حدیث دربارهزيبايى بهشتيان
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ شُبّانٌ جُردٌ مُردٌ، لَيسَ لَهُم شَعرٌ إِلّا فِي الرَّأسِ وَالحاجِبَينِ وَأَهدابِ العَينَينِ، يَعنِي لَيسَ لَهُم شَعرُ عانَةٍ وَلا إِبطٍ، عَلى طُولِ آدَمَ، سِتُّونَ ذِراعا، وَعَلى مَولِدِ عَيسَى بنِ مَريَمَ ثَلاثَةً وَثَلاثِينَ سَنَةً، بِيضُ الأَلوانِ، خُضرُ الثِّيابِ، يَضَعُ أَحَدُهُم مائِدَةً بَينَ يَدَيهِ، فَيُقبِلُ طائِرٌ، فَيَقُولُ: يا وَلِيَ اللّهِ، أَما إِنِّي قَد شَرِبتُ مِن عَينِ السَّلسَبِيلِ، وَرَعَيتُ مِن رِياضِ الجَنَّةِ تَحتَ العَرشِ، وَأَكَلتُ مِن ثِمارِ كَذا، طَعمُ أَحَدِ الجانِبَينِ مَطبُوخٌ، وَطَعمُ الجانِبِ الآخَرِ مَشوِيٌّ، فَيَأكُلُ مِنها ما شاءَ اللّهُ. وَعَلَى الوَلِيِ سَبعُونَ حُلَّةً، لَيسَ فِيها حُلَّةٌ عَلى لَونِ آخَرَ، فِي أَصابِعِهِم عَشَرَةُ خَواتِيمَ، مَكتُوبٌ عَلَى الأَوَّلِ: «سَلَـمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ» ۱، وَمَكتُوبٌ فِي الثّانِي: «ادْخُلُوهَا بِسَلَـمٍ ءَامِنِينَ» ، ۲ وَفِي الثّالِثِ: «وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِى أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» ۳، وَفِي الرّابِعِ: رُفِعَت عَنكُمُ الأَحزانُ وَالهُمُومُ، وَفِي الخامِسِ: أَلبَسناكُمُ الحُلِيَّ وَالحُلَلَ، وَفِي السّادِسِ: زَوَّجناكُمُ الحُورَ العِينَ، وَفِي السّابِعِ: «وَ فِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنتُمْ فِيهَا خَــلِدُونَ» ۴، وَفِي الثّامِنِ: رافَقتُمُ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ، وَفِي التّاسِعِ: صِرتُم شُبّانا لا تهرمون، وَفِي العاشِرِ: سَكَنتُم فِي جِوارِ مَن لا يُؤذِي الجِيرانَ. ۵
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، جوانانى هستند با پيكرها و چهره هايى عارى از مو و تنها موى بدن آنها، موى سر است و ابروان و مژگان؛ يعنى در زهار و زير بغل آنها، مويى نيست. به قامت آدمى شصت گزند و به سنّ عيسى بن مريم، سى و سه ساله. بدن هايى سپيد دارند و جامه هايى سبز.
در برابر هر يك از آنان، سفره اى پهن مى شود و پرنده اى مى آيد و مى گويد: اى ولىّ خدا! من از چشمه سلسبيل نوشيده ام و در باغ هاى بهشت، زير عرش، دانه بر چيده ام و از فلان ميوه ها خورده ام. يك طرف [آن پرنده]، طعم پخته دارد و طرف ديگر، طعم بريانى. پس، او از [گوشت] آن پرنده، آنچه مى خواهد، تناول مى كند.
بر ولىّ [خدا]، هفتاد جامه پوشانده شده كه رنگ هر يك از آنها متفاوت با ديگرى است، و در انگشتانشان ده انگشترى است كه بر اوّلى نوشته شده است: «درود بر شما كه شكيبايى كرديد!» . بر دومى نوشته شده است: «با سلامت و ايمنى به آن جا در آييد» ، و بر سومى: «اين است آن بهشتى كه به پاداش كارهايى كه مى كرديد، ميراث گرفتيد» ، و بر چهارمى: «غم و اندوه ها از شما برداشته شده است»، و بر پنجمى: «زيورها و جامه ها بر شما پوشانديم»، و بر ششمى: «سيه چشمان بهشتى را به همسرى شما در آورديم»، و بر هفتمى: «و در آن جاست آنچه دل ها آن را بخواهند و ديدگان، لذّت برند و شما در آن، جاودانيد» ، و بر هشتمى: «با پيامبران و صدّيقان، همنشين گشته ايد»، و بر نُهمى: «جوانانى گشته ايد كه هرگز پير نمى شويد»، و بر دهمى: «در همسايگى كسى ساكن شده ايد كه همسايگان را نمى آزارد».