نتایج جستجو برای «فریبکاری»: ۲۹ حدیث
عنه عليه السلام:عِندَ غُرورِ الأَطماعِ وَالآمالِ تَنخَدِعُ عُقولُ الجُهّالِ، وتُختَبَرُ ألبابُ الرِّجالِ. ۱
امام على عليه السلام:به هنگام فريبكارى آزها و آرزوها، خردِ نادان، فريب مى خورد و خرد مردان، سنجيده مى شود.
۱.غرر الحكم: ح 6222، عيون الحكم والمواعظ: ص 337 ح 5748.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، كَم مِن مُستَقبِلٍ يَوما لا يَستَكمِلُهُ، ومُنتَظِرٍ غَدا لا يَبلُغُهُ. يا أبا ذَرٍّ، لَو نَظَرتَ إلَى الأَجَلِ ومَسيرِهِ لَأَبغَضتَ الأَمَلَ وغُرورَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابوذر ـ: اى ابوذر! بسا آغازكننده روزى كه آن را به پايان نمى بَرَد و بسا چشم به راه فردايى كه به آن نمى رسد! اى ابوذر! اگر به اَجَل و فرا رسيدن آن مى نگريستى، هر آينه، آرزو و فريبكارى آن را دشمن مى داشتى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 526 ح 1162، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 364 ح 2661 كلاهما عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 75 ح 3؛ مسند الشهاب: ج 1 ص 346 ح 593، الفردوس: ج 3 ص 304 ح 4913 كلاهما عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 3 ص 493 ح 7573.
عنه عليه السلام:لا غارَّ أخدَعُ مِنَ الأَمَلِ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ فريبكارى، فريبنده تر از آرزو نيست.
۱.غرر الحكم: ح 10614، عيون الحكم والمواعظ: ص 533 ح 9755 وفيه «غادر» بدل «غارّ».
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، كَم مِن مُستَقبِلٍ يَوما لا يَستَكمِلُهُ، ومُنتَظِرٍ غَدا لا يَبلُغُهُ. يا أبا ذَرٍّ، لَو نَظَرتَ إلَى الأَجَلِ ومَسيرِهِ لَأَبغَضتَ الأَمَلَ وغُرورَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! بسا آغازكننده روزى كه آن را به پايان نمى بَرَد و بسا چشم به راه فردايى كه به آن نمى رسد! اى ابو ذر! اگر به اَجَل و فرا رسيدن آن مى نگريستى، هر آينه، آرزو را و فريبكارى آن را دشمن مى داشتى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 526 ح 1162.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن غَشَّ أخاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللّهُ مِنهُ بَرَكَةَ رِزقِهِ، وأفسَدَ عَلَيهِ مَعيشَتَهُ، ووَكَلَهُ إلى نَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس با برادر مسلمانش فريبكارى كند، خداوند، بركتِ روزى اش را از او مى گيرد و گذران زندگى اش را تباه مى سازد و او را به خود وا مى گذارَد.
۱.ثواب الأعمال: ص 337 ح 1.
سنن أبيداوود عن أبيهريرة:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِرَجُلٍ يَبيعُ طَعاما، فَسَأَلَهُ: كَيفَ تَبيعُ؟ فَأَخبَرَهُ، فَاُوحِيَ إلَيهِ أن أدخِل يَدَكَ فيهِ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيهِ، فَإِذا هُوَ مَبلولٌ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَيسَ مِنّا مَن غَشَّ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا بر مردى گذشت كه گندم مى فروخت. از وى پرسيد: «چگونه مى فروشى؟». آن مرد، چگونگى را باز گفت. به پيامبر صلى الله عليه و آله وحى شد كه دستش را در آن گندم فرو بَرَد. دستش را در آن فرو بُرد و ديد كه گندم، خيس است. فرمود: «هر كه فريبكارى كند، از ما نيست».
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 272 ح 3452.
الإمام الصادق عليه ‏السلام: مَن غَشَّ أخاهُ وحَقَّرَهُ وناواهُ، جَعَلَ اللّه‏ُ النّارَ مَأواهُ. ۱
امام صادق عليه ‏السلام: هر كس برادرش را بفريبد و تحقير كند و با او دشمنى نمايد، خداوند، جهنّم را جايگاه او قرار مى‏دهد.
۱.تحف العقول: ص 303، بحار الأنوار: ج 78 ص 281 ح 1.
المناقب لابن شهر آشوب:لَمَّا كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَعرِضُ نَفسَهُ عَلَى القَبائِلِ جاءَ إلى بَني كِلابٍ فَقالوا: نُبايِعُكَ عَلى أن يَكونَ لَنا الأمرُ بَعدَكَ، فَقالَ: الأمرُ للّهِِ فَإن شاءَ كانَ فيكُم أو في غَيرِكُم، فَمَضَوا ولَم يُبايِعوهُ وقالُوا: لا نَضرِبُ لِحَربِكَ بِأسيافِنا ثُمَّ تُحَكِّمُ عَلَينا غَيرَنا! ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت خود را به قبايل عرضه مى كرد، نزد بنى كلاب آمد. آنها گفتند: ما به اين شرط با تو بيعت مى كنيم كه بعد از تو، كار [خلافت] به ما منتقل شود. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كار، دست خداست. اگر او خواست، به شما خواهد رسيد و اگر نخواست، به ديگرى واگذار خواهد شد». بنى كلاب رفتند و بيعت نكردند و گفتند: ما در راه تو، شمشير نمى زنيم كه بعدا ديگران را بر ما حكومت دهى!
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 257 نقلاً عن أبي جرير الطبري، بحار الأنوار: ج 23 ص 74 ح 23.
المناقب لابن شهر آشوبـ قالَ عامِرُ بنُ الطُفَيلِ لِلنَّبِيِّ وقَد أرادَ بِهِ غيلَةً ـ: يا مُحَمَّدُ، ما لي إن أسلَمتُ؟ فَقالَ صلى الله عليه و آله: لَكَ ما لِلإسلامِ، وعَلَيكَ ما عَلَى الإسلامِ، فَقالَ: ألا تَجعَلُني الوالِيَ مِن بَعدِكَ؟ قالَ: لَيسَ لَكَ ذلِكَ ولا لِقَومِكَ، ولكِن لَكَ أعِنَّةُ الخَيلِ تَغزو في سَبيلِ اللّهِ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب:همان كسى كه خواست پيامبر صلى الله عليه و آله را غافلگير كند و بكشد، به ايشان گفت: اى محمّد! اگر مسلمان شوم، چه به من مى رسد؟ پيامبر خدا فرمود: «در سود و زيانِ اسلام، شريك خواهى بود». گفت: مرا والىِ بعد از خودت قرار مى دهى؟ فرمود: «اين سِمَت، نه از آنِ تو خواهد بود و نه از آنِ قوم و قبيله تو؛ امّا دهنه هاى اسب ها [فرماندهىِ سواران] را به تو مى سپارم تا در راه خدا بجنگى».
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 257 نقلاً عن الماوردي في أعلام النبوّة، بحار الأنوار: ج 21 ص 372.
تفسير القمّي: «وَ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ» ۱ قَالَ: نَزَلَت بِمَكَّةَ، لَمَّا أظهَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الدَّعوَةَ بِمَكَّةَ اجتَمَعَت قُرَيشٌ إلى أبي طالِبٍ فَقالوا: يا أبا طالِبٍ، إنَّ ابنَ أخيكَ قَد سَفَّهَ أحلامَنا، وسَبَّ آلِهَتَنا وأفسَدَ شَبابَنا، وفَرَّقَ جَماعَتَنا، فَإن كانَ الَّذي يَحمِلُهُ عَلى ذلِكَ العُدمَ جَمَعنا لَهُ مالاً حَتَّى يكونَ أغنى رجُلٍ في قُرَيشٍ ونُمَلِّكُهُ عَلَينا. فَأخبَرَ أبو طالِبٍ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِذلِكَ، فَقالَ: لَو وَضَعوا الشَّمسَ في يَميني وَالقَمَرَ في يَساري ما أرَدتُهُ، ولكِن يُعطوني كَلِمَةً يَملِكونَ بِهَا العَرَبَ، ويَدينُ لَهُم بِهَا العَجَمُ، ويكونونَ مُلوكا فِي الجَنَّةِ، فَقالَ لَهُم أبو طالبٍ

تفسير القمّى:آيه «و از اين كه هشدار دهنده اى از خودشان برايشان آمده، در شگفت اند» ، در مكّه نازل شد. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت خود را در مكّه آشكار ساخت، قريش نزد ابوطالب رفتند و گفتند: اى ابوطالب! برادرزاده تو، ما را نابخرد مى خوانَد و به خدايانمان بد مى گويد و جوانانمان را فاسد و گم راه مى سازد و اتّحاد ما را از هم مى پاشد. اگر نادارى، او را وامى دارد كه چنين سخنانى را مطرح كند، ما حاضريم برايش پولى جمع كنيم كه ثروتمندترين مرد قريش شود، و او را فرمان رواى خود قرار مى دهيم. ابوطالب اين سخن قريش را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد، ايشان فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من بگذارند و ماه را در دست چپم، چنين چيزى را نمى خواهم؛ بلكه يك كلمه به من بدهند تا به وسيله آن،

۱.ص: 1.
۲.ص: 1 ـ 7.
۳.تفسير القمّي: ج 2 ص 228، بحار الأنوار: ج 18 ص 182 ح 12.
مجمع البيان: «وَ اقْصِدْ فِى مَشْيِكَ» أي: اِجعَل في مَشيِكَ قَصداً مُستَوِياً عَلى وَجهِ السُّكونِ وَالوَقارِ، كَقَولِهِ «الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا» ۱. قالَ قَتادَةُ. مَعناهُ: تَواضَع في مَشيِكَ. وقالَ سَعيدُ بنُ جُبَيرٍ: ولا تَختُل في مَشيِكَ. «وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ» أي: اُنقُص مِن صَوتِكَ إذا دَعَوتَ وناجَيتَ رَبَّكَ، عَن عَطا. وقيلَ: لا تَجهَر كُلَّ الجَهرِ، وَاخفِض صَوتَكَ ولا تَرفَعهُ مُطاوِلاً بِهِ. «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» أي: أقبَحُ الأَصواتِ صَوتُ الحَميرِ، أوَّلُهُ زَفيرٌ وآخِرُهُ شَهيقٌ، عَن قَتادَةَ. يُقالُ: وَجهٌ مُنكَرٌ أي: قَبيحٌ. أمَرَ لُقمانُ ابنَهُ بِالاِقتِصادِ فِي المَشيِ وَالنُّطقِ. ورُوِيَ عَن زَيدِ بنِ عَلِيٍّ

مجمع البيان: «و در راه رفتنِ خود، ميانه رو باش» ؛ يعنى: راه رفتنت را ميانه و همچون راه رفتن در حالت آرامش و وقار قرار ده، مانند اين سخن خدا: «كسانى كه روى زمين، به نرمى گام بر مى دارند» . قَتاده مى گويد: معناى آن چنين است: در راه رفتنت، فروتن باش. سعيد بن جُبَير مى گويد: در راه رفتنت، فريبكارى نكن. «و صدايت را آهسته ساز» ؛ يعنى: هر گاه پروردگارت را خواندى و مناجات نمودى، صدايت را كوتاه كن. و گفته شده كه يعنى: فرياد نزن، و صدايت را فرو ببَر و آن را بلند و كشيده نكن. «كه بدترينِ آوازها بانگ خران است» از قَتاده نقل شده كه يعنى: زشت ترينِ صداها آواز درازگوش است كه آغاز آن عرعر، نفس بلند براى عرعر و پايان آن، نفس فرو بردن براى عرعر است. گفته مى شود: وجه منكر؛ يعنى صورت زشت. لقمان

۱.الفرقان: 63.
۲.الأعراف: 179.
۳.تفسير مجمع البيان: ج 8 ص 500.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، كَم مِن مُستَقبِلٍ يَوما لا يَستَكمِلُهُ، ومُنتَظِرٍ غَدا لا يَبلُغُهُ. يا أبا ذَرٍّ، لَو نَظَرتَ إلَى الأَجَلِ ومَسيرِهِ لَأَبغَضتَ الأَمَلَ وغُرورَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! بسا آغازكننده روزى كه آن را به پايان نمى بَرَد و بسا چشم به راه فردايى كه به آن نمى رسد! اى ابو ذر! اگر به اَجَل و فرا رسيدن آن مى نگريستى، هر آينه، آرزو را و فريبكارى آن را دشمن مى داشتى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 526 ح 1162 عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 75 ح 3؛ مسند الشهاب: ج 1 ص 346 ح 593 عن ابن عمر.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:المَكرُ والخَديعَةُ في النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيرنگبازى و فريبكارى، در آتش اند.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 545 ح 7819 عن قيس بن سعد.
عنه صلى الله عليه و آله:المَكرُ والخَديعَةُ والخِيانَةُ في النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيرنگبازى و فريبكارى و خيانت ورزى، در آتش اند.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 545 ح 7820 نقلاً عن مسند ابن داوود في مراسيله.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ مسلما فلا يَمكُرْ ولا يَخدَعْ؛ فإنّي سَمِعتُ جَبرئيلَ عليه السلام يقولُ: إنّ المَكرَ والخَديعَةَ في النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه مسلمان باشد، نه نيرنگ مى زند و نه فريبكارى مى كند؛ زيرا از جبرئيل عليه السلام شنيدم كه مى گفت: «همانا نيرنگبازى و فريبكارى، در آتش اند».
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 50 ح 194 عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 71 ص 387 ح 35.
الإمام عليٌّ عليه السلام:لولا أنّي سَمِعتُ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يقولُ: إنّ المَكرَ والخَديعَةَ والخيانَةَ في النّارِ، لكُنتُ أمكرَ العَرَبِ. ۱
امام على عليه السلام:اگر نبود كه از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «نيرنگبازى و فريبكارى و خيانت ورزى در آتش اند»، هر آينه من، نيرنگبازترينِ عرب بودم.
۱.ثواب الأعمال: ص 320 ح 3 عن زاذان، بحارالأنوار: ج 41 ص 110 ح 17.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن غَشَّ أخاهُ المُسلِمَ نَزَعَ اللّهُ مِنهُ بَرَكَةَ رِزقِهِ، وأفسَدَ عَلَيهِ مَعيشَتَهُ، ووَكَلَهُ إلى نَفسِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس با برادر مسلمانش فريبكارى كند، خداوند، بركتِ روزى اش را از او مى گيرد و گذران زندگى اش را تباه مى سازد و او را به خود وا مى گذارَد.
۱.. ثواب الأعمال: ص 337 ح 1 عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس، بحار الأنوار: ج 76 ص 365 ح 30.
سنن ابن ماجة عن أبي الحمراء:رَأَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِجَنَباتِ رَجُلٍ عِندَهُ طَعامٌ في وِعاءٍ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيهِ، فَقالَ: لَعَلَّكَ غَشَشتَ! مَن غَشَّنا فَلَيسَ مِنّا. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابو حمراء ـ: پيامبر خدا را ديدم كه نزد مردى رفت كه غذايى در ظرفى پيش خود نهاده بود. پس دست خويش را در آن كرد و فرمود: «احتمالاً فريبى به كار برده اى! هر كس با ما فريبكارى كند، از ما نيست».
۱.. سنن ابن ماجة: ج 2 ص 749 ح 2225.
صحيح المسلم عن أبي هريرة:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ عَلى صُبرَةِ طَعامٍ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيها، فَنالَت أصابِعُهُ بَلَلاً، فَقالَ: ما هذا يا صاحِبَ الطَّعامِ؟ قالَ: أصابَتهُ السَّماءُ، يا رَسولَ اللّهِ! قالَ: أفَلا جَعَلتَهُ فَوقَ الطَّعامِ كَي يَراهُ النّاسُ؟! مَن غَشَّ فَلَيسَ مِنّي. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا بر پُشته اى گندم برگذشت. دست در آن فرو برد و انگشتش تَر شد. فرمود: «اى صاحب گندم! اين تَرى چيست؟». گفت: اى پيامبر خدا! آب آسمان بر آن باريده است. فرمود: «پس چرا آن را بالاىِ گندم نگذاشته اى تا مردم آن را ببينند؟ هر كس فريبكارى كند، از من نيست».
۱.. صحيح مسلم: ج 1 ص 99 ح 64؛ الأمالي للسيّد المرتضى: ج 4 ص 75.
سنن أبي داوود عن أبي هريرة:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِرَجُلٍ يَبيعُ طَعاما، فَسَأَلَهُ: كَيفَ تَبيعُ؟ فَأَخبَرَهُ، فَاُوحِيَ إلَيهِ أن أدخِل يَدَكَ فيهِ، فَأَدخَلَ يَدَهُ فيهِ، فَإِذا هُوَ مَبلولٌ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَيسَ مِنّا مَن غَشَّ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا بر مردى گذشت كه گندم مى فروخت. از وى پرسيد: «چگونه مى فروشى؟». آن مرد، چگونگى را باز گفت. به پيامبر صلى الله عليه و آله وحى شد كه دستش را در آن گندم فرو بَرَد. دستش را در آن فرو بُرد و ديد كه گندم، خيس است. فرمود: «هر كه فريبكارى كند، از ما نيست».
۱.. سنن أبي داوود: ج 3 ص 272 ح 3452.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۹