فیلترها
نتایج جستجو برای «شرک»: ۲۱۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه عليهالسلام: صِل عَجَلَتَكَ بِتَأَنّيكَ، وسَطوَتَكَ بِرِفقِكَ، وشَرَّكَ بِخَيرِكَ، وَانصُرِ العَقلَ عَلَى الهَوى، تَملِكِ النُّهى. ۱
امام على عليهالسلام: شتابَت را به سنجيدگى، توانايىات را به نرمى، و بدىات را به خوبى، پيوند ده و خرد را بر ضدّ هوس يارى كن كه مالكِ خرد خواهى شد.
۱.غرر الحكم: ح 5849، عيون الحكم والمواعظ: ص 302 ح 5362.
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ اللّهُ عز و جل لِموسى عليه السلام: أكثِر ذِكري بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ، وكُن عِندَ ذِكري خاشِعا، وعِندَ بَلائي صابِرا، وَاطمَئِنَّ عِندَ ذِكري، وَاعبُدني ولا تُشرِك بي شَيئا، إليَّ المَصيرُ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عز و جل به موسى عليه السلام فرمود: «در شب و روز، مرا بسيار ياد كن و هنگام ياد كردن از من، خاشع و در بلايم، شكيبا باش و به گاه ياد كردن از من، آرام باش و مرا بندگى كن و چيزى را انباز من مدار. حركت، به سوى من است».
۱.الكافي: ج 2 ص 497 ح 9، عدّة الداعي: ص 234 وفيه صدره إلى «خاشعا»، بحار الأنوار: ج 13 ص 343 ح 22 وراجع تحف العقول: ص 491.
مستطرفات السرائر عن الحلبي:سَأَلتُهُ [الإِمامَ الصّادِقَ عليه السلام] عَن قَولِ اللّهِ: «فَاذْكُرُواْ اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَابَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا» ، قالَ عليه السلام: كانَ المُشرِكونَ يَفتَخِرونَ بِمِنى إذا كانَ أيّامُ التَّشريقِ، فَيَقولونَ: كانَ أبونا كَذا، وكانَ أبونا كَذا، فَيَذكُرونَ فَضلَهُم، فَقالَ: «فَاذْكُرُواْ اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَابَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا» . ۱
مستطرفات السرائرـ به نقل از حلبى ـ: از ايشان (امام صادق عليه السلام) در باره اين سخن خداوند: «همان گونه كه پدران خود را به ياد مى آوريد، يا با ياد كردنى بيشتر، خدا را به ياد آوريد» پرسيدم. فرمود: «مشركان، در ايّام تشريق، در مِنا بر يكديگر مى نازيدند و مى گفتند: پدر ما چنين بود! پدر ما چنان بود! و از امتيازات آنان ياد مى كردند. پس خداوند فرمود: «همان گونه كه پدران خود را به ياد مى آوريد، يا با ياد كردنى بيشتر، خدا را به ياد آوريد» ».
۱.مستطرفات السرائر: ص 35 ح 50، بحار الأنوار: ج 99 ص 311 ح 32.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ لِمَلائِكَتِهِ عِندَ انصِرافِ أهلِ مَجالِسِ الذِّكرِ وَالعِلمِ إلى مَنازِلِهِم: اُكتُبوا ثَوابَ ما شاهَدتُموهُ مِن أعمالِهِم. فَيَكتُبونَ لِكُلِّ واحِدٍ ثَوابَ عَمَلِهِ، ويَترُكونَ بَعضَ مَن حَضَرَ مَعَهُم فَلا يَكتُبونَهُ.
فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: ما لَكُم لَم تَكتُبوا فُلانا ألَيسَ كانَ مَعَهُم، وقَد شَهِدَهُم؟ فَيَقولونَ: يا رَبِّ، إنَّهُ لَم يَشرَك مَعَهُم بِحَرفٍ، ولا تَكَلَّمَ مَعَهُم بِكَلِمَةٍ!
فَيَقولُ الجَليلُ جَلَّ جَلالُهُ: ألَيسَ كانَ جَليسَهُم؟ فَيَقولونَ: بَلى يا رَبِّ.
فَيَقولُ: اُكتُبوهُ مَعَهُم، إنَّهُم قَومٌ لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. فَيَكتُبوهُ مَعَهُم.
فَيَقولُ تَعالى: اُكتُبوا لَهُ ثَوابا مِثلَ ثَوابِ أحَدِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:چون اهل مجلس هاى ذكر و علم به خانه هايشان باز گردند، خداوند عز و جلبه فرشتگانش مى فرمايد: «ثواب اعمالى را كه از ايشان ديده ايد، بنويسيد».
فرشتگان، براى هر يك ثواب عملش را بنويسند و يكى را كه در انجمن آنان حاضر بوده اند، وا مى نهند و برايش چيزى نمى نويسند.
خداوند عز و جل مى فرمايد: «چرا براى فلانى ننوشتيد؟ مگر نه اين كه با آنان بود و در جمعشان حضور داشت؟».
فرشتگان مى گويند: «اى پروردگار ما! او حتّى يك حرف با آنان شريك نشد و يك كلمه با ايشان هم سخنى نكرد.
خداوند عز و جل مى فرمايد: «آيا نه اين كه با آنان، همنشين بود؟».
فرشتگان مى گويند: چرا، اى پروردگار ما!
پس، خداى متعال مى فرمايد: «براى او نيز ثوابى چون ثواب يكى از آنان بنويسيد».
۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 8 ح 29، بحار الأنوار: ج 1 ص 202 ح 15.
الكافي عن عبد الرحمن بن أبي نجران:كَتَبتُ إلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام ـ أو قُلتُ لَهُ ـ: جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ! نَعبُدُ الرَّحمنَ الرَّحيمَ الواحِدَ الأَحَدَ الصَّمَدَ؟ قالَ: فَقالَ: إِنَّ مَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المُسَمّى بِالأَسماءِ أشرَكَ وكَفَرَ وجَحَدَ ولَم يَعبُد شَيئا، بَلِ اعبُدِ اللّهَ الواحِدَ الأَحَدَ الصَّمَدَ المُسَمّى بِهذِهِ الأَسماءِ دونَ الأَسماءِ، إِنَّ الأَسماءَ صِفاتٌ وَصَفَ بِها نَفسَهُ. ۱
الكافىـ به نقل از عبد الرحمان بن ابى نجران ـ: به امام باقر عليه السلام نوشتم (/به ايشان گفتم): خداوند، مرا فدايت كند! ما بخشنده مهربان، يگانه يكتاى بى نياز را مى پرستيم؟
فرمود: «هر كه نام را به جاى ناميده شده به نام ها بپرستد، مشرك و كافر و منكر است و چيزى نپرستيده است؛ بلكه تو خداى يگانه يكتاى بى نيازى را كه ناميده شده به اين نام هاست، عبادت كن، نه نام ها را. نام ها، صفاتى هستند كه او با آنها صفات خود را بيان كرده است».
۱.الكافي: ج 1 ص 87 ح 3.
الكافي عن ابن رئاب عن الإمام الصادق عليه السلام:مَن عَبَدَ اللّهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَدَ كَفَرَ، ومَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنى فَقَدَ كَفَرَ، ومَن عَبَدَ الاِسمَ وَالمَعنى فَقَد أشرَكَ، ومَن عَبَدَ المَعنى بِإِيقاعِ الأَسماءِ عَلَيهِ بِصِفاتِهِ الَّتي وَصَفَ بِها نَفسَهُ، فَعَقَدَ عَلَيهِ قَلبَهُ ونَطَقَ بِهِ لِسانُهُ في سَرائِرِهِ وعَلانِيَتِهِ؛ فَاُولئِكَ أصحابُ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام حَقّا.
ـ وفي حَديثٍ آخَرَ ـ: اُولئِكَ هُمُ المُؤمِنونَ حَقّا. ۱
الكافىـ به نقل از ابن رئاب ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «هر كه خدا را با به وهم در آوردنش بپرستد، كافر است، و هر كس نام بدون معنا (ذات) را بپرستد، كافر است، و هر كس نام و معنا، هر دو را بپرستد، مشرك است، و هر كس معنا را بپرستد، با اطلاق كردن نام ها بر او با همان صفاتى كه خود، خويشتن را بدانها وصف كرده است، و به اين، اعتقاد قلبى داشته باشد و در نهان ها و آشكارش آن را به زبان آورد، چنين كسانى پيروان راستين امير مؤمنان هستند».
و در حديثى ديگر آمده است كه فرمود: «چنين كسانى، مؤمن راستين هستند».
۱.الكافي: ج 1 ص 87 ح 1، التوحيد: ص 220 ح 12، عدّة الداعي: ص 315، بحار الأنوار: ج 4 ص 166 ح 7.
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ.
وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد.
اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند!
به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه
۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا تَوَضَّأَ أحَدُكُم ولَم يُسَمِّ، كانَ لِلشَّيطانِ في وُضوئِهِ شِركٌ، وإن أكَلَ أو شَرِبَ أو لَبِسَ، وكُلُّ شَيءٍ صَنَعَهُ يَنبَغي لَهُ أن يُسَمِّيَ عَلَيهِ، فَإِن لَم يَفعَل كانَ لِلشَّيطانِ فيهِ شِركٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه يكى از شما وضو بگيرد و نام خدا را نبرد، شيطان در وضوى او شريك مى شود. هنگام خوردن يا آشاميدن يا پوشيدن و هر كارى كه انجام مى دهد، بايد نام خدا را ببرد؛ زيرا اگر چنين نكند، شيطان با او شريك مى شود.
۱.المحاسن: ج 2 ص 211 ح 1629 عن الفضيل، بحار الأنوار: ج 63 ص 203 ح 27.
عنه صلى الله عليه و آله:أمانٌ لِاُمَّتي مِنَ الغَرَقِ إذا هُم رَكِبُوا السُّفُنَ فَقَرَؤوا: بسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ «وَ مَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ وَ السَّمَـوَ تُ مَطْوِيَّـتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَـنَهُ وَ تَعَــلَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» ، «بِسْمِ اللَّهِ مَجْراهَا وَ مُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّى لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه [كسانى از] امّت من، سوار كشتى شوند و بخوانند: «به نام خداوند مهرگسترِ مهربان. «و خداى را چنان كه سزاى اوست، ارج ننهادند. در روز رستاخيز، سراسر زمين در مشت اوست و آسمان ها در هم پيچيده به دست اويند. او منزّه است و برتر از آنچه شريك آورند» . «رفتن و لنگر انداختنش به نام خداست. بى گمان، پروردگارم، آمرزگار و مهربان است» »، از غرق شدن، در امان خواهند بود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 370 ح 5762 عن حمّاد بن عمرو و أنس بن محمّد عن أبيه عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عن الإمام عليّ عليهم السلام، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 333 ح 2656، بحار الأنوار: ج 77 ص 58 ح 3؛ المعجم الكبير: ج 12 ص 97 ح 12661، المعجم الأوسط: ج 6 ص 184 ح 6136 كلاهما عن ابن عبّاس وفيهما «أن يقولوا باسم اللّه الملك» بدل «فقرؤوا بسم اللّه الرحمن الرحيم».
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَجهَرُ بِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» يَرفَعُ بِها صوتَهُ، فَإِذا سَمِعَهَا المُشرِكونَ وَلَّوا مُدبِرينَ، فَأَنزَلَ اللّهُ جَلَّ ذِكرُهُ: «وَ إِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِى الْقُرْءَانِ وَحْدَهُ وَ لَّوْاْ عَلَى أَدْبَـرِهِمْ نُفُورًا» . ۱
امام باقر عليه السلام:پيامبر خدا، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را با صداى بلند مى گفت و قريش با شنيدن آن مى گريختند. پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد: «و هر گاه در قرآن، پروردگارت را بر يكتايى اش ياد كنى، از سرِ بيزارى، پشت مى كنند و مى گريزند» .
۱.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 20 ح 6، مستدرك الوسائل: ج 4 ص 167 ح 4396 نقلاً عن أحمد بن محمّد أبي عبد اللّه السيّاري في كتاب التنزيل والتحريف وكلاهما عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج 85 ص 82 ح 24.
تفسير فرات عن عمرو بن شمر:سَأَلتُ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ عليه السلام: إنّي أؤُمُّ قَومي فَأَجهَرُ بِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، قالَ: نَعَم، فَاجهَر بِها؛ قد جَهَرَ بِها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ثُمَّ قالَ: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ مِن أحسَنِ النّاسِ صَوتا بِالقُرآنِ، فَإِذا قامَ مِنَ اللَّيلِ يُصَلّي جاءَ أبوجَهلٍ وَالمُشرِكونَ يَستَمِعونَ قِراءَتَهُ، فَإِذا قالَ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» وَضَعوا أصابِعَهُم في آذانِهِم وهَرَبوا، فَإِذا فَرَغَ مِن ذلِكَ جاؤوا فَاستَمَعوا، وكانَ أبو جَهلٍ يَقولُ: إنَّ ابنَ أبي كَبشَةَ لَيُرَدِّدُ اسمَ رَبِّهِ، إنَّهُ لَيُحِبُّهُ!
فَقالَ جَعفَرٌ عليه السلام: صَدَقَ وإن كانَ كَذوبا. قالَ:
تفسير فراتـ به نقل از عمرو بن شمر ـ: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: من، پيش نماز قوم خود مى شوم. آيا «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را بلند بگويم؟
فرمود: «آرى. آن را بلند بگو. پيامبر خدا، آن را بلند مى گفت».
سپس فرمود: «پيامبر خدا، قرآن را خوش تر از هر كسى مى خواند. هر گاه شب براى نماز بر مى خاست، ابو جهل و مشركان مى آمدند و به قرآن خواندن او، خوب گوش مى دادند و چون بسم اللّه الرحمن الرحيم مى گفت، انگشتانشان را در گوش هايشان مى گذاشتند و مى گريختند، و آن را كه تمام مى كرد، دوباره مى آمدند و گوش مى دادند. ابوجهل مى گفت: پسر ابو كَبشه (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله)، نام خدايش را تكرار مى كند و عاشق اوست!».
امام صادق عليه السلام فرمود: «او راست مى گفت، هر چند آدم بسيار دروغگويى بود. پس
۱.تفسير فرات: ص 241 ح 327، بحار الأنوار: ج 85 ص 84 ح 29.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن رَفَعَ قِرطاسا مِنَ الأَرضِ مَكتوبا عَلَيهِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» إجلالاً للّهِِ ولِاسمِهِ عَن أن يُداسَ، كانَ عِندَ اللّهِ مِنَ الصِّدّيقينَ، وخُفِّفَ عَن والِدَيهِ وإن كانا مُشرِكَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس كاغذى را كه بر آن «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نوشته شده و روى زمين افتاده است، به احترام خداوند و جلوگيرى از پاى مال شدن نام او، از زمين بردارد، نزد خداوند، از صدّيقان به شمار مى آيد و [عذاب] براى پدر و مادرش سبُك مى شود؛ اگر چه مشرك بوده باشند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 32 عن أنس، إرشاد القلوب: ص 185؛ ربيع الأبرار: ج 2 ص 335، الدرّ المنثور: ج 1 ص 29 نقلاً عن الخطيب في تالي التلخيص وكلاهما عن أنس.
التوحيد عن يزيد بن الأصمّ:سَأَلَ رَجُلٌ عُمَرَ بنَ الخَطّابِ، فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، ما تَفسيرُ: سُبحانَ اللّهِ؟ قالَ: إنَّ في هذَا الحائِطِ رَجُلاً كانَ إذا سُئِلَ أنبَأَ، وإِذا سكَتَ ابتَدَأَ.
فَدَخَلَ الرَّجُلُ؛ فَإِذا هُوَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَقالَ: يا أَبَا الحَسَنِ، ما تَفسيرُ: سُبحانَ اللّهِ؟
قالَ: هُوَ تَعظيمُ جَلالِ اللّهِ عز و جل، وتَنزيهُهُ عَمّا قالَ فيهِ كُلُّ مُشرِكٍ، فَإِذا قالَهَا العَبدُ صَلّى عَلَيهِ كُلُّ مَلَكٍ. ۱
التوحيدـ به نقل از يزيد بن اَصَم ـ: مردى از عمر بن خطّاب سؤال كرد و گفت: اى امير مؤمنان! معناى «پاكا خدا (سبحان اللّه)» چيست؟
عمر گفت: در اين باغ، مردى است كه هر گاه از او سؤالى شود، پاسخ مى دهد، و هر گاه سكوت شود، او خود آغاز به پاسخگويى مى كند.
مرد، وارد باغ شد. ديد [كه آن مرد،] على بن ابى طالب عليه السلام است. گفت: اى ابو الحسن! معناى «پاكا خدا!» چيست؟
فرمود: «بزرگداشت عظمت خداوند عز و جل است، و وارسته دانستن او از آنچه هر مشركى در باره اش بگويد. پس، هر گاه بنده اين جمله را بگويد، هر فرشته اى بر او درود مى فرستد».
۱.التوحيد: ص 312 ح 1، معاني الأخبار: ص 9 ح 3، بحار الأنوار: ج 40 ص 121 ح 10.
الإمام زين العابدين عليه السلام:إذا قُلتَ: «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ» رَفَعتَ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى عَمّا يَقولُ العادِلونَ بِهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:هر گاه بگويى: «پاكا خدا، و ستايش، او را!»، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را از آنچه مشركان مى گويند، برتر دانسته اى.
۱.الخصال: ص 299 ح 72 عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج 93 ص 178 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ نَبِيَّ اللّهِ نوحا عليه السلام لَمّا حَضَرَتهُ الوَفاةُ قالَ لِابنِهِ: إنّي قاصٌّ عَلَيكَ الوَصِيَّةَ: آمُرُكَ بِاثنَتَينِ، وأنهاكَ عَنِ اثنَتَينِ:
آمُرُكَ بِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»؛ فَإِنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَالأَرضِينَ السَّبعَ لَو وُضِعَت في كَفَّةٍ، ووُضِعَت «لا إلهَ إلَا اللّهُ» في كَفَّةٍ، رَجَحَت بِهِنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ». ولَو أنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَالأَرَضِينَ السَّبعَ كُنَّ حَلقَةً مُبهَمَةً، قَصَمَتهُنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ».
و «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ»؛ فَإِنَّها صَلاةُ كُلِّ شَيءٍ، وبِها يُرزَقُ الخَلقُ. ۱
وأنهاكَ عَنِ الشِّركِ، وَالكِبرِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون زمان رحلت پيامبر خدا نوح عليه السلام رسيد، به پسرش گفت: به تو وصيّت مى كنم. به دو چيز، فرمانت مى دهم و از دو چيز، بازَت مى دارم. فرمانت مى دهم به اين كه: «معبودى جز خداى يكتا نيست»؛ چرا كه اگر هفت آسمان و هفت زمين را در يك كفّه و «معبودى جز خداى يكتا نيست» را در كفّه ديگر بگذارند، كفّه «معبودى جز خداى يكتا نيست»، بر آنها مى چربد. و اگر هفت آسمان و هفت زمين، حلقه اى در هم پيچيده باشند، [عقيده] «معبودى جز خداى يكتا نيست»، آن را در هم مى شكند.
و [فرمانت مى دهم به] «پاكا خدا، و ستايش، او را!»؛ زيرا اين [جمله،] نماز هر موجودى است و خلق، به واسطه آن، روزى داده مى شوند. ۳
و آن دو چيز كه از آنها بازَت مى دارم: شرك و تكبّر است.
۱.قال العلّامة الطباطبائي قدس سره: قد ظهر ممّا قدّمناه في معنى تسبيح الأشياء الارتباط المشار إليه في الرواية بين تسبيح كلّ شيء وبين رزقه، فإنّ الرزق يقدّر بالحاجة والسؤال وكلّ شيء إنّما يسبّح اللّه تعالى بالإشارة بإظهار حاجته ونقصه إلى تنزّهه تعالى من ذلك (الميزان في تفسير القرآن: ج 13 ص 120).
۲.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 575 ح 6594، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 113 ح 154 نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن عمرو، كنزالعمّال: ج 16 ص 107 ح 44078.
۳.علّامه طباطبايى قدس سره مى گويد: روزى، بر پايه نياز و درخواست، مقدّر مى شود و هر موجودى با اظهار نيازمندى و نقص خود، اشاره به اين دارد كه خداوند متعال، از اين دو، منزّه و مبرّاست و از اين طريق، حق تعالى را تسبيح مى گويد.
قصص الأنبياءـ في ذِكرِ العَشرِ الآياتِ الَّتي نَزَلَت عَلى موسى عليه السلام ـ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ: هذا كِتابٌ مِنَ اللّهِ المَلِكِ الجَبّارِ العَزيزِ القَهّارِ لِعَبدِهِ ورَسولِهِ موسَى بنِ عِمرانَ، أن سَبِّحني وقَدِّسني، لا إلهَ إلّا أنَا فَاعبُدني، ولا تُشرِك بي شَيئا، وَاشكُر لي ولِوالِدَيكَ إلَيَّ المَصيرُ. ۱
قصص الأنبياءـ در بيان آيات دهگانه اى كه بر موسى عليه السلام نازل شد ـ: به نام خداوند مهرگستر مهربان. اين نبشته اى است از سوى خداوند، آن پادشاه مقتدر شكست ناپذير چيره [بر عالم هستى]، به بنده اش و فرستاده اش موسى بن عمران: مرا تسبيح گوى و تقديس كن. معبودى جز من نيست. پس مرا بندگى كن و چيزى را انباز من مگردان، و از من و پدر و مادرت سپاس گزارى نما. حركت به سوى من است.
۱.قصص الأنبياء (عرائس المجالس): ص 204.
امام صادق عليه السلام:هر كس از شما از انفاق كردن مالى، و شركت كردن در جهاد، و شب زنده دارى دريغ ورزد، [لااقل] از گفتن «پاكا خدا، [و ستايشْ خداى را]، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر به يارى خدا»، دريغ نورزد.
الكافي عن محمّد بن عمرو الذريّات عن رجل من أصحابنا عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:إنَّ جَبرَئيلَ عليه السلام نَزَلَ عَلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله، فَقالَ لَهُ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِمَولودٍ يولَدُ مِن فاطِمَةَ، تَقتُلُهُ اُمَّتُكَ مِن بَعدِكَ، فَقالَ صلى الله عليه و آله: يا جَبرَئيلُ، وعَلى رَبِّي السَّلامُ، لا حاجَةَ لي في مَولودٍ يولَدُ مِن فاطِمَةَ تَقتُلُهُ اُمَّتي مِن بَعدي، فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ عليه السلام فَقالَ لَهُ مِثلَ ذلِكَ.
فَقالَ صلى الله عليه و آله: يا جَبرَئيلُ، وعَلى رَبِّي السَّلامُ، لا حاجَةَ لي في مَولودٍ تَقتُلُهُ اُمَّتي مِن بَعدي، فَعَرَجَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى السَّماءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ رَبَّكَ يُقرِئُكَ
الكافىـ به نقل از محمّد بن عمرو ذريّات، از يكى از راويان شيعه، از امام صادق عليه السلام ـ: جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله نازل شد و به ايشان گفت: اى محمّد! خداوند به تو مژده تولّد فرزندى از فاطمه را مى دهد كه امّتت پس از تو، او را مى كُشند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! بر خدايم درود مى فرستم؛ امّا من به فرزندى كه از فاطمه عليهاالسلاممتولّد شود و امّتم پس از من، او را بكُشند، نياز ندارم».
جبرئيل عليه السلام بالا رفت و سپس فرود آمد و [دوباره] مانند آنچه گفته بود، گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! بر خدايم درود مى فرستم؛ امّا من به فرزندى كه امّتم پس از من، او را مى كُشند، نيازى ندارم».
جبرئيل عليه السلام به سوى آسمان، بالا رفت و سپس
۱.الكافي: ج 1 ص 464 ح 4، كامل الزيارات: ص 123 ح 137، بحار الأنوار: ج 44 ص 232 ح 17 وراجع: كمال الدين: ص 415 ح 6 وعلل الشرائع: ص 206 ح 3 وعيون المعجزات: ص 68.
الكافي عن جابر عن أبي جعفر [الباقر] عليه السلام:دَخَلَ قَومٌ عَلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِما، فَرَأَوهُ مُختَضِبا بِالسَّوادِ، فَسَأَلوهُ عَن ذلِكَ، فَمَدَّ يَدَهُ إلى لِحيَتِهِ، ثُمَّ قالَ:
أمَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ في غَزاةٍ غَزاها ـ أن يَختَضِبوا بِالسَّوادِ؛ لِيَقوَوا بِهِ عَلَى المُشرِكينَ. ۱
الكافىـ به نقل از جابر، از امام باقر عليه السلام ـ: گروهى بر حسين بن على ۲ ـ كه درودهاى خدا بر آن دو باد ـ در آمدند و ايشان را ديدند كه مويش را سياه رنگ كرده است. علّتش را پرسيدند. ايشان، دستش را به محاسنش كشيد و فرمود: «پيامبر صلى الله عليه و آله در يكى از جنگ هايش فرمان داد كه مسلمانان، مويشان را سياه رنگ كنند تا بِدان، در برابر مشركان، تقويت شوند».
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۱۶