فیلترها
نتایج جستجو برای «سقر»: ۲۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلام:مَن تَقَدَّمَ إلى وَلايَتِنا اُخِّرَ عَن سَقَرَ، ومَن تَأَخَّرَ عَنّا تَقَدَّمَ إلى سَقَرَ ۱.
امام كاظم عليه السلام:هركه به سوى ولايت ما پيش رود از دوزخ واپس ماند و هركه از ولايت ما عقب ماند به سوى دوزخ پيش رود.
۱.الكافي: 1/434/91 عن محمّدبن الفضيل، مجمع البيان: 10/591 عن محمّدبن الفضيل عن أبي الفضل.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ هذِهِ الآيَةَ نَزَلَت فِي القَدَرِيَّةِ: «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَالٍ وَ سُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ.» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اين آيه در باره قَدَريان فرود آمد: «همانا بزهكاران در گمراهى و جنوناند. روزى كه در آتش، به صورت، كشيده مىشوند [و به آنان گفته مىشود:]بچشيد [طعم] سقر را» .
۱.أسباب نزول القرآن: ص 420 ح 776 عن أبي اُمامة الباهلي، المعجم الكبير: ج 11 ص 80 ح 11163 عن ابن عبّاس من دون اسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام؛ ثواب الأعمال: ص 253 ح 5 عن زرارة بن أعين ومحمد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام، مسند زيد: ص 409 عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 5 ص 118 ح 54.
الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ في جَهَنَّمَ لَجَبَلاً يُقالُ لَهُ: الصَّعدى، وإنَّ فِي الصَّعدى لَوادِيا يُقالُ لَهُ: سَقَرُ، وإنَّ في سَقَرَ لَجُبّا يُقالُ لَهُ: هَبْهَبٌ؛ كُلَّما كُشِفَ غِطاءُ ذلِكَ الجُبِّ ضَجَّ أهلُ النّارِ مِن حَرِّهِ، وذلِكَ مَنازِلُ الجَبّارينَ. ۱
امام باقر عليه السلام: در جهنّم، كوهى است كه به آن، «صَعدى» مىگويند و در صعدى، پرتگاهى است كه به آن، «سَقَر» مىگويند و در سقر، چاهى است كه به آن، «هَبهَب» مىگويند و هر بار كه درِ آن چاه برداشته شود، دوزخيان از حرارت آن، فرياد بر مىآورند. اين چاه، جايگاه متكبّران است.
۱.. ثواب الأعمال: ص 324 ح 1، المحاسن: ج 1 ص 214 ح 390 كلاهما عن ميسر، روضة الواعظين: ص 418 وفيه «سعر» بدل «سقر» في الموضعين وفيهما «صعود» بدل «الصعدى»، بحارالأنوار: ج 8 ص 297 ح 49.
عنه عليه السلام ـ في بَيانِ صِفَةِ عَذابِ الكافِرينَ يَومَ القِيامَةِ ـ : ويَغضَبُ الحَيُّ القَيّومُ، فَيَقولُ: يا مالِكُ! قُل لَهُم: ذوقوا فَلَن نَزيدَكُم إلّا عَذاباً ۱، يا مالِكُ، سَعِّر سَعِّر! قَدِ اشتَدَّ غَضَبي عَلى مَن شَتَمَني عَلى عَرشي، وَاستَخَفَّ بِحَقّي، وأنَا المَلِكُ الجَبّارُ.
فَيُنادي مالِكٌ: يا أهلَ الضَّلالِ وَالاِستِكبارِ وَالنِّعمَةِ في دارِ الدُّنيا، كَيفَ تَجِدونَ مَسَّ سَقَرَ؟
قالَ: فَيَقولونَ: قَد أنضَجَت قُلوبَنا، وأكَلَت لُحومَنا، وحَطَمَت عِظامَنا، فَلَيسَ لَنا مُستَغيثٌ، ولا لَنا مُعينٌ. ۲
امام باقر عليه السلام ـ در بيان چگونگىِ عذاب كافران در روز رستاخيز ـ : و [خداوندِ]زنده بيدار، به خشم مىآيد و [به فرشته گماشته بر دوزخ] مىفرمايد: «اى مالك! به آنها بگو: بچشيد كه شما را جز عذاب نمىافزاييم. اى مالك! بر افروز، [آتش جهنّم را] بر افروز؛ كه خشم من، بر آن كس كه منِ عرشنشين را دشنام داده و ـ با آن كه منم پادشاه پرتوان ـ حق و مقام مرا سبك شمرده، بالا گرفته است».
مالك ندا مىدهد كه: اى گمراهان و مستكبران و اى كسانى كه در سراى دنيا برخوردار بودهايد! مزه سَقَر را چگونه يافتيد؟
مىگويند: دلهاى ما را پخت، گوشتهايمان را خورد و استخوانهايمان را خُرد كرد. نه فريادمان به جايى مىرسد و نه ياورى داريم.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِيا لِلمُتَكَبِّرينَ، يُقالُ لَهُ: سَقَرُ؛ شَكا إلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ، وسَأَلَهُ أن يَأذَنَ لَهُ أن يَتَنَفَّسَ، فَتَنَفَّسُ فَأَحرَقَ جَهَنَّمَ ۱
امام صادق عليه السلام: در جهنّم، درّهاى است مخصوص متكبّران كه به آن، «سَقَر» مىگويند. آن از گرماى زياد خود به خداوند عز و جل شكايت كرد و از او درخواست نمود تا اجازهاش دهد نفس بكشد، و نفس كشيد و جهنّم را سوزاند!
۱.. الكافي: ج 2 ص 310 ح 10، ثواب الأعمال: ص 265 ح 7، الزهد للحسين بن سعيد: ص 103 ح 281، المحاسن: ج1 ص214 ح389، تفسير القمّي: ج2 ص251 كلّها عن ابن بكير، بحارالأنوار: ج8 ص294 ح38.
الإمام الكاظم عليه السلام: إنَّ فِي النّارِ لَوادِيا يُقالُ لَهُ: سَقَرٌ، لَم يَتَنَفَّس مُنذُ خَلَقَهُ اللّهُ، لَو أذِنَ اللّهُ عز و جل لَهُ فِي التَّنَفُّسِ بِقَدرِ مِخيَطٍ لَأَحرَقَ ما عَلى وَجهِ الأَرضِ، وإنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَعَوَّذونَ مِن حَرِّ ذلِكَ الوادي ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّهُ فيهِ لِأَهلِهِ. وإنَّ في ذلِكَ الوادي لَجَبَلاً؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ الوادي مِن حَرِّ ذلِكَ الجَبَلِ ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّهُ فيهِ لِأَهلِهِ. وإنَّ في ذلِكَ الجَبَلِ لَشِعباً ۱؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ الجَبَلِ مِن حَرِّ ذلِكَ الشِّعبِ ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّهُ فيهِ لِأَهلِهِ. وإنَّ في ذلِكَ الشِّعبِ لَقَليباً ۲؛ يَتَعَوَّذُ [جَميعُ] ۳ أهلِ ذلِكَ
امام كاظم عليه السلام: در آتش، وادىاى هست كه به آن «سَقَر» گويند و اين وادى، از زمانى كه خداوند آن را آفريده، نفس نكشيده است. اگر خداوند عز و جل به او اجازه دهد تا به اندازه سوزنى نفس بكشد، هر آنچه را بر روى زمين است، مىسوزاند. دوزخيان از گرماى آن وادى و بوى گند و كثافتش و از آنچه خداوند در آن وادى براى اهلش آماده ساخته است، به خدا پناه مىبرند.
در آن وادى، كوهى است كه باز همه اهل آن وادى، از گرماى آن و از بوى گند و كثافتش و از آنچه خداوند در آن كوه براى اهلش آماده ساخته است، به خدا پناه مىبرند. در آن كوه، درّهاى است كه باز همه اهل آن كوه، از گرماى آن درّه و از بوى تعفّن و كثافت آن و از آنچه خداوند در آن درّه براى اهلش آماده ساخته است، به خدا پناه مىبرند. در آن درّه، چاهى است كه
البعث والنشور عن الخليل بن مرّة: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ لا يَنامُ حَتّى يَقرَأَ «تَبارَكَ» و «حم» السَّجدَةَ، وقالَ: الحَواميمُ سَبعٌ، وأبوابُ جَهَنَّمَ سَبعٌ: جَهَنَّمُ، وَالحُطَمَةُ، ولَظى، وسَعيرٌ، وسَقَرُ، وَالهاوِيَةُ، وَالجَحيمُ. قالَ: يَجيءُ كُلٌّ «حم» مِنها يَومَ القِيامَةِ ـ أحسَبُهُ قالَ: ـ تَقِفُ عَلى بابٍ مِن هذِهِ الأَبوابِ فَتَقولُ: «اللّهُمَّ لا يَدخُلُ هذا البابَ مَن كانَ يُؤمِنُ بي ويَقرَؤُني». ۱
البعث و النشور ـ به نقل از خليل بن مُرّه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نمىخوابيد، مگر آن كه [سورههاى] ملك و سجده را مىخواند. ايشان فرمود: «حاميمها، هفت تا هستند و درهاى جهنّم نيز هفت تا: جهنّم، آتشِ خرد كننده، آتش زبانه زننده، آتش فروزان، دوزخ، سياهچال، مغاك آتشين».
نيز فرمود: «در روز رستاخيز، هر يك از اين حاميمها مىآيد» و به گمانم فرمود: «و جلوى يكى از اين درها مىايستد و مىگويد: بار خدايا! كسى كه به من ايمان داشته و مرا تلاوت مىكرده است، از اين در وارد نشود».
۱.البعث والنشور: ص 268 ح 461، شعب الإيمان: ج 2 ص 486 ح 2479 وليس فيه أسماء أبواب جهنّم، كنزالعمّال: ج 1 ص 579 ح 2621؛ مستدرك الوسائل: ج 4 ص 218 ح 4535 نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي وفيه «لا تدع قارئها ممّن آمن باللّه أن يذهب به إلى النار» بدل «فتقول: اللّهمّ.».
الإمام زين العابدين عليه السلام: لِلنّارِ سَبعَةُ أبوابٍ: بابٌ يَدخُلُ مِنهُ فِرعونُ وهامانُ وقارونُ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ المُشرِكونَ وَالكُفّارُ مِمَّن لَم يُؤمِن بِاللّهِ طَرفَةَ عَينٍ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ بَنو أُمَيَّةَ؛ هُوَ لَهُم خاصَّةً لا يُزاحِمُهُم فيهِ أحَدٌ وهُوَ بابُ لَظى، وهُوَ بابُ سَقَرَ، وهُوَ بابُ الهاوِيَةِ تَهوي سَبعينَ خَريفا، وكُلَّما هَوى بِهِم سَبعينَ خَريفا فارَ بِهِم فَورَةً قَذَفَ بِهِم في أعلاها سَبعينَ خَريفا، ثُمَّ تَهوي بِهِم كَذلِكَ سَبعينَ خَريفا، فَلا يَزالونَ هكَذا أبَدا خالِدينَ مُخَلَّدينَ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ مُبغِضونا ومُحارِبونا وخاذِلونا، وإنَّهُ لَأَعظَمُ الأَبوابِ وأشَدُّها حَرّا. ۱
امام زين العابدين عليه السلام: آتش، هفت در دارد كه از يك درِ آن، فرعون و هامان و قارون وارد مىشوند. از يك درش مشركان و كافرانى داخل مىشوند كه چشم بر هم زدنى به خدا ايمان نياوردهاند. از يك درش بنى اميّه داخل مىشوند و مختصّ آنان است و كسى ديگر با آنان از آن در، وارد نمىشود.
و [دو در ديگر] درِ آتشِ زبانهزننده است و درِ دوزخ، و [ششمى] درِ سياهچال كه تا عمق آن، هفتاد سال راه است و هر بار كه پس از هفتاد سال در آن فروافتند، چنان فَوَرانى مىكند كه آنان را دو باره به بالاى آن پرتاب مىكند و اين نيز هفتاد سال طول مىكشد [تا به بالاى سياهچال برسند]. سپس بار ديگر در آن فرو مىافتند و باز هفتاد سال طول مىكشد تا به قعر آن برسند، و پيوسته و هميشه چنين خواهند بود و [در اين حالت،] جاويدان و
الإمام الكاظم عليه السلام: مَن تَقَدَّمَ إلى وَلايَتِنا اُخِّرَ عَن سَقَرَ، ومَن تَأَخَّرَ عَنّا تَقَدَّمَ إلى سَقَرَ. ۱
امام كاظم عليه السلام: هر كس به ولايت ما نزديك شود، از دوزخ دور مىماند و هر كس از ما دور بماند، به دوزخ نزديك مىشود. ۲
۱.الكافي: ج 1 ص 434 ح 91، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 737 ح 7 كلاهما عن محمّد بن الفضيل، مجمع البيان: ج 10 ص 591 عن أبي الفضل، بحار الأنوار: ج 24 ص 338 ح 59.
۲.اين فرموده امام كاظم عليه السلام، در تفسير اين آيه مبارك است: «لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ؛ هر يك از شما كه بخواهد، مختار است كه جلو بيفتد يا عقب بماند» (مدثّر: آيه 37).
الإمام عليّ عليه السلام: تَعاهَدُوا الصَّلاةَ، وحافِظوا عَلَيها، وَاستَكثِروا مِنها، وتَقَرَّبوا بِها، فَإِنَّها كانَت عَلَى المُؤمِنينَ كِتابا مَوقوتا، وقَد عَلِمَ ذلِكَ الكُفّارُ حينَ سُئِلوا: «مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ» . ۱
امام على عليه السلام: به نماز اهتمام بورزيد و بر آن مواظبت كنيد، و بسيار نماز بگزاريد و با آن خود را به خدا نزديك سازيد. نماز در اوقاتى معيّن، بر مؤمنان واجب گشته است. كافران نيز اين را مىدانستهاند؛ زيرا هنگامى كه از آنان سؤال مىشود: «چه چيزى شما را به دوزخ آورْد؟»، مىگويند: از نمازگزاران نبوديم» .
۱.الكافي: ج 5 ص 36 ح 1 عن عقيل الخزاعي، نهج البلاغة: الخطبة 199 نحوه، بحار الأنوار: ج 33 ص 446 ح 659.
تفسير القمّي ـ في قَولِهِ تَعالى: «فَإِذَا نُقِرَ فِى النَّاقُورِ» إِلى قَولِهِ تَعالى: «ذَرنِى وَ مَن خَلَقتُ وَحِيدًا» ۱ ـ : فَإِنَّها نَزَلَت فِي الوَليدِ بنِ المُغَيرَةِ، وَكانَ شَيخا كَبيرا مُجَرَّبا مِن دُهاةِ العَرَبِ، وَكانَ مِنَ المُستَهزِئينَ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وَكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقعُدُ فِي الحُجرَةِ وَيَقرَأُ القُرآنَ، فَاجتَمَعَت قُرَيشٌ إِلَى الوَليدِ بنِ المُغيرَةِ، فَقالوا: يا أَبا عَبدِ الشَّمسِ، ما هذا الَّذي يَقولُ مُحَمَّدٌ؟ أَشِعرٌ، أَم كِهانَةٌ، أَم خَطبٌ؟ فَقالَ: دَعوني أَسمَعُ كَلامَهُ، فَدَنا مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، أَنشِدني مِن شِعرِكَ، قالَ: ما هُوَ شِعرٌ، وَلكنَّهُ
تفسير القمّى ـ در باره آيه شريف: «آن گاه كه در صور دميده شود» تا آيه «مرا با آن كه [او را]تنها آفريدم، وا گذار» ـ : اين آيات در باره وليد بن مغيره نازل شد. او پيرى سالخورده و پخته و يكى از خردمندان عرب و از جمله كسانى بود كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مسخره مىكرد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حِجر [اسماعيل]مىنشست و قرآن مىخواند. قريش نزد وليد بن مغيره جمع شدند و گفتند: اى ابو عبد شمس! اين چيزهايى كه محمّد مىگويد، چيست؟ آيا شعر است يا پيشگويى يا خطابه؟
وليد گفت: اجازه بدهيد كه سخن را بشنوم. پس، نزديك پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت: اى محمّد! از شعرهايت برايم بخوان.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين شعر نيست؛ بلكه كلام خداست كه آن را براى
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ هذِهِ الآيَةَ نَزَلَت فِي القَدَرِيَّةِ: «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَـلٍ وَ سُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ * إِنَّا كُلَّ شَىْ ءٍ خَلَقْنَـهُ بِقَدَرٍ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين آيه درباره قدريّه نازل شده است: «قطعاً بزهكاران در گم راهى و جنون اند. روزى كه در آتش به رو كشيده مى شوند، [، به آنان گفته مى شود:] «لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد]». ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده ايم» ».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 240؛ الفردوس: ج 4 ص 330 ح 6957 وفيه إلى قوله «في سعر» وكلاهما عن أبي اُمامة.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینقش تقدیر در کارهای انسان +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:اُمَّتي عَلى أربَعَةِ أصنافٍ: صِنفٌ يُصَلّونَ ولكِنَّهُم في صَلاتِهِم ساهونَ، فَكانَ لَهُمُ الوَيلُ، والوَيلُ اسمُ دَرَكَةٍ مِن دَرَكاتِ جَهَنَّمَ، قالَ اللّهُ تَعالى: «فَوَيلٌ لِلمُصَلّينَ * الَّذينَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهونَ» ، وصِنفٌ يُصَلّونَ أحيانًا، ولا يُصَلّونَ أحيانًا، فَكان لَهُمُ الغَيُّ، والغَيُّ اسمُ دَرَكَةٍ مِن دَرَكاتِ جَهَنَّمَ، قالَ اللّهُ تَعالى: «فَخَلَفَ مِن بَعدِهِم خَلفٌ أضاعُوا الصَّلاةَ واتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوفَ يَلقَوْنَ غَيًّا» وصِنفٌ لا يُصَلّونَ أبَدًا فَكانَ لَهُم سَقَرُ، وسَقَرُ اسمُ دَرَكَةٍ مِن دَرَكاتِ جَهَنَّمَ، قالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: «ما سَلَكَكُم في سَقَرَ * قالوا لَم نَكُ مِنَ المُصَلّينَ» ۱ وصِنفٌ يُصَلّون أبَدًا
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّت من، چهار دسته اند: دسته اى نماز مى گزارند، ولى در نمازشان سهل انگارند. براى اينان، «وَيْل» است و «وَيْل»، نام طبقه اى از طبقات دوزخ است. خداوند متعال فرموده است: «پس وَيْل بر نمازگزارانى كه در نمازشان، سهل انگارند!» . دسته اى ديگر، گاه نماز مى خوانند و گاه نمى خوانند. براى اينان، «غَىّ» است و غَى، نام طبقه اى از طبقات دوزخ است. خداوند متعال گفته است: «آن گاه، پس از آنان، جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوس ها پيروى كردند، و به زودى، غى را [در دوزخ] خواهند ديد» . دسته اى ديگر، هيچ گاه نماز نمى خوانند. براى اينان، «سَقَر» است و سَقَر، نام طبقه اى از طبقات دوزخ است. خداوند متعال گفته است: «چه چيز، شما را به سَقَر آورد؟ گفتند: از
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُمَّتي عَلى أربَعَةِ أصنافٍ:. صِنفٌ لا يُصَلّونَ أبَدًا، فَكانَ لَهُم سَقَرُ، وسَقَرُ اسمُ دَرَكَةٍ مِن دَرَكاتِ جَهَنَّمَ، قالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: «ما سَلَكَكُم في سَقَرَ * قالوا لَم نَكُ مِنَ المُصَلّينَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّت من، چهار دسته اند:. دسته اى هيچ گاه نماز نمى خوانند، پس براى اينان، «سَقَر» است و سقر، نام طبقه اى از طبقات دوزخ است. خداوند متعال گفته است: «چه چيزْ شما را به سَقَر در آورد؟ مى گويند: از نمازگزاران نبوديم» .
۱.الاثنا عشريّة: ص 158.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادینماز و مقدمات آننخواندن نماز و سبک شمردن آن +1 مورد دیگر
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ في جَهنّمَ لَوادِياللمُتَكبِّرينَ يُقالُ لَه: سَقَرُ، شَكا إلى اللّهِعزّ وجلّ شِدّةَ حَرّهِ، وسَألَهُ أنْ يأذَنَ لَه أنْ يَتَنفّسَ، فتَنَفّسَ فأحْرَقَ جَهنّمَ! ۱
امام صادق عليه السلام:همانا در جهنم براى متكبران درّه اى است به نام سقر. آن درّه از شدّت حرارتِ خود به خداوند عز و جلشكايت بُرد و خواهش كرد اجازه اش دهد تا نفسى بكشد. پس، نفسى كشيد كه دوزخ را سوزاند!
۱.الكافي: 2/310/10، ثواب الأعمال: 265/7.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ في جَهنَّمَ لَوادِيا لِلمُتَكبِّرِينَ يقالُ لَهُ سَقَرُ، شَكا إلَى اللّهِ عَزَّوجلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ وسَألَهُ أن يَأذَنَ لَهُ أن يَتَنَفَّسَ، فَتَنَفَّسَ فَأحرَقَ جَهَنَّمَ. ۱
امام صادق عليه السلام:در دوزخ درّه اى است براى متكبّران به نام «سَقَر». اين درّه از شدّت گرماى خود به خداوند عز و جل شكايت كرد و خواهش نمود كه به وى اجازه دهد تا نَفَسى بكشد. پس نَفَس كشيد و [از نفْس خود] دوزخ را سوزاند.
۱.الكافي: 2/310/10.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ في قولهِ تعالى: «لها سبعةُ أبوابٍ لكلِّ بابٍ منهم.» ـ: فبَلَغني، و اللّهُ أعلمُ، أنَّ اللّهَ جعَلَها سَبْعَ دَرَكاتٍ: أعلاها الجَحيمُ، يَقومُ أهلُها على الصَّفا مِنها، تَغْلي أدْمِغَتُهُم فيها كغَلْيِ القُدورِ بما فيها.
و الثّانيةُ: لَظى، نَزّاعةٌ للشَّوى، تَدعو مَن أدْبَرَ و تَولّى، و جَمعَ فأوْعى.
و الثّالثةُ: سَقَرُ، لا تُبْقي و لا تَذَرُ، لَوّاحَةٌ للبَشَرِ، علَيها تِسعةَ عَشَر.
و الرّابعةُ: الحُطَمَةُ، و مِنها يَثورُ شَررٌ (تَرمي بشررٍ) كالقَصْرِ، كأنّها جُمالاتٌ صُفْرٌ.
و الخامسةُ: الهاويـةُ، فيها مَلأٌ يَدْعونَ: يا مالكُ أغِثْنا، فإذا أغاثَهُم جَعلَ لَهُم آنِيَةً مِن صُفرٍ من نارٍ فيه صَديـدُ مـاءٍ يَسيلُ مِن جُلودِهِم كأنّهُ مُهلٌ.
و
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «جهنّم هفت در دارد و براى هر در، گروهى از آنان.» ـفرمود: به من خبر رسيده ـ و البته خدا داناتر است ـ كه خداوند دوزخ را هفت دَرَك (زيرْ طبقه) قرار داده است: بالاترين درك جَحيم است، كه اهلش بر فراز تخته سنگى از آن مى ايستند و مغز سرشان به جوش مى آيد، همچون به جوش آمدن محتويات ديگ.
دَرَك دوم، لَظى است، پوست سر و اندام را مى كند، [و]هر كس را كه [به حق] پشت كرده و روى برتافته و گرد آورده و انباشته باشد، فرا مى خواند. ۲
دَرَك سوم، سَقَر است كه نه باقى مى گذارد و نه رها مى كند، پوستها را سياه مى گرداند [و]بر آن نوزده [نگهبان] است. ۳
دَرَك چهارم، حُطَمَه است كه از آن شعله هايى چون كاخى [بلند] شراره مى افكند. گويى كه اشترانى زرد رنگند ۴.
دَرَك پنجم، هاوِيَه
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إنّ في جَهنّمَ لَجَبلاً يُقالُ لَهُ: الصَّعْدى، و إنّ في الصَّعْدى لَوادِيا يُقالُ لَهُ: سَقَرُ، و إنّ في سَقَرَ لَجُبّا يُقالُ لَه: هَبْهَبُ، كُلّما كُشِفَ غِطاءُ ذلكَ الجُبِّ ضَجَّ أهلُ النّارِ مِن حَرّهِ، و ذلكَ مَنازِلُ الجَبّارينَ. ۱
امام باقر عليه السلام:در جهنّم، كوهى است به نام صَعدى و در صعدى درّه اى است به نام سَقَر. در سقر نيز چاهى است به نام هَبهَب كه هر وقت درپوش آن كنار مى رود، دوزخيان از داغيش ضجّه و ناله سر مى دهند. آن جا، منزلگاههاى جبّاران است.
۱.ثواب الأعمال: 324/1.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ في جَهنّمَ لَوادِيا للمُتَكبِّرينَ يُقالُ لَه: سَقَرُ، شَكا إلى اللّهِ عزّ و جلّ شِدّةَ حَرّهِ، و سَألَهُ أنْ يأذَنَ لَه أنْ يَتَنفّسَ، فتَنَفّسَ فأحْرَقَ جَهنّمَ! ۱
امام صادق عليه السلام:در جهنم براى متكبران درّه اى است به نام سقر. آن درّه از شدّت حرارتِ خود به خداوند عزّ و جلّ شكايت بُرد و خواهش كرد اجازه اش دهد تا نفسى بكشد. پس، نفسى كشيد كه دوزخ را سوزاند!
۱.الكافي: 2/310/10، ثواب الأعمال: 265/7.
عنه عليه السلام:تَعاهَدُوا أمرَ الصَّلاةِ، و حافِظُوا علَيها، و استَكثِرُوا مِنها، و تَقَرَّبُوا بها؛ فإنّها كانَت على المُؤمِنِينَ كِتابا مَوقوتا، أ لا تَسمَعُونَ إلى جَوابِ أهلِ النارِ حينَ سُئِلُوا «ما سَلَكَكُمْ في سَقَرَ * قالوا لم نَكُ مِنَ المُصَلِّينَ» ؟! ۱
امام على عليه السلام:مراقب نماز باشيد و آن را پاس داريد و بسيار به جاى آوريد و به وسيله آن [به خدا] تقرّب جوييد؛ زيرا نماز در اوقات معيّن بر مؤمنان واجب گشته است. آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمى دهيد كه وقتى از آنها پرسيده شود: چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟ گويند: «ما از نماز گزاران نبوديم»؟!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 199.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۱