حدیث دربارهحكمتهاى جامع

الإمام الرضا عليه السلام:اُمِرَ النّاسُ بِالقِراءَةِ فِي الصَّلاةِ لِئَلاّ يَكونَ القُرآنُ مَهجورًا مُضَيَّعًا، وليَكُن مَحفوظًا مَدروسًا، فَلا يَضمَحِلَّ ولا يُجهَلَ، وإنَّما بُدِئَ بِالحَمدِ دونَ سائِرِ السُّوَرِ لِأَنَّهُ لَيسَ شَيءٌ مِنَ القُرآنِ والكَلامِ جُمِعَ فيهِ مِن جَوامِعِ الخَيرِ والحِكمَةِ ما جُمِعَ في سورَةِ الحَمدِ. فَقَدِ اجتَمَعَ فيهِ مِن جَوامِعِ الخَيرِ والحِكمَةِ مِن أمرِ الآخِرَةِ والدُّنيا ما لا يَجمَعُهُ شَيءٌ مِنَ الأشياءِ ۱.
امام رضا عليه السلام:مردم به قرائت [قرآن] در نماز فرمان يافتند، تا قرآن مهجور و تباه نشود، بلكه محفوظ باشد و تكرار شود، تا نابود و مجهول نگردد و قرائت هم با حمد و نه ديگر سوره ها آغاز مى شود؛ چون نه در قرآن و نه در سخنان ديگر، همانند سوره حمد نداريم كه جوامع خير و حكمت در آن گرد آمده باشد. بى گمان در سوره حمد، كلماتى جامع از خير و حكمت در امور دنيا و آخرت گرد آمده است كه نظير آن را در هيچ كجا نمى توان يافت.
۱.الفقيه: 1 / 310 / 926، علل الشرايع: 260 / 9، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 107 / 1 كلاهما نحوه وكلّها عن الفضل بن شاذان.
کلیدواژه‌ها حکمتدعاشرایط استجابت دعاشناخت +8 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلام:حكيمان در روزگار كهن چنين مى گفتند: سزاوار است كه آمد و شد به درها از اين ده صورت بيرون نباشد: نخست، خانه خداى عز و جلاست براى انجام مناسك و برپا داشتن حقّ آن و اداى فريضه اش. دوم بارگاه پادشاهانى كه فرمان برى از آنها به فرمان برى خداى عز و جلپيوسته و حقشان واجب و نفعشان، بزرگ و زيانشان، سخت است. سوم خانه هاى دانشمندانى كه دانش دين و دنيا از ايشان استفاده مى شود. چهارم خانه هاى سخاوت مندان و كريمانى كه داراييهاى خويش را براى ستايش و به اميد آخرت انفاق مى كنند. پنجم خانه هاى سفيهانى كه در حوادث روزگار به آنها نياز مى شود و در حاجتها به ايشان روى آورده مى شود. ششم خانه هاى بزرگانى كه در جستجوى بخشش و عطايا و برآوردن حاجتها به ايشان نزديك مى شوند. هفتم خانه هاى كسانى كه اميد بهره اى از نظر و مشورت ايشان هست و دور انديشى و آماده سازى براى برآوردن نيازها را تقويت مى كند. هشتم خانه هاى برادران براى صله رحم واجب و اداى حقوق لازم آنان. نهم خانه هاى دشمنانى كه با مدارا غائله آنها مى خوابد و با چاره جويى و رفق و لطف و ديدار، دشمنى شان مى رود. دهم خانه هاى كسانى كه آمد و شد با آنها، سودمند است و از آنان ادب نيكو فرا گرفته مى شود و گفتگوى با آنها مايه انس است.
شريح بن هانى:اميرمؤمنان على عليه السلام از پسرش امام حسن عليه السلامپرسيد: فرزندم! عقل چيست؟ گفت: دلت آنچه را بدان سپرده اى نگاه دارد. فرمود: دورانديشى چيست؟ گفت: چشم به راه فرصت بودن و آنچه برايت ممكن شد زود انجام دادن. فرمود: بزرگوارى چيست؟ گفت: خسارتها را بر دوش كشيدن و مكارم را بنانهادن. فرمود: گذشت چيست؟ گفت: درخواست كننده را پاسخ دادن و رسيده را بخشش كردن. فرمود: تنگ نظرى چيست؟ گفت: اينكه كم را اسراف بينى و آنچه را انفاق كردى، تلف بپندارى. فرمود: رقّت چيست؟ گفت: كم را جستجو كردن و از ناچيز بازداشتن. فرمود: تكلّف چيست؟ گفت: چنگ زدن به آنچه تو را ايمن نمى سازد و توجه به چيزهايى كه به كار تو نمى آيد فرمود: نادانى چيست؟ گفت: پيشى جستن از فرصت فراهم نيامده و خوددارى از پاسخ؛ هرچند در موارد بسيارى سكوت ياور نيكويى است، حتى اگر فصيح باشى. سپس آن حضرت ـ صلوات اللّه عليه ـ به فرزندش، حسين عليه السلام رو كرد و بدو فرمود: فرزندم! سرورى چيست؟ گفت: نيكى به خاندان و تحمل خسارتهاى ديگران. فرمود: توانگرى چيست؟ گفت: كم بودن آرزوهايت و خشنودى به آنچه تو را بسنده است. فرمود: نادارى چيست؟ گفت: طمع و نااميدى فراوان. فرمود: فرومايگى چيست؟ گفت: مرد خود را حفظ كند و ناموسش را تسليم كند. فرمود: حماقت چيست؟ گفت: دشمنى تو با اميرت و هركه بر سود و زيان تو توانايى دارد. پس حضرت به حارث اعور رو كرد و فرمود: اى حارث! اين حكمتها را به فرزندانتان بياموزيد كه مايه فزونى خرد و دورانديشى و رأى هستند.