فیلترها
نتایج جستجو برای «مشورت»: ۴۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
جامع الأحاديث للقمّي:سُئِلَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ الإِنسانُ؟
قالَ: غَريزَةُ عَقلٍ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَأَخٌ مُستَشيرٌ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَصَمتٌ فِي المَجالِسِ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَمَوتٌ عاجِلٌ. ۱
جامع الأحاديث:از امير مؤمنان سؤال شد: برترين چيزى كه به انسان ها بخشيده شده، چيست؟
فرمود: «خردِ سرشتى».
گفته شد: اگر نباشد؟
فرمود: «برادرى كه با او مشورت شود».
گفته شد: اگر نبود؟
فرمود: «خاموشى در مجلس ها».
گفته شد: اگر اين هم نبود؟
فرمود: «مرگ زودرس».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 194.
الإمام عليّ عليه السلام:مَن شاوَرَ ذَوِي العُقولِ استَضاءَ بِأَنوارِ العُقولِ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه با خردمندان به رايزنى مى پردازد، از پرتوِ خرد، نورانى مى گردد.
۱.غرر الحكم: ح 8634.
عنه عليهالسلام: مَنِ استَشارَ ذَوِي النُّهى وَالأَلبابِ فازَ بِالحَزمِ وَالسَّدادِ. ۱
امام على عليهالسلام: آن كه با خردمندانْ مشورت كند، به دورانديشى و محكمكارى دست مىيابد.
۱.غرر الحكم: ح 8913.
عنه عليهالسلام: مَن شاوَرَ ذَوِي النُّهى وَالأَلبابِ فازَ بِالنُّجحِ وَالصَّوابِ. ۱
امام على عليهالسلام: آن كه با خردمندان مشورت كند، به پيروزى و درستى دست مىيابد.
۱.غرر الحكم: ح 8641.
عنه عليه السلام:لا تُشاوِر عَدُوَّكَ وَاستُرهُ خَبَرَكَ. ۱
امام على عليه السلام:با دشمنت مشورت مكن و خبرت را پنهان دار.
۱.غرر الحكم: 10198.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:استَشِر أعداءَكَ تَعرِف مِن رَأيِهِم مِقدارَ عَداوَتِهم وَمَواضِعَ مَقاصِدِهم. ۱
امام على عليه السلام:با دشمنانت مشورت كن تا اندازه دشمنى و اهداف و مقصودشان را از نظرشان دريابى.
۱.غرر الحكم: 2462.
عنه عليه السلام:إنّ ضارِبَ عَلِيٍّ بِالسَّيفِ وَقاتِلَهُ لَوِ ائتَمَنَني وَاستَنصَحَني وَاستَشارَني ثُمَ قَبِلتُ ذلِكَ مِنهُ لَأدَّيتُ إلَيهِ الأمانةَ. ۱
امام صادق عليه السلام:اگر ضارب و قاتل على عليه السلام [هم] مرا امين بشمارد و از من خيرخواهى كرده و با من مشورت كند و من امانتش را بپذيرم، آن را به او باز خواهم گرداند.
۱.الكافي: 5 / 133 / 5.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَستَشيروا أهلَ العِشقِ فَلَيسَ لَهُم رَأيٌ، وإنَّ قُلوبَهُم مُحتَرِقَةٌ، وفِكَرَهُم مُتَواصِلَةٌ، وعُقولَهُم سالِبَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از عشق پيشگان، مشورت نخواهيد؛ چراكه آنان، رأيى ندارند و دل هايشان سوزان و فكرشان جاى ديگر است و خردهايشان از آنان گرفته شده است.
۱.الفردوس: ج 5 ص 38 ح 7389 عن أنس.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتموانع معرفت +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ. عُلَماؤُهُم وفُقَهاؤُهُم خَوَنَةٌ فَجَرَةٌ، ألا إنَّهُم أشرارُ خَلقِ اللّهِ، وكَذلِكَ أتباعُهُم ومَن يَأتيهِم ويَأخُذُ مِنهُم ويُحِبُّهُم ويُجالِسُهُم ويُشاوِرُهُم أشرارُ خَلقِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زمانى بر مردم فرا مى رسد كه. دانشمندان و فقيهانشان، خيانتكار و تبهكارند. آگاه باشيد كه آنان، بدترينِ خلق خدايند. همچنين پيروان آنان و آن كه بر آنها در آيد و از آنها فرا گيرد و دوستشان بدارد و با آنان بنشيند و مشورت كند، همگى بدترينِ خلق خدايند.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 346 ح 2660 عن ابن مسعود، بحارالأنوار: ج 77 ص 98 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتعالمان بد +1 مورد دیگر
الأمالي للطوسي عن ابن عبّاس:اِجتَمَعَ المُشرِكونَ في دارِ النَّدوَةِ؛ لِيَتَشاوَروا في أمرِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَتى جَبرَئيلُ عليه السلام رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخبَرَهُ الخَبَرَ، وأمَرَهُ أن لا يَنامَ في مَضجَعِهِ تِلكَ اللَّيلَةَ، فَلَمّا أرادَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المَبيتَ أمَرَ عَلِيّا عليه السلام أن يَبيتَ في مَضجَعِهِ تِلكَ اللَّيلَةَ، فَباتَ عَلِيٌّ عليه السلام وتَغَشّى بِبُردٍ أخضَرَ حَضرَمِيٍّ كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَنامُ فيهِ، وجَعَلَ السَّيفَ إلى جَنبِهِ فَلَمَّا اجتَمَعَ اُولئِكَ النَّفَرُ مِن قُرَيشٍ يَطوفونَ ويَرصُدونَهُ ويُريدونَ قَتلَهُ، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُم جُلوسٌ عَلَى البابِ، عَدَدُهُم
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: مشركان در دار النَّدوَه گِرد آمدند تا در مورد پيامبر خدا مشورت كنند. جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر خدا آمد و خبر اين جلسه را براى ايشان آورد و به او گفت كه آن شب در خوابگاهش نخوابد.
پس چون پيامبر خدا خواست كه بخوابد، به على عليه السلام فرمان داد كه آن شب در خوابگاه او بخوابد. على عليه السلام خوابيد و خود را با بُرد سبز رنگ حَضرَمى كه پيامبر خدا در آن مى خوابيد، پوشانيد و شمشير را در كنارش قرار داد.
چون آن گروه از مردان قريشْ دور [خانه] او مى چرخيدند و در كمين كشتنش بودند، پيامبر خدا بيرون آمد و در حالى كه 25 تن از آنان جلوى در نشسته بودند، مشتى ماسه برداشت و بر سر آنان پاشيد و [اين آيات را]مى خواند: «ياسين * سوگند به قرآنِ حكمت آميز!» تا به اين
مسند ابن حنبل عن ابن عبّاسـ في قَولِهِ تَعالى: «وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ» ـ: تَشاوَرَت قُرَيشٌ لَيلَةً بِمَكَّةَ فَقالَ بَعضُهُم: إذا أصبَحَ فَأَثبِتوهُ بِالوِثاقِ ـ يُريدونَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ـ وقالَ بَعضُهُم: بَلِ اقتُلوهُ، وقالَ بَعضُهُم: بَل أخرِجوهُ. فَأَطلَعَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ نَبِيَّهُ عَلى ذلِكَ، فَباتَ عَلِيٌّ عَلى فِراشِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله تِلكَ اللَّيلَةَ، وخَرَجَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله حَتّى لَحِقَ بِالغارِ، وباتَ المُشرِكونَ يَحرُسونَ عَلِيّا يَحسَبونَهُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، فَلَمّا أصبَحوا ثابوا إلَيهِ، فَلَمّا رَأَوهُ عَلِيّا رَدَّ اللّهُ مَكرَهُم، فَقالوا: أينَ صاحِبُكَ هذا؟ قالَ: لا أدري!
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس، در سخن خداى متعال: «هنگامى كه كافران برايت نيرنگ كردند تا تو را در بند كشند» ـ: قريش، شبى در مكّه مشورت كردند و يكى از آنها گفت: چون صبح شد، محمّد را محكم به بند كشيد. و ديگرى گفت: او را بكُشيد. و يكى هم گفت: او را آواره كنيد.
پس خداى عز و جل پيامبرش را از آن آگاه كرد و على عليه السلام آن شب در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد و پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون رفت تا به غار درآمد و مشركان، شب را به نگهبانى از على عليه السلام ـ به گمان اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله است ـ، گذراندند و چون صبح شد، به او روى آوردند و چون ديدند على عليه السلام است، [ناكام شدند و] خداوند، مكرشان را به خودشان بازگردانْد. پس [به على عليه السلام]گفتند: همراهت (پيامبر
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ قُرَيشا لَم تَزَل تَخَيَّلُ الآراءَ وتَعمَلُ الحِيَلَ في قَتلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله حَتّى كانَ آخِرُ مَا اجتَمَعَت في ذلِكَ يَومَ الدّارِ ـ دارِالنَّدوَةِ ـ وإبليسُ المَلعونُ حاضِرٌ في صورَةِ أعوَرِ ثَقيفٍ، فَلَم تَزَل تَضرِبُ أمرَها ظَهرا لِبَطنٍ حَتَّى اجتَمَعَت آراؤُها علَى أن يَنتَدِبَ مِن كُلِّ فَخِذٍ مِن قُرَيشٍ رَجُلٌ، ثُمَّ يأخُذَ كُلُّ رَجُلٍ مِنهُم سَيفَهُ ثُمَّ يَأتِيَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله وهُوَ نائِمٌ عَلى فِراشِهِ فَيَضرِبونَهُ جَميعا بِأَسيافِهِم ضَربَةَ رَجُلٍ واحِدٍ فَيَقتُلوهُ، وإذا قَتَلوهُ مَنَعَت قُرَيشٌ رِجالَها ولَم تُسَلِّمها، فَيَمضي دَمُهُ هَدَرا.
فَهَبَطَ جَبرَئيلُ عليه السلام عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله
امام على عليه السلام:قريش، پيوسته براى كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله چاره انديشى مى كردند تا در نهايت، حيله اى كردند كه روز مشورت در دار النَّدوَه بدان رسيدند و شيطان ملعون هم به چهره مرد يك چشم ثقيفى، در جمع آنان حاضر بود.
آنان، پيوسته بحث و بررسى كردند تا به اين نظر رسيدند كه از هر خاندان قريش، مردى برگزيده شود و هر كدام شمشيرش را برگيرد و در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در بسترش خفته است، به سراغ او بروند و همگى يكسر و يكباره او را با شمشيرهايشان بزنند و بكشند، و چون او را كشتند، قريش، اين مردان را نگاه مى دارد و تسليم [بنى هاشم] نمى كند و بدين گونه، خونش هدر مى رود.
پس جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و او را از آن آگاه ساخت و شبى را كه در آن گِرد هم
۱.الخصال: ص366 ح58 عن جابر الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إذَا كَانَ اُمَرَاؤكُمْ خِيَارَكُمْ، وَأغْنِيَاؤكُمْ سُمَحَاءَكُمْ، وأمْرُكُمْ شُورى بَيْنَكُمْ؛ فَظَهْرُ الأرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ بَطْنِهَا. وإذَا كَانَ اُمَراؤكُمْ شِرَارَكُمْ، وأغْنِيَاؤكُمْ بُخَلاءكُمْ، وَاُمُورُكُمْ إلى نِسَائكُمْ؛ فَبَطْنُ الأرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِهَا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه فرمانروايان شما نيكانتان باشند و توانگران شما بخشندگانتان و كارهايتان با شور و مشورت، روى زمين از درون آن براى شما بهتر است، و هرگاه فرمانروايانتان بَدان شما باشند و ثروتمندانتان بخيلانتان و كار شما به دست زنانتان افتد، زير خاك از روى زمين برايتان بهتر است.
۱.تحف العقول: 36.
عنه عليه السلام:آفةُ المشاوَرةِ انتِقاضُ الآراءِ. ۱
امام على عليه السلام:آفت مشورت، درهم شكستن آراء است.
۱.غرر الحكم: 3927
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مَنِ استَبَدَّ برأيِهِ هَلَكَ، ومَن شاوَرَ الرِّجالَ شارَكَها في عُقُولِها. ۱
امام على عليه السلام:هر كه خودْ رأيى كند نابود شود و هر كه با بزرگان مشورت كند، در خردهايشان شريك گردد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 161.
الإمامُ الحسنُ عليه السلامـ لرجل جاءَ إلَيهِ يَستَشِيرُهُ في تَزويجِ ابنَتِهِ ـ: زَوِّجْها مِن رَجُلٍ تَقِيٍّ، فإنّهُ إن أحَبَّها أكرَمَها وإن أبغَضَها لَم يَظلِمْها. ۱
امام حسن عليه السلامـ به مردى كه با ايشان درباره ازدواج دختر خود مشورت كرد ـفرمود: او را به مردى باتقوا شوهر ده؛ زيرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد گرامى اش مى دارد و اگر دوستش نداشته باشد به وى ستم نمى كند.
۱.مكارم الأخلاق: 1/446/1534.
عنه عليه السلام:قالَ لقمانُ لابنِهِ: إذا سافَرتَ مَع قَومٍ فَأكثِرِ استِشارَتَهُم في أمرِكَ وأمرِهِم، وأكثِرِ التَّبَسُّمَ في وُجوهِهِم، وكُن كَريما على زادِكَ بَينَهُم، وإذا دَعَوكَ فَأجِبهُم، وإذا استَعانُوكَ فَأعِنهُم، واغلِبهُم بثَلاثٍ: طُولِ الصَّمتِ، وكَثرَةِ الصَّلاةِ، وسَخاءِ النَّفسِ بما مَعكَ مِن دابَّةٍ أو مالٍ أو زادٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:لقمان به فرزندش گفت: هرگاه با عدّه اى همسفر شدى، دركارهاى مربوط به خودت و آنها با ايشان زياد مشورت كن و در روى آنان تبسّم زياد داشته باش، در زاد و توشه ات نسبت به آنان بخشنده باش، اگر تو را دعوت كردند قبول كن و اگر از تو كمك خواستند كمكشان كن و در سه چيز از آنان برتر باش: خاموشى طولانى، كثرت نماز و بخشندگى در مركب يا دارايى و يا توشه اى كه همراه دارى.
۱.بحار الأنوار: 76/271/28.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الاستِشارةُ عَينُ الهِدايَةِ، وقد خاطَرَ مَنِ استَغنى بِرَأيِهِ. ۱
امام على عليه السلام:مشورت كردن، ديده راهيابى است و كسى كه به رأى و نظر خويش اكتفا كند، خود را به خطر افكنده است.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 211
عنه عليه السلام:لا ظَهِيرَ كالمُشاوَرَةِ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ پشتيبانى چون مشاوره نيست.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 54.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۸