حدیث دربارههشدار امام على عليه السلام

عنه عليه ‏السلام: ـ في صِفَةِ نارِ جَهَنَّمَ ـ: فَاللّه‏َ اللّه‏َ عِبادَ اللّه‏ِ! فَإِنَّ الدُّنيا ماضِيَةٌ بِكُم عَلى سَنَنٍ ۱، وأنتُم وَالسّاعَةُ في قَرَنٍ وكَأَنَّها قَد جاءَت بِأَشراطِها، وأزِفَت بِأَفراطِها ۲، ووَقَفَت بِكُم عَلى صِراطِها. وكَأَنَّها قَد أشرَفَت بِزَلازِلِها، وأناخَت بِكَلاكِلِها ۳، وَانصَرَمَتِ الدُّنيا بِأَهلِها، وأخرَجَتهُم مِن حِضنِها، فَكانَت كَيَومٍ مَضى، أو شَهرٍ انقَضى، وصارَ جَديدُها رَثّا، وسَمينُها غَثّا، في مَوقِفٍ ضَنكِ المَقامِ، واُمورٍ مُشتَبِهَةٍ عِظامٍ، ونارٍ شَديدٍ كَلَبُها، عالٍ لَجَبُها، ساطِعٍ لَهَبُها، مُتَغَيِّظٍ زَفيرُها، مُتَأَجِّجٍ سَعيرُها، بَعيدٍ خُمودُها، ذاكٍ ۴ وَقودُها، مَخوفٍ وَعيدُها، عَمٍ ۵ قَرارُها، مُظلِمَةٍ أقطارُها، حامِيَةٍ قُدورُها، فَظيعَةٍ أُمورُها. ۶
امام على عليه ‏السلام ـ در وصف آتش دوزخ ـ : خدا را خدا را ـ اى بندگان خدا ـ كه دنيا همه شما را بر يك راه مى‏برد [همان راه منتهى به آخرت كه گذشتگان نيز رفتند]، و شما و [زمانِ] قيامت، به يك ريسمان بسته شده‏ايد ۷ و تو گويى قيامت [هم‏اينك] نشانه‏هاى خود را آورده، پرچم‏هايش را نزديك ساخته و شما را بر گذرگاه صراط، نگه داشته است، و گويا [هم‏اكنون] زلزله‏هايش را پيش آورده و [چونان اشترى] سينه خويش را بر زمين نهاده [و تحقّق يافته]است. دنيا از اهل خود، بريده و آنان را از آغوش خويش بيرون افكنده است. گويا روزى بود كه گذشت، يا ماهى بود كه به پايان رسيد. تازه آن، كهنه گرديده و فربه آن، لاغر گشته است؛ در جايگاهى تنگ، با كارهايى در هم و بزرگ و آتشى سخت گزنده كه هياهويش بلند است و زبانه‏اش سركش و خروشش خشم‏آلود، شعله‏اش فروزان است و فسرده شدنش دور و دير، هيمه‏اش پرشعله است و تهديدش خوف‏انگيز، ژرفاى آن ناپيدا و كران تا كرانش غرقه در تاريكى است، ريگ‏هايش جوشان، و كارهايش وحشتناك است.
۱.السّنن: الطريقة، وسننُ الطريق: محجّته (لسان العرب: ج 13 ص 226 «سنن»). والمراد إنّ الدنيا تفعل بكم فعلها بمن سبقكم (صبحي الصالح).
۲.الفَرط: العَلَم المستقيم يُهتدى به، والفَرَط: الذي يتقدّم (مجمع البحرين: ج 3 ص 1384 «فرط»).
۳.الكَلْكَل: الصّدر من كلّ شيء، وقيل: هو ما بين التّرقُوَتين (لسان العرب: ج 11 ص 596 «كلل»).
۴.ذَكتَ النار: اشتدّ لهبها واشتعلت (لسان العرب: ج 14 ص 287 «ذكا»).
۵.من التعمية والاخفاء والتلبيس (النهاية: ج 3 ص 304 «عما»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 190، بحار الأنوار: ج 7 ص 207 ح 95.
۷.همچون دو شتر، كه به يك ريسمان بسته شده باشند.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه ‏السلام: بدانيد كه اين پوستِ نازك، تاب آتش ندارد. پس بر خويشتن رحم كنيد، كه شما خود را در رنج و سختى‏هاى دنيا آزموده‏ايد [و مى‏دانيد كه ياراى تحمّل كوچك‏ترين سختى‏هاى آن را نداريد؛ چه رسد به آتش آخرت]. آيا ديده‏ايد كه هر يك از شما، از خارى كه در بدن او مى‏خَلَد يا از لغزيدنى كه خونينش مى‏كند يا از ديگى داغ كه پايش را مى‏سوزاند، چه سان بى‏تابى مى‏كند؟ پس چگونه است آن گاه كه ميان دو لايه از آتش قرار گيرد، و هم‏بستر سنگ باشد و همدم شيطان؟! آيا مى‏دانيد كه مالك (فرشته دوزخيان) آن گاه كه بر آتش، خشم گيرد، از خشم او آتش به تلاطم در مى‏آيد، و آن گاه كه بر آن نهيب بزند، از نهيب او، بى‏تابانه ميان درهايش در هم مى‏جهد؟! اى پير سال‏خورده، كه موى سپيد [و ناتوانىِ پيرى] وجودت را فرا گرفته است! چه حالى خواهى داشت آن گاه كه طوق‏هاى آتش به استخوان‏هاى گردن فرو چسبد، و كُنده‏ها [ى آتشين] چنان فرو گيرند كه گوشت ساعدها را بخورند؟!