نتایج جستجو برای «دیدار خدا»: ۲۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَعالى: إذا كانَ الغالِبُ عَلى عَبدِي الاِشتِغالَ بي جَعَلتُ نَعيمَهُ ولَذَّتَهُ في ذِكري، فَإِذا جَعَلتُ نَعيمَهُ ولَذَّتَهُ في ذِكري عَشِقَني وعَشِقتُهُ، فَإِذا عَشِقَني وعَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ، وصِرتُ مَعالِما ۱ بَينَ عَينَيهِ لا يَسهو إذا سَهَا النّاسُ؛ اُولئِكَ كَلامُهُم كَلامُ الأَنبياءِ، اُولئِكَ الأَبطالُ حَقّا، اُولئِكَ الَّذينَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً وعَذابا ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ ذلِكَ عَنهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «هر گاه غالب حالات بنده ام پرداختن به من باشد، خوشى و لذّت او را در ياد كردنش از من قرار دهم، و هر گاه خوشى و ذلّتش را در يادم قرار دهم، او عاشق من مى شود و من، عاشق او مى شوم، و هر گاه او عاشق من شود و من عاشق او، پرده ميان خودم و او را كنار مى زنم و نشانه هايى فرا چشم او مى شوم، به طورى كه هر گاه مردم اشتباه كنند، او اشتباه نمى كند. اين گونه بندگان، سخنشان، سخن پيامبران است. اينان، پهلوانان حقيقى هستند. اينان، كسانى هستند كه هر گاه بخواهم زمينيان را كيفر و عذاب كنم، به ياد ايشان مى افتم و كيفر و عذاب را از مردمان مى گردانم».
۱.المَعْلَم: الأثر يستدلّ به على الطريق (الصحاح: ج 5 ص 1991 «علم»). وفي كنزالعمّال: «. وصيّرت ذلك تغالبا عليه، لا يسهو.».
۲.حلية الأولياء: ج 6 ص 165 عن الحسن، كنز العمّال: ج 1 ص 433 ح 1872.
إحياء علوم الدين:في أخبارِ داوودَ عليه السلام: إنَّ اللّه تَعالى أوحى إلَيهِ.: يا داوودُ! إنّي خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقينَ مِن رِضواني، ونَعَّمتُها بِنورِ وَجهي. فَقالَ داوودُ عليه السلام: يا رَبِّ! بِمَ نالوا هذا مِنكَ؟ قالَ: بِحُسنِ الظَّنِّ، وَالكَفِّ عَنِ الدُّنيا وأهلِها، وَالخَلَواتِ بي، ومُناجاتِهِم لي. وإنَّ هذا مَنزِلٌ لا يَنالُهُ إلّا مَن رَفَضَ الدُّنيا وأهلَها، ولَم يَشتَغِل بِشَيءٍ مِن ذِكرِها، وفَرَّغَ قَلبَهُ لي، وَاختارَني عَلى جَميعِ خَلقي، فَعِندَ ذلِكَ أعطِفُ عَلَيهِ واُفرِغُ نَفسَهُ، وأكشِفُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ؛ حَتّى يَنظُرَ إلَيَّ نَظَرَ النّاظِرِ بِعَينِهِ إلَى الشَّيءِ. ۱
إحياء علوم الدين:در اخبار داوود عليه السلام آمده است: خداى متعال به او وحى فرمود كه.: «اى داوود! من، دل هاى مشتاقان را از خشنودى خود آفريدم، و آنها را از نور چهره ام برخوردار كردم.». داوود عليه السلام گفت: بار پروردگارا! از چه رو، بدين مقام از تو دست يافتند؟ فرمود: «از نيك گمانى، و دست شستن از دنيا و دنياخواهان، و خلوت ها و راز و نيازهايشان با من. اين، منزلتى است كه بدان نمى رسد، مگر كسى كه دنيا و دنياخواهان را رها كند و هيچ ياد آن نكند و دلش را براى من، خالى گرداند و مرا بر همه آفريدگانم برگزيند. در اين صورت است كه بدو روى مى كنم و جانش را [از ماسواى خود]تهى مى سازم و پرده ميان خود و او را برمى دارم تا مرا چنان [عيان]بيند كه بيننده با چشم خود، چيزى را ببيند».
۱.إحياء علوم الدين: ج 4 ص 470؛ المحجّة البيضاء: ج 8 ص 59.
عنه عليه السلام:ما ضَرَّ إِخوانَنا الَّذِينَ سُفِكَت دِماؤُهُم ـ وَهُم بِصِفِّينَ ـ أَن لا يَكُونُوا اليَومَ أَحياءً؟ يُسِيغُونَ الغُصَصَ، وَيَشرَبُونَ الرَّنْقَ! ۱ قَد ـ وَاللّهِ ـ لَقُوا اللّهَ فَوَفّاهُم اُجُورَهُم، وَأَحَلَّهُم دارَ الأَمنِ بَعدَ خَوفِهِم. ۲
امام على عليه السلام:برادران ما را كه خون هايشان در صفّين ريخته شد، چه گزند كه امروز، زنده نباشند، كه غصّه بخورند و آب هاى تيره بنوشند؟! به خدا سوگند كه آنان، به ديدار خدا شتافتند و خداوند، مزدشان را كامل عطايشان فرمود و آنان را كه [در اين دنيا] بيم داشتند، در سراى امنيّت جاى داد.
۱.الرَّنْق: الكَدِر (لسان العرب: ج 10 ص 127 «رنق»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 182، بحار الأنوار: ج 34 ص 127 ح 953.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ» تَجَلَّى لَهُمُ الرَّبُّ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «و پيش ما، فزون تر [هم] هست» . آن، تجلّى پروردگار عز و جل براى آنان است.
۱.الفردوس: ج 4 ص 406 ح 7180 عن الإمام عليّ عليه السلام، الدرّ المنثور: ج 7 ص 605 نقلاً عن البزّار وابن المنذر وابن أبي حاتم وابن مردويه واللالكائي في السُنّة والبيهقي في البعث والنشور عن أنس، كنز العمّال: ج 2 ص 510 ح 4615.
عنه صلى الله عليه و آله:إِذا دَخَلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ يَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى: تُرِيدُونَ شَيئا أَزِيدُكُم؟ فَيَقُولُونَ: أَلَم تُبَيِّض وُجُوهَنا؟ أَلَم تُدخِلنَا الجَنَّةَ وَتُنَجِّنا مِنَ النَّارِ؟ قالَ: فَيُكشَفُ الحِجابُ، فَما أُعطُوا شَيئا أَحَبَّ إِلَيهِم مِنَ النَّظَرِ إِلى رَبِّهِم عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون بهشتيان به بهشت وارد شوند، خداى بزرگ و والا مى فرمايد: «مى خواهيد كه برايتان اضافه كنم؟». بهشتيان مى گويند: آيا ما را روسپيد نساختى؟ آيا ما را وارد بهشت ننمودى و از آتش، نجاتمان ندادى؟ در اين هنگام، پرده كنار زده مى شود. پس چيزى به آنان داده نشده كه برايشان خوش تر و محبوب تر از نگريستن به پروردگار بزرگ و توانايشان باشد.
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 163 ح 297، سنن الترمذي: ج 4 ص 687 ح 2552، سنن ابن ماجة: ج 1 ص 67 ح 187، مسند ابن حنبل: ج 6 ص 504 ح 18957 و ح 18958 كلّها عن صهيب، تفسير الطبري: ج 7 الجزء 11 ص 106 عن عبد الرحمن بن مهدي وكلّها نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 447 ح 39204.
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى: «لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَ زِيَادَةٌ» ۱ ـ: الحُسنى: الجَنَّةُ، وَالزِّيادَةُ: النَّظَرُ إِلى وَجهِ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «براى كسانى كه نيكويى مى كنند، نيكى است و افزون تر» ـ: «نيكويى» ، بهشت است و «افزون تر» ، ديدن روى خدا.
۱.يونس: 26.
۲.حلية الأولياء: ج 5 ص 204، مسند الشاميّين: ج 3 ص 303 ح 2330، تاريخ أصبهان: ج 2 ص 295 الرقم 1780، تفسير ابن كثير: ج 4 ص 199 وليس في الثلاثة الأخيرة «الحسنى: الجنّة» وكلّها عن كعب بن عجرة، تاريخ بغداد: ج 9 ص 140 الرقم 4755 عن أنس، تفسير الطبري: ج 7 الجزء 11 ص 105 عن أبي موسى الأشعري، كنز العمّال: ج 2 ص 432 ح 4422؛ تفسير القمّي: ج 1 ص 311 عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام نحوه.
عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي قَولِهِ تَعالى: «وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» ۱ ـ:يَنظُرُونَ إِلى رَبِّهِم بِلا كَيفِيَّةٍ، وَلا حَدٍّ مَحدُودٍ، وَلا صِفَةٍ مَعلُومَةٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «چهره هايى در آن روز، خرّم اند. به پروردگار خويش مى نگرند» ـ: به پروردگار خويش مى نگرند، بى آن كه او را چگونگى باشد، يا محدوديّتى، و يا صفتى خاص.
۱.القيامة: 22 و 23.
۲.الدرّ المنثور: ج 8 ص 350 نقلاً عن ابن مردويه عن أنس.
سنن ابن ماجة عن جابر بن عبد اللّه:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: بَينا أَهلُ الجَنَّةِ فِي نَعِيمِهِم إِذ سَطَعَ لَهُم نُورٌ فَرَفَعُوا رُؤُوسَهُم، فَإِذا الرَّبُّ قَد أَشرَفَ عَلَيهِم مِن فَوقِهِم، فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَيكُم يا أَهلَ الجَنَّةِ. وَذَلِكَ قَولُ اللّهِ: «سَلَـمٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِيمٍ» . ۱ قالَ: فَيَنظُرُ إِلَيهِم وَيَنظُرُونَ إِلَيهِ، فَلا يَلتَفِتُونَ إِلى شَيءٍ مِنَ النَّعِيمِ ما دامُوا يَنظُرُونَ إِلَيهِ حَتّى يَحتَجِبَ عَنهُم وَيَبقى نُورُهُ وَبَرَكَتُهُ عَلَيهِم فِي دِيارِهِم. ۲
سنن ابن ماجةـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «در حالى كه بهشتيان، غرق در نعمت خويش اند، به ناگاه، نورى برايشان درخشيدن مى گيرد. سرهايشان را بلند مى كنند و پروردگار را مى بينند كه از فراز سرشان بر آنان مشرف شده است و مى فرمايد: درود بر شما، اى بهشتيان!. اين، همان سخن خداست كه: «درودى كه از جانب پروردگارى مهربان به آنان گفته مى شود» ». پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس خدا به آنان مى نگرد و آنان به خدا مى نگرند و تا زمانى كه غرق در نگريستن به او هستند، به چيزى از نعمت ها توجّه ندارند، تا آن كه از آنان پنهان مى شود؛ ولى نور و بركت او براى آنان در خانه هايشان باقى مى ماند».
۱.يس: 58.
۲.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 65 ح 184، الدرّ المنثور: ج 7 ص 65 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في صفة الجنّة والبزّار وابن أبي حاتم والآجري في الرؤية وابن مردويه، كنز العمّال: ج 2 ص 38 ح 3032 وراجع: حلية الأولياء: ج 6 ص 208.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَفضَلَهُم ـ يَعنِي أَهلَ الجَنَّةِ ـ مَنزِلَةً لَيَنظُرُ فِي وَجهِ اللّهِ تَعالى كُلَّ يَومٍ مَرَّتَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بامنزلت ترين آنان (اهل بهشت)، روزى دو بار به روى خداى بلندمرتبه، نظر مى كنند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 227 ح 4623، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 553 ح 3880، تفسير ابن كثير: ج 8 ص 305 كلّها عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 14 ص 465 ح 39281.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَرفَعَ أَهلِ الجَنَّةِ دَرَجَةً: مََن يَنظُرُ إِلى وَجهِ رَبِّهِ غُدوَةً وَعَشِيّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بلندپايه ترينِ اهل بهشت، كسى است كه هر بام و شام، به روى پروردگارش نظر مى كند.
۱.الفردوس: ج 1 ص 217 ح 833 عن ابن عمر.
سنن الترمذي عن ابن عمر:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يَنظُرُ إِلى جِنانِهِ وَأَزواجِهِ وَخَدَمِهِ وَسُرُرِهِ مَسِيرَةَ أَلفِ سَنَةٍ، وَأَكرَمَهُم عَلَى اللّهِ مَن يَنظُرُ إِلى وَجهِهِ غُدوَةً وَعَشِيّةً. ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» . ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «دون پايه ترينِ اهل بهشت، چنان است كه باغستان ها و همسران و خدمتكاران و تخت هاى خود را از فاصله هزار سال مى بيند، و گرامى ترينِ آنان نزد خدا، هر بام و شام، به روى او (خدا) نظر مى كند». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيات را خواند: «چهره هايى در آن روز، خرّم اند. به پروردگار خويش مى نگرند» .
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 431 ح 3330، كنز العمّال: ج 14 ص 493 ح 39397.
كفاية الأثر عن هشام [بن الحكم]:كُنتُ عِندَ الصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام إِذ دَخَلَ عَلَيهِ مُعاوِيَةُ بنُ وَهبٍ وَعَبدُ المَلِكِ بنُ أَعيَنَ، فَقالَ لَهُ مُعاوِيَةُ بنُ وَهبٍ: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، ما تَقُولُ فِي الخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَأَى رَبَّهُ، عَلَى أَيِ صُورَةٍ رَآهُ؟ وَعَنِ الحَدِيثِ الَّذِي رَوَوهُ أَنَّ المُؤمِنِينَ يَرَونَ رَبَّهُم فِي الجَنَّةِ عَلَى أَيِ صُورَةٍ يَرَونَهُ؟ فَتَبَسَّمَ عليه السلام ثُمَّ قالَ: يا مُعاوِيَةُ، ما أَقبَحَ بِالرَّجُلِ يَأتِي عَلَيهِ سَبعُونَ سَنَةً أَو ثَمانُونَ سَنَةَ يَعِيشُ فِي مُلكِ اللّهِ وَيَأكُلُ مِن نِعَمِهِ لا يَعرِفُ اللّهَ حَقَّ مَعرِفَتِهِ؟! ثُمَّ قالَ عليه السلام: يا

كفاية الأثرـ به نقل از هشام [بن حكم] ـ: در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه معاوية بن وَهْب و عبد الملك بن اَعيَن وارد شدند. معاوية بن وَهب به ايشان گفت: اى فرزند پيامبر خدا! در باره اين خبرى كه روايت شده است و مى گويد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پروردگارش را ديد، چه مى فرماييد؟ در چه صورتى، او را ديد؟ و نيز در باره حديثى كه روايت كرده اند كه مؤمنان، پروردگار خود را در بهشت مى بينند، او را در چه صورتى مى بينند؟ ايشان لبخندى زد و سپس فرمود: «اى معاويه! چه قدر زشت است براى مردى كه هفتاد يا هشتاد سال از عمرش مى گذرد و در مُلك خدا زندگى مى كند و از نعمت هايش مى خورد؛ امّا او را چنان كه بايد، نمى شناسد!». آن گاه افزود: «اى معاويه! محمّد صلى الله عليه و آله، پروردگار بزرگ و والايش را

۱.كفاية الأثر: ص 256، بحار الأنوار: ج 4 ص 54 ح 34.
تاريخ الطبري عن عقبة بن أبي العيزار:قامَ حُسَينٌ عليه السلام بِذي حُسُمٍ ۱، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: إنَّهُ قَد نَزَلَ مِنَ الأَمرِ ما قَد تَرَونَ، وإنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وتَنَكَّرَت وأدبَرَ مَعروفُها وَاستَمَرَّت جِدّا، فَلَم يَبقَ مِنها إلاّ صُبابَةٌ ۲ كَصُبابَةِ الإِناءِ، وخَسيسُ ۳ عَيشٍ كَالمَرعَى الوَبيلِ ۴، ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ، وأنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ، لِيَرغَبِ المُؤمِنُ في لِقاءِ اللّهِ مُحِقّا، فَإِنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سعادَةً ۵، ولاَ الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما ۶. ۷
تاريخ الطبرىـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ: امام حسين عليه السلام در ذى حُسُم ۸ ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «آنچه مى بينيد، امرى است كه فرود آمده است و دنيا، دگرگون و زشت گشته و نيكى اش روى گردانده است و اين حالت، چنان ادامه يافته كه از آن، جز چكّه آب تهِ ظرف، و زندگى پستى چون چريدنى كوتاه، باقى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل، جلوگيرى نمى شود؟ [در چنين وضعى]مؤمن بايد در راه حق، در اشتياق ديدار خدا (مرگ) باشد. من، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمكاران را جز ملالت، نمى بينم».
۱.ذو حُسُم: موضعٌ بالبادية (تاج العروس: ج 16 ص 151 «حسم»). موضع في الطريق إلى الكوفة نزله الحسين عليه السلام ولقيه فيه الحرّ بن يزيد على عسكر ابن زياد.
۲.الصُّبابَةُ: البَقِيَّةُ اليَسيرة من الشراب في أسفل الإناء (النهاية: ج 3 ص 5 «صبب»).
۳.الخسيس: الدنيء (النهاية: ج 2 ص 31 «خسس»).
۴.الوَبِيلُ من المرعى: الوَخِيمُ، وأرض وَبِيلةٌ: وَخِيمَةُ المَرتَع وَبِيئَةٌ (تاج العروس: ج 15 ص 769 «وبل»).
۵.في المصدر: «شهادة» بدل «سعادة»، والتصويب من سائر المصادر.
۶.بَرَما: مصدر بَرِمَ به إذا سَئِمَهُ وملَّهُ (النهاية: ج 1 ص 121 «برم»).
۷.تاريخ الطبري: ج 5 ص 403، المعجم الكبير: ج 3 ص 114 ح 2842 عن محمّد بن الحسن، تاريخ دمشق: ج 14 ص 217؛ الملهوف: ص 138، تحف العقول: ص 245، الأمالي للشجري: ج 1 ص 161 عن محمّد بن حسن نحوه، بحار الأنوار: ج 44 ص 192 ح 4.
۸.ذى حُسُم، منزلگاهى در راه مكّه به كوفه است؛ همان جا كه امام عليه السلام با سپاه حرّ بن يزيد، برخورد كرد.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لابنِ مسعودٍ ـ: قَصِّرْ أمَلَكَ، فإذا أصْبَحْتَ فَقُلْ: إنّي لا اُمْسِي، وإذا أمْسَيْتَ فَقُلْ: إنّي لا اُصْبِحُ، واعْزِمْ على مُفارَقَةِ الدُّنْيا، وأحِبَّ لِقاءَ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابن مسعود ـفرمود: آرزويت را كوتاه گردان و چون صبح شد [پيش خود]بگو: من روز را به شب نخواهم رساند. و چون شب درآمد بگو: من تا صبح زنده نخواهم بود، و بر جدا شدن از دنيا مصمّم باش و ديدار خدا را دوست بدار.
۱.بحار الأنوار: 77/101/1
کلیدواژه‌ها آرزوکوتاهی آرزو
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عن صِفَةِ الزاهِدِ ـ: مُتَبَلِّغٌ بِدُونِ قُوتِهِ، مُستَعِدٌّ لِيَومِ مَوتِهِ، مُتَبَرِّمٌ بحَياتِهِ. ۱
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به پرسش از صفت زاهد ـفرمود: كسى كه به كمتر از قُوت خود بسنده مى كند، براى روز مرگش آماده است و از زنده ماندن خود دلتنگ است (شوق آخرت و ديدار خدا را دارد).
۱.بحار الأنوار: 78/349/6.
کلیدواژه‌ها زهدثمرات زهد
الإمامُ الحسينُ عليه السلامـ في الدُّعاءِ ـ: إلهي تَرَدُّديفي الآثارِ يُوجِبُ بُعدَ المَزارِ، فاجمَعْني عَلَيكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُني إلَيكَ، كَيفَ يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ في وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ؟! أيَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَالمُظهِرَ لَكَ؟! متى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ؟!. بِكَ أستَدِلُّ عَلَيكَ فَاهْدِني بِنورِكَ إلَيكَ. ۱
امام حسين عليه السلامـ در دعا ـگفت: بار خدايا! سر گرم شدنم به آثار و نشانه ها، موجب دورى زيارتگاه (ديدار خدا) مى شود، پس تمام قواى مرا متوجه كارى كن كه من را به تو برساند. چيزى كه خود در هستى اش نيازمند توست، چگونه تواند دليل و رهنماى بر تو باشد؟! آيا جز تو را ظهورى است كه تو را نيست تا اين كه آنان آشكاركننده تو باشند؟! كى غايب بوده اى تا نياز داشته باشى (راهنمايى) به جايگاه تو راهنمايى كند؟!. به واسطه توست كه ره به تو مى برم؛ پس، با نور خود مرا به سويت رهنمون شو.
۱.بحار الأنوار: 98/225.
المحجّة البيضاء:في أخبارِ داوودَ عليه السلام أنَّ اللّهَ عَزَّوجلَّ أوحى إلَيهِ:. يا داوودُ، إنّي خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقينَ مِن رِضواني، وَنعَّمتُها بنُورِ وَجهي. فقالَ داوودُ: يا رَبِّ، بِمَ نالُوا مِنكَ هذا؟ قالَ: بحُسنِ الظَّنِّ، والكَفِّ عَنِ الدُّنيا وأهلِها، والخَلَواتِ بِي ومُناجاتِهِم لِي، وإنَّ هذا مَنزِلٌ لا يَنالُهُ إلّا مَن رَفَضَ الدُّنيا وأهلَها، ولَم يَشتَغِلْ بشيءٍ مِن ذِكْرِها، وفَرَّغَ قَلبَهُ لِي واختارَني على جَميعِ خَلقي، فعِندَ ذلكَ أعطِفُ علَيهِ فاُفَرِّغُ نَفسَهُ لَهُ، وأكشِفُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ؛ حتّى يَنظُرَ إلَيَّ نَظَرَ النّاظِرِ بعَينِهِ إلَى الشّيءِ. ۱
المحجّة البيضاء:در اخبار داوود عليه السلام آمده است كه خداوند عز و جل، به او وحى فرمود: اى داوود! من دل هاى مشتاقان را از خشنودى خود آفريدم و آنها را به نور ذات خود منعّم گردانيدم. داوود عرض كرد: پروردگارا! به چه وسيله به اين مقام نزد تو، رسيدند؟ فرمود: به خوش گمانى و دور نگه داشتن خويش از دنيا و اهل آن و خلوت كردن و مناجات نمودن با من. و اين مقامى است كه بدان دست نيابد، مگر كسى كه دنيا و اهل آن را به كنار نهد و هرگز از آن ياد نكند و دلش را براى من خالى گرداند ومرا بر همه آفريدگانم برگزيند. در اين صورت است كه من به او رو مى كنم و نفْس او را براى او فارغ گردانم وحجابِ ميان خود و او را كنار زنم، به طورى كه مرا [با چشم دل]ببيند همچون كسى كه با چشم [سر] خود چيزى را مى بيند.
۱.المحجّه البيضاء: 8/59 و 61
المحجّة البيضاءـ في أخبار داوودَ عليه السلام أيضا ـ: يا داوودُ، لَو يَعلَمُ المُدبِرونَ عَنّي كَيفَ انتِظاري لَهُم، ورِفقي بِهِم، وشَوقي إلى تَركِ مَعاصيهِم، لَماتُوا شَوقا إلَيَّ وتَقَطّعَت أوصالُهُم مِن مَحَبّتي. ۱
المحجّة البيضاء:در اخبار داوود عليه السلام آمده است كه خداوند عز و جل به او وحى فرمود: اى داوود! اگر رويگردانانِ ازمن بدانند كه چه انتظارى براى آنان مى كشم و چه مهرى به آنان مى ورزم و چه اشتياقى به ترك معاصى ازسوى آنها دارم، هر آينه از شوقِ به من بميرند و از عشق به من بندهاى بدنشان از هم بگسلد.
۱.المحجّه البيضاء: 8/62.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ في الدُّعاءِ ـ: أسألُكَ الرِّضابالقَضاءِ، وَبَردَ العَيشِ بَعدَ المَوتِ، ولَذّةَ النَّظَرِ إلى وَجهِكَ، وشَوقا إلى رؤيَتِكَ ولِقائكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـگفت: [بار خدايا!]خشنودى به قضاى تو و زندگى خوشِ بعد از مرگ و لذّت ديدنِ روى تو و شوق به مشاهده و ديدار تو را، از درگاهت مسألت دارم.
۱.مكارم الأخلاق: 2/31/2069.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أحَبَّ لِقاءَ اللّهِ أحَبَّ اللّهُ لِقاءَهُ، ومَن كَرِهَ لِقاءَ اللّهِ كَرِهَ اللّهُ لِقاءَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركه ديدار خدا را دوست داشته باشد، خدا ديدار او را دوست دارد و هركه ديدار خدا را خوش نداشته باشد، خدا نيز ديدار او را خوش ندارد.
۱.كنز العمّال: 42121.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۵