد بهشت مى‏شوند، چه كسانى هستند؟ درويشان خُرسند. آيا مى‏دانيد نخستين كسانى كه وارد آتش مى‏شوند، چه كسانى هستند؟ پادشاهان گردن‏فرازند. آيا مى‏دانيد نخستين كسانى كه از آتشْ بيرون مى‏روند، چه كسانى هستند؟ گنهكارانِ احسان كننده‏اند.
۱.. تنبيه الخواطر: ج 2 ص 115.
الإمام الصادق عليه ‏السلام: إنَّ عَلِيّا عليه ‏السلام قالَ: إنَّ في جَهَنَّمَ رَحا تَطحَنُ، أفَلا تَسأَلونّي ما طَحنُها؟ فَقيلَ: وما طَحنُها يا أميرَ المُؤمِنينَ؟ فَقالَ عليه ‏السلام: العُلَماءُ الفَجَرَةُ، وَالقُرّاءُ الفَسَقَةُ، وَالجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَالوُزَراءُ الخَوَنَةُ، وَالعُرَفاءُ الكَذَبَةُ. وإنَّ فِي النّارِ لَمَدينَةً يُقالُ لَها: «الحَصينَةُ»، أفَلا تَسأَلونّي ما فيها؟ فَقيلَ لَهُ: وما فيها يا أميرَالمُؤمِنينَ؟ قال عليه ‏السلام: فيها أيدِي النّاكِثينَ. ۱
امام صادق عليه ‏السلام: على عليه ‏السلام فرمود: «در جهنّم، آسيابى است كه آرد مى‏كند. آيا از من نمى‏پرسيد كه چه آرد مى‏كند؟». گفته شد: چه آرد مى‏كند، اى امير مؤمنان؟ فرمود: «عالمان تباهكار و قاريان گنهكار و پادشاهان ستمگر و وزيران خيانتكار و خبرآوران ۲ دروغگو را. در آتش دوزخ، شهرى است كه به آن، حَصينه مى‏گويند. آيا از من نمى‏پرسيد كه در آن شهر چيست؟». گفته شد: در آن چيست، اى امير مؤمنان؟ فرمود: «دست‏هاى پيمان‏شكنان در آن است».
۱.. ثواب الأعمال: ص 302 ح 1، الخصال: ص 296 ح 65 كلاهما عن مسعدة بن زياد، أعلام الدين: ص 96، روضة الواعظين: ص 556، بحارالأنوار: ج 8 ص 311 ح 78.
۲.واژه «عرفاء» در متن عربى، جمع «عريف» است كه به شخصى در قبيله مى‏گويند كه مادون رئيس قبيله است و اوضاع و اخبار مردمش را به رئيس قبيله گزارش مى‏دهد.
تفسير الطّبريّ عن عطاء بن يسار ـ في قَولِهِ تَعالى: «أَفَمَن كَانَ مُؤمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَا يَستَوُنَ * أَمَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ فَلَهُمْ جَنَّـتُ الْمَأْوَى نُزُلَا بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ * وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُواْ فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُواْ أَن يَخْرُجُواْ مِنْهَا أُعِيدُواْ فِيهَا وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُواْ عَذَابَ النَّارِ الَّذِى كُنتُم بِهِى تُكَذِّبُونَ» ۱ ـ ص: نَزَلَت بِالمَدينَةِ في عَلِيِّ بنِ أَبي طالِبٍ وَالوَليدِ بنِ عُقبَةَ بنِ أَبي مُعَيطٍ. كانَ بَينَ الوَليدِ وَبَينَ عَلِيٍّ كَلامٌ، فَقالَ الوَليدُ بنُ عُقبَةَ: أَنا أَبسَطُ مِنكَ لِسانا، وَأَحَدُّ مِنك سِنانا، وَأَرَدُّ مِنكَ لِلكَتيبَةِ. فَقالَ عَلِيٌّ عليه

تفسير الطبرى ـ به نقل از عطاء بن يسار، در باره آيه شريف: «آيا كسى كه مؤمن است، همانند كسى است كه نافرمان است؟ يكسان نيستند. امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، به پاداش آنچه انجام مى‏دادند، در باغ‏هايى كه در آنها جايگزين مى‏شوند، پذيرايى مى‏گردند، و امّا كسانى كه نافرمانى كرده‏اند، جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند، در آن، باز گردانيده مى‏شوند و به آنان گفته مى‏شود: بچشيد عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‏شمرديد» ـ : اين آيات در مدينه و در باره على بن ابى طالب عليه ‏السلام و وليد بن عقبة بن ابى معيط، نازل شده است [ماجرا بدين شرح است كه] ميان وليد و على، سخنى در گرفت. وليد بن عقبه گفت: من از تو زبان‏آورتر و جنگاورتر و لشكرشكن‏ترم. على عليه ‏السلام گفت:

۱.. السجدة: 18 ـ 20.
۲.. تفسير الطّبري: ج 11 الجزء 21 ص 107، تفسير القرطبي: ج 14 ص 105، تفسير الثعلبي: ج 7 ص 333 نحوه؛ تفسير القمّي: ج 2 ص 170 عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه ‏السلام، التبيان في تفسير القرآن: ج 8 ص 305، الجمل: ص 217 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 35 ص 337 ح 2.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۲۲