حدیث دربارهنگارش

تحف العقول عن داوود الصرمي:أمَرَني سَيِّدي [الإِمامُ الهادي عليه السلام] بِحَوائِجَ كَثيرَةٍ، فَقالَ عليه السلام لي: قُل: كَيفَ تَقولُ؟ فَلَم أحفَظ مِثلَما قالَ لي، فَمَدَّ الدَّواةَ وكَتَبَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أذكُرُهُ إن شاءَ اللّهُ، وَالأَمرُ بِيَدِ اللّهِ»، فَتَبَسَّمتُ. فَقالَ عليه السلام: ما لَكَ؟ قُلتُ: خَيرٌ. فَقالَ: أخبِرني؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، ذَكَرتُ حَديثا حَدَّثَني بِهِ رَجُلٌ مِن أصحابِنا عَن جَدِّكَ الرِّضا عليه السلام، إذا أمَرَ بِحاجَةٍ كَتَبَ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أذكُرُ إن شاءَ اللّهُ» فَتَبَسَّمتُ. ۱
تحف العقولـ به نقل از داوود صرمى ـ: سَروَرم [امام هادى عليه السلام] دستورهاى بسيارى به من داد كه انجام بدهم. سپس به من فرمود: «بگو كه چه مى گويى؟». ولى من عين آنچه را به من فرموده بود، به ياد نداشتم. لذا دوات را برداشت و نوشت: «به نام خداوند مهرْ گستر مهربان. به خواست خدا، به يادم خواهد ماند و كارها در دست خداست». من لبخندى زدم. ايشان فرمود: «چه شد؟». گفتم: خير است. فرمود: «به من بگو». گفتم: فدايت شوم! به ياد حديثى افتادم كه مردى از يارانمان، از جدّ شما امام رضا عليه السلام برايم گفت و آن اين كه هر گاه دستور كارى را مى داد، مى نوشت: «به نام خداوند مهرْ گستر مهربان. به خواست خدا، يادم خواهد ماند». لذا لبخند زدم.
۱.تحف العقول: ص 483، بحار الأنوار: ج 76 ص 50 ح 6.

احادیث دیگر این موضوع

۷