فیلترها
نتایج جستجو برای «بخیل»: ۸۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ألا أدُلُّكُم عَلى أبخَلِ النّاسِ، وأكسَلِ النّاسِ، وأسرَقِ النّاسِ.
أمّا أكسَلُ النّاسِ: فَعَبدٌ صَحيحٌ فارِغٌ لا يَذكُرُ اللّهَ بِشَفَةٍ ولا بِلِسانٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آيا بخيل ترين و تنبل ترين و دزدترينِ مردم را به شما نشناسانم؟. تنبل ترينِ مردم، آن بنده تن درست و بيكارى است كه با لب و زبان، ذكر خدا نگويد.
۱.عدّة الداعي: ص 34، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 237، إرشاد القلوب: ص 80، بحار الأنوار: ج 93 ص 302 ح 39.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ مِن نَعِيمِ أَهلِ الجَنَّةِ أَنَّهُم يَتَزاوَرُونَ عَلى المَطايا وَالنُّجُبِ، وَإِنَّهُم يُؤتَونَ فِي يَومِ الجُمُعَةِ بِخَيلٍ مُسَوَّمَةٍ مُلجَمَةٍ لا تَرُوثُ وَلا تَبُولُ، فَيَركَبُونَها حَتّى يَنتَهُوا حَيثُ شاءَ اللّهُ، فَيَأتِيهِم مِثل السَّحابَةِ فِيها ما لا عَينٌ رَأَت وَلا أُذُنٌ سَمِعَت، فَيَقُولُونَ: أَمطِرِي عَلَينا، فَما تَزالُ تُمطِرُ عَلَيهِم حَتّى يَنتَهِيَ ذَلِكَ فَوقَ أَمانِيِّهِم.
ثُمَّ يَبعَثُ اللّهُ رِيحا غَيرَ مُؤذِيَةٍ فَتَنسِفُ كُثبانا مِن مِسكٍ عَلى أَيمانِهِم وَعَلى شَمائِلِهِم، فَيَأخُذُ ذَلِكَ المِسكُ فِي نَواصِي خُيُولِهِم، وَفِي مَعارِفِها ۱، وَفِي رُؤُوسِها، وَلِكُلِّ رَجلٍ مِنهم جُمَّةٌ ۲ عَلى ما اشتَهَت نَفسُهُ، فَيَتَعَلَّقُ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يكى از نعمت هاى اهل بهشت، اين است كه سوار بر مركب ها و اشتران نژاده، به ديدار يكديگر مى روند، و هر آدينه روز، اسب هاى نشان دارِ لگام زده كه نه سرگين دارند و نه پيشاب، آورده مى شوند و بر آنها مى نشينند و هر جا كه بخواهند، مى روند. آن گاه ابرمانندى بر فرازشان آشكار مى شود كه نه چشمى مانند آن را ديده و نه گوشى شنيده است. به آن مى گويند: «بر ما ببار» و آن ابرمانند، پيوسته بر ايشان مى بارد تا جايى كه از آرزوهايشان فراتر مى رود.
سپس خداوند، بادى بى آزار بر مى انگيزد و تپّه هايى از مُشك را در سمت راست و سمت چپ آنان افشان مى سازد و آن مُشك، در كاكُل و يال ها و سرهاى اسبانشان جاى مى گيرد، و نيز براى هر مردى از آنان كه گيسوانى دارد، آن سان كه او مى خواهد. و آن مُشك در
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، بهشت عَدْن (دست نخورده) را با دست خود آفريد و ميوه هايش را آويزان كرد و جويبارهايش را روان ساخت. سپس به آن، نگاه كرد و فرمود: « «به راستى كه مؤمنان، رستگار شدند» » و فرمود: «به عزّتم سوگند كه هيچ بخيلى، همسايه من در تو نخواهد شد».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى بلندمرتبه، به عزّت و عظمت و جلالش سوگند خورده است كه هيچ بخيل و آزمندى را وارد بهشت نكند.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ الجَنَّةَ تَكَلَّمَت وَقالَت: إِنِّي حَرامٌ عَلى كُلِّ بَخِيلٍ وَمُراءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت به سخن در آمد و گفت: من بر هر بخيل و رياكارى، ممنوعم.
۱.بحار الأنوار: ج 72 ص 305 ح 52 نقلاً عن كتاب أسرار الصلاة.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَدخُلُ الجَنَّةَ جَبّارٌ، وَلا بَخِيلٌ، وَلا سَيِءُ المَلَكَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ متكبّر و بخيل و بدسيرتى، به بهشت نمى رود.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 198؛ إحياء علوم الدين: ج 3 ص 491، كنز العمّال: ج 16 ص 64 ح 43955.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقُولُ اللّهُ عز و جل: حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلَى المَنّانِ، وَالبَخِيلِ، وَالقَتّاتِ ـ وَهُوَ النَّمّامُ ـ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى عز و جل مى فرمايد: «بهشت بر شخص منّت گذار و بخيل و خبرچين، حرام شده است».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 17 ح 4968، الأمالي للصدوق: ص 517 ح 707 كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 317، بحار الأنوار: ج 73 ص 301 ح 6.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حيله گر و منّت گذار و بخيل، به بهشت نمى روند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَدخُلُ الجَنَّةَ بَخِيلٌ، وَلا خَبٌّ، وَلا خائِنٌ، وَلا سَيِءُ المَلَكَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بخيل و حيله گر و خيانتكار و بدسرشت، به بهشت نمى روند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 20 ح 13، تاريخ دمشق: ج 14 ص 265 ح 3551 كلاهما عن أبي بكر، كنز العمّال: ج 16 ص 64 ح 43955.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَحِلُّ الدَّرَجاتُ العُلى لِلعاقِّ، وَلا لِلزّانِي، وَلا لِلبَخِيلِ، وَلا لِلحَسُودِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:درجات بالا [ى بهشت] بر فرزند ناخلف و بر زناكار و بخيل و حسود، روا نيست.
۱.الفردوس: ج 5 ص 114 ح 7650 عن معاذ بن جبل.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بخيل و فريبكار و خيانتكار و بدسيرت و متكبّر و منّت گذار، به بهشت نمى روند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في بيانِ ما يَتَشَعَّبُ عَنِ العِلمِ ـ: أمَّا العِلمُ، فَيَتَشَعَّبُ مِنهُ الغِنى وإن كانَ فَقيراً، وَالجودُ وإن كانَ بَخيلًا، وَالمَهابَةُ وإن كانَ هَيِّناً، وَالسَّلامَةُ وإن كانَ سَقيماً، وَالقُربُ وإن كانَ قَصِيًّا، وَالحَياءُ وإن كانَ صَلِفاً، وَالرِّفعَةُ وإن كانَ وَضيعاً، وَالشَّرَفُ وإن كانَ رَذلًا، وَالحِكمَةُ، وَالحُظوَةُ، فَهذا مايَتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِعِلمِهِ. فَطوبى لِمَن عَقَلَ وعَلِمَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در بيان آنچه از علم، منشعب مى شود ـ: و امّا علم؛ اگرچه انسانْ فقير باشد، از آن، توانگرى حاصل مى شود و اگر بخيل باشد، جود، و اگر خوار باشد، ابّهت، و اگر بيمار باشد، سلامت، و اگر دور باشد، نزديكى، و اگر هرزه باشد، شرم، و اگر پست باشد، والايى، و اگر حقير باشد، شرافت و حكمت و منزلت. اينها چيزهايى هستند كه از دانشِ خردمند، برايش به دست مى آيند. پس خوشا به حال آن كه خرد ورزيد و دانست!
۱.تحف العقول: ص 16، بحارالأنوار: ج 1 ص 118 ح 11.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآثار علم و حکمت +1 مورد دیگر
الإرشاد عن الزهري:جاءَ عَمرُو بنُ عَبدِ وَدٍّ وعِكرِمَةُ بنُ أبي جَهلٍ وهُبَيرَةُ ابنُ أبي وَهبٍ ونَوفَلُ بنُ عَبدِ اللّهِ بنِ المُغيرَةِ وضِرارُ بنُ الخَطّابِ ـ في يَومِ الأَحزابِ ـ إلَى الخَندَقِ، فَجَعَلوا يَطوفونَ بِهِ؛ يَطلُبونَ مَضيقا مِنهُ فَيَعبُرونَ، حَتَّى انتَهَوا إلى مَكانٍ أكرَهوا خُيولَهُم فيهِ فَعَبَرَت، وجَعَلوا يَجولونَ بِخَيلِهِم فيما بَينَ الخَندَقِ وسَلعٍ، وَالمُسلِمونَ وُقوفٌ لا يُقدِمُ واحِدٌ مِنهُم عَلَيهِم. وجَعَلَ عَمرُو بنُ عَبدِ وَدٍّ يَدعو إلَى البِرازِ ويُعَرِّضُ بِالمُسلِمينَ ويَقولُ:
ولَقَد بَحِحتُ مِنَ النِّدا
ءِ بِجَمِعِهم هَل مِن مُبارِزٍ
في كُلِّ ذلِكَ يَقومُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ مِن بَينِهِم لِيُبارِزَهُ، فَيَأمُرُهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله
الإرشادـ به نقل از زهرى ـ: در جنگ احزاب، عمرو بن عبدِ وَد و عِكرَمة بن ابى جهل و هُبَيرة بن ابى وَهْب و نَوفَل بن عبد اللّه بن مُغَيره و ضرار بن خطّاب، به سوى خندق آمدند و گِرد آن گشتند تا جاى باريكى بيابند و از آن بگذرند تا آن كه به جايى رسيدند و اسب هايشان را وادار كردند كه از آن بجهند.
پس، از خندق عبور كردند و با اسب هايشان در ميان خندق و [ناحيه]سَلع، جولان دادند و مسلمانان ايستاده بودند و هيچ كس به سوى آنان نمى رفت و عمرو بن عبد وَد، هماورد مى طلبيد و به مسلمانانْ طعنه مى زد و مى گفت:
و بى گمان، صدايم از اين ندا گرفت:
آيا در ميان شما مبارزى هست؟!
و بارها، على بن ابى طالب عليه السلام از ميان مسلمانان برخاست تا با او بجنگد و هر بار، پيامبر خدا فرمان مى داد كه بنشيند، به
عنه عليه السلام:لا تُـقارِنْ ولا تُـواخِ أربعةً: الأحْمَقَ، والبَـخيلَ، والجَبانَ، والكَذّابَ ۱.
امام باقر عليه السلام:با چهار كس همنشينى و برادرى مكن: احمق، بخيل، ترسو ودروغگو.
۱.الخصال: 244 / 100.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إذَا كَانَ اُمَرَاؤكُمْ خِيَارَكُمْ، وَأغْنِيَاؤكُمْ سُمَحَاءَكُمْ، وأمْرُكُمْ شُورى بَيْنَكُمْ؛ فَظَهْرُ الأرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ بَطْنِهَا. وإذَا كَانَ اُمَراؤكُمْ شِرَارَكُمْ، وأغْنِيَاؤكُمْ بُخَلاءكُمْ، وَاُمُورُكُمْ إلى نِسَائكُمْ؛ فَبَطْنُ الأرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِهَا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه فرمانروايان شما نيكانتان باشند و توانگران شما بخشندگانتان و كارهايتان با شور و مشورت، روى زمين از درون آن براى شما بهتر است، و هرگاه فرمانروايانتان بَدان شما باشند و ثروتمندانتان بخيلانتان و كار شما به دست زنانتان افتد، زير خاك از روى زمين برايتان بهتر است.
۱.تحف العقول: 36.
عنه عليه السلام:وقَدْ عَلِمْتُمْ أنَّهُ لايَنبغي أنْ يَكونَ علَى الفُروجِ والدِّماءِ والمَغانِمِ والأحْكامِ وإمامةِ المُسلِمينَ: البَخيلُ فَتَكُونَ في أموالهِمْ نُهْمَتُهُ، ولا الجاهلُ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ، ولا الجافي فَيَقْطَعَهُمْ بِجَفائهِ، ولا الحائفُ (الجائف)للدُّولِ فَيَتَّخِذَ قوما دُونَ قومٍ، ولا المُرْتَشي في الحُكْمِ فَيَذْهَبَ بالحُقوقِ ويَقِفَ بها دُونَ المَقاطِعِ، ولا المُعَطِّلُ للسُّنّةِ فَيُهْلِكَ الاُمَّةَ. ۱
امام على عليه السلام:دانستيد كه نبايد مسؤوليت نواميس، جانها، غنايم، احكام و پيشوايى مسلمانان را به دست بخيل سپرد تا كه بر اموال آنان حريص گردد و نه به دست نادان كه با نادانى خود ايشان را گمراه كند و نه به دست جفاكار كه بر اثر جفا و بى وفايى اش از آنان ببُرد ۲ و نه به دست بى عدالت در تقسيم مالها تا به مردمى ببخشد و مردمى را محروم سازد ۳ و نه به دست كسى كه در حكم كردن رشوه ستانَد تا حقوق مردم را پايمال كند و در رساندن حق به صاحبانش كوتاهى ورزد و نه به دست كسى كه فروگذار سنّت است تا امّت را به نابودى كشاند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 131.
۲.ابن ابى الحديد در شرح اين عبارت مى نويسد: چون مردم بر اثر ترس از حكمران بيرحم و ستمگر نيازها و مشكلاتشان را پيش او نمى برند. مرحوم فيض چنين ترجمه كرده است:. تا به ظلم و جور آنان را مستأصل و پريشان كند. ـ م.
۳.مرحوم فيض اين عبارت را چنين ترجمه كرده است: و نه ترسنده از تغيير ايام تا با گروهى همراهى كرده ديگرى را خوار سازد ـ م.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:البُخْلُ جامعٌ لِمَساوئِ العُيوبِ، وهُو زِمامٌ يُقادُ بهِ إلى كلِّ سُوءٍ. ۱
امام على عليه السلام:بخل، در بردارنده همه بديها است و افسارى است كه [بخيل] به وسيله آن به سوى هر بدى كشانده مى شود.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 378، بحار الأنوار: 73 / 307 / 36.
عنه عليه السلام:الشُّحُّ أشَدُّ مِنَ البُخلِ، إنَّ البَخِيلَ يَبخَلُ بما في يَدِهِ، والشَّحِيحَ يَشُحُّ عَلى مافي أيدِي الناسِ وعلى ما في يَدِهِ، حتّى لا يَرَى في أيدِي الناسِ شَيئا إلّا تَمَنّى أن يكونَ لَهُ بالحِلِّ والحَرامِ، لا يَشبَعُ ولا يَنتَفِعُ بما رَزَقَهُ اللّهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:تنگ چشمى، بالاتر و بدتر از بخل است؛ زيرا بخيل نسبت به آنچه خود دارد بخل مى ورزد، امّا تنگ چشم هم به مال مردم و هم به مال خودش بخل مى ورزد، تا جايى كه هر چه دست مردم مى بيند آرزو مى كند كه، به حلال يا حرام، از آن او باشد؛ از آنچه خدا روزيش كرده نه سير مى شود و نه سودى بر مى گيرد.
۱.تحف العقول: 371، 372.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۸۴