فیلترها
نتایج جستجو برای «صدیقان»: ۷۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
مسكّن الفؤاد:أوحَى اللّهُ تَعالى إلى بَعضِ الصِّدِّيقينَ: إنَّ لي عِبادا مِن عِبادي يُحِبّوني واُحِبُّهُم، ويَشتاقونَ إلَيَّ وأشتاقُ إلَيهِم، ويَذكُروني وأذكُرُهُم، فَإِن أخَذتَ طَريقَتَهُم أحبَبتُكَ، وإن عَدَلتَ عَنهُم مَقَتُّكَ. ۱
مسكّن الفؤاد:خداى متعال به يكى از صدّيقان وحى فرمود كه: «مرا در ميان بندگانم، بندگانى است كه دوستم مى دارند و دوستشان مى دارم، و مشتاق من اند و من، مشتاق آنانم، و مرا ياد مى كنند و من، يادشان مى كنم. پس اگر راه آنان در پيش گيرى، تو را نيز دوست دارم، و اگر از راه آنان منحرف شوى، دشمنت مى دارم».
۱.مسكّن الفؤاد: ص 28، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن رَفَعَ قِرطاسا مِنَ الأَرضِ مَكتوبا عَلَيهِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» إجلالاً للّهِِ ولِاسمِهِ عَن أن يُداسَ، كانَ عِندَ اللّهِ مِنَ الصِّدّيقينَ، وخُفِّفَ عَن والِدَيهِ وإن كانا مُشرِكَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس كاغذى را كه بر آن «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نوشته شده و روى زمين افتاده است، به احترام خداوند و جلوگيرى از پاى مال شدن نام او، از زمين بردارد، نزد خداوند، از صدّيقان به شمار مى آيد و [عذاب] براى پدر و مادرش سبُك مى شود؛ اگر چه مشرك بوده باشند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 32 عن أنس، إرشاد القلوب: ص 185؛ ربيع الأبرار: ج 2 ص 335، الدرّ المنثور: ج 1 ص 29 نقلاً عن الخطيب في تالي التلخيص وكلاهما عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن أخلاقِ النَّبيِّينَ والصِّدِّيقينَ البَشاشَةُ إذا تَراءوا، والمُصافَحَةُ إذا تَلاقوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از اخلاق پيامبران و صدّيقان، خوش رويى به هنگام روبه رو شدن با هم و دست دادن به هنگام رسيدن به يكديگر بود.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 29.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:علَيكُم بِالصِّدقِ؛ فإنَّ الصِّدقَ يَهدِي إلى البِرِّ، وإنَّ البِرَّ يَهدِي إلى الجَنَّةِ، وما يَزالُ الرَّجُلُ يَصدُقُ ويَتَحَرّى الصِّدقَ حتّى يُكتَبَ عندَ اللّهِ صِدِّيقا. ۱
۱.كنز العمّال: ج 4 ص 346 ح 6861.
۲.ابو حامد غزّالى مى گويد: بدان كه كلمه «راستى (صدق)»، در شش معنا به كار مى رود: راستى در گفتار، راستى در نيّت و اراده، راستى در تصميم، راستى در به كار بستن تصميم، راستى در كردار و راستى در تحقّق بخشيدن به همه اوامر دين. بنا بر اين، هر كس راستى در همه اين موارد را دارا باشد، صدّيق است؛ زيرا «صدّيق»، صيغه مبالغه از «صدق» است.
۳.در لسان العرب، ذيل همين حديث، درباره معناى «بِرّ» مى نويسد: علما در معناى «برّ» اختلاف كرده اند. بعضى آن را به معناى «صلاح» دانسته اند و بعضى به معناى «خير»؛ امّا اين كلمه، همه اين معانى را در بر دارد. بِرّ، به معناى: صدق و طاعت و تقوا و خير دنيا و آخرت نيز آمده است.
عنه صلى الله عليه و آله:يُحشَرُ المُؤَذِّنونَ مِن اُمَّتي مَعَ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤذّنان امّت من، با پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان، محشور مى شوند.
۱.الخصال: ص 355 ح 36.
عنه صلى الله عليه و آله:يَابنَ مَسعودٍ، أحِبَّ الصّالِحينَ؛ فَإِنَّ المَرءَ مَعَ مَن أحَبَّ، فَإِن لَم تَقدِر عَلى أعمالِ البِرِّ فَـأحِبَّ العُلَماءَ، فَإِنَّهُ يَقـولُ: «وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَآءِ وَالصَّــلِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! صالحان را دوست بدار كه انسان، همراه كسى است كه دوستش مى دارد. اگر توان نيكوكارى ندارى، پس عالمان را دوست بدار كه [خداوند]مى فرمايد: «هر كه از خدا و پيامبرش اطاعت كند، همراه كسانى خواهد بود كه خدا نعمتشان داده است؛ يعنى انبيا و صدّيقان و شهيدان و صالحان. و اينان، چه نيكو رفيقانى هستند!» .
الإمام الباقر عليه السلام:أعينونا بِالوَرَعِ، فَإِنَّهُ مَن لَقِيَ اللّهَ عَزَّوجَلَّ مِنكُم بِالوَرَعِ كانَ لَهُ عِندَ اللّهِ فَرَجٌ، وإنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقولُ: «مَن يُطِعِ اللّهَ والرَّسولَ فَاُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أنعَمَ اللّهُ عَلَيهِم مِنَ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ والشُّهَداءِ والصّالِحينَ وحَسُنَ اُولئِكَ رَفيقًا ۱» فَمِنَّا النَّبِيُّ ومِنَّا الصِّدّيقُ وَالشُّهَداءُ وَالصالِحونَ ۲.
امام باقر عليه السلام:ما را با پارسايى (خود) يارى رسانيد، زيرا هر كس از شما خداى عز و جلرا با پارسايى ديدار كند، او را نزد خداوند گشايش باشد و خداى عز و جلمى فرمايد: «و آنها كه از خدا و رسول فرمان برند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته است (يعنى) با پيامبران و صدّيقان و شهيدان و شايستگان اند و چه نيكو همدمانى هستند اينان» . پيامبر از ماست و صدّيق و شهيدان و شايستگان (نيز) از ما هستند.
الإمام الباقر عليه السلام:لَو أنَّ كُلَّ مَلَكٍ خَلَقَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ وكُلَّ نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللّهُ وكُلَّ صِدّيقٍ وكُلَّ شَهيدٍ شَفَعوا في ناصِبٍ لَنا أهلَ البَيتِ أن يُخرِجَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ مِنَ النّارِ ما أخرَجَهُ اللّهُ أبَدًا، وَاللّهُ عَزَّوجَلَّ يَقولُ في كِتابِهِ: «ماكِثينَ فيهِ أبدًا» .
۱
امام باقر عليه السلام:اگر حتّى همه فرشتگانى كه خداوند عز و جل آفريده و همه پيامبرانى كه خدا برانگيخته و همه صدّيقان و شهيدان، در حقّ دشمن كينه توز ما اهل بيت، شفاعت كنند كه خداى عز و جل او را از آتش دوزخ بيرون آورد، هرگز خداوند او را بيرون نخواهد آورد. خداوند عز و جلدر كتاب خود مى فرمايد: «براى هميشه در آن ماندگارند» .
۱.ثواب الأعمال: 247 / 5 عن حمران بن أعين، والآية 3 من سورة الكهف.
عنه صلى الله عليه و آله:عَدنٌ دارُ اللّهِ الَّتي لَم تَرَها عَينٌ، ولَم تَخطُر عَلى قَلبِ بَشَرٍ، لا يَسكُنُها غَيرُ ثَلاثَةٍ: النَّبِيّينَ، وَالصّدّيقِينَ، وَالشُّهَداءِ. يَقُولُ اللّهُ عز و جل: طوبى لِمَن دَخَلَكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتِ عَدْن (دست نخورده)، سراى خداست كه [تا كنون] هيچ چشمى، آن را نديده و بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده است و جز سه گروه، كسى در آن ساكن نمى شود: پيامبران، صدّيقان و شهيدان. خداوند عز و جلمى فرمايد: «خوشا به حال كسى كه وارد تو شود!».
۱.مجمع البيان: ج 5 ص 77، بحار الأنوار: ج 8 ص 85؛ تفسير الطبري: ج 9 الجزء 15 ص 139 عن أبي الدرداء، كنز العمّال: ج 2 ص 454 ح 4485.
الإمام عليّ عليه السلام:إِنَّ لِلجَنَّةِ ثَمانِيَةَ أَبوابٍ: بابٌ يَدخُلُ مِنهُ النَبِيُّونَ وَالصِّدِّيقُونَ، وَبابٌ يَدخُلُ مِنهُ الشُّهَداءُ وَالصّالِحُونَ، وَخَمسَةُ أَبوابٍ يَدخُلُ مِنها شِيعَتُنا وَمُحِبُّونا، فَلا أَزالُ واقِفا عَلَى الصِّراطِ أَدعُو وَأَقُولُ: رَبِّ سَلِّم شِيعَتِي وَمُحِبِّيَّ وَأَنصارِي وَمَن تَوَلَانِي فِي دارِ الدُّنيا.
فَإِذا النِّداءُ مِن بُطنانِ العَرشِ: قَد اُجِيبَت دَعوَتُكَ، وَشُفِّعتَ فِي شِيعَتِكَ، وَيَشفَعُ كُلُّ رَجُلٍ مِن شِيعَتِي وَمَن تَوَلَانِي وَنَصَرَنِي وَحارَبَ مَن حارَبَنِي بِفِعلٍ أَو قَولٍ فِي سَبعِينَ أَلفَا مِن جِيرانِهِ وَأَقرِبائِهِ، وَبابٌ يَدخُلُ مِنهُ سائِرُ المُسلِمِينَ مِمَّن شَهِدَ أَن لا إِله إِلَا اللّهُ، وَلَم يَكُن فِي
امام على عليه السلام:بهشت، هشت در دارد: از يك در، پيامبران و صدّيقان وارد مى شوند و از يك در، شهيدان و صالحان، و از پنج در، شيعيان و دوستداران ما، و من پيوسته بر صراط ايستاده ام و دعا مى كنم و مى گويم: «پروردگارا! شيعيان و دوستداران و طرفداران مرا و كسانى را كه در سراى دنيا ولايت مرا داشتند، به سلامت دار!».
در اين هنگام، از اعماق عرش ندا مى آيد كه: دعاى تو، اجابت و شفاعت تو در حقّ شيعيانت پذيرفته شد. پس، هر مردى از شيعيان و پيروان و طرفداران من و هر كسى كه با كردار يا گفتارش با دشمنان من جنگيده باشد، براى هفتاد هزار نفر از همسايگان و نزديكانش شفاعت مى كند.
و از درِ هشتم، ديگر مسلمانان كه به يگانگى خدا گواهى داده و در دلشان به اندازه ذرّه اى بغض نسبت به ما خاندان وجود نداشته است، وارد مى
۱.الخصال: ص 408 ح 6 عن محمّد بن الفضيل الرزقي عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام، نوادر الأخبار: ص 372 ح 3، بحار الأنوار: ج 8 ص 39 ح 19.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ شُبّانٌ جُردٌ مُردٌ، لَيسَ لَهُم شَعرٌ إِلّا فِي الرَّأسِ وَالحاجِبَينِ وَأَهدابِ العَينَينِ، يَعنِي لَيسَ لَهُم شَعرُ عانَةٍ وَلا إِبطٍ، عَلى طُولِ آدَمَ، سِتُّونَ ذِراعا، وَعَلى مَولِدِ عَيسَى بنِ مَريَمَ ثَلاثَةً وَثَلاثِينَ سَنَةً، بِيضُ الأَلوانِ، خُضرُ الثِّيابِ، يَضَعُ أَحَدُهُم مائِدَةً بَينَ يَدَيهِ، فَيُقبِلُ طائِرٌ، فَيَقُولُ: يا وَلِيَ اللّهِ، أَما إِنِّي قَد شَرِبتُ مِن عَينِ السَّلسَبِيلِ، وَرَعَيتُ مِن رِياضِ الجَنَّةِ تَحتَ العَرشِ، وَأَكَلتُ مِن ثِمارِ كَذا، طَعمُ أَحَدِ الجانِبَينِ مَطبُوخٌ، وَطَعمُ الجانِبِ الآخَرِ مَشوِيٌّ، فَيَأكُلُ مِنها ما شاءَ اللّهُ. وَعَلَى الوَلِيِ سَبعُونَ حُلَّةً، لَيسَ فِيها حُلَّةٌ عَلى
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، جوانانى هستند با پيكرها و چهره هايى عارى از مو و تنها موى بدن آنها، موى سر است و ابروان و مژگان؛ يعنى در زهار و زير بغل آنها، مويى نيست. به قامت آدمى شصت گزند و به سنّ عيسى بن مريم، سى و سه ساله. بدن هايى سپيد دارند و جامه هايى سبز.
در برابر هر يك از آنان، سفره اى پهن مى شود و پرنده اى مى آيد و مى گويد: اى ولىّ خدا! من از چشمه سلسبيل نوشيده ام و در باغ هاى بهشت، زير عرش، دانه بر چيده ام و از فلان ميوه ها خورده ام. يك طرف [آن پرنده]، طعم پخته دارد و طرف ديگر، طعم بريانى. پس، او از [گوشت] آن پرنده، آنچه مى خواهد، تناول مى كند.
بر ولىّ [خدا]، هفتاد جامه پوشانده شده كه رنگ هر يك از آنها متفاوت با ديگرى است، و در انگشتانشان ده انگشترى است كه بر اوّلى
عنه عليه السلامـ فِي دُعاءِ يَومِ الخَمِيسِ ـ: اللَّهُمَّ. أَدرِجنِي دَرَجَ مَن أَوجَبتَ لَهُ حُلُولَ دارِ كَرامَتِكَ مَعَ أَصفِيائِكَ وَأَهلِ اختِصاصِكَ بِجَزِيلِ مَواهِبِكَ، فِي دَرَجاتِ جَنّاتِكَ، مَعَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحِينَ، وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقا. ۱
امام على عليه السلامـ در دعاى روز پنجشنبه ـ: بار خدايا!. مرا به سانِ كسى كه اقامت در كرامت خانه ات را برايش واجب ساختى، در درجات بهشت هايت جاى ده، همراه با برگزيدگانت و كسانى كه به بخشش هاى فراوانت اختصاصشان داده اى، و همراه با كسانى كه به آنان نعمت داده اى، يعنى پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان، كه نيكو همنشينانى هستند.
۱.البلد الأمين: ص 137، جمال الاُسبوع: ص 83 من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 90 ص 208 ح 35.
مئة منقبة عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريّ:سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ: أَوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ عَلِيُ بنُ أَبِيطالِبٍ.
فَقامَ إِلَيهِ أَبُو دُجانَةَ وَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَلَم تُخبِرنا عَنِ اللّهِ تَعالى أَنَّهُ أَخبَرَكَ أَنَّ الجَنَّةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى الأَنبِياءِ حَتّى تَدخُلَها أَنتَ، وَعَلَى الأُمَمِ حَتّى تَدخُلَها أُمَّتُكَ؟ قالَ: بَلى، وَلَكِن أَما عَلِمتَ أَنَّ حامِلَ لِواءِ القَومِ أَمامَهُم، وَعَلِيَ بنَ أَبِي طالِبٍ حامِلُ لِواءِ الحَمدِ يَومَ القِيامَةِ بَينَ يَدَيَ، وَهُوَ صاحِبُ رايَتِي، فَيَدخُلُ الجَنَّةَ قَبلِي، فَإِنَّ العَلَمَ مَعَهُ وَأَنا عَلى أَثَرِهِ. ۱
مئة منقبةـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: «نخستين كسى از پيامبران و صدّيقان كه وارد بهشت مى شود، على بن ابى طالب است».
ابو دُجانه برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! مگر شما از جانب خداى بلندمرتبه، به ما خبر نداديد كه او به شما خبر داد: بهشت بر پيامبران، حرام است تا آن كه نخست، شما وارد آن شويد، و بر امّت ها نيز حرام است تا آن كه نخست، امّت شما وارد شوند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چرا؛ امّا مگر نمى دانى كه پرچمدار يك گروه، پيشاپيش آنان است؟ على بن ابى طالب، در روز قيامت، حمل كننده پرچم حمد در پيشاپيش من است. او علمدار من است. بنا بر اين، پيش از من، وارد بهشت مى شود؛ زيرا عَلَم با اوست و من در پى او خواهم بود».
۱.مئة منقبة: ص 104، شرح الأخبار: ج 2 ص 472 ح 829 عن ابن عبّاس، المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 229، تفسير فرات: ص 456 ح 597، كشف الغمّة: ج 1 ص 321، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 629 ح 2 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 39 ص 214 ح 5؛ المناقب للخوارزمى: ص 317 ح 319 نحوه.
الإمام عليّ عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، ما أَستَطِيعُ فِراقَكَ وَإِنِّي لَأَدخُلُ مَنزِلِي فَأَذكُرُكَ فَأَترُكُ ضَيعَتِي، وَأُقبِلُ حَتَّى أَنظُرَ إِلَيكَ حُبّا لَكَ، فَذَكَرتُ إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وَأُدخِلتَ الجَنَّةَ فَرُفِعتَ فِي أَعلى عِلِّيِّينَ، فَكَيفَ لِي بِكَ يا نَبِيَ اللّهِ؟!
فَنَزَلَت: «وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـائِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّــلِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَـائِكَ رَفِيقًا» ۱، فَدَعا النَّبِيُ صلى الله عليه و آله الرَّجُلَ، فَقَرَأَها عَلَيهِ وَبَشَّرَهُ بِذلِكَ. ۲
امام على عليه السلام:مردى از انصار، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من تاب جدايى از شما را ندارم، چنان كه وقتى به منزلم مى روم، به ياد شما مى افتم و خانه ام را رها مى كنم و مى آيم تا شما را ببينم؛ چون دوستتان دارم. با خود گفتم: آن گاه كه روز قيامت شود و مرا به بهشت برند و شما را به اعلى علّيّين بالا برند، چگونه با شما باشم، اى پيامبر خدا!
پس، اين آيه نازل شد: «و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، با كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته؛ يعنى پيامبران و صدّيقان و شهيدان و شايستگان، و آنان، چه نيكو همدمانى اند!» .
پيامبر صلى الله عليه و آله آن مرد را فرا خواند و اين آيه را برايش خواند و بِدان نويدش داد.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتدرجات بهشتنزدیک ترین مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله از نظر درجه +1 مورد دیگر
الخصال بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوصى إلى أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، وكانَ فيما أوصى بِهِ أن قالَ لَهُ: يا عَلِيُّ، مَن حَفِظَ مِن اُمَّتي أربَعينَ حَديثا يَطلُبُ بِذلِكَ وَجهَ اللّهِ عز و جل وَالدّارَ الآخِرَةَ، حَشَرَهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ مَعَ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ وحَسُنَ اُولئِكَ رَفيقا.
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: يا رَسولَ اللّه، أخبِرني ما هذِهِ الأَحاديثُ؟
فَقالَ: أن تُؤمِنَ بِاللّهِ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وتَعبُدَهُ ولا تَعبُدَ غَيرَهُ، وتُقيمَ الصَّلاةَ بِوُضوءٍ سابِغٍ في مَواقيتِها ولا تُؤَخِّرَها؛ فَإِنَّ في تَأخيرِها مِن غَيرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللّهِ عز و جل،
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا، به امير مؤمنان على عليه السلام سفارش كرد و از جمله فرمود: «اى على! هر كس از امّتم كه چهل حديث را براى خدا و سراى آخرت حفظ كند، خداوند، روز قيامت، او را با پيامبران، صدّيقان (راستان) و شهيدان و شايستگان ـ كه بهترين همراهان اند ـ، محشور مى كند».
على عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! به من بگو اين احاديث چه هستند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين كه به خداى يگانه بى انباز، ايمان بياورى و تنها او، نه كس ديگرى را بپرستى و نماز را با وضويى كامل و در وقت خود و بدون تأخير، به جا آورى كه در تأخير آن و [بيرون وقت خواندن] بدون علّت، موجب خشم خداى عز و جلاست، زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و چون مالى داشتى و مستطيع بودى، حج
۱.النَّمِيمَةُ: هي نقل الحديث من قوم إلى قوم على جهة الإفساد والشرّ (النهاية: ج 5 ص 120 «نمم»).
۲.القُنوط: هو أشدّ اليأس من الشيء (النهاية: ج 4 ص 113 «قنط»).
۳.الخصال: ص 543 ح 19 عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي، وإسماعيل بن أبي زياد جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 2 ص 154 ح 7.
المحاسن عن زيد بن أرقم عن الحسين بن عليّ عليه السلام:ما مِن شيعَتِنا إلاّ صِدّيقٌ شَهيدٌ.
قالَ: قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، أنّى يَكونُ ذلِكَ وعامَّتُهُم يَموتونَ عَلى فِراشِهِم؟
فَقالَ: أما تَتلو كِتابَ اللّهِ فِي الحَديدِ: «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ» ۱ ؟
قالَ: فَقُلتُ: فَكَأَنّي لَم أقرَأ هذِهِ الآيَةَ مِن كِتابِ اللّهِ تَعالى قَطُّ!
قالَ: لَو كانَ الشُّهَداءُ لَيسَ إلاّ كَما تَقولُ لَكانَ الشُّهَداءُ قَليلاً. ۲
المحاسنـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: امام حسين عليه السلام فرمود: «از پيروان ما، جز صدّيق شهيد نيست».
گفتم: فدايت شوم! چگونه چنين مى شود، در حالى كه توده آنها در بسترهايشان مى ميرند؟
فرمود: «آيا در كتاب خدا در سوره حديد نخوانده اى: «و كسانى كه به خدا و فرستادگانش ايمان آوردند، آنان، نزد خداوندگارشان صدّيقان و شهيدان هستند» »؟
گفتم: گويى تاكنون اين آيه از كتاب خدا را هرگز نخوانده ام.
فرمود: «اگر شهيدان، فقط كسانى بودند كه تو مى گويى (كسانى كه در جنگ شهيد مى شوند)، تعداد شهيدان، اندك بود».
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ لُقمانُ: يا بُنَيَّ. اِقنَع بِقَسمِ اللّهِ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ، فَإِن أرَدتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدُّنيا فَاقطَع طَمَعَكَ مِمّا في أيدِي النّاسِ، فَإِنَّما بَلَغَ الأَنبِياءُ وَالصِّدّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:لقمان گفت: «اى پسرم!. به قسمت الهى قانع باش تا زندگى ات پاك باشد. پس اگر خواستى عزّت دنيا را گرد آورى، طمع خود را از آنچه در دست مردم است، ببُر. همانا پيامبران و صدّيقان، به اندازه قطع طمعشان، به آن مقامات رسيدند».
۱.قصص الأنبياء: ص 195 ح 244، بحار الأنوار: ج 13 ص 420 ح 14.
عنه عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إيّاكَ وَالضَّجَرَ وسوءَ الخُلُقِ وقِلَّةَ الصَّبرِ، فَلا يَستَقيمُ عَلى هذِهِ الخِصالِ صاحِبٌ، وألزِم نَفسَكَ التُّؤَدَةَ في اُمورِكَ، وصَبِّر على مَؤُوناتِ الإِخوانِ نَفسَكَ، وحَسِّن مَعَ جَميعِ النّاسِ خُلُقَكَ.
يا بُنَيَّ، إن عَدِمَكَ ما تَصِلُ بِهِ قَرابَتَكَ، وتَتَفَضَّلُ بِهِ عَلى إخوَتِكَ فَلا يَعدَمَنَّكَ حُسنُ الخُلقِ وبَسطُ البِشرِ؛ فَإِنَّهُ مَن أحسَنَ خُلُقَهُ أحَبَّهُ الأَخيارُ وجانَبَهُ الفُجّارُ، وَاقنَع بِقَسمِ اللّهِ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ، فَإِن أرَدتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدُّنيا فَاقطَع طَمَعَكَ مِمّا في أيدِي النّاسِ، فَإِنَّما بَلَغَ الأَنبِياءُ وَالصِّدّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم. ۱
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! از بى حوصلگى و بد اخلاقى و كم صبرى، بپرهيز؛ چرا كه هيچ كس با اين ويژگى ها استوار نمى ماند. خو كن كه در كارهايت با وقار باشى و بر زحمت هاى برادران، شكيبايى كنى، و با همه مردم، خوش اخلاق باش.
اى پسرم! اگر چيزى ندارى كه با آن، صله رحم به جا آورى و بر برادرانت بخششى نمايى، خوش اخلاقى و خوش رويى را از دست نده؛ چرا كه هر كس اخلاقش را نيكو گرداند، نيكان او را دوست مى دارند و بدان از او كناره مى گيرند. و به آنچه خدا قسمت تو فرموده، قانع باش، تا زندگى ات صفا يابد. پس اگر خواستى عزّت دنيا را گرد آورى، طمع خود را از آنچه در دستان مردم است، قطع كن؛ زيرا پيامبران و صدّيقان، تنها به سبب قطع طمع، به چنان مقاماتى رسيدند.
۱.قصص الأنبياء: ص 195 ح 245، بحار الأنوار: ج 13 ص 419 ح 14.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عرائس المجالس:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تُعَلِّق نَفسَكَ بِالهُمومِ، ولا تَشغَل قَلبَكَ بِالأَحزانِ، وإيّاكَ وَالطَّمَعَ، وَارضَ بِالقَضاءِ، وَاقنَع بِما قَسَمَ اللّهُ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ، وتُسَرَّ نَفسُكَ، وتُستَلَذَّ حَياتُكَ، وإن أرَدتَ أن يُجمَعَ لَكَ غِنَى الدُّنيا فَاقطَع طَمَعَكَ عَمّا في أيدِي النّاسِ؛ فَإِنّ ما بَلَغَ الأَنبِياءُ وَالصِّدّيقونَ ما بَلَغوا إلاّ بِقَطعِ طَمَعِهِم عَمّا في أيدِي النّاسِ. ۱
عرائس المجالس:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! خودت را به غصّه ها بند نكن، و دلت را به اندوه ها مشغول نساز، و از طمع بپرهيز، و به قضا خشنود باش، و به آنچه خدا براى تو قسمت فرموده، قانع باش تا زندگانى ات پاك شود و نفْست شادمان گردد و زندگى ات لذّت بخش شود. اگر خواستى ثروت دنيا برايت گرد آيد، طمعت را از آنچه در اختيار مردم است، قطع كن؛ چرا كه پيامبران و صدّيقان، به چنان درجاتى نايل نشدند، مگر با قطع طمعشان از آنچه در دستان مردم بود».
۱.عرائس المجالس: ص 315.
کلیدواژهها حکمت های جامع
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ يَقولُ: وعِزَّتي وجَلالي، ما خَلَقتُ مِن خَلقي خَلقا أحَبَّ إلَيَّ مِن عَبدِيَ المُؤمِنِ، ولِذلِكَ سَمَّيتُهُ بِاسمي مُؤمِنا، لَأَحرِمُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وهِيَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنّي، وإنّي لَاُمَلِّكُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وهِيَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنّي، فَليَرضَ بِقَضائي، وَليَصبِر عَلى بَلائي، وَليَشكُر نَعمائي، أكتُبهُ يا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدّيقينَ عِندي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ كه ثنايش والاست ـ مى فرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند، از ميان آفريدگانم آفريده اى كه نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد، نيافريدم و بدين جهت، او را به اسم خودم، مؤمن، نام نهادم. همانا او را از آنچه ميان مشرق و مغرب است، محروم مى سازم و آن، انتخاب من براى اوست، و او را از آنچه ميان مشرق و مغرب است، بهره مند مى سازم و آن، انتخاب من براى اوست. پس بايد به قضاى من، خشنود باشد و بر بلاى من، شكيبايى بورزد و نعمت هاى مرا سپاس بگزارد. اى محمّد! او را در شمار صدّيقان نزد خود مى نويسم».
۱.مشكاة الأنوار: ص 73 ح 136 عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 71 ص 158 ح 75.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۸