نتایج جستجو برای «بازار»: ۳۷ حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَزالُ مُصَلِّيا قانِتا ما ذَكَرتَ اللّهَ قائِما وقاعِدا، أو في سوقِكَ، أو في ناديكَ ۱، أو حَيثُ كُنتَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:تا زمانى كه خدا را ياد كنى، ايستاده باشى يا نشسته، در بازار يا در انجمن و يا هر كجاى ديگر كه باشى، پيوسته در حال نماز و عبادتى.
۱.النادي: المنتدى؛ وهو مجلس القوم ما داموا مجتمعين فيه (المعجم الوسيط: ج 2 ص 912 «ندا»).
۲.شُعب الإيمان: ج 1 ص 412 ح 569 عن يحيى بن أبي كثير، كنز العمّال: ج 1 ص 446 ح 1927.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ كَالمُقاتِلِ عَنِ الفارّينَ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ كَالمِصباحِ فِي البَيتِ المُظلِمِ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ يُعَرِّفُهُ اللّهُ مَقعَدَهُ ولا يُعَذِّبُ بَعدَهُ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ لَهُ مِنَ الأَجرِ بِعَدَدِ كُلِّ فَصيحٍ فِي السّوقِ وأعجَمِيٍّ، وذاكِرُ اللّهِ فِي الغافِلينَ يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِ نَظرَةً لا يُعَذِّبُهُ اللّهُ بَعدَها أبَدا، وذاكِرُ اللّهِ فِي السّوقِ لَهُ بِكُلِّ شَعرَةٍ نورٌ يَومَ ۱ يَلقَى اللّهَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد كننده خدا در ميان غافلان، همچون رزمنده در مقايسه با فراريان است. ياد كننده خدا در ميان غافلان، همچون چراغ در اتاق تاريك است. آن كه خدا را در ميان غافلان ياد مى كند، خداوندْ جايگاه او [در بهشت] را به وى مى شناسانَد و از آن پس، او عذاب نمى شود. ياد كننده خدا در ميان غافلان، به شمار همه انسان ها و بهايم در بازار، مزد دارد. خداوند به ياد كننده خدا در ميان غافلان، نظرى مى افكند و از آن پس، هرگز او را عذاب نمى كند. و كسى كه در بازار به ياد خدا باشد، در روزى كه خدا را ديدار مى كند، به عدد هر تار مويى نورى دارد.
۱.في المصدر: «. يوم القيامة يلقى اللّه»، والصواب ما أثبتناه كما في كنزالعمّال. ولعلّ «القيامة» نسخة بدل «يلقى اللّه».
۲.شُعب الإيمان: ج 1 ص 412 ح 567 عن عبد اللّه بن عمر، كنز العمّال: ج 1 ص 430 ح 1856.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن دَخَلَ سوقا أو مَسجِدَ جَماعَةٍ فَقالَ مَرَّةً واحِدَةً: «أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، واللّهُ أكبَرُ كَبيرا، وَالحَمدُ للّهِِ كَثيرا، وسُبحانَ اللّهِ بُكرَةً وأصيلاً، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ» عَدَلَت لَهُ حَجَّةً مَبرورَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس وارد بازارى يا مسجد قومى شود و يك بار بگويد: «گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست، و خدا، بسى بزرگ است، و ستايش فراوان، خداى راست، و خدا را هر بام و شام، به پاكى مى ستايم، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر از خداى بلندمرتبه و باعظمت. و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!»، اين، براى او با يك حجّ پذيرفته شده، برابرى مى كند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 199 ح 3753، المحاسن: ج 1 ص 111 ح 102 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 84 ص 19 ح 4 وج 76 ص 173 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن ذَكَرَ اللّهَ فِي السّوقِ مُخلِصا عِندَ غَفلَةِ النّاسِ وشُغلِهِم بما هُم فيهِ، كَتَبَ اللّهُ لَهُ ألفَ حَسَنَةٍ، ويَغفِرُ اللّهُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ مَغفِرَةً لَم تَخطُر عَلى قَلبِ بَشَرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در بازار، آن گاه كه مردم در غفلت [از خدا] به سر مى برند و سرگرم كار خويش اند، از سرِ اخلاص، خدا را ياد كند، خداوند، هزار ثواب برايش مى نويسد و در روز رستاخيز، او را مى آمرزد؛ آمرزشى كه به دل هيچ بشرى خطور نكرده باشد.
۱.عدّة الداعي: ص 242، بحار الأنوار: ج 103 ص 102 ح 47.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن دَخَلَ السّوقَ فَقالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ وهُوَ حَيٌّ لا يَموتُ، بِيدِهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ» كَتَبَ اللّهُ لَهُ ألفَ ألفِ حَسَنَةٍ، ومَحا عَنهُ ألفَ ألفِ سَيِّئَةٍ، ورَفَعَ لَهُ ألفَ ألفِ دَرَجَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه چون به بازار درآيد، بگويد: «معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميراند و خود، زنده ناميراست. خير، در دست اوست و او بر هر چيزى تواناست»، خداوند به خاطر اين، براى او هزار هزار ثواب مى نويسد و هزار هزار گناه از او پاك مى كند و هزار هزار بار درجه اش را بالا مى برد.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 491 ح 3428، سنن الدارمي: ج 2 ص 747 ح 2592، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 722 ح 1974 وفيه «و بنى له بيتا في الجنّة» بدل «و رفع له ألف ألف درجة»، حلية الأولياء: ج 2 ص 355 كلّها عن عمر بن الخطّاب، كنز العمّال: ج 4 ص 48 ح 9443.
الإمام عليّ عليه السلام:أكثِروا ذِكرَ اللّهِ عز و جل إذا دَخَلتُمُ الأَسواقَ عِندَ اشتِغالِ النّاسِ؛ فَإِنَّهُ كَفّارَةٌ لِلذُّنوبِ، وزِيادَةٌ فِي الحَسَناتِ، ولا تُكتَبوا فِي الغافِلينَ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه به بازارها وارد مى شويد و مردم سرگرم كارند، خداى عز و جلرا بسيار يادآور شويد؛ زيرا اين كار، گناهان را مى زدايد و بر حسنات مى افزايد و از غافلان نوشته نمى شويد.
۱.الخصال: ص 614 ح 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص 104، بحار الأنوار: ج 103 ص 96 ح 19.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن ذَكَرَ اللّه عز و جل فِي الأَسواقِ، غَفَرَ لَهُ بِعَدَدِ أهلِها. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كه در بازارها ذكر خداوند عز و جل بگويد، به شمار اهل آنها از گناهانش آمرزيده مى شود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 200 ح 3756.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:السّوقُ دارُ سَهوٍ وغَفلَةٍ، فَمَن سَبَّحَ فيها تَسبيحَةً كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِها ألفَ ألفِ حَسَنَةٍ، ومَن قالَ: «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ» كانَ في جِوارِ اللّهِ حَتّى يُمسِيَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بازار، سراى فراموشى و غفلت است. پس، هر كه در آن يك تسبيح بگويد، خداوند در برابر آن، برايش هزار هزار ثواب مى نويسد، و هر كه بگويد: «هيچ توش و توانى نيست، مگر به يارى خدا»، تا شب در پناه خداوند خواهد بود.
۱.الفردوس: ج 2 ص 344 ح 3557 عن الإمام عليّ عليه السلام، كنزالعمّال: ج 4 ص 28 ح 9330.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا دَخَلتَ السّوقَ فَقُل: «لا إلهَ إلَا اللّهُ عَدَدَ ما يَنطِقونَ، تَبارَكَ اللّهُ أحسَنُ الخالِقينَ» ثَلاثَ مَرّاتٍ، «سُبحانَ اللّهِ عَدَدَ ما يَلغونَ، سُبحانَ اللّهِ عَدَدَ ما يَنطِقونَ، سُبحانَ اللّهِ عَدَدَ ما يَسومونَ، تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ العالَمينَ». ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه به بازار وارد شدى. سه بار بگو: «معبودى جز خدا نيست، به شمار آنچه مى گويند. آفرين بر خداوند، كه بهترينِ آفرينندگان است!»، «پاكا خداوند، به شمار آنچه به زبان مى آورند! پاكا خداوند، به شمار آنچه مى گويند! پاكا خداوند، به شمار آنچه نشان مى نهند! آفرين بر خداوند، كه پروردگار جهانيان است!».
۱.مستدرك الوسائل: ج 13 ص 263 ح 15303 نقلاً عن كتاب عبد اللّه بن يحيى الكاهلي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَسُوقا يَأْتُونَها كُلَّ جُمُعَةٍ، فَتهُبُّ رِيحُ الشِّمالِ، فَتَحْثُو فِي وُجُوهِهِمْ وَثِيَابِهِمْ، فَيَزْدادُونَ حُسْنا وَجَمالاً، فَيَرْجِعُونَ إلى أَهْليهِمْ وَقَدِ ازْدَادُوا حُسْنا وَجَمالاً، فَيَقُولُ لَهُمْ أَهْلُوهُمْ: وَاللّهِ لَقَدِ ازْدَدْتُمْ بَعْدَنَا حُسْنا وَجَمالاً! فَيَقُولُونَ: وَأَنْتُمْ وَاللّهِ لَقَدِ ازْدَدْتُمْ بَعْدَنا حُسْنا وَجَمالاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، بازارى است كه هر جمعه به آن جا مى روند. آن گاه باد شمال، وزيدن مى گيرد و بر چهره ها و جامه هاى آنان مى خورد و بر زيبايى و جمالشان افزوده مى شود، و چون زيباتر و قشنگ تر از گذشته به نزد خانواده هاى خويش باز مى گردند، خانواده شان به آنها مى گويند: «به خدا كه بعد از [رفتن از نزد]ما، زيباتر و قشنگ تر شده ايد!» و آنها مى گويند: به خدا كه شما هم بعد از رفتن ما قشنگ تر و زيباتر شده ايد!
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2178 ح 13، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 567 ح 14037، تاريخ دمشق ج 41 ص 327 ح 8288 كلّها عن أنس، كنز العمّال: ج 14 ص 478 ح 39336.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ فِي الجَنَّةِ سُوقا ما فِيها بَيعٌ وَلا شِراءٌ، إِلّا الصُّوَرُ مِن النِّساءِ وَالرِّجالِ، فَإِذا اشتَهى الرَّجُلُ، صُورَةً دَخَلَ فِيها، وَإِنَّ فِيها لَمَجْمَعا لِلحُورِ العِينِ، يَرفَعنَ أَصواتا لَم يَرَ الخَلائِقُ مِثلَها، يَقُلنَ: «نَحنُ الخالِداتُ فَلا نَبِيدُ، وَنَحْنُ الرّاضِياتُ فَلا نَسخَطُ، وَنَحنُ النّاعِماتُ فَلا نَبأَسُ، فَطُوبى لِمَن كانَ لنا وَكُنّا لَهُ». ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، بازارى است كه در آن، خريد و فروشى نيست؛ بلكه تمثال هايى از زنان و مردان است و هر گاه مردْ تمثالى بخواهد، به آن بازار مى رود. در آن جا انجمنى از حور العين است ـ كه خلايق، نظير آنها را نديده اند ـ كه فرياد مى زنند و مى گويند: «ما جاودانگانى هستيم كه هرگز از بين نمى رويم. ما هماره خوش حاليم و هرگز ناراحت نمى شويم. ما نازپروردگانى هستيم كه هرگز گَرد بينوايى بر ما نمى نشيند. پس خوشا به حال كسى كه از آنِ ما باشد و ما از آنِ او باشيم!».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 329 ح 1342، الزهد لابن المبارك: ص 523 ح 1487 كلاهما عن النعمان بن سعد، الفردوس: ج 1 ص 219 ح 838 وليس فيه ذيله، «وإنّ فيها لمجمعا.» وكلّها عن الإمام عليّ عليه السلام، كنز العمّال: ج 16 ص 96 ح 44052؛ جامع الأخبار: ص 494 ح 1374 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 8 ص 148 ح 76.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ أَسواقا، لا شِراءَ فِيها وَلا بَيعَ، يَجتَمِعُونَ فِيها حَلَقا حَلَقا، يَتَذاكَرُونَ كَيفَ كانَتِ الدُّنيا، وَكَيفَ كانَت عِبادَةُ الرَّبِّ، وَكَيفَ كانَ فُقَراءُ الدُّنيا وَأَغنِياؤُها، وَكَيفَ كانَ المَوتُ، وَكَيفَ صِرنا بَعدَ طُولِ البِلى ۱ إِلَى الجَنَّةِ! ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، بازارهايى است، امّا نه براى خريد و فروش؛ بلكه بهشتيان در آنها گروه گروه گرد هم مى نشينند و با يكديگر سخن مى گويند، از اين كه دنيا چگونه بود و چگونه پروردگار را عبادت مى كردند و تهى دستان و توانگران دنيا، چگونه بودند و مُردن چگونه بود و چگونه بعد از آن كه مدّت ها بدنشان پوسيده شده بود، به بهشت آمدند.
۱.البِلَى: بَلِيَ الشيء بِلىً وهو بالٍ، والبلاء لغة في البِلى (المحيط في اللغة: ج 10 ص 353 «بلى»).
۲.تنبيه الغافلين: ص 83 ح 70.
الإمام الصّادق عليه السلام:إِنَّ داوُودَ النَّبِيَّ عليه السلام قالَ: يا رَبِّ أَخبِرنِي بِقَرِينِي فِي الجَنَّةِ وَنَظِيرِي فِي مَنازِلي، فَأَوحَى اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى إِلَيهِ أَنَّ ذلِكَ مَتّى أَبا يُونُسَ، قالَ: فَاستَأذَنَ اللّهَ فِي زِيارَتِهِ فَأَذِنَ لَهُ، فَخَرَجَ هُوَ وَسُلَيمانُ ابنُهُ حَتّى أَتَيا مَوضِعَهُ، فَإِذا هُما بِبَيتٍ مِن سَعَفٍ، فَقِيلَ لَهُما: هُوَ فِي السُّوقِ، فَسَأَلا عَنهُ، فَقِيلَ لَهُما: اُطلُباهُ فِي الحَطَّابِينَ، فَسَأَلا عَنهُ، فَقالَ لَهُما جَماعَةٌ مِنَ النّاسِ: نَنتَظِرُهُ الآنَ حَتّى يَجِيءَ، فَجَلَسا يَنتَظِرانِهِ إِذ أَقبَلَ وَعَلى رَأسِهِ وِقرٌ ۱ مِن حَطَبٍ، فَقامَ إِلَيهِ النّاسُ فَأَلقى عَنهُ الحَطَبَ، فَحَمِدَ اللّهَ وَقالَ: مَن يَشتَرِي

امام صادق عليه السلام:داوودِ پيامبر عليه السلام گفت: پروردگارا! مرا از همنشينم در بهشت و همتايم در جايگاه هاى بهشتى ام آگاه فرما. خداى بزرگ و والا، به او وحى فرمود كه: او متّى پدر يونس است. پس داوود از خداوند، اجازه خواست كه به ديدن او برود و خدا به او اجازه داد. داوود همراه پسرش سليمان رفت تا به محلّ متّى رسيدند. خانه اى ديدند كه از برگ درخت خرما ساخته شده بود. به آن دو گفته شد كه متّى در بازار است. در بازار، سراغش را گرفتند. گفتند: او را در بازار هيزم فروشان بجوييد. در آن جا سراغش را گرفتند. گروهى از مردم به آن دو گفتند: اينك منتظريم تا بيايد. داوود و سليمان نيز به انتظار او نشستند. ناگاه متّى ـ كه بارى هيزم بر دوش داشت ـ، آمد. مردم برايش برخاستند و او بار هيزم را زمين نهاد و خداى

۱.الوِقْر: الحِمْل (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.النَّقِيْرُ: أصلُ النَخْلةِ يُنقر وسطه (لسان العرب: ج 5 ص 228 «نقر»).
۳.ازْدَرَدَهُ: ابتَلَعَهُ (لسان العرب: ج 3 ص 194 «زرد»).
۴.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 18، إرشاد القلوب: ص 119 نحوه، بحار الأنوار: ج 14 ص 402 ح 16.
الإمام الباقر عليه السلام:بَينا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ بِفِناءِ الكَعبَةِ يَومَ افتَتَحَ مَكَّةَ إذ أقبَلَ إلَيهِ وَفدٌ فَسَلَّموا عَلَيهِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَنِ القَومُ؟ قالوا: وَفدُ بَكرِ بنِ وائِلٍ. قالَ: فَهَل عِندَكُم عِلمٌ مِن خَبَرِ قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ؟ قالوا: نَعَم يا رَسولَ اللّهِ. قالَ: فَما فَعَلَ؟ قالوا: ماتَ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: الحَمدُ للّهِِ رَبِّ المَوتِ ورَبِّ الحَياةِ، كُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ۱، كَأَنّي أنظُرُ إلى قُسِّ بنِ ساعِدَةَ الأَيادِيِّ وهُوَ بِسوقِ عُكاظٍ عَلى جَمَلٍ لَهُ أحمَرَ وهُوَ يَخطُبُ النّاسَ ويَقولُ: اِجتَمِعوا أيُّهَا النّاسُ، فَإِذَا اجتَمَعتُم فَأَنصِتوا، فَإِذا

امام باقر عليه السلام:در ايّام فتح مكّه، روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در محوّطه كعبه ايستاده بود كه هيئت نمايندگى قبيله اى، به سوى ايشان آمدند و سلام دادند. ايشان فرمود: «از چه قبيله اى هستيد؟». گفتند: نمايندگان قبيله بكر بن وائل هستيم. فرمود: «آيا خبرى از قُسّ بن ساعده اِيادى داريد؟». گفتند: آرى، اى پيامبر خدا! فرمود: «چه مى كند؟». گفتند: مُرد. پيامبر خدا فرمود: «ستايش، خدايى را كه هم پروردگارِ مرگ است و هم پروردگارِ زندگى. هر جانى، چشنده مرگ است. گويى به قُسّ بن ساعده اِيادى مى نگرم كه در بازار عُكاظ بر شتر سرخْ مويش نشسته است و براى مردم، خطبه مى خواند و مى گويد: اى مردم! گِرد آييد و چون گِرد آمديد، خاموش شويد و چون خاموش شديد، گوش دهيد و چون شنيديد، بينديشيد و خوب بگيريد و چون

۱.إشارة إلى الآية 185 من آل عمران.
۲.تمور: أي تذهب وتجيء (لسان العرب: ج 5 ص 187).
۳.الغابر: الباقي (لسان العرب: ج 5 ص 3).
۴.كمال الدين: ص 166 ح 22 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 15 ص 183 ح 8 وراجع: مروج الذهب: ج 1 ص 69.
عنه صلى الله عليه و آله:إيّاكُم وجيرانَ الأَغنِياءِ، وعُلَماءَ الاُمَراءِ، وقُرّاءَ الأَسواقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زنهار از همسايگان توانگر و دانشمندان دربارى و قاريان بازارى!
۱.تنبيه الغافلين: ص 527 ح 844.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عنِ السَّفْلَةِ ـ: الّذِي يَأْكُلُ فِي الأسْوَاقِ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ در پاسخ به سؤال درباره انسان فرومايه ـفرمود: كسى است كه در كوچه و بازار چيز مى خورد.
۱.وسائل الشيعة: 16/513/1.
کلیدواژه‌ها خوردنآداب خوردن
كنز العمّال عن أبي البختريّ:دَخَل رَجُلٌ المَسْجِدَ فَقَالَ: لَا حُكْمَ إلّا للّهِِ، ثُمَّ قَالَ آخَرُ: لَا حُكْمَ إلّا للّهِِ، فَقَالَ عَلِيٌّ عليه السلام: لَا حُكْمَ إلّا للّهِِ «إنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَنَّكَ الّذِينَ لا يُوقِنُونَ» ۱، فَمَا تَدْرُونَ مَا يَقُولُ هؤلَاءِ، يَقُولُونَ: لَا إمَارَةَ. أيُّهَا النَّاسُ! إنَّهُ لَا يُصْلِحُكُمْ إلَا أمِيرٌ؛ بَرٌّ أوْ فَاجِرٌ. قَالُوا: هذَا البَرُّ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ، فَمَا بَالُ الفَاجِرِ؟ فَقَالَ: يَعْمَلُ المُؤْمِنُ، وَيُمْلَأُ لِلْفَاجِرِ، ويُبَلِّغُ اللّهُ الأجَلَ، وَتَأمَنُ سُبُلُكُمْ، وَتَقُومُ أسْواقُكُمْ، وَيُجْبى فَيْئُكُمْ، وَيُجَاهَدُ عَدُوُّكُمْ، ويُؤخَذُ لِلضَّعِيفِ مِنَ الشَّدِيدِ مِنْكُمْ. ۲
كنز العمّالـ به نقل از ابو البخترى ـ: مردى وارد مسجد شد و گفت: حُكم جز از آنِ خدا نيست. ديگرى نيز گفت: حُكم جز خدا را نشايد. در اين هنگام على عليه السلام فرمود: [البته]حكم جز از آنِ خدا نيست «همانا وعده خدا راست است. مبادا آنان كه يقين ندارند تو را بى ثبات گردانند» . شما نمى دانيد اينها چه مى گويند؟ اينها مى گويند: حكومت لازم نيست. اى مردم! [وضع] شما را به سامان نياورد مگر فرمانروا؛ نيك باشد يا تبهكار. گفتند: سخن تو درباره فرمانرواى نيكو كردار، درست، اما تبهكار چگونه؟ فرمود: مؤمن به كار خود مى پردازد و نابكار برخوردار مى شود، خداوند اجل مقدّر را مى رساند، راههايتان امن مى شود، بازارهايتان رونق مى گيرد، خراجهايتان گردآورى مى شود، با دشمنتان پيكار مى شود و حقّ ناتوان از زورمند گرفته مى گردد.
۱.الروم: 60.
۲.كنز العمّال: 31618.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تعالى يُبغِضُ كلَّ جَعْظَريٍّجَوّاظٍ سَخّابٍ في الأسْواقِ، جِيفةٍ باللّيلِ، حِمارٍ بالنّهارِ، عالمٍ بالدُّنيا، جاهلٍ بالآخِرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا خداوند متعال نفرت دارد از هر درشتخوى متكبّر عربده جوى در كوچه و بازار كه در شب مانند مرده مى افتد و در روز مانند الاغ است و به كار دنيا آگاه است و به آخرت نادان.
۱.كنز العمّال: 43679.
عنه عليه السلامـ وقد قالَ لَهُ مُعاذُ بنُ كثيرٍ بَيّاعُ الأكْسِيَةِ: إنّي قد هَمَمْتُ أنْ أدَعَ السُّوقَ وفي يَدي شَيءٌ ـ: إذَنْ يَسْقُطَ رأيُكَ ولا يُسْتعانَ بكَ على شيءٍ. ۱
امام صادق عليه السلامـ وقتى معاذ بن كثيرِ جامه فروش به ايشان عرض كرد: من براى خود ثروتى دارم و تصميم دارم بازار را رها كنم ـفرمود: در اين صورت، نظرت از اعتبار مى افتد و در هيچ چيز از تو كمك گرفته نمى شود.
۱.الكافي: 5/149/10.
كنز العمّال:كان عليٌّ عليه السلام يَجيء إلى السُّوقِ فيقومُ مَقاما له، فيقولُ: السّلامُ عليكم أهلَ السُّوقِ، اتَّقوا اللّهَ في الحَلْفِ، فإنّ الحَلفَ يُزجيالسِّلْعَةَ ويَمْحَقُ البَرَكةَ، التّاجرُ فاجرٌ إلّا مَن أخذَ الحقَّ وأعْطاهُ. ۱
كنز العمّال:امام على عليه السلام به بازار مى آمد و در جايگاه خود مى ايستاد و مى فرمود: درود بر شما اى بازاريان! از خدا بترسيد و سوگند مخوريد؛ زيرا سوگند خوردن كالا را رونق مى دهد و بركت را مى برد. تاجر، فاجر است مگر آن كسى كه در داد و ستد، حق را رعايت كند.
۱.كنز العمّال: 10043
کلیدواژه‌ها بازرگانیتاجران فاجر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۷