حدیث دربارهدرهاى جهنّم و طبقه هاى آن

الإمام زين العابدين عليه ‏السلام: لِلنّارِ سَبعَةُ أبوابٍ: بابٌ يَدخُلُ مِنهُ فِرعونُ وهامانُ وقارونُ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ المُشرِكونَ وَالكُفّارُ مِمَّن لَم يُؤمِن بِاللّه‏ِ طَرفَةَ عَينٍ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ بَنو أُمَيَّةَ؛ هُوَ لَهُم خاصَّةً لا يُزاحِمُهُم فيهِ أحَدٌ وهُوَ بابُ لَظى، وهُوَ بابُ سَقَرَ، وهُوَ بابُ الهاوِيَةِ تَهوي سَبعينَ خَريفا، وكُلَّما هَوى بِهِم سَبعينَ خَريفا فارَ بِهِم فَورَةً قَذَفَ بِهِم في أعلاها سَبعينَ خَريفا، ثُمَّ تَهوي بِهِم كَذلِكَ سَبعينَ خَريفا، فَلا يَزالونَ هكَذا أبَدا خالِدينَ مُخَلَّدينَ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ مُبغِضونا ومُحارِبونا وخاذِلونا، وإنَّهُ لَأَعظَمُ الأَبوابِ وأشَدُّها حَرّا. ۱
امام زين العابدين عليه ‏السلام: آتش، هفت در دارد كه از يك درِ آن، فرعون و هامان و قارون وارد مى‏شوند. از يك درش مشركان و كافرانى داخل مى‏شوند كه چشم بر هم زدنى به خدا ايمان نياورده‏اند. از يك درش بنى اميّه داخل مى‏شوند و مختصّ آنان است و كسى ديگر با آنان از آن در، وارد نمى‏شود. و [دو در ديگر] درِ آتشِ زبانه‏زننده است و درِ دوزخ، و [ششمى] درِ سياه‏چال كه تا عمق آن، هفتاد سال راه است و هر بار كه پس از هفتاد سال در آن فروافتند، چنان فَوَرانى مى‏كند كه آنان را دو باره به بالاى آن پرتاب مى‏كند و اين نيز هفتاد سال طول مى‏كشد [تا به بالاى سياه‏چال برسند]. سپس بار ديگر در آن فرو مى‏افتند و باز هفتاد سال طول مى‏كشد تا به قعر آن برسند، و پيوسته و هميشه چنين خواهند بود و [در اين حالت،] جاويدان و ابدى مى‏مانند. از يك درِ ديگر [كه درِ هفتم است]، دشمنان ما و كسانى كه با ما مى‏جنگند و [كسانى كه] تنهايمان مى‏گذارند، داخل مى‏شوند. اين، بزرگ‏ترين و سوزان‏ترين درِ جهنّم است. ۲
۱.الخصال: ص 361 ح 51 عن محمّد بن الفضيل الزرقي عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج 8 ص 285 ح 11.
۲.شايد مراد از «ابواب» در اين جا، طبقات يا به تعبير درست‏تر، دَرَكات جهنّم باشد.

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: شبى كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل عليه ‏السلام به من گفت: «من مأمورم كه بهشت و آتش را به تو نشان دهم». پس من بهشت و نعمت‏هاى آن را و آتش و عذاب دردناكى را كه در آن بود، مشاهده كردم. سپس درهاى جهنّم را ديدم. بر نخستين درِ آن، سه جمله نوشته شده بود، چنين: «آن كه به خداى بزرگ اميدوار باشد، به سعادت مى‏رسد. آن كه از خداى بزرگ بترسد، در امان است. تباه شده فريب خورده، كسى است كه به غير خدا اميدوار باشد و از غير او بترسد». بر درِ دوم نيز اين سه جمله نوشته شده بود: «هر كه مى‏خواهد در روز رستاخيز برهنه نباشد، بر بدن‏هاى برهنه در دنيا جامه بپوشاند. هر كه مى‏خواهد در روز تشنگى تشنه نباشد، در دنيا تشنه را سيراب كند. هر كه مى‏خواهد در روز رستاخيز گرسنه نباشد، در دنيا شكم‏هاى گرسنه را غذا دهد». بر درِ سوم، اين سه جمله نوشته شده بود: «لعنت خدا بر دروغگويان! لعنت خدا بر بخل‏ورزان! لعنت خدا بر ستمكاران!». بر درِ چهارم، اين سه جمله نوشته شده بود: «خدا خوار گردانَد كسى را كه اسلام را خوار مى‏كند! خدا خوار گردانَد كسى را كه اهل بيت پيامبر را خوار مى‏كند! خدا لعنت كند كسى را كه به ستمگران، در ستم كردن به مخلوقان، يارى مى‏رسانَد!». بر درِ پنجم، اين سه جمله نوشته شده بود: «پيروى هوس مكن؛ زيرا هوس، از ايمان به دور است. بيهوده بسيار سخن مگو؛ چرا كه از رحمت خداى بزرگ نوميد مى‏گردى. و ياور ستمگران مباش». بر درِ ششم، اين [سه جمله] نوشته شده بود: «من بر شب‏زنده‏داران، حرام هستم. من بر صدقه دهندگان، حرام هستم. من بر روزه‏گيران، حرام هستم». بر درِ هفتم، اين سه جمله نوشته شده بود: «به حساب خود برسيد، پيش از آن كه به حساب شما رسيده شود. خويشتن را سرزنش كنيد، پيش از آن كه مورد سرزنش شويد. خداى عز و جل را بخوانيد، پيش از آن كه نزد او بياييد و ديگر توان اين كار (خواندن خداوند) را نداشته باشيد».