فیلترها
نتایج جستجو برای «دادگر»: ۵۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ قالَهُ عِندَ تِلاوَتِهِ: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ ۱، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ ۲، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، وفي أزمانِ الفَتَراتِ ۳، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ وَالأَسماعِ وَالأَفئِدَةِ، يُذَكِّرونَ بِأَيّامِ اللّهِ، ويُخَوِّفونَ مَقامَهُ، بِمَنزِلَةِ الأَدِلَّةِ فِي الفَلَواتِ ۴، مَن أخَذَ القَصدَ ۵ حَمِدوا إلَيهِ
امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس
۱.الوَقْرة: هي المرّة من الوَقْر؛ ثِقَل السمع (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.العَشْوَة: المرّة من العشا؛ أي سوء البصر بالليل والنهار، أو العمى (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۳.الفَتْرة: ما بين الرسولين من رسل اللّه تعالى من الزمان الذي انقطعت فيه الرسالة (النهاية: ج 3 ص 408 «فتر»).
۴.الفلاة: القَفْر أو المفازة لا ماءَ فيها، أو الصحراء الواسعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 375 «فلا»).
۵.القصد: الرشد. قصد في الأمر قصدا: توسّط وطلب الأسَدّ، ولم يُجاوز الحدّ (المصباح المنير: ص 505 «قصد»).
۶.جمع مقام (بحار الأنوار: ج 69 ص 328).
۷.نشج الباكي ينشِجُ نشيجا: غصّ بالبكاء في حلقه من غير انتحاب (القاموس المحيط: ج 1 ص 209 «نشج»).
۸.النَّسَم: نَفَس الريح إذا كان ضعيفا كالنسيم. وتَنَسَّم: تنفّس. وتَنَسَّمَ النسيمَ: تشمّمه (القاموس المحيط: ج 4 ص 180 «نسم»).
۹.الرَّوح: الراحة والرحمة ونسيم الريح (القاموس المحيط: ج 1 ص 224 «روح»). أي يدعون ويتوقّعون بدعائه تجاوزه عن ذنوبهم (بحار الأنوار: ج 69 ص 329).
۱۰.النُّدْح: الأرض الواسعة، والمنادح: المفاوز (الصحاح: ج 1 ص 409 «ندح»).
۱۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، بحار الأنوار: ج 69 ص 325 ح 39.
الإمام الحسين عليه السلامـ في المناجاةِ: اِجعَلِني اللّهُمَّ في حِرزِكَ وفي حِزبِكَ. بِبِاسمِ اللّهِ استَشفَيتُ، وبِاسمِ اللّهِ استَكفَيتُ، وعَلَى اللّهِ تَوَكَّلتُ، وبِهِ استَعَنتُ، وإلَيهِ استَعدَيتُ عَلى كُلِّ ظالِمٍ ظَلَمَ، وغاشِمٍ غَشَمَ، وطارِقٍ طَرَقَ، وزاجِرٍ زَجَرَ، «فَاللَّهُ خَيْرٌ حَـفِظًا وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِينَ» ۱. ۲
امام حسين عليه السلامـ در نيايش ـ: بار خدايا! مرا در پناه و در دسته خودت قرار ده. با «به نام خدا»، شفا مى جويم. با «به نام خدا» بندگى مى جويم و بر خدا توكّل مى كنم و از او كمك مى طلبم، و از او در برابر هر ستمگرى كه ستم كند و هر بيدادگرى كه بيداد كند و هر كوبنده اى كه بكوبد و هر بازدارنده اى كه باز دارد، يارى مى جويم «كه خدا بهترين نگهدار است و او مهربان ترينِ مهربانان است» .
مجمع البيان عن أبي بصير:قُلتُ لَهُ [أَي لِلإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام]: جُعِلتُ فِداكَ، أَخبِرنِي عَنِ الرَّجُلِ المُؤمِنِ تَكُونُ [لَهُ] ۱ امرَأَةٌ مُؤمِنَةٌ يَدخُلانِ الجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُما الآخَرَ؟ فَقالَ: يا أَبا مُحَمَّدٍ، إِنَّ اللّهَ حَكَمٌ عَدلٌ، إِذا كانَ هُو أَفضَلَ مِنها خَيَّرَهُ؛ فَإِنِ اختارَها كانَت مِن أَزواجِهِ، وَإِن كانَت هِي خَيرا مِنهُ خَيَّرَها؛ فَإِنِ اختارَتهُ كانَ زَوجا لَها. ۲
مجمع البيانـ به نقل از ابو بصير ـ: به ايشان (امام صادق عليه السلام) گفتم: فدايت شوم! مرد مؤمن، زنى مؤمن دارد و هر دو به بهشت مى روند. آيا در آن جا نيز با هم ازدواج مى كنند؟
فرمود: «اى ابو محمّد! خداوند، داورى دادگر است. اگر آن مرد از همسرش بهتر بوده است، او را مخيّر مى كند و چنانچه آن مرد مؤمن، همان همسرش را انتخاب كرد، او نيز يكى از همسرانش مى شود، و اگر همسرش از او بهتر بوده، او را مخيّر مى سازد و اگر آن زن، همان مرد را انتخاب كرد، او شوهرش خواهد بود».
عنه صلى الله عليه و آله:أَهلُ الجَنَّةِ ثَلاثَةٌ: ذُو سُلطانٍ مُقسِطٌ مُتَصَدِّقٌ مُوَفَّقٌ، وَرَجُلٌ رَحِيمٌ رَقِيق القَلبِ لِكُلِّ ذِي قُربى وَمُسلِمٍ، وَعَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ ذُو عِيالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بهشت، سه دسته اند: فرمان رواى دادگرِ صدقه دهنده توفيق يافته، مرد مهربان دلْ رحْم نسبت به هر خويشاوند و مسلمانى، و عيالوارِ خويشتندار آبرودار. ۲
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2198 ح 63، مسند ابن حنبل: ج 6 ص 157 ح 17491 وفيه «متصدّق» بدل «متعفّف»، حلية الأولياء: ج 2 ص 16 الرقم 109 كلّها عن عياض بن حمار، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 99 ح 7005 عن عياض بن حماد وفيها «فقير» بدل «ذو عيال» وليس فيه «متعفّف»، كنز العمّال: ج 16 ص 101 ح 44061.
۲.مقصود، شخصى است كه عيالوار و نيازمند است؛ امّا آبرودارى و مناعت (بلند طبعى) به خرج مى دهد و از دست دراز كردن پيش اين و آن، خوددارى مى ورزد.
الزّهد لابن المبارك عن سعيد بن المسيّب:جاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ:. مَن أَوَّلُ النّاسِ يَدخُلُ الجَنَّةَ؟ قالَ: الفُقَراءُ يَسبِقُونَ النّاسَ إِلَى الجَنَّةِ، فَيَخرُجُ إِلَيهِم مِنها مَلائِكَةٌ فَيَقُولُونَ: اِرجِعُوا إِلى الحِسابِ، فَيَقُولُونَ: عَلى ما نُحاسَبُ؟! وَاللّهِ ما أُفِيضَت عَلَينا مِنَ الأَموالِ فِي الدُّنيا فَنَقبِضَ فِيها وَنَبسُطَ، وَما كُنّا أُمَراءَ نَعدِلُ وَنَجُورُ. ۱
الزهد، ابن مباركـ به نقل از سعيد بن مسيّب ـ: مردى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت:. نخستين مردمانى كه به بهشت وارد مى شوند، چه كسانى هستند؟
فرمود: «تهى دستان، از ديگر مردمان، به سوى بهشت، سبقت مى گيرند. پس فرشتگان از بهشت، بيرون مى آيند و مى گويند: براى حسابرسى برگرديد.
آنان مى گويند: براى چه چيزى، حسابرسى شويم؟! به خدا سوگند كه از مال دنيا چيزى به ما داده نشد تا جمع و خرج كنيم و فرمان روا هم نبوديم تا دادگرى و بيدادگرى كرده باشيم».
۱.الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 80 ح 283، حلية الأولياء: ج 8 ص 143 وراجع: مكارم الأخلاق: ج 2 ص 369 ح 2661 وعدّة الداعي: ص 105 وأعلام الدين: ص 195.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن وَلِيَ شَيئا مِن أُمُورِ أُمَّتِي فَحَسُنَت سَرِيرَتُهُ لَهُم، رَزَقَهُ اللّهُ تَعالى الهَيبَةَ فِي قُلُوبِهِم، وَمَن بَسَطَ كَفَّهُ لَهُم بِالمَعرُوفِ رُزِقَ المَحَبَّةَ مِنهُم، وَمَن كَفَّ يَدَهُ عَن أَموالِهِم وَقَى اللّهُ عز و جل مالَهُ، وَمَن أَخَذَ لِلمَظلُومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعِي فِي الجَنَّةِ مُصاحِبا، وَمَن كَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فِي عُمُرِهِ، وَمَن عَمَّ عَدلُهُ نُصِرَ عَلى عَدُوِّهِ، وَمَن خَرَجَ مِن ذُلِّ المَعصِيَةِ إِلى عِزِّ الطّاعَةِ، آنَسَهُ اللّهُ عز و جل بِغَيرِ أَنِيسٍ، وَأَعانَهُ بِغَيرِ مالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس عهده دار امرى از امور امّت من شود و باطنش نسبت به آنان نيكو باشد، خداوند متعال، هيبت او را در دل هايشان قرار مى دهد، و هر كس دست نيكى به سوى آنان بگشايد، محبّت آنان [به او]، روزى اش مى شود، و هر كس از تعدّى به اموال آنان، دست نگه دارد، خداوند عز و جل اموال او را نگه مى دارد، و هر كس دادِ ستم ديده را از ستمگر بستاند، در بهشت، هم نشين من خواهد بود، و كسى كه گذشتش زياد باشد، عمرش دراز مى شود، و هر كس دادگرى اش فراگير باشد، بر دشمنش يارى داده شود، و هر كس از خوارى گناه به عزّت طاعت در آيد، خداوند عز و جل او را بى هيچ انيسى، اُنس مى دهد و بى هيچ مالى كمك مى كند.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 135، أعلام الدين: ص 315 عن الإمام العسكري عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج 75 ص 359 ح 74.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتدرجات بهشتنزدیک ترین مردم به پیامبر صلی الله علیه و آله از نظر درجه +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةً، لا يَنالُها إِلّا إِمامٌ عادِلٌ، أَو ذُو رَحِمٍ وَصُولٌ، أَو ذُو عِيالٍ صَبُورٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درجه اى است كه به آن دست نمى يابد، مگر پيشواى دادگر يا خويشاوندى كه صله رحم به جا آورد، و يا عيالوار شكيبا.
۱.الخصال: ص 93 ح 39 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 74 ص 90 ح 9.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ دَرَجَةً لا يَبلُغُها إِلّا ثَلاثَةٌ: إِمامٌ عادِلٌ، أَو ذُو رَحِمٍ وَصُولٌ، أَو ذُو عِيالٍ صَبُورٌ؛ لا يَمُنُّ عَلى أَهلِهِ بِما يُنفِقُ عَلَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درجه اى است كه به آن دست نمى يابد، مگر سه كس: پيشواى دادگر، يا خويشاوندى كه صله رحم به جا آورد، يا عيالوار شكيبا كه براى آنچه خرج خانواده اش مى كند، بر آنان منّت نگذارد.
۱.الفردوس: ج 1 ص 219 ح 842 عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 15 ص 834 ح 43314.
المحاسن عن بشر بن غالب الأسديّ:حَدَّثَنِي الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام، قالَ لي: يا بِشرَ بنَ غالِبٍ، مَن أحَبَّنا لا يُحِبُّنا إلاّ للّهِِ، جِئنا نَحنُ وهُوَ كَهاتَينِ ـ وقَدَّرَ بَينَ سَبّابَتَيهِ ـ، ومَن أحَبَّنا لا يُحِبُّنا إلاّ لِلدُّنيا، فَإِنَّهُ إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البَرَّ وَالفاجِرَ. ۱
المحاسنـ به نقل از بشر بن غالب اسدى ـ: امام حسين عليه السلام برايم نقل كرد و فرمود: «اى بشر بن غالب! هر كه ما را دوست بدارد و اين محبّت او جز به خاطرِ خدا نباشد، [در روز قيامت،] ما و او مانند اين دو (دو انگشت اشاره اش را به موازات هم قرار داد) وارد مى شويم و هر كه ما را دوست بدارد و اين محبّت او جز براى دنيا نباشد، [بايد بداند كه]هرگاه برپا كننده عدالتْ قيام كند، عدالتْ و دادگرى او شاملِ نيكوكار و بدكار خواهد شد». ۲
۱.المحاسن: ج 1 ص 134 ح 168، شرح الأخبار: ج 1 ص 444 ح 116 نحوه، بحار الأنوار: ج 27 ص 90 ح 44؛ المعجم الكبير: ج 3 ص 125 ح 2880 نحوه. ولعلّ المراد منه أنّ محبّة أهل البيت لها منافع حتى وإن كانت المحبّة للدنيا فضلاً عن كونها للّه والآخرة. وأحد فوائد محبّتهم للدنيا، هو التمتّع في ظلّ عدالتهم وحكومتهم العادلة، فإنّ العدالة بإعطاء كلّ ذي حقّ حقّه، فلا يبخس نصيبه.
۲.شايد منظور اين است كه دوستى با اهل بيت عليهم السلام به خاطر دنيا هم فوايدى دارد، چه رسد به دوستى با آنها به خاطر خدا؛ چرا كه يكى از فايده هاى دوستى در دنيا، بهره مندى از عدالت و حكومت عادلانه آنهاست و عدالت، حقّ هر كسى را ادا مى كند و كسى را در دنيا، بى نصيب نمى گذارد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتخاستگاه های الهام +1 مورد دیگر
عنـه عليه السلام:إنَّ أعظَمَ المَثوبَةِ مَثوبَةُ الإنصافِ. ۱
امام على عليه السلام:بزرگ ترين ثواب، ثواب انصاف و دادگرى است.
۱.غرر الحكم: 3387.
عنه صلى الله عليه و آله:النَّظَرُ إلَى العالِمِ عِبادَةٌ، وَالنَّظَرُ إلَى الإِمامِ المُقسِطِ عِبادَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نگريستن به دانشمند، عبادت است و نگريستن به پيشواى دادگر، عبادت است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 454 ح 1015 عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 38 ص 196 ح 2.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتارزش عالمان +1 مورد دیگر
الإمامُ الهاديُّ عليه السلام:الإمامُ بَعدي الحسَنُ، وبعدَ الحسنِ ابنُه القائمُ، الّذي يَملأُ الأرضَ قِسْطا وعدلاً كما مُلِئتْ جَورا وظُلما. ۱
امام هادى عليه السلام:امام پس از من، حسن است و پس از حسن فرزندش قائم؛ همو كه زمين را پر از عدل و داد مى كند، همچنان كه از بيدادگرى و ستم پر شده است.
۱.بحار الأنوار: 50 / 239 / 4
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إذا قامَ القائِمُ عليه السلام حَكَمَ بِالعَدلِ وَارتَفَعَ في أيّامِهِ الجَورُ، وأمِنَت بِهِ السُّبُلُ، وأخرَجَتِ الأَرضُ بَرَكاتِها ورَدَّ كُلَّ حَقٍّ إلى أهلِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هرگاه قائم برخيزد، به دادگرى حكم راند و ستم در روزگار او به سر آيد و راه ها امن شود و زمين بركت هاى خود را بيرون ريزد و هر حقى به صاحبش داده شود.
۱.كشف الغمة: ج 3 ص 255.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:بالعَدلِ تَتَضاعَفُ البَرَكاتُ. ۱
امام على عليه السلام:با عدالت و دادگرى، بركتها دو چندان مى شود.
۱.غرر الحكم: 4211
عنه عليه السلام:شَيْئان لا يُوزَنُ ثَوابُهُما: العَفوُ، والعَدلُ. ۱
امام على عليه السلام:دو چيز است كه پاداشى هموزن آن نيست: گذشت و دادگرى.
۱.غرر الحكم: 5769.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنَّ في الجَنّةِ دَرَجةً لا يَنالُها إلّاإمامٌ عادِلٌ، أو ذو رَحِمٍ وَصُولٌ، أو ذو عِيالٍ صَبورٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت درجه اى است كه به آن دست نمى يابد مگر پيشواى دادگر يا خويشاوندى كه زياد صله رحم به جا آورد و يا عيالوار صبور.
۱.الخصال: 93/39.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ أميرٌمُتَسلّطٌ لم يَعْدِلْ، وذو ثَرْوَةٍ من المالِ لَم يُعْطِ المالَ حقَّهُ، وفَقيرٌ فَخورٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين كسانى كه به دوزخ مى روند، فرمانرواى قدرتمندى است كه دادگرى نكند و توانگرى كه حقوق مالى خود را نپردازد، و تهيدست متكبر.
۱.عيون أخبار الرِّضا عليه السلام: 2/28/20.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أكْرَمُ الأخْلاقِ السَّخاءُ، وأعَمُّها نَفْعا العَدلُ. ۱
امام على عليه السلام:گراميترين خويها بخشندگى است، وآن خوى كه سودش فراگيرتر است دادگرى است.
۱.غرر الحكم: 3219
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:وأعظَمُ ما افتَرَضَ سبحانَهُ مِن تِلكَ الحُقوقِ حَقُّ الوالِي على الرَّعِيَّةِ، وحقُّ الرعيّةِ على الوالِي. فإذا أدَّتِ الرعيّةُ إلى الوالي حقَّهُ وأدَّى الوالِي إلَيها حَقَّها عَزَّ الحَقُّ بينهم، وقامَت مناهِجُ الدِّينِ، واعتَدَلَتْ مَعالِمُ العَدلِ، وجَرَت على أذلالِها السُّنَنُ، فَصَلَحَ بذلك الزمانُ، وطُمِعَ في بَقاءِ الدَّولةِ، ويَئسَت مطامِعُ الأعداءِ. ۱
امام على عليه السلام:مهمترين اين حقوق كه خداوند واجب گردانيده حقّ زمامدار بر ملّت و حقّ ملّت بر زمامدار است. اگر ملّت حقّ زمامدار را گزارد و زمامدار حقّ ملّت را، حق در ميان آنان عزّت و قدرت يابد و راههاى روشن دين هموار گردد و نشانه هاى عدالت و دادگرى برپا شود و راه و رسمها در مجراى صحيح خود قرار گيرند. بدين ترتيب، اوضاع زمانه درست مى شود و به پايدارى دولت اميدوارى مى رود و دشمنان در رسيدن به مطامع خود مأيوس مى گردند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 216.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۴