فیلترها
نتایج جستجو برای «پوشاک»: ۳۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن هشام بن الحكم عن الإمام الرضا عليه السلامـ عِندَما سَأَلَهُ عَن أسماءِ اللّهِ وَاشتِقاقِها ـ: يا هِشامُ، اللّهُ مُشتَقٌّ مِن إلهٍ، وَالإِلهُ يَقتَضي مَألوها، وَالاِسمُ غَيرُ المُسَمّى، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنى فَقَد كَفَرَ ولَم يَعبُد شَيئا، ومَن عَبَدَ الاِسمَ وَالمَعنى فَقَد كَفَر ۱ وعَبَدَ اثنَينِ، ومَن عَبَدَ المَعنى دونَ الاِسمِ فَذاكَ التَّوحيدُ، أفَهِمتَ يا هِشامُ؟ قالَ: فَقُلتُ: زِدني! قالَ:
إنَّ للّهِِ تِسعَةً وتِسعينَ اسما، فَلَو كانَ الاِسمُ هُوَ المُسَمّى لَكانَ كُلُّ اسمٍ مِنها إلها، ولكِنَّ اللّهَ مَعنىً يُدَلُّ عَلَيهِ بِهذِهِ الأَسماءِ، وكُلُّها غَيرُهُ. يا هِشامُ، الخُبزُ اسمٌ لِلمَأكولِ، وَالماءُ اسمٌ لِلمَشروبِ، وَالثَّوبُ اسمٌ لِلمَلبوسِ، وَالنّارُ
الكافىـ به نقل از هشام بن حكم ـ: امام رضا عليه السلام، آن گاه كه از ايشان، در باره نام هاى خدا و اشتقاق آنها پرسيد، فرمود: «اى هشام! اللّه، برگرفته از إلاه (پرستيدن) است، و إلاه، مقتضى مألوه (پرستش شونده) اى است. نام، غير از ناموَر است. پس هر كه نام، نه معنا [و ذات] را بپرستد، كافر است و در حقيقت، چيزى را نپرستيده است. هر كه نام و معنا (ذات)، هر دو را بپرستد، كافر است و دو چيز پرستيده است، و هر كه معنا را بپرستد، نه نام را، اين، توحيد است. فهميدى اى هشام؟».
گفتم: بيشتر توضيح بده.
فرمود: «خداوند، نود و نه نام دارد. بنا بر اين، اگر نام همان ناموَر باشد، براى هر نامى از اين نام ها خدايى خواهد بود؛ امّا خدا معنايى (ذاتى) است كه اين نام ها همگى بر او دلالت دارند، ولى همه اين نام ها غير از
۱.في التوحيد والموضع الآخر من الكافي: «فقد أشرك».
۲.اُناضل: أي اُجادل واُخاصم واُدافع. وفلان يناضل عن فلان: إذا رامى عنه وحاجَجَ، وتكلَّم بعذره، ودفع عنه (النهاية: ج 5 ص 72 «نضل»).
۳.الكافي: ج 1 ص 87 ح 2 وص 114 ح 2، التوحيد: ص 220 ح 13 وفيه «تنافر أعداءنا والملحدين في اللّه والمشركين» بدل «تناضل به أعداءنا والمتّخذين مع اللّه جلّ وعزّ»، الاحتجاج: ج 2 ص 203 ح 216، بحار الأنوار: ج 4 ص 157 ح 2.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ لِأَصحابِهِ ذاتَ يَومٍ: أرَأَيتُم لَو جَمَعتُم ما عِندَكُم مِنَ الثِّيابِ وَالآنِيَةِ، ثُمَّ وَضَعتُم بَعضَهُ عَلى بَعضٍ أكُنتُم تَرَونَهُ يَبلُغُ ۱ السَّماءَ؟ قالوا: لا يا رَسولَ اللّهِ، قالَ: ألا أدُلُّكُم عَلى شَيءٍ أصلُهُ فِي الأَرضِ وفَرعُهُ فِي السَّماءِ؟ قالوا: بَلى يا رَسولَ اللّهِ!
قالَ: يَقولُ أحَدُكُم إذا فَرَغَ مِن صَلاتِهِ الفَريضَةِ: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ» ثَلاثينَ مَرَّةً؛ فَإِنَّ أصلَهُنَّ فِي الأَرضِ وفَرعَهُنَّ فِي السَّماءِ، وهُنَّ يَدفَعنَ الهَدمَ، وَالحَرقَ، وَالغَرَقَ، وَالتَّرَدِّيَ فِي البِئرِ، وأكلَ السَّبُعِ، ومِيتَةَ السَّوءِ، وَالبَلِيَّةَ
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، روزى به يارانش فرمود: «به نظر شما، اگر آنچه از پوشاك و ظروف داريد، گِرد آوريد و سپس هر يك از آنها را بر روى ديگرى بگذاريد، آيا فكر مى كنيد به آسمان برسد؟».
گفتند: خير، اى پيامبر خدا!
فرمود: «آيا شما را به چيزى ره نمون نشوم كه ريشه اش در زمين و شاخسارش در آسمان است؟».
گفتند: چرا، اى پيامبر خدا!
فرمود: «هر يك از شما پس از به جا آوردن نماز واجبش، سى مرتبه بگويد: پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است. ريشه اينها در زمين و شاخسارشان در آسمان است. اينها از رفتن زيرِ آوار، و سوخته شدن، و غرق شدن، و افتادن در چاه، و طعمه درنده شدن، و مرگ دل خراش، و بلايى كه در آن روز از آسمان بر بنده نازل مى شود، جلوگيرى مى كنند. اينها همان
الكافي عن أبي بصير:كانَ لِي جارٌ يَتبَعُ السُّلطانَ فَأَصابَ مالاً، فَأَعَدَّ قِيانا ۱ وَكانَ يَجمَعُ الجَمِيعَ إِلَيهِ وَيَشرَبُ المُسكِرَ وَيُؤذِينِي فَشَكَوتُهُ إِلى نَفسِهِ غَيرَ مَرَّةٍ، فَلَم يَنَتهِ، فَلَمّا أَن أَلحَحتُ عَلَيهِ فَقالَ لِي: يا هذا، أَنا رَجُلٌ مُبتَلىً وَأَنتَ رَجُلٌ مُعافًى، فَلَو عَرَضتَنِي لِصاحِبِكَ رَجَوتُ اَ? يُنقِذَنِيَ اللّهُ بِكَ، فَوَقَعَ ذَلِكَ لَهُ فِي قَلبِي، فَلَمّا صِرتُ إِلى أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ذَكَرتُ لَهُ حالَهُ، فَقالَ لِي: إِذا رَجَعتَ إِلَى الكُوفَةِ سَيَأتِيكَ، فَقُل لَهُ: يَقُولُ لَكَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ: دَع ما أَنتَ عَلَيهِ وَأَضمَنُ لَكَ عَلَى اللّهِ الجَنَّةَ.
فَلَمّا رَجَعتُ إِلى الكُوفَةِ أَتانِي فِيمَن أَتى، فَاحتَبَستُهُ
الكافى ـ به نقل از ابو بصير ـ:همسايه اى داشتم كه در دستگاه حكومت، كار مى كرد و از اين طريق، ثروتى به دست آورده و كنيزكانى آوازه خوان خريده بود. همه را نزد خود جمع مى كرد و شراب مى خورد و باعث آزار و اذيّت من مى شد. بارها به خودِ او شكايت كردم؛ امّا دست بر نداشت، و چون اصرار كردم كه دست از كارهايش بردارد، به من گفت: فلانى! من آدمى هستم كه [در بند حكومت،] گرفتار آمده ام و تو از اين گرفتارى، بر كنار و آسوده اى. اگر وضع مرا به آقايت بگويى، اميدوارم كه خداوند به واسطه تو، مرا هم نجات بخشد.
اين سخن او، در دلم اثر كرد و چون به خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، ماجراى او را به ايشان گفتم. فرمود: «چون به كوفه باز گشتى، او نزد تو خواهد آمد. به او بگو: جعفر بن محمّد به تو مى گويد: كارى را كه دارى،
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ جَعَلَني إماما لِخَلْقِهِ، فَفَرَضَ عَلَيَّ التَّقْديرَ في نَفْسي ومَطْعَمي ومَشْرَبي ومَلْبَسي كَضُعَفاءِ النّاسِ، كَيْيَقْتَديَ الفقيرُ بِفَقْري، ولا يُطْغِيَ الغَنِيَّ غِناهُ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند مرا پيشواى خلق خود قرار داد. از اين رو، بر من واجب كرد كه درباره خودم و خورد و خوراك و پوشاكم همانند مردمان تنگدست باشم تا نادار به نادارى من تأسى جويد و توانگر را توانگرى اش به طغيان و سركشى نكشاند.
۱.بحار الأنوار: 40 / 336 / 17.
بحار الأنوار:في حديثِ المِعراجِ: يا أحمدُ، إنَّ أهلَ الخَيرِ وأهلَ الآخِرَةِ رَقيقَةٌ وُجوهُهم، كثيرٌحَياؤهُم، قليلٌ حُمْقُهُم، كثيرٌ نَفْعُهُم، قليلٌ مَكْرُهُم، النّاسُ مِنْهم في راحَةٍ، وأنفسُهُم مِنْهم في تَعَبٍ، كلامُهُم مَوْزونٌ، مُحاسِبينَ لأنفُسِهِم مُتْعِبينَ لَها، تَنامُ أعيُنُهم ولا تَنامُ قلوبُهُم، أعينُهُم باكِيَةٌ، وقُلوبُهُم ذاكِرَةٌ. إذاكُتِبَ النّاسُ مِن الغافِلينَ كُتِبوا مِن الذّاكِرينَ. لا يَشْغَلُهُم عَنِ اللّهِ شَيءٌ طَرْفَةَ عَينٍ، ولا يُريدونَ كَثْرَةَ الطَّعامِ، ولا كَثرةَ الكلامِ، ولا كَثرةَ اللِّباسِ. النّاسُ عِندَهُم مَوْتى، واللّهُ عِندَهُم حيٌّ قَيّومٌ. ۱
بحار الأنوار:در حديث معراج آمده است: اى احمد! همانا اهل خير واهل آخرت مردمانى كمرو و پر شرم هستند، نادانيشان اندك است و سودشان بسيار و مكرشان اندك، مردم از دست آنان آسوده اند و خودشان از خويشتن در رنجند، سخنشان سنجيده است، از نفسهاى خود حساب مى كشند و آن را سرزنش مى كنند، چشمانشان مى خوابد اما دلهايشان نمى خوابد، ديدگانشان گريان است، و دلهايشان به ياد خداست، آن گاه كه مردم در غفلت به سر مى برند آنان در زمره ذاكرين هستند. هيچ چيز لحظه اى آنان را از خدا باز نمى دارد، نه خواهان خوراك زيادند و نه خواستار پر گويى و نه خواهان پوشاك زياد، مردم نزد آنان مردگانند و خدا در نظرشان زنده و قيّوم.
۱.بحار الأنوار: 77/24/6.
عنه عليه السلام:فالمُتَّقُونَ فيها هُم أهلُ الفَضائلِ: مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ، ومَلبَسُهُمُ الاقتِصادُ. ۱
امام على عليه السلام:پرهيزگاران در دنيا اهل فضايلند: گفتارشان بر پايه راستى و درستى است و پوشاكشان (رفتارشان) بر پايه ميانه روى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 193.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أحسَنُ ما زُرتُمُ اللّهَ عَزَّوجلَّ بهِ في قُبورِكُم ومَساجِدِكُمُ البَياضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيكوترين جامه اى كه با آن خداوند عزّوجلّ را در گورهايتان و در مساجدتان ديدار مى كنيد، جامه سفيد است.
۱.الترغيب والترهيب: 3/88/3.
عنه صلى الله عليه و آله:اِلبَسوا البَياضَ؛ فإنّهُ أطيَبُ وأطهَرُ، وكَفِّنوا فيهِ مَوتاكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:لباس سفيد بپوشيد؛ زيرا جامه سفيد نيكوتر و پاكيزه تر است. مردگان خود را نيز در پارچه سفيد كفن كنيد.
۱.الكافي: 6/445/2
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اِلبَسوا ثِيابَ القُطنِ؛ فإنّهالِباسُ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وهُو لِباسُنا. ۱
امام على عليه السلام:لباس پنبه اى (كرباس) بپوشيد، كه آن لباس رسول خدا صلى الله عليه و آله و لباس ما (اهل بيت) است.
۱.الكافي: 6/446/4
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:الكَتّانُ مِن لِباسِ الأنبياءِ، وهُو يُنبِتُ اللَّحمَ. ۱
امام صادق عليه السلام:كتان از لباسهاى پيامبران است و گوشت را مى روياند.
۱.الكافي: 6/449/1.
كنز العمّال:نَهى [النبيُّ صلى الله عليه و آله] عن الشُّهرَتَينِ، دِقَّةِ الثِّيابِ وغِلظِها، ولِينِها وخُشونَتِها، وطُولِها وقِصَرِها، ولكنْ سَدادٌ فيما بَينَ ذلكَ واقتِصادٌ. ۱
كنز العمّال:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از دو شهرت نهى فرمود: شهرت در نازكى، ضخامت، نرمى و زبرى لباس و در بلندى و كوتاهى آن. بلكه [فرمود:]بايد حدّ وسط ميان اين خصوصيات را رعايت كرد.
۱.كنز العمّال: 41172.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في صِفَةِ المُتّقينَ ـ: مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ، ومَلبَسُهُمُ الاقتِصادُ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف پرهيزگاران ـفرمود: گفتارشان حق و درست و پوشاكشان توأم با ميانه روى است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 193.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:المالُ مالُ اللّهِ يَضَعُهُ عِندَ الرّجُلِ وَدايِعَ، وجَوّزَ لَهُم أن يأكُلوا قَصدا ويَلبَسوا قَصدا. ۱
امام صادق عليه السلام:دارايى ها از آنِ خداست و آنها رانزد مردم به امانت مى سپارد و به آنها اجازه داده است كه با ميانه روى، بخورند و با ميانه روى، بپوشند.
۱.بحار الأنوار: 79/304/17.
الكافي عن حَمّادِ بنِ عُثمانَ:كنتُ حاضِرا عندَأبي عبدِاللّهِ عليه السلام إذ قالَ لَهُ رجُلٌ: أصلَحَكَ اللّهُ، ذَكَرتَ أنّ عليَّ بنَ أبي طالبٍ عليه السلام كانَ يَلبَسُ الخَشِنَ، يَلبَسُ القَميصَ بأربَعةِ دَراهِمَ وما أشبَهَ ذلكَ، ونَرى علَيكَ اللِّباسَ الجَيِّدَ!
قالَ: فقالَ لَهُ: إنّ عليَّ بنَ أبي طالبٍ عليه السلام كانَ يَلبَسُ ذلكَ في زمانٍ لا يُنكَرُ، ولَو لَبِسَ مِثلَ ذلكَ اليومَ لَشُهِرَ بهِ، فخَيرُ لِباسِ كُلِّ زمانٍ لِباسُ أهلِهِ، غَيرَ أنّ قائمَنا إذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عليٍّ عليه السلام وسارَ بسِيرَتِهِ. ۱
الكافىـ به نقل از حمّاد بن عثمان ـ: در خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه مردى به آن حضرت عرض كرد: خداوند به صلاحت دارد! شما فرموديد كه على بن ابى طالب عليه السلام لباس خشن به تن مى كرد، پيراهن چهار درهمى مى پوشيد و امثال اين ها، در حالى كه مى بينيم شما خود جامه اى نيكو پوشيده ايد!
حماد مى گويد: حضرت به او فرمود: على بن ابى طالب عليه السلام آن لباس ها را در زمانى مى پوشيد، كه عيب نبود. اگر چنان لباس هايى را امروز مى پوشيد، موجب انگشت نما شدنِ او مى شد. پس، بهترين لباس هر زمانى لباس مردم آن زمان است؛ منتها قائم ما آن گاه كه قيام كند، جامه هايى مانند على عليه السلام مى پوشد و به شيوه آن حضرت رفتار مى نمايد.
۱.الكافي: 6/444/15.
مكارم الأخلاق عن سُفيانَ الثَّوريِّ:قلتُ لأبي عبدِاللّهِ عليه السلام: أنتَ تَروي أنّ عليَّ بنَ أبي طالبٍ عليه السلام كانَ يَلبَسُ الخَشِنَ، وأنتَ تَلبَسُ القُوهِيَّ والمَرويَّ! قالَ: وَيحَكَ! إنّ عليَّ بنَ أبي طالبٍ عليه السلام كانَ في زمانِ ضِيقٍ، فإذا اتّسَعَ الزّمانُ فأبرارُ الزّمانِ أولى بهِ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از سفيان ثورى ـ: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: شما روايت مى كنى كه على بن ابى طالب عليه السلام جامه خشن مى پوشيد، در حالى كه خود جامه قوهى و مروى ۲ مى پوشى! آن حضرت فرمود: واى بر تو! على بن ابى طالب در روزگار سختى وتنگدستى به سر مى برد، اما هرگاه در زمانه گشايش حاصل شود نيكان روزگار به بهره مند شدن از آن گشايش سزاوارترند.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:إنّ أهلَ الضَّعفِ مِن مَوالِيَّيُحِبّونَ أن أجلِسَ علَى اللُّبُودِ وألبَسَ الخَشِنَ، ولَيس يَتَحَمّلُ الزَّمانُ ذلكَ. ۱
امام رضا عليه السلام:دوستداران كوته انديشِ من دوست دارند كه من روى نمد بنشينم و لباس درشت بپوشم، درحالى كه زمانه [ما]اين را نمى پذيرد.
۱.مكارم الأخلاق: 1/220/648.
عيون أخبار الرضا:حضرت رضا عليه السلام در تابستان روى حصير و در زمستان روى پلاس مى نشست. لباسش از پارچه درشت بود. اما هرگاه در ميان مردم ظاهر مى شد، خود را مى آراست.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:العَمائمُ تِيجانُ العَرَبِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عِمامه ها، تاج عربهاست.
۱.الكافي: 6/461/5؛ كنز العمّال: 41132.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۰