نتایج جستجو برای «گمان»: ۲۸۵ حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و

۱.الزمر: 17 و 18.
۲.البقرة: 163 و 164.
۳.النحل: 12.
۴.غافر: 67.
۵.الجاثية: 5 و تمام الآية «ءَايَـتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ».
۶.البقرة: 164.
۷.الحديد: 17.
۸.الرعد: 4.
۹.الروم: 24.
۱۰.الأنعام: 151.
۱۱.الروم: 28.
۱۲.الكافي: ج 1 ص 13 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 136 ح 30.
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳ يا

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» . و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه

۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
حلية الأولياء عن سويد بن غفلة:إنَّ أبا بَكرٍ خَرَجَ ذاتَ يَومٍ فَاستَقبَلَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهفَقالَ لَهُ: بِمَ بُعِثتَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: بِالعَقلِ. قالَ: فَكَيفَ لَنا بِالعَقلِ؟ فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: إنَّ العَقلَ لا غايَةَ لَهُ، ولكِن مَن أحَلَّ حَلالَ اللّهِ وحَرَّمَ حَرامَهُ سُمِّيَ عاقِلاً، فَإِنِ اجتَهَدَ بَعدَ ذلِكَ سُمِّيَ عابِدًا، فَإِنِ اجتَهَدَ بَعدَ ذلِكَ سُمِّيَ جَوادًا. فَمَنِ اجتَهَدَ فِي العِبادَةِ وسَمَحَ في نَوائِبِ المَعروفِ بِلا حَظٍّ مِن عَقلٍ يَدُلُّهُ عَلَى اتِّباعِ أمرِ اللّهِ عز و جل وَاجتِنابِ ما نَهَى اللّهُ عَنهُ، فَاُولئِكَ هُمُ الأَخسَرونَ أعمالاً، الَّذينَ ضَلَّ سَعيُهُم فِي الحَياةِ الدُّنيا وهُم يَحسَبونَ أنَّهُم

حلية الأولياءـ به نقل از سويد پسر غَفَله ـ: روزى، ابو بكر [از خانه]خارج شد و پيامبر خدا را در مقابل خود ديد. ابو بكر گفت: اى پيامبر خدا! به چه چيزى برانگيخته شدى؟ فرمود: «به [پيروى از] خرد». ابو بكر گفت: چگونه مى توانيم به خرد دست يابيم؟ پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود: «خرد را نهايتى نيست؛ ليكن آن كه حلال خدا را حلال مى داند و حرام او را حرام مى شمارد، خردمند ناميده مى شود. اگر پس از اين نيز تلاش كرد، عابد ناميده مى شود، و اگر بيش از اين كوشش نمود، جواد ناميده مى شود. همانا كسانى كه در عبادت مى كوشند و سختى هاى نيكوكارى را پذيرا مى شوند، [ولى]بدون بهره مندى از خردى كه آنان را به پيروى از فرمان خداوند و پرهيز از نواهى او راهنما باشد، آنان كسانى هستند كه كارهايشان زيانبار است و

۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 21.
الإمام عليّ عليه السلام:ظَنُّ العاقِلِ كَهانَةٌ. ۱
امام على عليه السلام:گمانه زنى خردمندان، پيشگويى است.
۱.مئة كلمة للجاحظ: ص 70 ح 54، سجع الحمام: ص 232 ح 865 نقلاً عن الإعجاز والإيجاز، عيون الحكم والمواعظ: ص 324 ح 5609.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:الظَّنُّ الصَّوابُ مِن شِيَمِ اُولِي الأَلبابِ. ۱
امام على عليه السلام:گمانه زنى درست، روش خردمندان است.
۱.غرر الحكم: ح 1386.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:ظَنُّ العاقِلِ أصَحُّ مِن يَقينِ الجاهِلِ. ۱
امام على عليه السلام:گمان خردمند، درست تر از يقين نادان است.
۱.غرر الحكم: ح 6040، عيون الحكم والمواعظ: ص 323 ح 5567.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:ظَنُّ ذَوِي النُّهى وَالأَلبابِ أقرَبُ شَيءٍ مِنَ الصَّوابِ. ۱
امام على عليه السلام:گمان صاحبان خرد و انديشه، نزديك ترين چيز به حقيقت است.
۱.غرر الحكم: ح 6074، عيون الحكم والمواعظ: ص 324 ح 5608.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: العَقلُ الإِصابَةُ بِالظَّنِّ ومَعرِفَةُ ما لَم يَكُن بِما كانَ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: خردمندى، گمانه زنىِ درست و شناخت آينده بر اساس گذشته است.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 331 ح 803.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:ظَنُّ الإِنسانِ ميزانُ عَقلِهِ، وفِعلُهُ أصدَقُ شاهِدٍ عَلى أصلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:گمانه زنىِ انسان، ميزان خردمندىِ اوست و رفتار او، بهترين گواه بر ريشه دارىِ او.
۱.غرر الحكم: ح 6039، عيون الحكم والمواعظ: ص 323 ح 5581.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:ظَنُّ الرَّجُلِ عَلى قَدرِ عَقلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:گمانه زنى آدمى، به اندازه خرد اوست.
۱.غرر الحكم: ح 6038، عيون الحكم والمواعظ: ص 323 ح 5566.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
تهذيب الأحكام عن معاذ بيّاع الأكسية: قالَ لي أبو عَبدِ اللّه‏ِ عليه‏السلام: يا مُعاذُ، أضَعُفتَ عَنِ التِّجارَةِ أم زَهِدتَ فيها؟ قُلتُ: ما ضَعُفتُ عَنها ولا زَهِدتُ فيها. قالَ: فَما لَكَ؟ قُلتُ: كُنتُ أنتَظِرُ أمرَكَ وذلِكَ حينَ قُتِلَ الوَليدُ وعِندي مالٌ كَثيرٌ وهُوَ في يَدي ولَيسَ لِأَحَدٍ عِندي شَيءٌ ولا أراني آكُلُهُ حَتّى أموتَ. فَقالَ: لا تَترُكها؛ فَإِنَّ تَركَها مَذهَبَةٌ لِلعَقلِ، اِسعَ عَلى عِيالِكَ، وإيّاكَ أن يَكونوا هُمُ السُّعاةَ عَلَيكَ. ۱
تهذيب الأحكام ـ به نقل از معاذِ لباس‏فروش ـ : امام صادق عليه‏السلام به من فرمود: «اى معاذ! آيا از داد و ستد كردن ناتوان شده‏اى، يا بدان بى‏ميلى؟». گفتم: نه ناتوانم و نه بى‏ميل. فرمود: «پس چرا [داد و ستد را كنار نهاده‏اى]؟». گفتم: منتظر دستور شما بودم. هنگامى كه وليد به قتل رسيد، اموال بسيارى در دستم بود و هيچ كس از من طلبى نداشت، و گمان نكنم تا زنده‏ام، بتوانم [تمام]آن را مصرف كنم. فرمود: «داد و ستد را كنار مَنِه؛ زيرا ترك آن، خرد را تباه مى‏كند. براى خانواده‏ات تلاش كن و مگذار آنان نان‏آور تو شوند».
۱.تهذيب الأحكام: ج 7 ص 2 ح 3، الكافي: ج 5 ص 148 ح 6 نحوه.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردتنبلی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا. يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ! وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ

امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى. اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد. پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى. آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است: «اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،

۱.غافر: 78.
۲.نهج البلاغة: الكتاب 3، بحار الأنوار: ج 33 ص 485 ح 690.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل: عَبدي، أنَا عِندَ ظَنِّكَ بي، وأنَا مَعَكَ إذا ذَكَرتَني. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى عز و جل فرمود: «بنده من! من، آن جايم كه تو به من گمان برى، و هر گاه مرا ياد كنى، من با تو هستم».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 674 ح 1828 عن أنس، تاريخ بغداد: ج 2 ص 43 وج 7 ص 109 كلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 3 ص 135 ح 5847 وص 137 ح 5859.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِمُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ وأهلِ مِصرَ لَمّا وَلّاهُ عَلَيهم ـ: يا عِبادَ اللّهِ! إنِ اتَّقَيتُمُ اللّهَ، وحَفِظتُم نَبِيَّكُم في أهلِ بَيتِهِ؛ فَقَد عَبَدتُموهُ بِأَفضَلِ ما عُبِدَ، وذَكَرتُموهُ بِأَفضَلِ ما ذُكِرَ، وشَكَرتُموهُ بِأَفضَلِ ما شُكِرَ، وأَخَذتُم بِأَفضَلِ الصَّبرِ وَالشُّكرِ، وَاجتَهَدتُم بِأَفضَلِ الاِجتِهادِ. ۱
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به محمّد بن ابى بكر و مردم مصر، آن گاه كه او را به حكومت بر ايشان گماشت ـ: اى بندگان خدا! اگر از خدا پروا داريد و [حقّ و حرمت] خاندان پيامبرتان را نگه داريد، بى گمان، خدا را به بهترين وجه بندگى كرده ايد و به بهترين وجه، يادش نموده ايد و به بهترين وجه، سپاسش گفته ايد و به برترين مرتبه شكيب و سپاس، دست يازيده ايد و به برترين كار و تلاش پرداخته ايد.
۱.الأمالي للمفيد: ص 263 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 27 ح 31 كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني، تحف العقول: ص 178، بشارة المصطفى: ص 45، بحار الأنوار: ج 33 ص 544.
سعد السعود:مِن زَبورِ داوودَ عليه السلام.: لَو تَفَكَّرتُم في خُشونَةِ الثَّرى ۱، ووَحشَةِ القَبرِ وظُلمَتِهِ، لَقَلَّ كَلامُكُم، وكَثُرَ ذِكرُكُم وَاشتِغالُكُم لي. ۲
سعد السعود:از زبور داوود عليه السلام. است كه: «اگر در باره درشتى خاك [گور] و تنهايى و تاريكى قبر مى انديشيديد، بى گمان، كمتر سخن مى گفتيد و بيشتر مرا ياد مى كرديد و به من سرگرم مى شديد».
۱.في المصدر: «خسوفة الثرى»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.سعد السعود: ص 47، بحار الأنوار: ج 14 ص 44.
عنه عليه السلام:إذا رَأَيتَ اللّهَ يُؤنِسُكَ بِخَلقِهِ، ويُوحِشُكَ مِن ذِكرِهِ، فَقَد أبغَضَكَ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه ديدى كه خداوند، تو را با خلقش مأنوس و از ياد خودش بيگانه ساخته است، بى گمان، تو را دشمن داشته است.
۱.غرر الحكم: ح 4041، عيون الحكم والمواعظ: ص 135 ح 3071.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَعالى: أنَا عِندَ ظَنِّ عَبدي بي، وأنَا مَعَهُ إذا ذَكَرَني؛ فَإِن ذَكَرَني في نَفسِهِ ذَكَرتُهُ في نَفسي، وإن ذَكَرَني في مَلَأٍ ذَكَرتُهُ في مَلَأٍ خَيرٍ مِنهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «من آن گونه ام كه بنده ام نسبت به من گمان مى برد، و هر گاه مرا ياد كند، من با او هستم. پس اگر در درونش مرا ياد كند، من نيز در درونم او را ياد كنم، و اگر در ميان جمعى مرا ياد كند، من او را در ميان جمعى بهتر از آنان، يادش مى كنم».
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2694 ح 6970، صحيح مسلم: ج 4 ص 2061 ح 2، سنن الترمذي: ج 5 ص 581 ح 3603، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1255 ح 3822، شُعب الإيمان: ج 1 ص 406 ح 550 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 1 ص 225 ح 1135.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ لِوَداعِ شَهرِ رَمَضانَ ـ: أنتَ الَّذي دَلَلتَهُم [العِبادَ]بِقَولِكَ مِن غَيبِكَ وتَرغيبِكَ الَّذي فيهِ حَظُّهُم، عَلى ما لَو سَتَرتَهُ عَنهُم لَم تُدرِكهُ أبصارُهُم، ولَم تَعِهِ أسماعُهُم، ولَم تَلحَقهُ أوهامُهُم، فَقُلتَ: «اذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لِى وَ لَا تَكْفُرُونِ» ، وقُلتَ: «لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ» ۱. فَذَكَروكَ بِمَنِّكَ، وشَكَروكَ بِفَضلِكَ. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى وداع ايشان با ماه رمضان ـ: تو آنى كه با سخنان غيبى ات و با ترغيباتت كه سعادت بندگانت در آنهاست، آنان را به چيزى (حقايق غيبى) راه نمايى كردى كه اگر آن را از ايشان پوشيده مى داشتى، نه ديدگانشان آن را در مى يافت، و نه گوش هايشان مى شنيد، و نه انديشه هايشان به آنها مى رسيد. پس فرمودى: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم؛ و شكرانه ام را به جاى آريد؛ و با من ناسپاسى نكنيد» ، و فرمودى: «اگر سپاس گزاريد، افزونتان دهم و اگر ناسپاسى كنيد، بى گمان، عذاب من سخت است» . و بندگانت هم به لطف تو يادت كردند، و به فضل تو سپاست گفتند.
۱.إبراهيم: 7.
۲.الصحيفة السجّاديّة: ص 173 الدعاء 45.
الكافي عن صباح الحذّاء عن أبي اُسامة:زامَلتُ ۱ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقالَ لي: اِقرَأ، قالَ: فَافتَتَحتُ سورَةً مِنَ القُرآنِ فَقَرأتُها، فَرَقَّ وبَكى. ثُمَّ قالَ: يا أبا اُسامَةَ، اِرعَوا قُلوبَكُم بِذِكرِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ، وَاحذَرُوا النَّكتَ ۲، فَإِنَّهُ يَأتي عَلَى القَلبِ تاراتٌ أو ساعاتٌ ـ الشكُّ مِن صَباحٍ ـ لَيسَ فيهِ إيمانٌ ولا كُفرٌ، شِبهَ الخِرقَةِ البالِيَةِ أوِ العَظمِ النَّخِرِ. يا أبا اُسامَةَ، ألَيسَ رُبَّما تَفَقَّدتَ قَلبَكَ فَلا تَذكُرُ بِهِ خَيرا ولا شَرّا، ولا تَدري أينَ هُوَ؟ قُلتُ لَهُ: بَلى، إنَّهُ لَيُصيبُني وأراهُ يُصيبُ النّاسَ! قالَ: أجَل، لَيسَ يَعرى مِنهُ أحَدٌ، قالَ: فَإِذا كانَ ذلِكَ فَاذكُرُوا اللّهَ عَزَّ وجَلَّ، وَاحذَرُوا النَّكتَ،

الكافىـ به نقل از صباح حذّاء، از ابو اُسامه ـ: با امام صادق عليه السلام در سفرى همراه شدم، به من فرمود: «[چيزى از قرآن] بخوان». من شروع به قرائت سوره اى از قرآن كردم. ايشان متأثّر شد و گريست. سپس فرمود: «اى ابو اُسامه! از دل هاى خود با ياد خداوند عز و جل مواظبت كنيد و مراقب نكته ۴ باشيد؛ زيرا بارها (/ ساعاتى) ۵ بر دل مى گذرد كه نه ايمان در اوست و نه كفر؛ همانند خِرقه كهنه يا استخوان پوسيده. اى ابو اُسامه! آيا نه اين است كه گاه دلت را گم مى كنى و هيچ نيك و بدى با آن ياد نمى كنى و نمى دانى كجاست؟». گفتم: چرا. اين حالت به من دست مى دهد و به گمانم، ديگران هم دچارش مى شوند. فرمود: «آرى. هيچ كس از اين حالت، خالى نيست. پس چون چنين شد، خداى عز و جل را ياد كنيد و مراقب نكته باشيد؛ زيرا هر

۱.الزَّمِيل: الرفيق في السفر الذي يعينك على اُمورك (لسان العرب: ج 11 ص 310 «زمل»).
۲.اِرعَوا قلوبَكم: من الرعاية؛ أي احفظوها بذكره تعالى من وساوس الشيطان. والنَّكْت: ما يُلقيه الشيطان في القلب من الوساوس والشبهات (مرآة العقول: ج 26 ص 39).
۳.الكافي: ج 8 ص 167 ح 188، بحار الأنوار: ج 70 ص 59 ح 38.
۴.تعبير «نَكْت» كه در متن عربىِ حديث آمده، به معناى زدن چوبى بر زمين و خراش دادن زمين است. مراد از نكت، وارد شدن چيز فاسدى مانند كفر و نفاق در دل است كه دل را تحت تأثير قرار دهد. نكته به معناى نقطه (يعنى چرك و لك)، از همين اصل معنايى است.
۵.ترديد از صباح است.
الإمام عليّ عليه السلام:إذا رَأَيتَ اللّهَ سُبحانَهُ يُؤنِسُكَ بِذِكرِهِ، فَقَد أحَبَّكَ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه ديدى كه خداوند سبحان، تو را با يادش مأنوس ساخته است، بى گمان، دوستت دارد.
۱.غرر الحكم: ح 4040، عيون الحكم والمواعظ: ص 135 ح 3070.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸۵