نتایج جستجو برای «گذرگاه»: ۵۱ حدیث
عنه عليه‏السلام: اِتَّقُوا اللّه‏َ عِبادَ اللّه‏ِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ. وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في

امام على عليه‏السلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شب‏زنده‏دارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوت‏هايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديك‏ترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دام‏هاى فريب، او را گرفتار نساخته‏اند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوش‏ترين خواب و آسوده‏ترين روز، دست يافته است. [چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوش‏بختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر

۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ مَلائِكَةً يَطوفونَ فِي الطُّرُقِ يَلتَمِسونَ أهلَ الذِّكرِ، فَإِذا وَجَدوا قَوما يَذكُرونَ اللّهَ تَنادَوا: هَلُمُّوا إلى حاجَتِكُم. فَيَحُفُّونَهُم بِأَجنِحَتِهِم إلَى السَّماءِ الدُّنيا. فَيَسأَ لُهُم رَبُّهُم ـ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم ـ: ما يَقولُ عِبادي؟ تَقولُ: يُسَبِّحونَكَ، ويُكَبِّرونَكَ، ويَحمَدونَكَ، ويُمَجِّدونَكَ. فَيَقولُ: هَل رَأَوني؟ فَيَقولونَ: وَاللّهِ ما رَأَوكَ! فَيَقولُ: وكَيفَ لَو رَأَوني؟ يَقولونَ: لَو رَأَوكَ كانوا أشَدَّ لَكَ عِبادَةً، وأشَدَّ لَكَ تَمجيدا، وأكثَرَ لَكَ تَسبيحا. يَقولُ: فَما يَسأَلونَني؟ [يَقولونَ] ۱ يَسأَلونَكَ الجَنَّةَ. يَقولُ: وهَل رَأَوها؟ يَقولونَ: لا وَاللّهِ يا رَبِّ ما رَأَوها. يَقولُ: فَكَيفَ لَو

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، فرشتگانى دارد كه در گذرگاه ها در جستجوى اهل ذكر مى گردند و هر گاه گروهى را بينند كه ذكر خدا مى گويند، صدا مى زنند كه: بياييد حاجتتان را بگيريد، و با بال هاى خود، آنان را تا آسمانِ زيرين درميان مى گيرند. پروردگارشان ـ با آن كه خود از فرشتگان بهتر مى داند ـ از آنان مى پرسد: «بندگانم چه مى گويند؟». فرشتگان مى گويند: تو را به پاكى و بزرگى مى ستايند و سپاسَت مى گويند و تمجيدت مى كنند. خداوند مى فرمايد: «آيا مرا ديده اند؟». فرشتگان مى گويند: به خدا سوگند كه تو را نديده اند! خداوند مى فرمايد: «اگر مرا ديده بودند، چه مى كردند؟». فرشتگان مى گويند: اگر تو را ديده بودند، بيشتر بندگى ات مى كردند و بزرگت مى داشتند و تسبيحت مى گفتند. خداوند مى فرمايد:

۱.سقط ما بين المعقوفين من المصدر، وأثبتناه من المصادر الاُخرى.
۲.صحيح البخاري: ج 5 ص 2353 ح 6045، صحيح مسلم: ج 4 ص 2069 ح 25، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 672 ح 1821، سنن الترمذي: ج 5 ص 579 ح 3600، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 56 ح 7428 كلاهماعن أبي هريرة أو عن أبي سعيد الخدري وكلّها نحوه، كنزالعمّال: ج 1 ص 413 ح 1747.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ أفواهَكُم طُرُقُ القرآنِ، فَطَيِّبُوها بالسِّواكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دهان هاى شما، گذرگاه هاى قرآن است. پس آنها را با مسواك زدن، خوش بو كنيد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 603 ح 2751.
الإمام زين العابدين عليه السلام:معاشِرَ أصحابي، اُوصيكُم بِالآخِرَةِ ولَستُ اُوصيكُم بِالدُّنيا، فَإِنَّكُم بِها مُستَوصَونَ وعَلَيها حَريصونَ وبِها مُستَمسِكونَ. معاشِرَ أصحابي، إنَّ الدُّنيا دارُ مَمَرٍّ والآخِرَةَ دارُ مَقَرٍّ، فَخُذوا مِن مَمَرِّكُم لِمَقَرِّكُم، ولا تَهتِكوا أستارَكُم عِندَ مَن لا يَخفى عَلَيهِ أسرارُكُم، وأخرِجوا مِنَ الدُّنيا قُلوبَكُم قَبلَ أن تَخرُجَ مِنها أبدانُكُم ۱.
امام سجاد عليه السلام:اى گروه اصحاب من! شما را به آخرت سفارش مى كنم و به دنيا سفارشتان نمى كنم؛ زيرا خود بدان سفارش شده ايد و بدان آزمنديد و به دامن آن چنگ افكنده ايد. اى گروه اصحاب من! دنيا، سراى گذر است و آخرت، سراى ماندن، پس از گذرگاه خود براى قرارگاهتان توشه برگيريد و پرده هاى خود را در پيشگاه كسى كه رازهايتان بر او پوشيده نيست، مَدَريد و دلهاى خود را از دنيا بيرون كنيد، پيش از آن كه كالبدهايتان از آن بيرون رود.
۱.أمالي الصدوق: 182 / 5 عن طاووس اليمانيّ.
كتاب من لا يحضره الفقيه عن عبد اللّه بن عليّ:حَمَلتُ مَتاعِي مِنَ البَصرَةِ إلى مِصرَ، فَقَدِمتُها، فَبَينَما أنا في بَعضِ الطَّريقِ، إذا أنا بِشَيخٍ طَويلٍ، شَديدِ الأُدمَةِ، أبيَضِ الرَّأسِ وَاللِّحيَةِ، عَلَيهِ طِمرانِ ۱؛ أحَدُهُما أسوَدُ وَالآخَرُ أبيَضُ، فَقُلتُ: مَن هَذا؟ فَقالوا: هذا بِلالٌ مَولى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَأخَذتُ ألواحا فَأَتَيتُهُ فَسَلَّمتُ عَلَيهِ، فَقُلتُ لَه: السَّلامُ عَلَيكَ أيُّهَا الشَّيخُ، فَقالَ: وعَلَيكَ السَّلامُ، قُلتُ: يَرحَمُكَ اللّهُ تَعالى، حَدِّثني بِما سَمِعتَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: اُكتُب بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ، سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: إنَّ سورَ الجَنَّةِ لَبِنَةٌ مِن

كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از عبد اللّه بن على ـ: از بصره به سوى مصر، كالا بردم. چون وارد شهر شدم، در يكى از گذرگاه ها به پيرمردى بلندقامت و سيه چهره كه موهاى سر و ريشش سفيد بود و دو جامه ژنده، يكى سياه و ديگرى سفيد، بر تن داشت، بر خوردم. پرسيدم: اين كيست؟ گفتند: بلال، غلامِ آزاد شده پيامبر خدا. الواحى چند برداشتم و نزد او رفتم و گفتم: سلام بر تو، اى پيرمرد! گفت: و عليك السلام! گفتم: رحمت خداى بلندمرتبه، بر تو باد! حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم بگو. گفت: بنويس: به نام خداوند بخشاينده مهربان. از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: «ديوار بهشت، يك خشتش از طلاست و يك خشتش از نقره. و درهايى چند دارد: درِ رحمت، از ياقوت سرخ است.». گفتم: رحمت خدا بر

۱.الطِّمْرُ: الثوبُ الخَلِقُ (النهاية: ج 3 ص 138 «طمر»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 292 ح 905، الأمالي للصدوق: ص 282 ح 310، بحار الأنوار: ج 8 ص 116 ح 1.
عنه عليه السلامـ لِلجاثَليقِ ۱ وقَد سَأَلَهُ عَنِ الجَنَّةِ أ فِي الدُّنيا هِيَ أم فِي الآخِرَةِ؟ وأينَ الآخِرَةُ مِنَ الدُّنيا؟ ـ: الدُّنيا فِي الآخِرَةِ وَالآخِرَةُ مُحيطَةٌ بِالدُّنيا، إذ كانَتِ النُّقلَةُ مِنَ الحَياةِ إلَى المَوتِ ظاهِرَةً، وكانَتِ الآخِرَةُ هِيَ دارُ الحَيَوانِ لَو كانوا يَعلَمونَ؛ وذلِكَ أنَّ الدُّنيا نُقلَةٌ وَالآخِرَةَ حَياةٌ ومُقامٌ، مَثَلُ ذلِكَ كَالنّائِمِ؛ وذلِكَ أنَّ الجِسمَ يَنامُ، وَالرّوحَ لا تَنامُ، والبَدَنَ يَموتُ وَالرّوحَ لا تَموتُ ۲، قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ إِنَّ الدَّارَ الْاخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ» ۳. وَالدُّنيا رَسمُ الآخِرَةِ وَالآخِرَةُ رَسمُ الدُّنيا ۴، ولَيسَ الدُّنيا الآخِرَةَ ولَا الآخِرَةُ الدُّنيا. إذا فارَقَ

امام على عليه السلامـ در پاسخ جاثليق ۸ كه پرسيد: آيا بهشت در همين دنياست، يا در آخرت است؟ و آخرت در كجاى دنياست؟ ـ: دنيا در [دل]آخرت است و آخرت، محيط بر دنياست؛ چرا كه انتقال از زندگى به مرگ، آشكار است و در واقع، اين آخرت است كه سراى زندگانى است. اى كاش مردم مى دانستند كه دنيا گذرگاه است و آخرت، زندگى و اقامتگاه! حكايت آن، حكايت شخص خفته است: جسم مى خوابد؛ امّا روح نمى خوابد. [همين طور]بدن مى ميرد؛ امّا روح نمى ميرد. خداوند عز و جل مى فرمايد: «و سراى آخرت، سراى زندگانى است. اى كاش مى دانستند!» . دنيا نمادِ (مثالِ) آخرت است و آخرت، نماد دنياست. نه دنيا، [خودِ]آخرت است و نه آخرت، دنياست. هر گاه روح از بدن جدا شود، هر يك از آن دو، به آن جايى كه از آن شروع شده و آفريده شده است، باز مى گردد.

۱.الجَاثَلِيق: رئيس النصارى في بلاد الإسلام (مجمع البحرين: ج 1 ص 270 «الجاثليق»).
۲.في المصدر: «يموت»، والتصويب من بحار الأنوار.
۳.العنكبوت: 64.
۴.الرسم: تمثيل الشيء يطلق على ما يقابل الحقيقة كقول الشاعر: «أرى ودّكم رسما وودّي حقيقة» والظاهر أنّ المراد أنّ الدنيا تمثيل الآخرة والآخرة تمثيل الدنيا، فيكون مثل قوله سبحانه وتعالى: «وَ أُتُواْ بِهِ مُتَشَـبِهًا» (البقرة: 25).
۵.التكاثر: 5 ـ 8.
۶.إشارة إلى الآية: 101 من سورة الكهف.
۷.إرشاد القلوب: ص 309 عن سلمان، بحار الأنوار: ج 30 ص 72 ح 1.
۸.رئيس مسيحيان در كشورهاى اسلامى آن روزگار (مجمع البحرين: ج 1 ص 270).
۹.اشاره است به آيه 101 از سوره كهف.
عنه عليه السلام:اِعمَلُوا لِلجَنَّةِ عَمَلَها؛ فَإِنَّ الدُّنيا لَم تُخلَق لَكُم دارَ مُقامٍ بَل خُلِقَت لَكُم مَجازا ۱، لِتَزَوَّدُوا مِنها الأَعمالَ إِلى دارِ قَرارٍ. ۲
امام على عليه السلام:براى بهشت، كار كنيد؛ چرا كه دنيا براى اقامت دائمىِ شما آفريده نشده است؛ بلكه برايتان گذرگاهى آفريده شده تا از آن براى اقامتگاهتان توشه عمل برداريد.
۱.مَجَازا: أي طَريقا ومسلكا (الصحاح: ج 3 ص 871 «جوز»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 132.
الإمام الباقر عليه السلام:نَحنُ السِّراجُ لِمَنِ استَضاءَ بِنا، وَنَحنُ السَّبِيلُ لِمَنِ اقتَدى بِنا، وَنَحنُ الهُداةُ إِلَى الجَنَّةِ، وَنَحنُ عُرى الإِسلامِ، وَنَحنُ الجُسُورُ وَالقَناطِرُ، مَن مَضى عَلَيها لَم يُسبَق وَمَن تَخَلَّفَ عَنها مُحِقَ ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:ما براى كسى كه از ما روشنى بجويد، چراغيم. ما براى آن كه از ما پيروى كند، راهيم. ما راه نمايان به سوى بهشتيم. ما دستگيره هاى اسلاميم. ما پُل و گذرگاهيم، كه هر كس بر آن بگذرد، عقب نمى ماند و هر كس بر آن نگذرد، نابود مى شود.
۱.المَحْقُ: النقص والمحو والإبطال (النهاية: ج 4 ص 303 «محق»).
۲.كمال الدين: ص 206 ح 20، الأمالي للطوسي: ص 654 ح 1354، بصائر الدرجات: ص 63 ح 10، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 207 كلّها عن خيثمة الجعفي، بحار الأنوار: ج 26 ص 248 ح 18.
عنه عليه ‏السلام: ـ في صِفَةِ نارِ جَهَنَّمَ ـ: فَاللّه‏َ اللّه‏َ عِبادَ اللّه‏ِ! فَإِنَّ الدُّنيا ماضِيَةٌ بِكُم عَلى سَنَنٍ ۱، وأنتُم وَالسّاعَةُ في قَرَنٍ وكَأَنَّها قَد جاءَت بِأَشراطِها، وأزِفَت بِأَفراطِها ۲، ووَقَفَت بِكُم عَلى صِراطِها. وكَأَنَّها قَد أشرَفَت بِزَلازِلِها، وأناخَت بِكَلاكِلِها ۳، وَانصَرَمَتِ الدُّنيا بِأَهلِها، وأخرَجَتهُم مِن حِضنِها، فَكانَت كَيَومٍ مَضى، أو شَهرٍ انقَضى، وصارَ جَديدُها رَثّا، وسَمينُها غَثّا، في مَوقِفٍ ضَنكِ المَقامِ، واُمورٍ مُشتَبِهَةٍ عِظامٍ، ونارٍ شَديدٍ كَلَبُها، عالٍ لَجَبُها، ساطِعٍ لَهَبُها، مُتَغَيِّظٍ زَفيرُها، مُتَأَجِّجٍ سَعيرُها، بَعيدٍ خُمودُها، ذاكٍ ۴ وَقودُها، مَخوفٍ وَعيدُها، عَمٍ ۵ قَرارُها، مُظلِمَةٍ أقطارُها، حامِيَةٍ

امام على عليه ‏السلام ـ در وصف آتش دوزخ ـ : خدا را خدا را ـ اى بندگان خدا ـ كه دنيا همه شما را بر يك راه مى‏برد [همان راه منتهى به آخرت كه گذشتگان نيز رفتند]، و شما و [زمانِ] قيامت، به يك ريسمان بسته شده‏ايد ۷ و تو گويى قيامت [هم‏اينك] نشانه‏هاى خود را آورده، پرچم‏هايش را نزديك ساخته و شما را بر گذرگاه صراط، نگه داشته است، و گويا [هم‏اكنون] زلزله‏هايش را پيش آورده و [چونان اشترى] سينه خويش را بر زمين نهاده [و تحقّق يافته]است. دنيا از اهل خود، بريده و آنان را از آغوش خويش بيرون افكنده است. گويا روزى بود كه گذشت، يا ماهى بود كه به پايان رسيد. تازه آن، كهنه گرديده و فربه آن، لاغر گشته است؛ در جايگاهى تنگ، با كارهايى در هم و بزرگ و آتشى سخت گزنده كه هياهويش بلند است و زبانه‏اش سركش و خروشش

۱.السّنن: الطريقة، وسننُ الطريق: محجّته (لسان العرب: ج 13 ص 226 «سنن»). والمراد إنّ الدنيا تفعل بكم فعلها بمن سبقكم (صبحي الصالح).
۲.الفَرط: العَلَم المستقيم يُهتدى به، والفَرَط: الذي يتقدّم (مجمع البحرين: ج 3 ص 1384 «فرط»).
۳.الكَلْكَل: الصّدر من كلّ شيء، وقيل: هو ما بين التّرقُوَتين (لسان العرب: ج 11 ص 596 «كلل»).
۴.ذَكتَ النار: اشتدّ لهبها واشتعلت (لسان العرب: ج 14 ص 287 «ذكا»).
۵.من التعمية والاخفاء والتلبيس (النهاية: ج 3 ص 304 «عما»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 190، بحار الأنوار: ج 7 ص 207 ح 95.
۷.همچون دو شتر، كه به يك ريسمان بسته شده باشند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ أفواهَكُم طُرُقُ القرآنِ، فَطَيِّبُوها بالسِّواكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دهان هاى شما، گذرگاه هاى قرآن است. پس آنها را با مسواك زدن، خوش بو كنيد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 603 ح 2751 نقلاً عن أبي نعيم في كتاب السواك والسجزي في الإبانة عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:طَيِّبُوا أفواهَكُم؛ فإنَّ أفواهَكُم طَريقُ القرآنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دهان هايتان را خوش بو كنيد؛ زيرا دهان هاى شما، گذرگاه قرآن است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 603 ح 2752 نقلاً عن الكجي في سننه عن وضين.
الإمام الصّادق عليه السلام:قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: نَظِّفُوا طَريقَ القرآنِ، قيلَ: يا رسولَ اللّهِ، وما طَريقُ القرآنِ؟ قالَ: أفواهُكُم، قيلَ: بماذا؟ قالَ: بالسِّواكِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا فرمود: «گذرگاه قرآن را نظافت كنيد». گفته شد: اى پيامبر خدا! گذرگاه قرآن چيست؟ فرمود: «دهان هايتان». گفته شد: با چه تميزش كنيم؟ فرمود: «با مسواك زدن».
۱.المحاسن: ج 2 ص 377 ح 2323 عن أبان الحنّاط، بحار الأنوار: ج 92 ص 213 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ لا يُجيبُهُم رَبُّكَ عز و جل: رَجُلٌ نَزَلَ بَيتا خَرِبا، ورَجُلٌ نَزَلَ عَلى طَريقِ السَّبيلِ ۱، ورَجُلٌ أرسَلَ دابَّتَهُ ثُمَّ جَعَلَ يَدعُو اللّهَ أن يَحبِسَها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه كس اند كه پروردگارت عز و جل دعايشان را اجابت نمى كند: مردى كه در خانه اى ويرانه فرود آيد؛ مردى كه در گذرگاه فرود آيد؛ و مردى كه چارپايش را رها سازد [و نبندد]و سپس دعا كند كه خداوند آن را نگه دارد.
۱.أي الطريق المسلوك. قال ابن منظور: سبيل سابلة: أي مسلوكة. والسابلة: أبناء السبيل المختلفون على الطرقات في حوائجهم (لسان العرب: ج 11 ص 320 «سبل»).
۲.تاريخ دمشق: ج 34 ص 449 ح 7057 عن عبد الرحمن بن عائذ الثمالي.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ الجَنَّةَ لَتُنَجَّدُ وتُزَيَّنُ مِنَ الحَولِ إلَى الحَولِ لِدُخولِ شَهرِ رَمَضانَ، فَإِذا كانَ أوَّلُ لَيلَةٍ مِنهُ هَبَّت ريحٌ مِن تَحتِ العَرشِ يُقالُ لَهَا المُثيرَةُ تَصفِقُ وَرَقَ أشجارِ الجِنانِ وحَِلَقَ المَصاريعِ، فَيُسمَعُ لِذلِكَ طَنينٌ لَم يَسمَعِ السّامِعونَ أحسَنَ مِنهُ، وتَبرُزنَ الحورُ العينُ حَتّى يَقِفنَ بَينَ شُرَفِ الجَنَّةِ، فَيُنادينَ: هَل مِن خاطِبٍ إلَى اللّهِ عز و جل فَيُزَوِّجَهُ؟. ويَقولُ اللّهُ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ في كُلِّ لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ثَلاثَ مَرّاتٍ: هَل مِن سائِلٍ فَاُعطِيَهُ سُؤلَهُ؟ هَل مِن تائِبٍ فَأَتوبَ عَلَيهِ؟ هَل مِن مُستَغفِرٍ فَأَغفِرَ لَهُ؟ مَن يُقرِضُ المَليءَ غَيرَ المُعدِمِ، وَالوَفِيَّ غَيرَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا بهشت براى فرا رسيدن ماه رمضان، از سال تا سال [آينده اش]، آراسته و زينت مى شود. پس چون نخستين شب ماه رمضان شود، نسيمى از زير عرش مى وزد كه به آن، «مُثيره (برانگيزنده)» مى گويند. برگ درختان بهشت و حلقه هاى درهاى بهشت به صدا در مى آيند و از حركت آنها آهنگى شنيده مى شود كه شنوندگان، زيباتر از آن را نشنيده اند. حوريان بهشتى سر بر مى آورند و ميان سرْ درهاى بهشت مى ايستند و بانگ بر مى آورند: «آيا خواستگارى به درگاه خدا هست تا خداوند، او را همسر دهد؟.». خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در هر شب از ماه رمضان، سه بار مى فرمايد: «آيا خواهنده اى هست كه خواسته اش را برآورم؟ آيا توبه كننده اى هست كه توبه اش را بپذيرم؟ آيا آمرزش خواهى هست كه او را بيامرزم؟ كيست كه به توانگرِ

۱.الأمالي للمفيد: ص 230 ح 3 عن عبداللّه بن عبّاس، بحار الأنوار: ج 96 ص 338 ح 1؛ فضائل الأوقات للبيهقي: ص 64 ح 129 عن ابن عبّاس.
۲.يعنى خدا كه از بنده اش قرض مى خواهد، توانگر است و به وعده خود، وفا مى كند.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَجعَلُوا المَساجِدَ طُرُقا حتّى تُصَلُّوا فيها رَكعتَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مسجدها را گذرگاه خود قرار ندهيد، مگر آن كه دو ركعت نماز در آنها بخوانيد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 509 ح 707 عن الحسين بن يزيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 76 ص 328 ح. 1
عنه صلى الله عليه و آله:طَيِّبُوا أفواهَكُم بِالسِّواكِ؛ فإنّها طُرُقُ القُرآنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دهان هاى خود را با مسواك زدن، خوش بو كنيد؛ زيرا دهان هاى شما گذرگاه هاى قرآن است.
۱.. كنز العمّال: ج 1 ص 603 ح 2753 عن سمرة.
عنه صلى الله عليه و آله:نَظِّفُوا أفواهَكُم؛ فإنّها طُرُقُ القرآنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دهان هاى خود را پاكيزه كنيد؛ زيرا گذرگاه هاى قرآن اند.
۱.. كنز العمّال: ج 1 ص 611 ح 2804 نقلاً عن الديلمي عن أنس.
عنه عليه السلام:أيّها الناسُ، إنّما الدنيا دارُ مَجازٍوالآخِرةُ دارُ قَرارٍ، فخُذوا مِن مَمَرِّكُم لِمَقَرِّكُم. ۱
امام على عليه السلام:اى مردم! دنيا سراى گذر است و آخرت سراى ماندن. پس، از گذرگاه خود براى اقامتگاه خود [توشه]برگيريد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 203
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَجعَلُوا المَساجِدَ طُرُقا حتّى تُصَلُّوا فيها رَكعتَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مسجدها را گذرگاه خود قرار ندهيد مگر آن كه دو ركعت نماز در آنها بخوانيد.
۱.الأمالي للصدوق: 509/707.
کلیدواژه‌ها مسجدآداب مساجد
عنه عليه السلامـ في وَصفِ الإسلامِ ـ: فهُو أبلَجُ المَناهِجِ، وأوضَحُ (واضِحُ) الوَلائجِ، مُشرِفُ المَنارِ، مُشرِقُ الجَوادِّ، مُضِيءُ المَصابِيحِ. ۱
امام على عليه السلامـ در توصيف اسلام ـفرمود: اسلام روشنترين راهها و آشكارترين گذرگاهها است. مشعل آن بلند و مرتفع است و شاهراههايش درخشان و چراغهايش فروزان.
۱.نهج البلاغة: انظر تمام الخطبة، الخطبة 106.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۱