سَقَر
5 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ هذِهِ الآيَةَ نَزَلَت فِي القَدَرِيَّةِ: «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَالٍ وَ سُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ.» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اين آيه در باره قَدَريان فرود آمد: «همانا بزهكاران در گمراهى و جنوناند. روزى كه در آتش، به صورت، كشيده مىشوند [و به آنان گفته مىشود:]بچشيد [طعم] سقر را» .
۱.أسباب نزول القرآن: ص 420 ح 776 عن أبي اُمامة الباهلي، المعجم الكبير: ج 11 ص 80 ح 11163 عن ابن عبّاس من دون اسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام؛ ثواب الأعمال: ص 253 ح 5 عن زرارة بن أعين ومحمد بن مسلم عن الإمام الباقر عليه السلام، مسند زيد: ص 409 عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 5 ص 118 ح 54.
الإمام الباقر عليه السلام: إنَّ في جَهَنَّمَ لَجَبَلاً يُقالُ لَهُ: الصَّعدى، وإنَّ فِي الصَّعدى لَوادِيا يُقالُ لَهُ: سَقَرُ، وإنَّ في سَقَرَ لَجُبّا يُقالُ لَهُ: هَبْهَبٌ؛ كُلَّما كُشِفَ غِطاءُ ذلِكَ الجُبِّ ضَجَّ أهلُ النّارِ مِن حَرِّهِ، وذلِكَ مَنازِلُ الجَبّارينَ. ۱
امام باقر عليه السلام: در جهنّم، كوهى است كه به آن، «صَعدى» مىگويند و در صعدى، پرتگاهى است كه به آن، «سَقَر» مىگويند و در سقر، چاهى است كه به آن، «هَبهَب» مىگويند و هر بار كه درِ آن چاه برداشته شود، دوزخيان از حرارت آن، فرياد بر مىآورند. اين چاه، جايگاه متكبّران است.
۱.. ثواب الأعمال: ص 324 ح 1، المحاسن: ج 1 ص 214 ح 390 كلاهما عن ميسر، روضة الواعظين: ص 418 وفيه «سعر» بدل «سقر» في الموضعين وفيهما «صعود» بدل «الصعدى»، بحارالأنوار: ج 8 ص 297 ح 49.
عنه عليه السلام ـ في بَيانِ صِفَةِ عَذابِ الكافِرينَ يَومَ القِيامَةِ ـ : ويَغضَبُ الحَيُّ القَيّومُ، فَيَقولُ: يا مالِكُ! قُل لَهُم: ذوقوا فَلَن نَزيدَكُم إلّا عَذاباً ۱، يا مالِكُ، سَعِّر سَعِّر! قَدِ اشتَدَّ غَضَبي عَلى مَن شَتَمَني عَلى عَرشي، وَاستَخَفَّ بِحَقّي، وأنَا المَلِكُ الجَبّارُ.
فَيُنادي مالِكٌ: يا أهلَ الضَّلالِ وَالاِستِكبارِ وَالنِّعمَةِ في دارِ الدُّنيا، كَيفَ تَجِدونَ مَسَّ سَقَرَ؟
قالَ: فَيَقولونَ: قَد أنضَجَت قُلوبَنا، وأكَلَت لُحومَنا، وحَطَمَت عِظامَنا، فَلَيسَ لَنا مُستَغيثٌ، ولا لَنا مُعينٌ. ۲
امام باقر عليه السلام ـ در بيان چگونگىِ عذاب كافران در روز رستاخيز ـ : و [خداوندِ]زنده بيدار، به خشم مىآيد و [به فرشته گماشته بر دوزخ] مىفرمايد: «اى مالك! به آنها بگو: بچشيد كه شما را جز عذاب نمىافزاييم. اى مالك! بر افروز، [آتش جهنّم را] بر افروز؛ كه خشم من، بر آن كس كه منِ عرشنشين را دشنام داده و ـ با آن كه منم پادشاه پرتوان ـ حق و مقام مرا سبك شمرده، بالا گرفته است».
مالك ندا مىدهد كه: اى گمراهان و مستكبران و اى كسانى كه در سراى دنيا برخوردار بودهايد! مزه سَقَر را چگونه يافتيد؟
مىگويند: دلهاى ما را پخت، گوشتهايمان را خورد و استخوانهايمان را خُرد كرد. نه فريادمان به جايى مىرسد و نه ياورى داريم.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِيا لِلمُتَكَبِّرينَ، يُقالُ لَهُ: سَقَرُ؛ شَكا إلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ، وسَأَلَهُ أن يَأذَنَ لَهُ أن يَتَنَفَّسَ، فَتَنَفَّسُ فَأَحرَقَ جَهَنَّمَ ۱
امام صادق عليه السلام: در جهنّم، درّهاى است مخصوص متكبّران كه به آن، «سَقَر» مىگويند. آن از گرماى زياد خود به خداوند عز و جل شكايت كرد و از او درخواست نمود تا اجازهاش دهد نفس بكشد، و نفس كشيد و جهنّم را سوزاند!
۱.. الكافي: ج 2 ص 310 ح 10، ثواب الأعمال: ص 265 ح 7، الزهد للحسين بن سعيد: ص 103 ح 281، المحاسن: ج1 ص214 ح389، تفسير القمّي: ج2 ص251 كلّها عن ابن بكير، بحارالأنوار: ج8 ص294 ح38.
الإمام الكاظم عليه السلام: إنَّ فِي النّارِ لَوادِيا يُقالُ لَهُ: سَقَرٌ، لَم يَتَنَفَّس مُنذُ خَلَقَهُ اللّهُ، لَو أذِنَ اللّهُ عز و جل لَهُ فِي التَّنَفُّسِ بِقَدرِ مِخيَطٍ لَأَحرَقَ ما عَلى وَجهِ الأَرضِ، وإنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَعَوَّذونَ مِن حَرِّ ذلِكَ الوادي ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّهُ فيهِ لِأَهلِهِ. وإنَّ في ذلِكَ الوادي لَجَبَلاً؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ الوادي مِن حَرِّ ذلِكَ الجَبَلِ ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّهُ فيهِ لِأَهلِهِ. وإنَّ في ذلِكَ الجَبَلِ لَشِعباً ۱؛ يَتَعَوَّذُ جَميعُ أهلِ ذلِكَ الجَبَلِ مِن حَرِّ ذلِكَ الشِّعبِ ونَتنِهِ وقَذَرِهِ وما أعَدَّ اللّهُ فيهِ لِأَهلِهِ. وإنَّ في ذلِكَ الشِّعبِ لَقَليباً ۲؛ يَتَعَوَّذُ [جَميعُ] ۳ أهلِ ذلِكَ
امام كاظم عليه السلام: در آتش، وادىاى هست كه به آن «سَقَر» گويند و اين وادى، از زمانى كه خداوند آن را آفريده، نفس نكشيده است. اگر خداوند عز و جل به او اجازه دهد تا به اندازه سوزنى نفس بكشد، هر آنچه را بر روى زمين است، مىسوزاند. دوزخيان از گرماى آن وادى و بوى گند و كثافتش و از آنچه خداوند در آن وادى براى اهلش آماده ساخته است، به خدا پناه مىبرند.
در آن وادى، كوهى است كه باز همه اهل آن وادى، از گرماى آن و از بوى گند و كثافتش و از آنچه خداوند در آن كوه براى اهلش آماده ساخته است، به خدا پناه مىبرند. در آن كوه، درّهاى است كه باز همه اهل آن كوه، از گرماى آن درّه و از بوى تعفّن و كثافت آن و از آنچه خداوند در آن درّه براى اهلش آماده ساخته است، به خدا پناه مىبرند. در آن درّه، چاهى است كه