نتایج جستجو برای «خواست خدا»: ۶۴ حدیث
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ ـ: فَإِنَّ أحَبَّ إخواني إليَّ أكثَرُهُم للّهِِ ذِكرا، وأشَدُّهُم مِنهُ خَوفا. وأنَا أرجو أن تَكونَ مِنهُم إن شاءَ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به محمّد بن ابى بكر ـ: محبوب ترينِ برادرانم نزد من، آن كس است كه بيشتر به ياد خدا باشد و از خداوند، بيشتر بترسد، و من اميدوارم كه تو ـ به خواست خدا ـ از جمله ايشان باشى.
۱.تحف العقول: ص 177، بحار الأنوار: ج 33 ص 586 ح 733.
تحف العقول عن داوود الصرمي:أمَرَني سَيِّدي [الإِمامُ الهادي عليه السلام] بِحَوائِجَ كَثيرَةٍ، فَقالَ عليه السلام لي: قُل: كَيفَ تَقولُ؟ فَلَم أحفَظ مِثلَما قالَ لي، فَمَدَّ الدَّواةَ وكَتَبَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أذكُرُهُ إن شاءَ اللّهُ، وَالأَمرُ بِيَدِ اللّهِ»، فَتَبَسَّمتُ. فَقالَ عليه السلام: ما لَكَ؟ قُلتُ: خَيرٌ. فَقالَ: أخبِرني؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، ذَكَرتُ حَديثا حَدَّثَني بِهِ رَجُلٌ مِن أصحابِنا عَن جَدِّكَ الرِّضا عليه السلام، إذا أمَرَ بِحاجَةٍ كَتَبَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أذكُرُ إن شاءَ اللّهُ» فَتَبَسَّمتُ. ۱
تحف العقولـ به نقل از داوود صرمى ـ: سَروَرم [امام هادى عليه السلام] دستورهاى بسيارى به من داد كه انجام بدهم. سپس به من فرمود: «بگو كه چه مى گويى؟». ولى من عين آنچه را به من فرموده بود، به ياد نداشتم. لذا دوات را برداشت و نوشت: «به نام خداوند مهرْ گستر مهربان. به خواست خدا، به يادم خواهد ماند و كارها در دست خداست». من لبخندى زدم. ايشان فرمود: «چه شد؟». گفتم: خير است. فرمود: «به من بگو». گفتم: فدايت شوم! به ياد حديثى افتادم كه مردى از يارانمان، از جدّ شما امام رضا عليه السلام برايم گفت و آن اين كه هر گاه دستور كارى را مى داد، مى نوشت: «به نام خداوند مهرْ گستر مهربان. به خواست خدا، يادم خواهد ماند». لذا لبخند زدم.
۱.تحف العقول: ص 483، بحار الأنوار: ج 76 ص 50 ح 6.
تحف العقول:كانَ [الإِمامُ الرِّضا] عليه السلام إذا أرادَ أن يَكتُبَ تَذَكُّراتِ حَوائِجِهِ، كَتَبَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أذكُرُ إن شاءَ اللّهُ»، ثُمَّ يَكتُبُ ما يُريدُ. ۱
تحف العقول:[امام رضا عليه السلام] هر گاه مى خواست كارهاى خود را يادداشت كند، مى نوشت: «به نام خداوند مهر گستر مهربان. به خواست خدا، به يادم خواهد ماند». سپس مطالب خود را مى نوشت.
۱.تحف العقول: ص 443، بحار الأنوار: ج 78 ص 335 ح 12.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ عَليَّ بنَ الحُسَينِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما كانَ إذا أصبَحَ قالَ: «أبتَدِئُ يَومي هذا بَينَ يَدَي نِسياني وعَجَلَتي بِاسمِ اللّهِ وما شاءَ اللّهُ»، فإذا فَعَلَ ذلِكَ العَبدُ أجزَأَهُ مِمّا نَسِيَ في يَومِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:على بن حسين ـ درودهاى خدا بر آن دو ـ هر گاه صبح خود را آغاز مى كرد، مى فرمود: «امروزِ خود را، پيش از فراموش كردنم و شتاب ورزيدنم، با نام خدا و به خواست خدا آغاز مى كنم». پس هر گاه بنده چنين كند، او را از آنچه در آن روز فراموش كند، بسنده باشد. ۲
۱.الكافي: ج 2 ص 523 ح 5 عن محمّد بن مسلم، الاُصول الستّة عشر: ص 151 عن محمّد بن مسلم عن الإمام زين العابدين عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 86 ص 288 ح 49.
۲.يعنى: پيش از آن كه دچار فراموشى شود و بدون بردنِ نام خدا به كار ديگرى بشتابد، در همان آغاز صبح، بگويد: «با نام خدا و به خواست خدا». پس هر گاه اين جمله را بگويد، چنانچه در طول روز يادش برود قبل از كارى «بسم اللّه» بگويد، همان كه در آغاز روز گفته است، برايش كفايت مى كند و جاى گزين مواردى خواهد شد كه فراموش كند.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا خَرَجتَ مِن بَيتِكَ تُريدُ الحَجَّ وَالعُمرَةَ إن شاءَ اللّهُ، فَادعُ دُعاءَ الفَرَجِ. فَإِذا جَعَلتَ رِجلَكَ فِي الرِّكابِ فَقُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، بِاسمِ اللّهِ وَاللّهُ أكبَرُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه به خواست خدا، از خانه ات به قصد حج و عمره خارج شدى، دعاى فَرَج را بخوان. و چون پايت را در ركاب نهادى، بگو: «به نام خداوند مهرگستر مهربان. به نام خدا، و خدا بزرگ است.».
۱.الكافي: ج 4 ص 284 ح 2، تهذيب الأحكام: ج 5 ص 50 ح 154 كلاهما عن معاوية بن عمّار.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا خَرَجتَ مِن بَيتِكَ تُريدُ الحَجَّ وَالعُمرَةَ إن شاءَ اللّهُ فَادعُ دُعاءَ الفَرَجِ. ثُمَّ قُل: اللّهُمَّ كُن لي جارا مِن كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ، ومِن كُلِّ شَيطانٍ مَريدٍ»، ثُمَّ قُل: «بِاسمِ اللّهِ دَخَلتُ، وبِاسمِ اللّهِ خَرَجتُ، وفي سَبيلِ اللّهِ، اللّهُمَّ إنّي اُقَدِّمُ بَينَ يَدَي نِسياني وعَجَلَتي بِاسمِ اللّهِ وما شاءَ اللّهُ في سَفَري هذا». ۱
امام صادق عليه السلام:چون به خواست خدا، از خانه ات به قصد حج و عمره خارج شدى، دعاى فرج را بخوان. و سپس بگو: «بار خدايا! مرا از هر زورگوى سركشى و از هر شيطان متمرّدى، در پناه خود بگير». سپس بگو: «به نام خدا داخل شدم، و به نام خدا خارج شدم، و در راه خدا [سفر مى كنم]. بار خدايا! در اين سفرم، پيش از آن كه فراموش كنم يا شتاب ورزم، مى گويم: به نام خدا و آنچه خدا خواهد».
۱.الكافي: ج 4 ص 284 ح 2، تهذيب الأحكام: ج 5 ص 50 ح 154 كلاهما عن معاوية بن عمّار.
الإمام الصادق عليه السلام:حُمَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام فَعَوَّذَهُ، فَقالَ: بِاسمِ اللّهِ أرقيكَ يا مُحَمَّدُ، وبِاسمِ اللّهِ أشفيكَ، وبِاسمِ اللّهِ مِن كُلِّ داءٍ يُعيِيكَ، بِاسمِ اللّهِ وَاللّهُ شافيكَ، بِاسمِ اللّهِ خُذها فَلتُهَنّيكَ، بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ فَلا اُقسِمُ بِمَواقِعِ النُّجومِ، لَتَبرَأَنَّ بِإِذنِ اللّهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، تب كرد. جبرئيل عليه السلام نزد ايشان آمد و او را افسون كرد و گفت: «به نام خدا، تو را افسون مى كنم، اى محمّد! و به نام خدا، شفايت مى دهم. به نام خدا از هر دردى كه تو را رنج مى دهد، به نام خدا و خدا، شفادهنده توست. به نام خدا، اين را بگير كه تو را به سلامت مى دارد. به نام خداوند مهرگسترِ مهربان. سوگندى نخورم به جايگاه هاى ستارگان. به خواست خدا، حتما بهبود مى يابى».
۱.الكافي: ج 8 ص 109 ح 88 عن بكر بن محمّد الأزدي، قرب الإسناد: ص 42 ح 134، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 243 ح 2585 وفيهما «يعنيك» بدل «يعييك»، طبّ الأئمّة لابني بسطام: ص 38، بحار الأنوار: ج 95 ص 65 ح 44 وراجع كنزالعمّال: ج 10 ص 71 ح 28407.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَدَع رَجُلٌ مِنكُم أن يَفعَلَ للّهِِ عز و جل ألفَ حَسَنَةٍ حينَ يُصبِحُ؛ يَقُولُ: «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ» مِئَةَ مَرَّةٍ فَإِنَّهُ ألفُ حَسَنَةٍ، فَإِنَّهُ لَن يَعمَلَ إن شاءَ اللّهُ مِثلَ ذلِكَ في يَومٍ مِنَ الذُّنوبِ، ويَكونُ ما عَمِلَ مِن خَيرٍ سِوى ذلِكَ وافِرا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ يك از شما اين را ترك نكند كه وقتى صبح خود را مى آغازد، هزار كار نيك براى خداوند عز و جل انجام داده است؛ [اين كه] يك صد مرتبه بگويد: «پاكا خدا، و ستايش، او را!». اين، برابر با هزار كار نيك است؛ زيرا به خواست خدا، هرگز در يك روز، اين اندازه گناه نخواهد كرد، و بجز اين، كارهاى نيك فراوان ديگرى هم هست كه انجام دهد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 173 ح 21800، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 696 ح 1897 كلاهما عن أبي الدرداء، كنزالعمّال: ج 2 ص 236 ح 3908.
بحار الأنوار عن جابر بن عبداللّه:أخَذَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِيَدِ عبدِ الرحمنِ بنِ عَوفٍ فَأتى إبراهيمَ وهو يَجودُ بنفسِهِ، فَوَضَعَهُ في حِجرِهِ فقالَ: يا بُنَيَّ، إنّي لا أملِكُ لكَ مِنَ اللّهِ شَيئا، وذَرَفَت عَيناهُ، فقالَ لَهُ عبدُ الرحمنِ: يا رسولَ اللّهِ، تَبكِي؟ أوَلَم تَنهَ عنِ البُكاءِ؟ قالَ: إنّما نَهَيتُ عنِ النَّوحِ، عن صَوتَينِ أحمَقَينِ فاجِرَينِ: صوتٌ عِند نِعَمٍ: لَعِبٌ ولَهوٌ ومَزاميرُ شيطانٍ، وصوتٌ عندَ مُصيبَةٍ: خَمْشُ وُجوهٍ وشَقُّ جُيوبٍ ورَنَّـةُ شيطانٍ. إنّما هذهِ رحمَةٌ، مَن لا يَرحَمْ لا يُرحَمْ، لولا أنّهُ أمرٌ حَقٌّ، ووَعدٌ صِدْقٌ، وسَبيلٌ باللّهِ وإنَّ آخِرَنا سَيَلحَقُ أوَّلَنا لَحَزَنّا علَيكَ حُزنا أشَدَّ مِن هذا، وإنّا بكَ لَمَحزُونُونَ،

بحار الأنوارـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا، دست عبد الرحمان بن عوف را گرفت و نزد ابراهيم آمد كه در حال جان دادن بود. پس او را در دامن خود گذاشت و فرمود: «فرزند عزيزم! در برابر خواست خدا، كارى از من ساخته نيست» و از چشمانش، اشك سرازير شد. عبد الرحمان گفت: اى پيامبر خدا! گريه مى كنى؟ مگر شما خود از گريستن نهى نفرمودى؟ پيامبر خدا فرمود: «من، از نوحه كردن نهى كردم؛ از دو صداى احمقانه و زشت: صدايى به هنگام خوشى ـ يعنى لهو و لعب و ساز و آواز شيطانى ـ، و صدايى به هنگام مصيبت ـ يعنى خراشيدن چهره و دريدن گريبان و فرياد شيطانى ـ؛ امّا اين گريه من، از سرِ رحم و دلسوزى است و كسى كه رحم نكند، به او رحم نمى شود. اگر نبود كه مرگ، حقّ است و وعده اى است تخلّف ناپذير و راه خداست كه بايد رفت

۱.بحار الأنوار: ج 82 ص 90 ح 43.
الإمام الهادي عليه السلامـ في رِسالَتِهِ فِي الرَّدِّ عَلى أهلِ الجَبرِ وَالتَّفويضِ ـ: إنّا نَبدَأُ مِن ذلِكَ بِقَولِ الصّادِقِ عليه السلام: «لا جَبرَ ولا تَفويضَ ولكِن مَنزِلَةٌ بَينَ المَنزِلَتَينِ، وهِيَ صِحَّةُ الخِلقَةِ، وتَخلِيَةُ السَّربِ ۱، وَالمُهلَةُ فِي الوَقتِ، وَالزّادُ مِثلُ الرّاحِلَةِ، وَالسَّبَبُ المُهَيِّجُ لِلفاعِلِ عَلى فِعلِهِ»، فَهذِهِ خَمسَةُ أشياءَ جَمَعَ بِهَا الصّادِقُ عليه السلام جَوامِعَ الفَضلِ، فَإِذا نَقَصَ العَبدُ مِنها خَلَّةً كانَ العَمَلُ عَنهُ مَطروحا بِحَسَبِهِ. فَأَخبَرَ الصّادِقُ عليه السلام بِأَصلِ ما يَجِبُ عَلَى النّاسِ مِن طَلَبِ مَعرِفَتِهِ،. وأنَا مُفَسِّرُها بِشَواهِدَ عَنِ القُرآنِ وَالبَيانِ إن شاءَ اللّهُ. تَفسيرُ صِحَّةِ الخِلقَةِ: أمّا

امام هادى عليه السلامـ در نامه ايشان در پاسخ به اهل جبر و تفويض ـ: سخن در اين باره را با گفته [امام]صادق عليه السلام آغاز مى كنيم كه فرمود: «نه جبر است و نه تفويض؛ بلكه مقامى (چيزى) است ميان اين دو، و آن، عبارت است از: سلامت آفرينش، باز بودن راه، مهلت داشتن در وقت، توشه داشتن مانند دارا بودن مركوب، و علّت برانگيزنده فاعل بر فعلش.». اينها پنج چيزند كه [امام]صادق عليه السلام همه امتيازات را در آنها جمع كرده است و هرگاه بنده، يكى از اينها را كم داشته باشد، بر حَسَب آن، تكليف از او بر كنار است. پس [امام] صادق عليه السلام اصلى را كه مردم بايد در پى شناخت آن باشند، خبر داده است. و من، به خواست خدا، اين پنج چيز را با شواهدى از قرآن و بيان، توضيح مى دهم: توضيح «سلامت آفرينش»: اما فرموده [امام]

۱.السَّرْبُ: المسلك والطريق (النهاية: ج 2 ص 356 «سرب»).
۲.التين: 4.
۳.الانفطار: 6 ـ 8.
۴.الحجّ: 37.
۵.النحل: 14.
۶.النحل: 5 ـ 7.
۷.التغابن: 16.
۸.البقرة: 286.
۹.الطلاق: 7.
۱۰.النور: 61.
۱۱.ما بين المعقوفين لم يذكر فى المصدر، وأثبتناه من بحارالأنوار.
۱۲.آل عمران: 97.
۱۳.المجادلة: 3 ـ 4.
۱۴.تحف العقول: ص 460 ـ 472، بحارالأنوار: ج 5 ص 70 ـ 78 ح 1.
۱۵.ظِهار به معناى آن است كه مرد با گفتن: «أنتِ عَلَيَّ كَظَهرِ اُمِّي» به همسر خود، او را بر خود حرام نمايد، و تا زمانى كه كفّاره ندهد حلال نگردد (مجمع البحرين: ج 2 ص 1148).
عَبدُ اللّهِ بنُ مُغيرَةَ مَولى اُمِّ سَلَمَةَ زَوجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّها قالَت:نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ في بَيتِها: «إنَّما يُرِيدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» أمَرَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن اُرسِلَ إلى عَلِيٍّ وفاطِمَةَ والحَسَنِ والحُسينِ عليهم السلام، فَلَمّا أتَوهُ اعتَنَقَ عَلِيًّا بِيَمينِهِ، والحَسَنَ بِشِمالِهِ، والحُسَينَ عَلى بَطنِهِ، وفاطِمَةَ عِندَ رِجلِهِ فَقالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي وعِترَتي فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا، قالَها ثَلاثَ مَرّاتٍ. قُلتُ: فَأَنَا يا رَسولَ اللّهِ؟ فَقالَ: إنَّكِ عَلى خَيرٍ إن شاءَ اللّهُ ۱.
عبداللّه بن مغيره غلام امّ سلمه (همسر پيامبر) به نقل از امّ سلمه:اين آيه: «إنّما يريدُاللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أهْلَ البيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطْهيراً» در خانه او نازل شده است. او مى گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داد كسى را در پى على، فاطمه، حسن و حسين بفرستم. چون بيامدند پيامبر على را با دست راست در آغوش گرفت و حسن را با دست چپ و حسين را روى زانويش نهاد و فاطمه را جلو پاى خود نشاند و فرمود: بار خدايا! اينان خانواده و خاندان من هستند، پس هرگونه پليدى را از آنها دوركن وكاملاً پاكشان گردان. پيامبر اين سخن را سه بار تكرار كرد. گفتم: پس من چه يا رسول اللّه؟ فرمود: تو به خواست خدا بر نيكى هستى.
۱.أمالي الطوسيّ: 263 / 482، تاريخ دمشق «ترجمة الإمام الحسين عليه السلام»: 67 / 97 عن عبد اللّه بن معين مولى اُمّ سلمة، وهو موافق لما في بعض نسخ الأمالي.
إسماعيلُ بنُ عَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ الطَّيّارِ عَن أبيهِ قالَ:لَمّا نَظَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إلى جَبرَئيلَ هابِطًا مِنَ السَّماءِ قالَ: مَن يَدعو لي؟ مَن يَدعو لي؟ فَقالَت زَينَبُ: أنَا يا رَسولَ اللّهِ، فَقالَ: ادعي لي عَلِيًّا وفاطِمَةَ وحَسَنًا وحُسَينًا، فَجَعَلَ حَسَنًا عَن يَمينِهِ، وحُسَينًا عَن يَسارِهِ، وعَلِيًّا وفاطِمَةَ تِجاهَهُم، ثُمَّ غَشّاهُم بِكِساءٍ خَيبَرِيٍّ وقالَ: اللّهُمَّ إنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ أهلاً، وإنَّ هؤُلاءِ أهلي. فَأَنزَلَ اللّهُ تَعالى: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ» . فَقالَت زَينَبُ: ألا أدخُلُ مَعَكُم؟ قالَ: مَكانَكِ، فَإِنَّكِ عَلى خَيرٍ إن شاءَ اللّهُ ۱.
اسماعيل بن عبداللّه بن جعفر طيّار به نقل از پدرش:چون پيامبر صلى الله عليه و آله جبرئيل را ديد كه از آسمان فرو مى آيد گفت: چه كسى براى من فرا مى خواند؟ چه كسى براى من فرا مى خواند؟ زينب عرض كرد: من يا رسول اللّه. پيامبر فرمود: على، فاطمه، حسن و حسين را نزد من فرا بخوان. پيامبر، حسن را در دست راست وحسين را در دست چپ وعلى وفاطمه را در برابر آنها نشاند و سپس با كساى خيبرى آنها را پوشاند و فرمود: خدايا! هر پيامبرى خاندانى دارد و اينان خاندان من هستند. پس خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود: «اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ» . زينب گفت: آيا من با شما زير كساء بيايم؟ پيامبر فرمود: در جاى خود باش، تو به خواست خدا بر خير و نيكى هستى.
۱.شواهد التنزيل: 2 / 53 / 673، وذكر أيضًا في: 674 نحوه، فرائد السمطين: 2 / 18 / 362 نحوه. العمدة: 40 / 24 نحوه، وراجع إحقاق الحقّ: 9 / 52.
أحمَدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ إبراهيمَ الثَّعلَبِيُّ المُفَسِّرُ:رَأَيتُ في بَعضِ الكُتُبِ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أرادَ الهِجرَةَ خَلَّفَ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ بِمَكَّةَ لِقَضاءِ دُيونِهِ ورَدِّ الوَدائِعِ الَّتي كانَت عِندَهُ، وأمَرَهُ لَيلَةَ خَرَجَ إلَى الغارِ ـ وقَد أحاطَ المُشرِكونَ بِالدّارِ ـ أن يَنامَ عَلى فِراشِهِ، وقالَ لَهُ: اِتَّشِح بِبُردِيَ الحَضرَمِيِّ الأَخضَرِ، فَإِنَّهُ لا يَخلُصُ إلَيكَ مِنهُم مَكروهٌ إن شاءَاللّهُ تَعالى فَفَعَلَ ذلِكَ، فَأَوحَى اللّهُ إلى جَبرَئيلَ وميكائيلَ عليهماالسلامأنّي آخَيتُ بَينَكُما، وجَعَلتُ عُمُرَ أحَدِكُما أطوَلَ مِن عُمُرِ الآخَرِ، فَأَيُّكُما يُؤثِرُ صاحِبَهُ بِالحَياةِ؟ فَاختارا كِلاهُمَا الحَياةَ، فَأَوحَى اللّهُ

احمد بن محمّد بن ابراهيم ثعلبى مفسّر:در كتابى ديده ام كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله آهنگ هجرت كرد، على بن ابى طالب را در مكّه به جانشينى خود نهاد تا قرضهاى حضرت صلى الله عليه و آله را ادا كند و امانتهايى را كه نزد او بود، به صاحبانشان باز گرداند. پيامبر صلى الله عليه و آله شبى كه به غار رفت ـ در حالى كه خانه را محاصره كرده بودند ـ به على دستور داد در بستر او بيارمد و به او فرمود: بُرد حضرمى سبز مرا بر دوش افكن كه به خواست خداوند متعال، آسيبى از ايشان به تو نرسد. على نيز چنين كرد. خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحى كرد كه من، ميان شما دو نفر، برادرى برقرار كردم و عمر يكى از شما را بيش از ديگرى قرار دادم، كدام يك از شما زندگى را بر مى گزيند؟ هر دو زندگى را برگزيدند. خداوند به آن دو وحى كرد

۱.البقرة: 207.
۲.اُسد الغابة: 4 / 98، العمدة: 239 / 367، تذكرة الخواصّ: 35 نقلاً عن تفسير الثعلبيّ عن ابن عبّاس، وراجع شواهد التنزيل: 1 / 123 ـ 132، إرشاد القلوب: 224، ينابيع المودّة: 1 / 274 / 3، الصراط المستقيم: 1 / 174، تنبيه الخواطر: 1 / 173.
الحُرُّ بنُ يَزيدَـ في يَومِ عاشوراءَ لِلحُسَينِ عليه السلامـ: جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، أنَا صاحِبُكَ الَّذي حَبَستُكَ عَنِ الرُّجوعِ، وسايَرتُكَ فِي الطَّريقِ، وجَعجَعتُ بِكَ في هذَا المَكانِ. واللّهِ الَّذي لا إلهَ إلاّ هُوَ ما ظَنَنتُ أنَّ القَومَ يَرُدّونَ عَلَيكَ ما عَرَضتَ عَلَيهِم أبَدًا. وإنّي قَد جِئتُكَ تائِبًا مِمّا كانَ مِنّي إلى رَبّي، ومُواسِيًا لَكَ بِنَفسي حَتّى أموتَ بَينَ يَدَيكَ، أفَتَرى ذلِكَ لي تَوبَةً؟ قالَ: نَعَم، يَتوبُ اللّهُ عَلَيكَ، ويَغفِرُ لَكَ، مَا اسمُكَ؟ قالَ: أنَا. قالَ: أنتَ الحُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكَ، أنتَ الحُرُّ إن شاءَ اللّهُ فِي الدُّنيا والآخِرَةِ، اِنزِل. قالَ: أنَا لَكَ فارِسًا خَيرٌ مِنّي راجِلاً، اُقاتِلُهُم عَلى فَرَسي

حرّ بن يزيد در روز عاشورا به حسين عليه السلام عرض كرد:خداوند مرا فداى تو كند، اى فرزند رسول خدا، منم آن همراه تو كه از بازگشت، جلو گرفتمت و در راه، گام به گام تو آمدم و در اين مكان تو را بازداشتم. به خدايى كه جز او خدايى نيست سوگند، هرگز گمان نمى كردم پيشنهاد تو را اين جماعت رد كنند. من در حالى به سوى تو آمدم كه از آن چه از من سر زد به خدايم توبه كنم و با جانم به تو يارى مى رسانم تا آن كه در برابر تو جان دهم، آيا اين عمل مرا، توبه مى بينى؟ حضرت عليه السلام فرمود: آرى، خداوند بر تو مى بخشد و مى آمرزدت، نامت چيست؟ گفت: حرّ بن يزيد. فرمود تو حرّ و آزاده هستى، همان گونه كه مادرت ناميدت، تو به خواست خدا در اين سرا و آن سرا، آزادى؛ فرود آى. او گفت: اى امام! اگر سواره باشم، براى تو بهتر از آنم كه

۱.تاريخ الطبريّ: 5 / 427، إعلام الورى: 239 نحوه.
الإمام الحسين عليه السلامـ مِن خُطبَتِهِ لَمّا عَزَمَ عَلَى الخُروجِ إلَى العِراقِـ: الحَمدُ للّهِِ وما شاءَ اللّهُ ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ، صَلَّى اللّهُ عَلى رَسولِهِ وسَلَّمَ، خُطَّ المَوتُ عَلى وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القِلادَةِ عَلى جيدِ الفَتاةِ، وما أولَهَني إلى أسلافِي اشتِياقَ يَعقوبَ إلى يوسُفَ، وخِيرَ لي مَصرَعٌ أنَا لاقيهِ، كَأَنّي بِأَوصالٍ يَتَقَطَّعُها ۱ عَسَلانُ الفَلَواتِ بَينَ النَّواويسِ وكَربَلاءَ، فَيَملَأُنَّ مِنّي أكراشًا جَوفى وأجرِبَةً سَغبى، لا مَحيصَ عَن يَومٍ خُطَّ بِالقَلَمِ، رِضَا اللّهِ رِضانا أهلَ البَيتِ، نَصبِرُ عَلى بَلائِهِ ويُوَفّينا اُجورَ الصّابِرينَ، لَن تَشِذَّ عَن رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله لُحمَتُهُ، وهِيَ مَجموعَةٌ لَهُ في حَظيرَةِ

امام حسين عليه السلامـ در خطبه خود هنگام آهنگ خروج به سوى عراقـ: سپاس خداى را و همان خواهد شد كه خدا مى خواهد و حول و قوّه اى نيست مگر از خدا، درود و سلام خدا بر پيامبر او باد. مرگ بر فرزندان آدم، چونان گردنبند بر گردن دختركان، نقش بسته است، چقدر شيفته ديدار گذشتگان خود هستم! چونان اشتياق يعقوب به يوسف، براى من قتلگاهى اختيار شده كه آن را خواهم ديد، گويى مى بينم كه گرگهاى بيابان، بندهاى پيكرم را ميان نواويس و كربلا، پاره پاره مى كنند و از تن من شكمهايى گرسنه و خالى، پر مى شود. از روزى كه با قلم [قضاى الهى]نگاشته آمده، گريزى نيست. خشنودى خدا، خشنودى ما اهل بيت است. ما بر آزمون او، شكيب مى ورزيم و او، پاداش شكيبايان را به كمال به ما مى پردازد، پاره تن رسول اللّه صلى الله عليه و آله از او دور

۱.كذا في المصدر، والأصحّ «بأوصالي تقطّعها» كما في الملهوف.
۲.كشف الغمّة: 2 / 241، الملهوف: 126، نثر الدرّ: 1 / 333.
الصَّدوقُ في الفَقيهِ:كانَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلاميَخرُجُ فِي الهاجِرَةِ فِي الحاجَةِ قَد كُفِيَها، يُريدُ أن يَراهُ اللّهُ يُتعِبُ نَفسَهُ في طَلَبِ الحَلالِ ۱.
صدوق در فقيه:امام على عليه السلام در گرماى روز، براى برآوردن نيازى از خانه بيرون مى رفت كه برآورده شده بود. حضرت عليه السلاممى خواست، خدا، او را در حالى ببيند كه در طلب روزى حلال، خود را خسته مى كند.
۱.الفقيه: 3 / 163 / 3596، عوالي اللآلي: 3 / 200 / 24.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن كانَ عاقِلاً خُتِمَ لَهُ بِالجَنَّةِ إِن شاءَ اللّهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:كسى كه خردمند باشد، به خواست خدا، عاقبت به بهشت مى رود.
۱.ثواب الأعمال: ص 29 ح 1 عن الفضل بن عثمان، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 19.
عنه عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ خاطَبَ بِهِ أَهلَ البَصرَةِ ـ: فَمَنِ استَطاعَ عِندَ ذَلِكَ أَن يَعتَقِلَ نَفسَهُ عَلَى اللّهِ عز و جل فَليَفعَل، فَإِن أَطَعتُمُونِي فَإِنِّي حامِلُكُم إِن شاءَ اللّهُ عَلى سَبِيلِ الجَنَّةِ، وَإِن كانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ وَمَذاقَةٍ ۱ مَرِيرَةٍ. ۲
امام على عليه السلامـ از سخنان ايشان به مردم بصره ـ: پس در آن هنگام (وقوع فتنه ها)، هر كس كه مى تواند خويشتن را بر طاعت خداى عز و جل بِدارد، چنان كند. اگر شما از من فرمان بريد، هر آينه من، شما را به خواست خدا، به راه بهشت مى برم، هر چند كه راهى سراسر دشوارى و تلخكامى است.
۱.المَذاق: طعمُ الشيء (لسان العرب: ج 10 ص 111 «ذوق»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 156، بحار الأنوار: ج 32 ص 240 ح 191.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ، فَهُوَ يَمشِي مَرَّةً وَيَكبُو مَرَّةً وَتَسفَعُهُ ۱ النّارُ مَرَّةً، فَإِذا ما جاوَزَها التَفَتَ إِلَيها، فَقالَ: تَبارَكَ الَّذِي نَجّانِي مِنكِ، لَقَد أَعطانِيَ اللّهُ شَيئا ما أَعطاهُ أَحدا مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ. فَتُرفَعُ لَهُ شَجَرَةٌ، فَيَقُولُ: أَي رَبِّ! أَدنِنِي مِن هذِهِ الشَّجَرَةِ فَلِأَستَظِلَّ بِظِلِّها وَأَشرَبَ مِن مائِها، فَيَقُولُ اللّهُ عز و جل: يابنَ آدَمَ! لَعَلِّي إِن أَعطَيتُكَها سَأَلتَنِي غَيرَها؟ فَيَقُولُ: لا يا رَبِّ! وَيُعاهِدُهُ أَن لا يَسأَلَهُ غَيرَها، وَرَبُّهُ يُعذِرُهُ لِأَنَّهُ يَرى ما لا صَبرَ لَهُ عَلَيهِ، فَيُدنِيهِ مِنها، فَيَستَظِلُّ بِظِلِّها وَيَشرَبُ مِن مائِها. ثُمَّ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود، مردى است كه افتان و خيزان مى رود و گاه، آتش بر چهره او مى زند و آن را سياه مى كند، و چون از آن گذشت، به طرف آن، نگاهى مى اندازد و مى گويد: بزرگ است آن كه مرا از تو (آتش دوزخ) رهانيد! خدا چيزى به من داد كه به هيچ يك از اوّلين و آخرينِ انسان ها نداده است. در اين هنگام، درختى در نظرش ظاهر مى شود. مى گويد: پروردگارا! مرا به آن درخت، نزديك گردان تا در سايه آن، آرام گيرم و از آبش بنوشم. خداوند عز و جل مى فرمايد: «اى پسر آدم! اگر خواسته ات را بر آورم، چيز ديگرى از من درخواست نمى كنى؟». مى گويد: نه، اى پروردگار! و قول مى دهد كه درخواست ديگرى از او نكند؛ امّا پروردگارش او را معذور مى دارد؛ چون چيز ديگرى را مى بيند كه [دلش آن را مى

۱.سَفَعَتْه النار: لَفَحته لفحا يسيرا فغيّرت لون بشرته وسوّدته (لسان العرب: ج 8 ص 157 «سفع»).
۲.ما يَصريني منك: أي ما يَقطعُ مَسْألَتك ويمنعك من سؤالي (النهاية: ج 3 ص 27 «صرا»).
۳.صحيح مسلم: ج 1 ص 174 ح 310، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 81 ح 3899، المعجم الكبير: ج 15 ص 9 ح 9775 كلاهما نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود، كنز العمّال: ج 14 ص 500 ح 39418.
مسند ابن حنبل عن أبي الدَّرداء:سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ: قالَ اللّهُ عز و جل: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ» ، فَأَمّا الَّذِينَ سَبَقُوا بِالخَيراتِ فَأُولئِكَ الَّذِينَ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ، وَأَمّا الَّذِينَ اقتَصَدُوا فَأُولئكَ يُحاسَبُونَ حِسابا يَسِيرا، وَأَمّا الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنفُسَهُم فَأُولئكَ الَّذِينَ يُحبَسُونَ فِي طُولِ المَحشَرِ، ثُمَّ هُمُ الَّذِينَ تَلافاهُمُ اللّهُ بِرَحمَتِهِ، فَهُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو درداء ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: «خداى عز و جل فرموده است: «سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه برگزيده بوديم، به ميراث داديم. پس برخى از ايشان بر خود، ستمكارند و برخى از ايشان، ميانه روند و برخى از ايشان، در كارهاى نيك، به خواست خدا پيش گام اند» . كسانى كه در كارهاى نيك پيشى گرفته اند، بدون حسابرسى وارد بهشت مى شوند. كسانى كه ميانه رو بوده اند، مختصرى حسابرسى مى شوند و كسانى كه به خود ستم كرده اند، در تمام مدّت محشر، نگه داشته مى شوند و سپس خداوند به لطف خويش با آنان رفتار مى كند [و آنان را به بهشت مى برد]. اينان هستند كه مى گويند: «ستايش، خدايى را كه اندوه از ما زدود. به راستى كه پروردگار ما، آمرزگار و حق شناس است» .
۱.فاطر: 34.
۲.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 170 ح 21786، تفسير ابن كثير: ج 6 ص 533، كنز العمّال: ج 2 ص 38 ح 3031؛ مجمع البيان: ج 8 ص 638 نحوه، بحار الأنوار: ج 23 ص 213.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۴