حدیث دربارهقرآن

الإمام عليّ عليه السلام:خَطَبَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: لا خَيرَ في العَيشِ إلّا لِمُستَمِعٍ واعٍ أو عالِمٍ ناطِقٍ. أيُّها الناسُ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ، وإنّ السَّيرَ بِكُم سَريعٌ، وقد رَأيتُمُ اللَّيلَ والنَّهارَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ، ويُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيدٍ، ويَأتِيانِ بكُلِّ مَوعودٍ، فَأعِدُّوا الجِهادَ لِبُعدِ المِضمارِ. فقالَ المِقدادُ: يا نَبِيَّ اللّهِ، ما الهُدنَةُ؟ قالَ: بَلاءٌ وانقِطاعٌ، فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَيكُم كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وماحِلٌ مُصدَّقٌ، ومَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ، ومَن جَعَلَهُ خَلفَهُ قادَهُ إلَى النارِ، وهو الدليلُ إلى خَيرِ سَبيلٍ، وهو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ، لَهُ ظَهرٌ وبَطنٌ، فظاهِرُهُ حِكَمٌ، وباطِنُهُ عِلمٌ، عَميقٌ بَحرُهُ لا تُحصى عَجائبُهُ، ولا يَشبَعُ مِنهُ عُلَماؤهُ، وهو حَبلُ اللّهِ المَتينُ، وهُو الصِّراطُ المُستَقيمُ. فيهِ مَصابيحُ الهُدى، ومَنارُ الحِكمَةِ، ودالٌّ علَى الحُجَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود: «در زيستن، خيرى نيست، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا. اى مردم! شما در زمان آرامش هستيد و شما را به شتاب مى برند. شاهديد كه شب و روز، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده اى را به سر مى آورند. پس، براى ميدان مسابقه دور ودرازى كه در پيش داريد، آماده كوشش گرديد». مقداد گفت: اى پيامبر خدا! آرامش يعنى چه؟ فرمود: «[دنيا، سراى] آزمايش و سپرى شدن است. پس، هرگاه كارها همچون پاره هاى شبِ تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آوريد كه آن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه آن را فرا روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى كشانَد و هركه پشت سرش اندازد، او را به دوزخ مى كشاند. قرآن، راه نماى به سوى بهترين راه است. جدا كننده [ى ميان حق و باطل] است و شوخى نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش، حكم و دستور است و باطنش، دانشى ژرف. شگفتى هاى دريايش بى شمار است و دانايانش از آن، سير نمى شوند. قرآن، ريسمان محكم خداست. قرآن، راه راست است. در قرآن است چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت. قرآن، راه نماى به حجّت است.
۱.كنز العمّال: ج 2 ص 288 ح 4027 نقلاً عن العسكري.

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام على عليه السلام:پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود: «اى مردم! شما در زمان صلح [و آرامش] هستيد و بر مَركب سفر، سواريد و شتابان، شما را به پيش مى برَد. شاهد بوده ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده و وعيدى را به انجام مى رسانند. پس، براى پيمودن اين صحراى دور و دراز، زاد و توشه فراهم آوريد». مقداد بن اسودِ كندى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! مى فرمايى چه كنيم؟ فرمود: «دنيا، سراى بلا و ابتلا و به سر آمدن و نيست شدن است. پس، هر گاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد، به قرآن روى آوريد؛ زيرا قرآن، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه قرآن را فرا روى خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد، به سوى دوزخش مى كشاند. قرآن، ره نمايى است كه راه را نشان مى دهد. قرآن، كتاب تفصيل و روشنگرى و تحصيل [حقايق]است. جدا كننده ميان حق و باطل است و شوخى بردار نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش، حكم و دستور خداست و باطنش، علم خداوند متعال. پس، ظاهر آن، محكم و استوار است و باطنش ژرفايى دارد و ژرفاهايش ژرفا دارد. شگفتى هايش بى شمار است و عجايب و غرايبش، كهنه و تمام نمى شوند. چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت، در قرآن است. براى كسى كه انصاف داشته باشد، راه نماى به سوى معرفت و شناخت است. پس بايد آدمى دقّت نظر كند و انصاف را پيشِ چشمش آورد، تا از هلاكت، رهايى يابد و از تنگنا به در آيد؛ زيرا انديشيدن، مايه حيات دلِ شخص بينا و بابصيرت است، همچنان كه آدمى در پرتو نور چراغ، در تاريكى ها راه مى پيمايد و نيكو مى رَهد و كم [در شبهات و تاريكى ها] درنگ مى كند».