فیلترها
نتایج جستجو برای «دست دادن»: ۲۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:فَقدُ العَقلِ شَقاءٌ. ۱
امام على عليه السلام:از دست دادن خرد، بدبختى است.
۱.غرر الحكم: ح 6534.
عنه عليهالسلام: ذَهابُ العَقلِ بَينَ الهَوى وَالشَّهوَةِ. ۱
امام على عليهالسلام: از دست دادن خرد، به خاطر هوس و شهوت است.
۱.غرر الحكم: ح 5180، عيون الحكم والمواعظ: ص 256 ح 4738.
عنه عليهالسلام: اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ.
وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في
امام على عليهالسلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شبزندهدارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوتهايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديكترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دامهاى فريب، او را گرفتار نساختهاند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوشترين خواب و آسودهترين روز، دست يافته است.
[چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوشبختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
صحيح البخاري:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ، ضَرَبَتِ امرَأَتُهُ القُبَّةَ عَلى قَبرِهِ سَنَةً ثُمَّ رَفَعَت، فَسَمِعوا صائِحا يَقولُ: ألا هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَأَجابَهُ الآخَرُ: بَل يَئِسوا فَانقَلَبوا. ۱
صحيح البخارى:هنگامى كه حسن پسر حسن عليه السلام در گذشت، همسرش گنبدى (خيمه اى) بر مزار او بر پا كرد و يك سال [در آن جا عزادارى كرد]. سپس برخاست و مردم، فريادى شنيدند كه مى گفت: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و پاسخى آمد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.صحيح البخاري: ج 1 ص 446، تهذيب الكمال: ج 6 ص 95؛ بحارالأنوار: ج 44 ص 168.
تاريخ دمشق عن ابن خالد بن سلمة القرشيّ:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام، اعتَكَفَت فاطِمَةُ بِنتُ حُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام عَلى قَبرِهِ سَنَةً ـ وكانَتِ امرَأَتُهُ ـ ضَرَبَت عَلى قَبرِهِ فُسطاطا فَكانَت فيهِ، فَلَمّا مَضَتِ السَّنَةُ، قَلَعُوا الفُسطاطَ ودَخَلَتِ المَدينَةَ؛ فَسَمِعوا صَوتا مِن جانِبِ البَقيعِ: هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَسُمِعَ مِنَ الجانِبِ الآخَرِ: بَل يَئِسوا وَانقَلَبوا. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از پسر خالد بن سَلَمه قُرَشى ـ: هنگامى كه حسن بن حسن بن على عليه السلام در گذشت، همسرش فاطمه، دختر حسين بن على عليه السلام، يك سال بر مزار او اعتكاف كرد و در خيمه اى كه بر سرِ قبرش زده بود، مانْد. پس از يك سال، خيمه را كَنْدند و او وارد مدينه شد. صدايى از سمت بقيع شنيدند كه مى گفت: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و از سمت ديگر شنيده شد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.تاريخ دمشق: ج 70 ص 19، الهواتف لابن أبي الدنيا: ص 105 الرقم 131.
الإرشاد:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِ، ضَرَبَت زَوجَتُهُ فاطِمَةُ بِنتُ الحُسَينِ عليه السلام عَلى قَبرِهِ فُسطاطا، وكانَت تَقومُ اللَّيلَ وتَصومُ بِالنَّهارِ، وكانَت تُشَبَّهُ بِالحورِ العينِ لِجَمالِها، فَلَمّا كانَ رَأسُ السَّنَةِ، قالَت لِمَواليها: إذا أظلَمَ اللَّيلُ فَقَوِّضوا هذَا الفُسطاطَ.
فَلَمّا أظلَمَ اللَّيلُ، سَمِعَت قائِلاً: يَقولُ: هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَأَجابَهُ آخَرُ: بَل يَئِسوا فَانقَلَبوا. ۱
الإرشاد:هنگامى كه حسن بن حسن ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ، در گذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام، بر سرِ مزارش خيمه اى بر پا كرد و شب ها به شب زنده دارى و روزها را به روزه گرفتن مى پرداخت و از فرط زيبايى، به حورالعين مى مانست. در پايان سال، به وابستگانش گفت: چون شب تاريك شد، اين خيمه را بر كَنيد.
شب كه تاريك شد، شنيد كه كسى مى گويد: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و كسى ديگر، پاسخ داد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.الإرشاد: ج 2 ص 26، العدد القويّة: ص 355 الرقم 19، روضة الواعظين: ص 542، كشف الغمّة: ج 2 ص 206، بحار الأنوار: ج 44 ص 167.
امام على عليه السلامـ در پاسخ به اين پرسش كه: آزمندى چيست؟ ـ:
به دست آوردن كم، با از دست دادن زياد است.
۱.بحارالأنوار: 73 / 167 / 31.
عنه عليه السلام:فَقْدُ البَصرِ أهْوَنُ مِن فِقْدانِ البَصيرةِ. ۱
امام على عليه السلام:از دست دادن بينايى آسانتر است تا از دست دادن بينش.
۱.غرر الحكم: 6536
کلیدواژهها بینش
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ وقد سُئلَ عنِ الحِرصِ: ماهُو؟ ـ: هُو طَلَبُ القَليلِ بإضاعَةِ الكَثيرِ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به اين پرسش كه: آزمندى چيست؟ ـفرمود: به دست آوردن اندك، با از دست دادن بسيار.
۱.بحار الأنوار: 73/167/31.
عنه عليه السلام:الحازِمُ مَن يُؤَخِّرُ العُقوبَةَ في سُلطانِ الغَضَبِ، ويُعَجِّلُ مُكافَأةَ الإحْسانِ اغْتِناما لفُرْصَةِ الإمْكانِ. ۱
امام على عليه السلام:دور انديش كسى است كه در هنگام بر افروخته شدن آتش خشم، كيفر دادن را به تأخير اندازد و به محض دست دادن فرصت ممكن، براى جبران كردن احسان بشتابد.
۱.غرر الحكم: 2179.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في وصيّتهِ لابنهِ الباقرِ عليه السلام ـ: إيّاكَ يا بُنيَّ أنْ تُصاحِبَ الأحمَقَ أو تُخالِطَهُ، واهْجُرْهُ ولا تُحادِثْهُ؛ فإنّ الأحمَقَ هُجْنَةٌ غائبا كانَ أو حاضِرا، إنْ تَكَلَّم فضَحَهُ حُمقُهُ، وإنْ سَكَتَ قَصُرَ بهِ عِيُّهُ، وإنْ عَمِلَ أفسَدَ، وإنِ اسْتُرعِيَ أضاعَ. لا عِلمُهُ مِن نَفْسِهِ يُغْنيهِ، ولا عِلمُ غَيرهِ يَنْفَعُهُ، ولا يُطيعُ ناصِحَهُ، ولا يَستريحُ مقارِنُهُ، تَوَدُّ اُمُّهُ أنّها ثَكَلَتْهُ، وامْرَأتُهُ أنّها فَقَدتْهُ، وجارُهُ بُعدَ دارِهِ، وجَليسُهُ الوَحْدةَ مِن مُجالَسَتِهِ. إنْ كانَ أصْغَرَ مَن في المَجلِسِ أعْنى مَن فَوقَهُ، وإنْ كانَ أكْبَرَهُم أفْسَدَ مَن دُونَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در سفارش به فرزند بزرگوار خود حضرت باقر عليه السلام ـفرمود: فرزندم! از همنشينى يا رفت و آمد با احمق بپرهيز و از او دورى كن و با وى همسخن مشو؛ زيرا آدم احمق، غايب باشد يا حاضر، پست و فرومايه است؛ هرگاه زبان به سخن گشايد حماقتش او را رسوا كند و هرگاه خاموش شود به دليل ناتوانى در سخن گفتن باشد، اگر كارى كند خرابى به بار آورد و چون مسؤوليتى به عهده گيرد آن را تباه سازد، نه علم خودش به كار او مى آيد و نه دانش ديگران سودش مى رساند، به سخن خيرخواه خود گوش نمى دهد، وهمنشينش از دست او آسوده نيست، مادرش آرزوى مرگ او را دارد و همسرش آرزوى از دست دادن او را و همسايه اش آرزوى رفتن از همسايگى اش را و همنشينش آرزوى خلاصى از همنشينى او را. اگر در مجلسى كمترين فرد مجلس باشد
۱.الأماليللطوسي: 613/1268.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا حياةَ إلّا بالدِّينِ، ولا مَوتَ إلّا بجُحودِ اليَقينِ. ۱
امام على عليه السلام:زندگى، جز به ديندارى نيست و مرگ، جز با از دست دادن يقين نيست.
۱.الإرشاد: 1 / 296.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:الزُّهدُ مِفتاحُ بابِ الآخِرَةِ، والبَراءةِ مِنَ النارِ، وهُو تَركُكَ كُلَّ شيءٍ يَشغَلُكَ عنِ اللّهِ، مِن غَيرِ تَأسُّفٍ على فَوتِها، ولا إعجابٍ في تَركِها، ولا انتِظارِ فَرَجٍ مِنها، ولا طَلَبِ مَحمَدَةٍ علَيها، ولا عِوَضٍ مِنها، بل تَرى فَوتَها راحَةً وكَونَها آفَةً، وتكونُ أبدا هارِبا مِنَ الآفَةِ، مُعتَصِما بِالرّاحَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:زهد كليد درِ آخرت است و برائت از آتش. زهد آن است كه هر چه تو را از خدا باز دارد رها كنى، بى آن كه بر از دست دادن آن افسوس خورى و نه بر اثر فروگذاشتن آن دچار خودپسندى شوى و نه چشمداشت گشايشى از آن داشته باشى و نه خواهان ستايشى در قبال اين كار و نه طالب عوض و جبران آن باشى. بلكه از دست دادن آن را مايه آسايش و بودن آن را آفتى [براى خود]دانى و همواره از آفت گريزان باشى و به آسايش چنگ زنى.
۱.بحار الأنوار: 70/315/20
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إذا التَقَيتُمْ فَتَلاقَوا بِالتَّسليمِ والتَّصافُحِ، وإذا تَفَرَّقتُم فَتَفَرَّقُوا بِالاستِغفارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه با هم روبه رو شديد با سلام گفتن ودست دادن روبه رو شويد وچون از يكديگر جدا شديد، با آمرزش خواهى [براى يكديگر]جدا شويد.
۱.الكافي: 2/181/11.
عنه صلى الله عليه و آله:تَصافَحُوا؛ فإنَّ التَّصافُحَ يُذهِبُ السَّخيمَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بايكديگر دست دهيد؛ زيرا دست دادن كينه و كدورت را از بين مى برد.
۱.بحار الأنوار: 77/158/149
عنه صلى الله عليه و آله:تَصافَحُوا؛ فإنّهُ يَذهَبُ بِالغِلِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:با يكديگر دست دهيد كه اين كار كينه را مى برد.
۱.بحار الأنوار: 77/165/2.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إذا صافَحَ الرجُلُ صاحِبَهُ فَالذي يَلزَمُ التَّصافُحَ أعظَمُ أجرا مِنَ الذي يَدَعُ، ألَا وإنَّ الذُّنوبَ لَيَتَحاتُّ فيما بينَهُم حتّى لا يَبقى ذَنبٌ. ۱
امام باقر عليه السلام:هرگاه مردى با رفيقش دست دهد، آن كه دستش را نگه دارد اجرش بيشتر از كسى است كه رها مى كند. بدانيد كه گناهان آنها مى ريزد تا جايى كه گناهى باقى نمى ماند.
۱.الكافي: 2/181/13
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كانَ المُسلمونَ إذا غَزَوا مَع رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ومَرُّوا بمَكانٍ كَثيرِ الشَّجَرِ ثُمّ خَرَجُوا إلى الفَضاءِ نَظَرَ بَعضُهُم إلى بعضٍ فَتَصافَحُوا. ۱
امام صادق عليه السلام:مسلمانان هرگاه در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله به جنگ بيرون مى رفتند و از جاى پر درختى مى گذشتند سپس به فضاى باز مى رسيدند، به يكديگر نگاه مى كردند و با هم دست مى دادند.
۱.الكافي: 2/181/12
عنه عليه السلام:ما صافَحَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلاً قَطُّ فَنَزَعَ يَدَهُ حتّى يَكونَ هُو الذي يَنزِعُ يَدَهُ مِنهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه با مردى دست مى داد، هرگز دست خود را از دست او نمى كشيد تا اين كه او دستش را از دست حضرت بكشد.
۱.الكافي: 2/ 182/15.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷