حدیث دربارهحكمتهاى جامع

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كانَ فيها [أي صُحُفِ إبراهيمَ عليه السلام]:. عَلَى العاقِلِ ما لَم يَكُن مَغلوبًا عَلى عَقلِهِ أن يَكونَ لَهُ ساعاتٌ: ساعَةٌ يُناجي فيها رَبَّهُ عز و جل، وساعَةٌ يُحاسِبُ نَفسَهُ، وساعَةٌ يَتَفَكَّرُ فيما صَنَعَ اللّهُ عز و جل إلَيهِ، وساعَةٌ يَخلو فيها بِحَظِّ نَفسِهِ مِنَ الحَلالِ، فَإِنَّ هذِهِ السّاعَةَ عَونٌ لِتِلكَ السّاعاتِ واستِجمامٌ لِلقُلوبِ وتَوزيعٌ لَها ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در صحف ابراهيم عليه السلام است:. بر خردمند است تا هنگامى كه عقلش مغلوب نشده است، وقتش را چند بخش كند: پاره اى به مناجات با پروردگار عز و جل بپردازد. ساعتى محاسبه نفس كند و ساعتى در آنچه خداوند با او انجام داده، بيانديشد و ساعتى كه در آن براى لذّت حلال خلوت مى كند. اين ساعت ياور و مايه يك دله شدن و توزيع ديگر ساعتهاست.
۱.الخصال: 525 / 13، معاني الأخبار: 334 / 1؛ صحيح ابن حبّان: 2 / 78 / 361، حلية الأولياء: 1 / 167 كلاهما نحوه وليس فيهما ذيله من «فإِنَّ هذِهِ السّاعَةَ.» وكلّها عن أبي ذرّ؛ وراجع تنبيه الخواطر: 2 / 23، روضة الواعظين: 8.
کلیدواژه‌ها حکمتدعاشرایط استجابت دعاشناخت +8 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلام:حكيمان در روزگار كهن چنين مى گفتند: سزاوار است كه آمد و شد به درها از اين ده صورت بيرون نباشد: نخست، خانه خداى عز و جلاست براى انجام مناسك و برپا داشتن حقّ آن و اداى فريضه اش. دوم بارگاه پادشاهانى كه فرمان برى از آنها به فرمان برى خداى عز و جلپيوسته و حقشان واجب و نفعشان، بزرگ و زيانشان، سخت است. سوم خانه هاى دانشمندانى كه دانش دين و دنيا از ايشان استفاده مى شود. چهارم خانه هاى سخاوت مندان و كريمانى كه داراييهاى خويش را براى ستايش و به اميد آخرت انفاق مى كنند. پنجم خانه هاى سفيهانى كه در حوادث روزگار به آنها نياز مى شود و در حاجتها به ايشان روى آورده مى شود. ششم خانه هاى بزرگانى كه در جستجوى بخشش و عطايا و برآوردن حاجتها به ايشان نزديك مى شوند. هفتم خانه هاى كسانى كه اميد بهره اى از نظر و مشورت ايشان هست و دور انديشى و آماده سازى براى برآوردن نيازها را تقويت مى كند. هشتم خانه هاى برادران براى صله رحم واجب و اداى حقوق لازم آنان. نهم خانه هاى دشمنانى كه با مدارا غائله آنها مى خوابد و با چاره جويى و رفق و لطف و ديدار، دشمنى شان مى رود. دهم خانه هاى كسانى كه آمد و شد با آنها، سودمند است و از آنان ادب نيكو فرا گرفته مى شود و گفتگوى با آنها مايه انس است.
شريح بن هانى:اميرمؤمنان على عليه السلام از پسرش امام حسن عليه السلامپرسيد: فرزندم! عقل چيست؟ گفت: دلت آنچه را بدان سپرده اى نگاه دارد. فرمود: دورانديشى چيست؟ گفت: چشم به راه فرصت بودن و آنچه برايت ممكن شد زود انجام دادن. فرمود: بزرگوارى چيست؟ گفت: خسارتها را بر دوش كشيدن و مكارم را بنانهادن. فرمود: گذشت چيست؟ گفت: درخواست كننده را پاسخ دادن و رسيده را بخشش كردن. فرمود: تنگ نظرى چيست؟ گفت: اينكه كم را اسراف بينى و آنچه را انفاق كردى، تلف بپندارى. فرمود: رقّت چيست؟ گفت: كم را جستجو كردن و از ناچيز بازداشتن. فرمود: تكلّف چيست؟ گفت: چنگ زدن به آنچه تو را ايمن نمى سازد و توجه به چيزهايى كه به كار تو نمى آيد فرمود: نادانى چيست؟ گفت: پيشى جستن از فرصت فراهم نيامده و خوددارى از پاسخ؛ هرچند در موارد بسيارى سكوت ياور نيكويى است، حتى اگر فصيح باشى. سپس آن حضرت ـ صلوات اللّه عليه ـ به فرزندش، حسين عليه السلام رو كرد و بدو فرمود: فرزندم! سرورى چيست؟ گفت: نيكى به خاندان و تحمل خسارتهاى ديگران. فرمود: توانگرى چيست؟ گفت: كم بودن آرزوهايت و خشنودى به آنچه تو را بسنده است. فرمود: نادارى چيست؟ گفت: طمع و نااميدى فراوان. فرمود: فرومايگى چيست؟ گفت: مرد خود را حفظ كند و ناموسش را تسليم كند. فرمود: حماقت چيست؟ گفت: دشمنى تو با اميرت و هركه بر سود و زيان تو توانايى دارد. پس حضرت به حارث اعور رو كرد و فرمود: اى حارث! اين حكمتها را به فرزندانتان بياموزيد كه مايه فزونى خرد و دورانديشى و رأى هستند.