حدیث دربارهدرهاى جهنّم و طبقه هاى آن
عنه صلى الله عليه و آله: لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ قالَ لي جَبرَئيلُ عليه السلام: قَد اُمِرتُ بِعَرضِ الجَنَّةِ وَالنّارِ عَلَيكَ. قالَ: فَرَأَيتُ الجَنَّةَ وما فيها مِنَ النَّعيمِ، ورَأَيتُ النّارَ وما فيها مِن عَذابٍ أليمٍ.
ثُمَّ رَأَيتُ أبوابَ جَهَنَّمَ، فَإِذا عَلَى البابِ الأَوَّلِ مِنها مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ، وهِيَ: مَن رَجا اللّهَ تَعالى سَعِدَ، ومَن خافَ اللّهَ تَعالى أمِنَ، وَالهالِكُ المَغرورُ مَن رَجا غَيرَ اللّهِ وخافَ سِواهُ.
وعَلَى البابِ الثّاني مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ: مَن أرادَ أن لا يَكونَ عُريانا يَومَ القِيامَةِ فَليَكسُ الجُلودَ العارِيَةَ فِي الدُّنيا، ومَن أرادَ أن لا يَكونَ عَطشانا يَومَ العَطَشِ فَليَسقِ العَطشانَ فِي الدُّنيا، ومَن أرادَ أن لا يَكونَ جائِعا فِي القِيامَةِ فَليُطعِمِ البُطونَ الجائِعَةَ فِي الدُّنيا.
وعَلَى البابِ الثالِثِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ: لَعَنَ اللّهُ الكاذِبينَ، لَعَنَ اللّهُ الباخِلينَ، لَعَنَ اللّهُ الظّالِمينَ.
وعَلَى البابِ الرّابِعِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ: أذَلَّ اللّهُ مَن أهانَ الإِسلامَ، أذَلَّ اللّهُ مَن أهانَ أهلَ بَيتِ النَّبِيِّ، لَعَنَ اللّهُ مَن أعانَ الظّالِمينَ عَلى ظُلمِ المَخلوقينَ.
وعَلَى البابِ الخامِسِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ: لا تَتَّبِعِ الهَوى فَإِنَّ الهَوى مُجانِبُ الإيمانِ، ولا تُكثِر مَنطِقَكَ فيما لا يَعنيكَ فَتَقنُطُ مِن رَحمَةِ اللّهِ تَعالى، ولا تَكُن عَونا لِلظّالِمينَ.
وعَلَى البابِ السّادِسِ مَكتوبٌ: أنَا حَرامٌ عَلى المُتَهَجِّدينَ، أنَا حَرامٌ عَلَى المُتَصَدِّقينَ، أنَا حَرامٌ عَلَى الصّائِمينَ.
وعَلَى البابِ السّابِعِ مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ: حاسِبوا أنفُسَكُم قَبلَ أن تُحاسَبوا، وَبِّخوا أنفُسَكُم قَبلَ أن تُوَبَّخوا، اُدعُوا اللّهَ عز و جل قَبلَ أن تَرِدوا عَلَيهِ ولا تَقدِرونَ عَلى ذلِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: شبى كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل عليه السلام به من گفت: «من مأمورم كه بهشت و آتش را به تو نشان دهم».
پس من بهشت و نعمتهاى آن را و آتش و عذاب دردناكى را كه در آن بود، مشاهده كردم. سپس درهاى جهنّم را ديدم. بر نخستين درِ آن، سه جمله نوشته شده بود، چنين: «آن كه به خداى بزرگ اميدوار باشد، به سعادت مىرسد. آن كه از خداى بزرگ بترسد، در امان است. تباه شده فريب خورده، كسى است كه به غير خدا اميدوار باشد و از غير او بترسد».
بر درِ دوم نيز اين سه جمله نوشته شده بود: «هر كه مىخواهد در روز رستاخيز برهنه نباشد، بر بدنهاى برهنه در دنيا جامه بپوشاند. هر كه مىخواهد در روز تشنگى تشنه نباشد، در دنيا تشنه را سيراب كند. هر كه مىخواهد در روز رستاخيز گرسنه نباشد، در دنيا شكمهاى گرسنه را غذا دهد».
بر درِ سوم، اين سه جمله نوشته شده بود: «لعنت خدا بر دروغگويان! لعنت خدا بر بخلورزان! لعنت خدا بر ستمكاران!».
بر درِ چهارم، اين سه جمله نوشته شده بود: «خدا خوار گردانَد كسى را كه اسلام را خوار مىكند! خدا خوار گردانَد كسى را كه اهل بيت پيامبر را خوار مىكند! خدا لعنت كند كسى را كه به ستمگران، در ستم كردن به مخلوقان، يارى مىرسانَد!».
بر درِ پنجم، اين سه جمله نوشته شده بود: «پيروى هوس مكن؛ زيرا هوس، از ايمان به دور است. بيهوده بسيار سخن مگو؛ چرا كه از رحمت خداى بزرگ نوميد مىگردى. و ياور ستمگران مباش».
بر درِ ششم، اين [سه جمله] نوشته شده بود: «من بر شبزندهداران، حرام هستم. من بر صدقه دهندگان، حرام هستم. من بر روزهگيران، حرام هستم».
بر درِ هفتم، اين سه جمله نوشته شده بود: «به حساب خود برسيد، پيش از آن كه به حساب شما رسيده شود. خويشتن را سرزنش كنيد، پيش از آن كه مورد سرزنش شويد. خداى عز و جل را بخوانيد، پيش از آن كه نزد او بياييد و ديگر توان اين كار (خواندن خداوند) را نداشته باشيد».
۱.الفضائل: ص 128 عن ابن مسعود، بحارالأنوار: ج 8 ص 144 ح 7.