فیلترها
نتایج جستجو برای «سرای آزمایش»: ۲۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا، سراى آزمايش است و منزلگاه روزىِ گذران زندگى و رنج. جان هاى نيك بختان از [علاقه به]آن، كَنده شده و از دست شوربختان به زور گرفته مى شود.
کلیدواژهها دنیاحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانشناخت دنیا +1 مورد دیگر
الإحتجاج:في سُؤالِ الزِّنديقِ الَّذي سَأَلَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن مَسائِلَ كَثيرَةٍ، أن قالَ:. فَلِأَيِّ عِلَّةٍ خَلَقَ الخَلقَ وهُوَ غَيرُ مُحتاجٍ إلَيهِم ولا مُضطَرٌّ إلى خَلقِهِم، ولا يَليقُ بِهِ التَّعَبُّثُ بِنا؟
قالَ: خَلَقَهُم لِاءِظهارِ حِكمَتِهِ، وإنفاذِ عِلمِهِ، وإمضاءِ تَدبيرِهِ.
قالَ: وكَيفَ لا يَقتَصِرُ عَلى هذِهِ الدّارِ فَيَجعَلَها دارَ ثَوابِهِ ومُحتَبَسَ عِقابِهِ؟
قالَ: إنَّ هذِهِ الدّارَ دارُ ابتِلاءٍ ومَتجَرُ الثَّوابِ، ومُكتَسَبُ الرَّحمَةِ، مُلِئَت آفاتٍ وطُبِّقَت شَهَواتٍ، لِيَختَبِرَ فيها عَبيدَهُ بِالطّاعَةِ، فَلا يَكونُ دارُ عَمَلٍ دارَ جَزاءٍ. ۱
الاحتجاج:يكى از پرسش هاى فراوان زنديق از امام صادق عليه السلام اين بود كه گفت:. پس خداوند براى چه خلايق را آفريد، در حالى كه به آنها نياز نداشت و از آفريدن آنها ناگزير نبود و بازيچه كردن ما نيز شايسته او نيست؟
امام عليه السلام فرمود: «آنها را آفريد تا حكمت خويش را نشان دهد و علم خود را به كار بَرَد و تدبير خويش را روان سازد».
زنديق پرسيد: چرا به همين دنيا بسنده نكرد و آن را سراى پاداش و بازداشتگاه كيفرش قرار نداد [و به آخرت، حواله داد]؟
فرمود: «اين سرا، سراى آزمايش و بازار [كسب] ثواب و جايگاه به دست آوردن رحمت است. از گزندها آكنده شده و از خواهش ها پُر گشته است تا [خداوند] در اين سرا، بندگانش را به فرمانبرى بيازمايد. بنا بر اين، سراى كردار، نمى تواند كه سراى پاداش باشد.
۱.الاحتجاج: ج 2 ص 212 ـ 217 ح 223، بحارالأنوار: ج 5 ص 317 ح 14.
کلیدواژهها انسانحکمت آفرینش انسانحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسان +1 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:خَطَبَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: لا خَيرَ في العَيشِ إلّا لِمُستَمِعٍ واعٍ أو عالِمٍ ناطِقٍ. أيُّها الناسُ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ، وإنّ السَّيرَ بِكُم سَريعٌ، وقد رَأيتُمُ اللَّيلَ والنَّهارَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ، ويُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيدٍ، ويَأتِيانِ بكُلِّ مَوعودٍ، فَأعِدُّوا الجِهادَ لِبُعدِ المِضمارِ.
فقالَ المِقدادُ: يا نَبِيَّ اللّهِ، ما الهُدنَةُ؟ قالَ: بَلاءٌ وانقِطاعٌ، فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَيكُم كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وماحِلٌ مُصدَّقٌ، ومَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ قادَهُ إلَى النارِ، وهو الدليلُ إلى خَيرِ سَبيلٍ، وهو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ، لَهُ
امام على عليه السلام:پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود: «در زيستن، خيرى نيست، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا. اى مردم! شما در زمان آرامش هستيد و شما را به شتاب مى برند. شاهديد كه شب و روز، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده اى را به سر مى آورند. پس، براى ميدان مسابقه دور ودرازى كه در پيش داريد، آماده كوشش گرديد».
مقداد گفت: اى پيامبر خدا! آرامش يعنى چه؟
فرمود: «[دنيا، سراى] آزمايش و سپرى شدن است. پس، هرگاه كارها همچون پاره هاى شبِ تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آوريد كه آن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه آن را فرا روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى كشانَد و هركه پشت سرش اندازد، او را به دوزخ
۱.كنز العمّال: ج 2 ص 288 ح 4027 نقلاً عن العسكري.
عنه صلى الله عليه و آله:ألا وإنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنيا دارَ بَلوى، وَالآخِرَةَ دارَ عُقبى، فَجَعَلَ بَلوَى الدُّنيا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَبا، وثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَى الدُّنيا عِوَضا، فَيَأخُذُ لِيُعطِيَ، ويَبتَلي لِيَجزِيَ، وإنَّها لَسَريعَةُ الذَّهابِ، ووَشيكَةُ الاِنقِلابِ، فَاحذَروا حَلاوَةَ رِضاعِها لِمَرارَةِ فِطامِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدانيد كه خداوند، دنيا را سراى آزمايش، و آخرت را سراى سزا دادن آفريد. پس آزمايش دنيا را سبب پاداش آخرت، و پاداش آخرت را عوضِ آزمايش دنيا قرار داد. بنا بر اين، مى گيرد تا بدهد، و مبتلا مى سازد تا سزا دهد. دنيا زودگذر است و در آستانه دگرگونى. پس، از حلاوت شير خوردن از دنيا، دورى كنيد؛ زيرا گرفته شدن از شير آن، تلخ (سخت) است.
۱.أعلام الدين: ص 344 ح 35 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 77 ص 187 ح 10.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا، سراى آزمايش است و منزلگاه روزىِ گذران زندگى و رنج. جان هاى نيك بختان از [علاقه به] آن، كَنده شده و از دست شوربختان به زور گرفته مى شود.
کلیدواژهها دنیاحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانشناخت دنیا +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:اِعلَمْ أنَّ الدنيا دارُ بَلِيَّةٍ لم يَفرُغْ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلّا كانَت فَرغَتُهُ علَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام على عليه السلام:بدان كه دنيا سراى آزمايش و گرفتارى است، كه آدمى هرگز در آن ساعتى آسوده و بيكار نشود، مگر اين كه آن بيكارى در روز قيامت مايه افسوس او گردد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب59.
کلیدواژهها فراغت
الإمامُ الهادي عليه السلام:إنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنيا دارَ بَلوى، و الآخِرَةَ دارَ عُقبى، و جَعَلَ بَلوَى الدُّنيا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَبا، و ثَوابَ الآخِرَةِ مِن بَلوَى الدُّنيا عِوَضا. ۱
امام هادى عليه السلام:خداوند دنيا را سراى آزمايش قرار داده است و آخرت را سراى فرجام؛ آزمايش و بلاى دنيا را وسيله پاداش آخرت كرده است و پاداش آخرت را عوض بلا و آزمايش هاى دنيا.
۱.تحف العقول: 483.
عنه عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ إلى مُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ:الدُّنيا دارُ بَلاءٍ، وَالآخِرَةُ دارُ الجَزاءِ ودارُ البَقاءِ؛ فَاعمَل لِما يَبقى، وَاعدِل عَمّا يَفنى، ولاتَنسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنيا. ۱
امام على عليه السلام ـ در نامه اش به محمّد بن ابى بكر، آن گاه كه او را به حكومت مصر گماشت ـ:دنيا سراى آزمايش [و عمل] است و آخرت، سراى سزا ديدن و خانه ماندگارى است. پس براى آنچه ماندگار است، كار كن و از آنچه نابود مى شود، روى بگردان و [در عين حال،] بهره ات از دنيا را فراموش مكن.
۱.الأمالي للمفيد: ص 268 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 30 ح 31 بزيادة «ودار فناء» بعد «دار بلاء» وكلاهما عن أبي إسحاق الهمداني، بحار الأنوار: ج 77 ص 390 ح 11.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا، سراى آزمايش است و منزلگاه روزىِ گذران زندگى و رنج. جان هاى نيك بختان از [علاقه به] آن كَنده شده و از دست شوربختان به زور گرفته مى شود.
امام على عليه السلام:هان! دنيا سرايى است كه از آن، به سلامت نتوان رَست مگر [به زهد] ۳ در آن، و با هرآنچه براى دنيا باشد، نجات نمى توان يافت. مردم از بهر آزمايش، گرفتار دنيا شده اند. پس آنچه را از دنيا براى دنيا برگيرند، از كَفِشان بيرون مى رود و براى آن حسابرسى خواهند شد، و آنچه را از دنيا براى غير آن (آخرت) برگيرند، به آن خواهند رسيد و با آن خواهند زيست.
۱.في شرح ابن أبي الحديد: «تقدير الكلام أنّ الدّنيا دار لا يُسلم من عقاب ذنوبها إلاّ فيها، وهذا حق.»، لكن يبدو أنّ في الكلام سقط والأصل كان: «إنّ الدنيا دار لا يسلم منها إلا بالزهد فيها» كما في «عيون الحكم والمواعظ ص107»، و يؤيّد هذا النظر ما في بعض نسخ نهج البلاغة حيث اُضيفت كلمة «الزهد» بعد «إلاّ فيها» بين القوسين.
۲.نهج البلاغة: الخطبة 63، روضة الواعظين: ص 483، غرر الحكم: ح 3698 وليس فيه «ولاينجى بشيء كان لها»، بحار الأنوار: ج 73 ص 133 ح 136.
۳.ترجمه آنچه در متن نهج البلاغة آمده، اين است: «دنيا، سرايى است كه در آن به سلامت نتوان رَست، مگر در آن». ابن ابى الحديد، در توضيح اين جمله مى گويد: «تقدير كلام، اين است كه دنيا، خانه اى كه از عِقاب گناهانش، جز در آن نتوان به سلامت رَست، و اين حق است.»؛ ليكن به نظر مى رسد كه جمله سقط داشته باشد و در اصل اين بوده: «. از آن به سلامت نتوان رَست، مگر به زهد در آن»، چنان كه در عيون الحكم والواعظ (ص 107) چنين آمده است. گفتنى است كه در برخى نسخ مطبوع نهج البلاغة نيز كلمه «زهد» پس از «إلاّ فيها» قرار دارد كه مؤيّد اين نظر است.
عنه عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ:دارٌ بِالبَلاءِ مَحفوفَةٌ وبِالغَدرِ مَعروفَةٌ، لاتَدومُ أحوالُها، ولايَسلَمُ نُزّالُها، أحوالٌ مُختَلِفَةٌ، وتاراتٌ ۱ مُتَصَرِّفَةٌ، العَيشُ فيها مَذمومٌ، وَالأَمانُ مِنها مَعدومٌ، وإنَّما أهلُها فيها أغراضٌ ۲ مُستَهدَفَةٌ، تَرميهِم
بِسِهامِها، وتُفنيهِم بِحِمامِها ۳. ۴
امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ:سرايى است كه به رنج و بلا اندر است و به بى وفايى و عهدشكنى شُهره. حالاتش نمى پايد و ساكنانش را ايمنى نيست. احوالش ديگرگون است و هر دَم به رنگى در مى آيد. زندگى در آن، نكوهيده است و آسودگى در آن، ناياب؛ بلكه مردم آن در دنيا هدف هايى نشانه رفته اند، و دنيا، تيرهايش را به سوى آن ها پرتاب مى كند، و با خدنگ هاى مرگ،
نابودشان مى گردانَد.
۱.التارَةُ: الحين والمرّة، والجمع تارات (القاموس المحيط: ج 1 ص 381 «تور»).
۲.الغَرَضُ: الهَدَف الذي يُرمى فيه (الصحاح: ج 3 ص 1093 «غرض»).
۳.الحِمَامُ: المَوْتُ (النهاية: ج 1 ص 446 «حمم»).
۴.نهج البلاغة: الخطبة 226، إرشاد القلوب: ص 30، غرر الحكم: ح 5124 وفيه صدره إلى «ولا يسلم نزّالها»، بحار الأنوار: ج 73 ص 82 ح 45؛ تذكرة الخواصّ: ص 123، المناقب للخوارزمي: ص 370 ح 389 كلاهما عن عبد اللّه بن صالح العجلي عن رجل من بني شيبان، إحياء علوم الدين: ج 3 ص 312 كلّها نحوه، كنز العمّال: ج 16 ص 202 ح 44224 نقلاً عن الدينوري وابن عساكر.
عنه عليه السلام:اِعلَم أنَّ الدُّنيا دارُ بَلِيَّةٍ، لَم يَفرُغ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلاّ كانَت فَرغَتُهُ عَلَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام على عليه السلام:بدان كه دنيا، بلا خانه اى است كه صاحبش هرگز دَمى در آن نياسود، مگر اين كه آن آسودگى اش در روز قيامت، مايه افسوس او شد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 59، عوالي اللآلي: ج 1 ص 296 ح 201 وفيه «الدنيا دار بليّة» فقط، بحار الأنوار: ج 33 ص 511 ح 708.
عنه عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ:هِيَ دارُ عُقوبَةٍ وزَوالٍ، وفَناءٍ وبَلاءٍ، نُورُها ظُلمَةٌ، وعَيشُها كَدِرٌ، وغَنِيُّها فَقيرٌ، وصَحيحُها سَقيمٌ، وعَزيزُها ذَليلٌ، فَكُلُّ مُنعَمٍ بِرَغدِها ۱ شَقِيٌّ، وكُلُّ مَغرورٍ بِزينَتِها مَفتونٌ، وعِندَ كَشفِ الغِطاءِ يَعظُمُ النَّدَمُ، ويُحمَدُ الصَّدرُ ۲ أو يُذَمُّ. ۳
امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ:دنيا، سراى كيفر و زوال، و نابودى و بلاست. روشنايى آن، تاريكى است و عيش آن، مكدّر. توانگرش نادار، تن درستش ناخوش و عزيزش خوار. هر برخوردار از نعمت هاى آن، شوربخت است و هر سرمست از زر و زيورهاى آن، فريفته. آن گاه كه پرده كنار برود، پشيمانى بالا مى گيرد و آغاز [كار]، ستايش يا نكوهش مى شود.
۱.في المصدر: «فكلّ نعم يرغدها»، والتصويب من بحار الأنوار. ورَغُدَ العَيشُ: اِتّسع ولانَ فهو رَغْد (المصباح المنير: ص 231 «رغد»).
۲.صَدْرُ كلّ شيء: أوّله (الصحاح: ج 2 ص 709 «صدر»). والصَّدَر ـ بالتحريك ـ: رجوع المسافر من مقصده والشارِبَة من الوِرد (النهاية: ج 3 ص 15 «صدر»).
۳.مطالب السؤول: ص 52؛ بحار الأنوار: ج 78 ص 22 ح 84.
عنه عليه السلام ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِوَلَدِهِ الحَسَنِ عليه السلام ـ:اِعلم. أنَّ الدُّنيا لَم تَكُن لِتَستَقِرَّ إلاّ عَلى ما جَعَلَهَا اللّهُ عَلَيهِ مِنَ النَّعماءِ وَالاِبتِلاءِ وَالجَزاءِ فِي المَعادِ، أو ما شاءَ مِمّا لاتَعلَمُ. ۱
امام على عليه السلام:ـ در سفارش به فرزندش امام حسن عليه السلام ـ: بدان. بدرستى كه دنيا، جز بر آن روال كه خداوند قرارش داده است بر برخوردارى و گرفتارى (يا: آزمايش) و سزادهى در معاد، و يا آنچه كه او خواسته است و تو نمى دانى، قرار نمى گيرد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 31، تحف العقول: ص 72 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 220 ح 2.
الإمام زين العابدين عليه السلام:اِعلَموا أنَّ اللّهَ لَم يُحِبَّ زَهرَةَ الدُّنيا وعاجِلَها لاِءَحَدٍ مِن أولِيائِهِ، ولَم يُرَغِّبهُم فيها وفي عاجِلِ زَهرَتِها وظاهِرِ بَهجَتِها، وإنَّما خَلَقَ الدُّنيا وخَلَقَ أهلَها لِيَبلُوَهُم فيها أيُّهُم أحسَنُ عَمَلاً لاِآخِرَتِهِ، واَيمُ اللّهِ لَقَد ضَرَبَ لَكُم فيهِ
الأَمثالَ، وصَرَّفَ الآياتِ لِقَومٍ يَعقِلونَ، ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:بدانيد كه خداوند زرق و برق زودگذر دنيا را براى هيچ يك از دوستانش نخواسته است و آنان را به دنيا و به زيور گذراى آن و زيبايى ظاهرى آن، ترغيب نكرده است؛ بلكه دنيا را آفريد و اهل آن را خلق كرد تا آنان را در دنيا بيازمايد كه كدامينشان براى آخرتش بهتر عمل مى كنند. به خدا سوگند كه او در اين باره، براى شما مثال ها آورده و براى مردمى كه خِرد ورزند دلايل
گوناگون آورده است؛ و نيرويى نيست، مگر به واسطه خداوند.
۱.الكافي: ج 8 ص 75 ح 29 عن سعيد بن المسيّب، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 49، تحف العقول: ص 251 وليس فيه «وعاجلها»، الأمالي للصدوق: ص 595 ح 882 عن سعيد بن المسيّب وفيه «لم يختر هذه الدنيا» بدل «لم يحبّ زهرة الدنيا»، أعلام الدين: ص 225 وفيه «هذه الدنيا» بدل «زهرة الدنيا»، بحار الأنوار: ج 78 ص 145 ح 6.
الكافي عن الوَليد بن صَبيح عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:دَخَلتُ عَلَيهِ يَوما فَأَلقى إلَيَّ ثِيابا وقالَ: يا وَليدُ، رُدَّها عَلى مَطاويها. فَقُمتُ بَينَ يَدَيهِ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: رَحِمَ اللّهُ المُعَلَّى بنَ خُنَيسٍ، فَظَنَنتُ أنَّهُ شَبَّهَ قِيامي بَينَ يَدَيهِ بِقِيامِ المُعَلّى بَينَ يَدَيهِ، ثُمَّ قالَ: اُفٍّ لِلدُّنيا اُفٍّ لِلدُّنيا! إنَّمَا الدُّنيا دارُ بَلاءٍ يُسَلِّطُ اللّهُ فيها عَدُوَّهُ عَلى وَلِيِّهِ، وإنَّ بَعدَها دارا لَيسَت هكَذا. فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، وأينَ تِلكَ الدّارُ؟! فَقالَ: ها هُنا، وأشارَ بِيَدِهِ إلَى الأَرضِ. ۱
الكافى ـ به نقل از وليد بن صبيح ـ وليد گفت:روزى بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. ايشان، جامه هايى به طرف من انداخت و فرمود: «اى وليد! اينها را تا بِزَن».
من در برابر ايشان ايستادم. فرمود: «خدا، معلّى بن خُنيس را رحمت كند!». من گمان بردم كه امام عليه السلام ايستادن مرا در حضورش به ايستادن معلّى در برابرش تشبيه كرد. ۲ سپس فرمود: «اُف بر دنيا، اف بر دنيا! دنيا، در حقيقت، سراى آزمايش [و گرفتارى] است و خداوند، در آن، دشمنش را بر دوست خود مسلّط مى گردانَد؛ امّا از پسِ دنيا سرايى است كه اين گونه نيست».
گفتم: فدايت شوم! آن خانه كجاست؟
امام عليه السلام با دست خود به زمين اشاره كرد و فرمود: «اين جا».
الاحتجاج ـ في ذِكرِ أسئِلَةِ زِنديقٍ لِلإِمامِ الصّادِق عليه السلام ـ:قالَ [الزِّنديقُ]: فَلاِءَيِّ عِلَّةٍ خَلَقَ الخَلقَ وهُوَ غَيرُ مُحتاجٍ إلَيهِم ولا مُضطَرٍّ إلى خَلقِهِم، ولايَليقُ بِهِ التَّعَبُّثُ بِنا؟
قالَ عليه السلام: خَلَقَهُم لاِءِظهارِ حِكمَتِهِ، وإنفاذِ عِلمِهِ، وإمضاءِ تَدبيرِهِ.
قالَ: وكَيفَ لايَقتَصِرُ عَلى هذِهِ الدّارِ فَيَجعَلَها دارَ ثَوابِهِ ومُحتَبَسَ عِقابِهِ؟
قالَ: إنَّ هذِهِ الدّارَ دارُ ابتِلاءٍ، ومَتجَرُ الثَّوابِ، ومُكتَسَبُ الرَّحمَةِ، مُلِئَت
آفاتٍ، وطُبِّقَت ۱ شَهَواتٍ، لِيَختَبِرَ فيها عَبيدَهُ بِالطّاعَةِ؛ فَلايَكونُ دارُ عَمَلٍ دارَ جَزاءٍ. ۲
الاحتجاج ـ در بيان پرسش هاى زنديق از امام صادق عليه السلام ـ:زنديق گفت: پس به چه علّت خداوند، خلق را آفريد، در حالى كه نه به آنها نياز داشت، نه به آفريدنشان مجبور بود، و بازيچه قرار دادن ما هم شايسته او نيست؟
فرمود: «آنها را آفريد تا حكمت خويش را نمايان سازد و دانش خويش را به اجرا درآورد و تدبيرش را به كار بَرَد».
زنديق گفت: چرا به همين سرا بسنده نمى كند و آن را سراى پاداش و زندان كيفر خويش قرار نمى دهد [و به آخرت موكول كرده است]؟
فرمود: «اين سرا، سراى آزمايش، تجارت خانه ثواب و محلّ كسب رحمت است؛ آكَنده از آفات و پُر از شهوات، قرار داده شده است تا خداوند، در آن بندگانش را به طاعت بيازمايد. پس، خانه عمل، خانه پاداش نيست».
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ عِلِيُّ بنُ الحُسَين عليه السلام يَدعو بِهذَا الدُّعاءِ:
اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ حُسنَ المَعيشَةِ، مَعيشَةً أتَقَوّى بِها عَلى جَميعِ حَوائِجي، وأتَوَصَّلُ بِها فِي الحَياةِ إلى آخِرَتي، مِن غَيرِ أن تُترِفَني ۱ فيها فَأَطغى، أو تُقتِرَ ۲ بِها عَلَيَّ فَأَشقى، أوسِع عَلَيَّ مِن حَلالِ رِزقِكَ وأفِض عَلَيَّ مِن سَيبِ ۳ فَضلِكَ؛
نِعمَةً مِنكَ سابِغَةً وعَطاءً غَيرَ مَمنونٍ، ثُمَّ لا تَشغَلني عَن شُكرِ نِعمَتِكَ بِإِكثارٍ مِنها تُلهيني بَهجَتُهُ وتَفتِنّي زَهَراتُ زَهوَتِهِ، ولا بِإِقلالٍ عَلَيَّ مِنها يَقصُرُ بِعَمَلي كَدُّهُ ويَملاَءُ صَدري هَمُّهُ، أعطِني مِن ذلِكَ يا إلهي غِنىً عَن شِرارِ خَلقِكَ، وبَلاغا أنالُ بِهِ رِضوانَكَ، وأعوذُ بِكَ يا إلهي مِن
امام صادق عليه السلام:على بن حسين عليهماالسلام اين دعا را مى خواند:
«بار خدايا! از تو نيكويىِ معشيت را درخواست مى كنم؛ معيشتى كه با آن بتوانم همه نيازهايم را برآورم، و بدان وسيله، در اين زندگى به آخرتم نايل آيم؛ نه آن چنان مرا در آن غوطه ور سازى كه دچار طغيان شوم، و نه آن سان بر من تنگ گيرى كه به رنج و سختى بيفتم، از روزىِ حلالت به من گشايش ده و از باران فضلت بر من بريزان. نعمتى بى نقض و دَهِشى بى وقفه از جانب خودت [به من ارزانى دار]؛ امّا نه چندان بر آن بيفزاى كه خرّمى اش مرا به خود سرگرم سازد و شكوه و زيبايى اش فريفته ام گردانَد و در نتيجه، از شكر نعمتت بازمانم، و نه چندان آن را بر من بِكاه كه رنج تحصيلش باعث كوتاهى ام در عمل [وعبادت] شود و همّ و غمش سينه ام را پُر كند.
اى معبود من!
۱.المُتْرَفُ: المُتَنَعِّم المتوسّع في ملاذّ الدنيا وشهواتها (النهاية: ج1 ص 187 «ترف»).
۲.أقْتَرَ اللّه ُ رِزْقَهُ: أي ضيّقه وقلّله (النهاية: ج 4 ص 12 «قتر»).
۳.السَّيْبُ: العطاء (القاموس المحيط: ج 1 ص 84 «سيب»).
۴.النَّكالُ: العُقوبة (مجمع البحرين: ج 3 ص 1834 «نكل»).
۵.خبأ الشيءَ: سَتَرهُ (القاموس المحيط: ج 1 ص 13 «خبا»).
۶.الكافي: ج 2 ص 553 ح 13 عن أبي بصير، مصباح المتهجّد: ص 351 ح 466 عن الإمام زين العابدين عليه السلام نحوه وراجع الإقبال: ج 1 ص 304 وص 134 وجمال الاُسبوع: ص 295 وص 241 وبحار الأنوار: ج 90 ص 12 ح 2.
عنه عليه السلام:اِعلَمْ أنَّ الدنيا دارُ بَلِيَّةٍ لم يَفرُغْ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلاّ كانَت فَرغَتُهُ علَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام على عليه السلام:بدان كه دنيا سراى آزمايش و گرفتارى است، كه آدمى هرگز در آن ساعتى آسوده و بي كار نشود، مگر اين كه آن بيكارى در روز قيامت مايه افسوس او گردد.
۱.نهج البلاغة: الكتاب59.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:خَطَبَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: لا خَيرَ في العَيشِ إلاّ لِمُستَمِعٍ واعٍ أو عالِمٍ ناطِقٍ. أيُّها الناسُ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ، و إنّ السَّيرَ بِكُم سَريعٌ، و قد رَأيتُمُ اللَّيلَ و النَّهارَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ، و يُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيدٍ، و يَأتِيانِ بكُلِّ مَوعودٍ، فَأعِدُّوا الجِهادَ لِبُعدِ المِضمارِ.
فقالَ المِقدادُ: يا نَبِيَّ اللّهِ، ما الهُدنَةُ؟ قالَ: بَلاءٌ و انقِطاعٌ، فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَيكُم كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، و ماحِلٌ مُصدَّقٌ، و مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ، و مَن جَعَلَهُ خَلفَهُ قادَهُ إلَى النارِ، و هو الدليلُ إلى خَيرِ سَبيلٍ، و هو الفَصلُ ليسَ
امام على عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در خطبه اى فرمود: در زيستن خيرى نيست، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا. اى مردم! شما در زمان آرامش و صلح هستيد و شما را به شتاب مى برند. شاهديد كه شب و روز، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر و عده اى را به سر مى آورند. پس، براى ميدان مسابقه دور و درازى كه در پيش داريد، آماده كوشش گرديد.
مقداد عرض كرد: اى پيامبر خدا! آرامش و صلح يعنى چه؟ فرمود: [دنيا، سراى]آزمايش و سپرى شدن است. پس، هرگاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آوريد. كه آن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه آن را فراپيش خود قرار دهد، او را به سوى بهشت كشاند و هركه پشت سرش
۱.كنز العمّال: 4027.