تشويق به خشنودى از قضا
8 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ يَقولُ: وعِزَّتي وجَلالي، ما خَلَقتُ مِن خَلقي خَلقا أحَبَّ إلَيَّ مِن عَبدِيَ المُؤمِنِ، ولِذلِكَ سَمَّيتُهُ بِاسمي مُؤمِنا، لَأَحرِمُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وهِيَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنّي، وإنّي لَاُمَلِّكُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وهِيَ خِيَرَةٌ لَهُ مِنّي، فَليَرضَ بِقَضائي، وَليَصبِر عَلى بَلائي، وَليَشكُر نَعمائي، أكتُبهُ يا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدّيقينَ عِندي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ كه ثنايش والاست ـ مى فرمايد: «به عزّت و جلالم سوگند، از ميان آفريدگانم آفريده اى كه نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد، نيافريدم و بدين جهت، او را به اسم خودم، مؤمن، نام نهادم. همانا او را از آنچه ميان مشرق و مغرب است، محروم مى سازم و آن، انتخاب من براى اوست، و او را از آنچه ميان مشرق و مغرب است، بهره مند مى سازم و آن، انتخاب من براى اوست. پس بايد به قضاى من، خشنود باشد و بر بلاى من، شكيبايى بورزد و نعمت هاى مرا سپاس بگزارد. اى محمّد! او را در شمار صدّيقان نزد خود مى نويسم».
۱.مشكاة الأنوار: ص 73 ح 136 عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 71 ص 158 ح 75.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ رِضاهُ بِما قَضَى اللّهُ لَهُ، ومِن شَقاوَةِ ابنِ آدَمَ تَركُهُ استِخارَةَ اللّهِ، ومِن شَقاوَةِ ابنِ آدَمَ سَخَطُهُ بِما قَضَى اللّهُ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از نيك بختى فرزند آدم، خشنودى اوست به آنچه خداوند براى او حكم نموده است، و از تيره بختى فرزند آدم، ترك طلب خير از خداوند است، و [نيز] از تيره بختى فرزند آدم، ناخشنودى اش از حكم خداوند درباره اوست.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 455 ح 2151 عن سعد.
عنه صلى الله عليه و آله:مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ رِضاهُ بِما قَسَمَ اللّهُ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از خوش بختى فرزند آدم، خشنودى اوست به آنچه خداوند برايش قسمت نموده است.
۱.نثر الدرّ: ج 1 ص 168.
معاني الأخبار عن أحمد بن أبي عبد اللّه عن أبيه رفعه:جاءَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ إنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ أرسَلَني إلَيكَ بِهَدِيَّةٍ لَم يُعطِها أحَدا قَبلَكَ.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قُلتُ: وما هِيَ؟
قالَ: الصَّبرُ وأحسَنُ مِنهُ.
قُلتُ: وما هُوَ؟
قالَ: الرِّضا. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از احمد بن ابى عبد اللّه، از پدرش، در حديثى كه سند آن را به اهل بيت عليهم السلام رسانده است ـ: جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى پيامبر خدا! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مرا با هديه اى پيش تو فرستاده كه آن را پيش از تو به كسى عطا ننموده است».
پيامبر خدا فرمود: گفتم: آن چيست؟
گفت: «شكيبايى و بهتر از آن».
گفتم: آن (بهتر از شكيبايى) چيست؟
گفت: «خُشنودى [به قضا]».
۱.معاني الأخبار: ص 260 ح 1، بحار الأنوار: ج 69 ص 373 ح 19.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ناجى داوودُ رَبَّهُ، فَقالَ: إلهي لِكُلِّ مَلِكٍ خِزانَةٌ، فَأَينَ خِزانَتُكَ؟
فَقالَ جَلَّ جَلالُهُ: لي خِزانَةٌ أعظَمُ مِنَ العَرشِ، وأوسَعُ مِنَ الكُرسِيِّ، وأطيَبُ مِنَ الجَنَّةِ، وأزيَنُ مِنَ المَلَكوتِ:. لَها أربَعَةُ أبوابٍ: العِلمُ وَالحِلمُ وَالصَّبرُ وَالرِّضا؛ ألا وهِيَ القَلبُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:داوود عليه السلام با پروردگارش مناجات كرد و گفت: بار الها! هر پادشاهى، خزانه اى دارد. خزانه تو كجاست؟
خداوند عز و جل فرمود: «خزانه اى دارم كه بزرگ تر از عرش، گسترده تر از كرسى، خوش بوتر از بهشت، و آراسته تر از ملكوت است. و چهار دروازه دارد: دانش، بردبارى، شكيبايى، خشنودى [به قضا]. بدان كه آن [خزانه]، قلب است».
۱.عوالي اللآلي: ج 1 ص 249 ح 6 عن أنس، بحار الأنوار: ج 70 ص 59 ح 37.
عنه صلى الله عليه و آله:الإِيمانُ في عَشَرَةٍ: المَعرِفَةِ وَالطّاعَةِ، وَالعِلمِ وَالعَمَلِ، وَالوَرَعِ وَالاِجتِهادِ، وَالصَّبرِ وَاليَقينِ، وَالرِّضا وَالتَّسليمِ، فَأَيَّها فَقَدَ صاحِبُهُ بَطَلَ نِظامُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ايمان، ده جزء دارد: شناخت، فرمانبرى، دانش، عمل، پارسايى، تلاش، شكيبايى، يقين، خشنودى [به قضا]، و تسليم. صاحب ايمان، هر كدام از اينها را نداشته باشد، ساختار ايمانش به هم مى ريزد.
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 11، بحار الأنوار: ج 69 ص 175 ح 28.
عنه صلى الله عليه و آله:يا عِبادَ اللّهِ! أنتُم كالمَرضى، وَاللّهُ رَبُّ العالَمِينَ كَالطَّبيبِ، فَصَلاحُ المَرضى فيما يَعلَمُهُ الطَّبيبُ ويُدَبِّرُهُ بِهِ، لا فيما يَشتَهيهِ المَريضُ ويَقتَرِحُهُ، ألا فَسَلِّمُوا للّهِِ أمرَهُ تَكونوا مِنَ الفائِزينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى بندگان خدا! شما مانند بيماريد و خداوند، پروردگار جهانيان، چون طبيب است. صلاح بيمار، در آن چيزى است كه طبيب مى داند و تشخيص مى دهد، نه در آنچه بيمار مى خواهد و پيشنهاد مى كند. هان! پس كار خدا را به خود او بسپاريد، تا از رستگاران باشيد.
۱.الإحتجاج: ج 1 ص 85 عن الإمام العسكريّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 84 ص 61 ح 12.