حدیث دربارهفاطمه

تاريخ دمشق عن ابن خالد بن سلمة القرشيّ:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام، اعتَكَفَت فاطِمَةُ بِنتُ حُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام عَلى قَبرِهِ سَنَةً ـ وكانَتِ امرَأَتُهُ ـ ضَرَبَت عَلى قَبرِهِ فُسطاطا فَكانَت فيهِ، فَلَمّا مَضَتِ السَّنَةُ، قَلَعُوا الفُسطاطَ ودَخَلَتِ المَدينَةَ؛ فَسَمِعوا صَوتا مِن جانِبِ البَقيعِ: هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَسُمِعَ مِنَ الجانِبِ الآخَرِ: بَل يَئِسوا وَانقَلَبوا. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از پسر خالد بن سَلَمه قُرَشى ـ: هنگامى كه حسن بن حسن بن على عليه السلام در گذشت، همسرش فاطمه، دختر حسين بن على عليه السلام، يك سال بر مزار او اعتكاف كرد و در خيمه اى كه بر سرِ قبرش زده بود، مانْد. پس از يك سال، خيمه را كَنْدند و او وارد مدينه شد. صدايى از سمت بقيع شنيدند كه مى گفت: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و از سمت ديگر شنيده شد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.تاريخ دمشق: ج 70 ص 19، الهواتف لابن أبي الدنيا: ص 105 الرقم 131.

احادیث دیگر این موضوع

۸