حدیث دربارهسراى آزمايش
الكافي عن الوَليد بن صَبيح عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:دَخَلتُ عَلَيهِ يَوما فَأَلقى إلَيَّ ثِيابا وقالَ: يا وَليدُ، رُدَّها عَلى مَطاويها. فَقُمتُ بَينَ يَدَيهِ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: رَحِمَ اللّهُ المُعَلَّى بنَ خُنَيسٍ، فَظَنَنتُ أنَّهُ شَبَّهَ قِيامي بَينَ يَدَيهِ بِقِيامِ المُعَلّى بَينَ يَدَيهِ، ثُمَّ قالَ: اُفٍّ لِلدُّنيا اُفٍّ لِلدُّنيا! إنَّمَا الدُّنيا دارُ بَلاءٍ يُسَلِّطُ اللّهُ فيها عَدُوَّهُ عَلى وَلِيِّهِ، وإنَّ بَعدَها دارا لَيسَت هكَذا. فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، وأينَ تِلكَ الدّارُ؟! فَقالَ: ها هُنا، وأشارَ بِيَدِهِ إلَى الأَرضِ. ۱
الكافى ـ به نقل از وليد بن صبيح ـ وليد گفت:روزى بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. ايشان، جامه هايى به طرف من انداخت و فرمود: «اى وليد! اينها را تا بِزَن».
من در برابر ايشان ايستادم. فرمود: «خدا، معلّى بن خُنيس را رحمت كند!». من گمان بردم كه امام عليه السلام ايستادن مرا در حضورش به ايستادن معلّى در برابرش تشبيه كرد. ۲ سپس فرمود: «اُف بر دنيا، اف بر دنيا! دنيا، در حقيقت، سراى آزمايش [و گرفتارى] است و خداوند، در آن، دشمنش را بر دوست خود مسلّط مى گردانَد؛ امّا از پسِ دنيا سرايى است كه اين گونه نيست».
گفتم: فدايت شوم! آن خانه كجاست؟
امام عليه السلام با دست خود به زمين اشاره كرد و فرمود: «اين جا».