فیلترها
نتایج جستجو برای «حافظه»: ۱۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلام:فِي العَسَلِ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ، مَن لَعِقَ لَعقَةَ عَسَلٍ عَلَى الرّيقِ يَقطَعُ البَلغَمَ، ويَحسِمُ الصُّفرَةَ، ويَمنَعُ المِرَّةَ السَّوداءَ، ويُصَفِّي الذِّهنَ، ويُجَوِّدُ الحِفظَ إذا كانَ مَعَ اللُّبانِ الذَّكَرِ. ۱
امام كاظم عليه السلام:عسل، درمان هر دردى است. هر كس انگشتى عسل را ناشتا بليسد، بلغَمش را از ميان مى برد، صفراى او را ريشه كن مى كند و از تلخىِ سودا پيشگيرى مى نمايد. [عسل،] ذهن را پيراسته مى سازد و اگر با كُندُر نر ۲ خورده شود، حافظه را قوى مى كند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الحِجامَةُ تَزيدُ العَقلَ وتَزيدُ الحافِظَ حِفظًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجامت، بر خرد مى افزايد و حافظه را زياد مى كند.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 174 ح 518، بحار الأنوار: ج 62 ص 126 ح 82؛ الفردوس: ج 2 ص 154 ح 2781 عن ابن عمر.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:الحِجامَةُ عَلَى الرّيقِ أمثَلُ، وهِيَ تَزيدُ فِي العَقلِ، وتَزيدُ فِي الحِفظِ، وتَزيدُ الحافِظَ حِفظًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجامت ناشتا، سودمندتر است. حجامت، خرد را افزايش مى دهد، حافظه را زياد مى كند و بر حافظه حافظان مى افزايد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1154 ح 3488 عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 10 ص 10 ح 28110.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الحِجامَةُ تَزيدُ العَقلَ وتَزيدُ الحافِظَ حِفظًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجامت، بر خرد مى افزايد و حافظه را بسيار مى كند.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 174 ح 518، بحار الأنوار: ج 62 ص 126 ح 82؛ الفردوس: ج 2 ص 154 ح 2781 عن ابن عمر.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:الحِجامَةُ عَلَى الرّيقِ أمثَلُ، وهِيَ تَزيدُ فِي العَقلِ، وتَزيدُ فِي الحِفظِ، وتَزيدُ الحافِظَ حِفظًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حجامت ناشتا، سودمندتر است. حجامت، خرد را افزايش مى دهد، حافظه را زياد مى كند و بر حافظه حافظان مى افزايد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1154 ح 3488 عن ابن عمر.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ثلاثةٌ يُذهِبنَ النِّسيانَ ويُحْدِثْنَ الذِّكْرَ: قِراءةُ القُرآنِ، والسِّواكُ، والصِّيامُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز، فراموشى را از بين مى برد و حافظه مى آورد: تلاوت قرآن، مسواك زدن و روزه.
۱.بحار الأنوار: ج 62 ص 266 ح 39.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:يا عليُّ، ثَلاثةٌ يَزِدْنَ في الحِفْظِ ويُذْهِبنَ السُّقْمَ: اللّبانُ، والسِّواكُ، وقِراءةُ القُرآنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى على! سه چيز حافظه را زياد مى كند و بيمارى را مى زدايد: كُندُر، مسواك زدن و تلاوت قرآن.
۱.الخصال: ص 126 ح 122.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلعوامل تقویت عقل +1 مورد دیگر
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:اختبِرُوا إخْوانَكُم بخَصلَتَينِ؛ فإنْ كانَتا فيهِم وإلّا فاعْزُبْ ثمّ اعزُبْ ثمّ اعزُبْ: محافظةٌ علَى الصّلواتِ في مَواقِيتِها، والبِرُّ بالإخْوانِ في العُسْر واليُسرِ. ۱
امام صادق عليه السلام:برادران خود را به دو خصلت بيازماييد. اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستى كنيد و گرنه از ايشان دورى كن، دورى كن، دورى كن. [آن دو خصلت اينهاست]: پايبندى به خواندن نماز در وقت خود، و نيكى كردن به برادران در سختى و آسايش.
۱.الكافي: 2/672/7.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في حديثِ المفضَّلِ ـ: أفَرَأيتَ لَو نُقصَ الإنسانُ مِن هذهِ الخِلالِ الحِفْظَ وَحدَهُ كيفَ كانَتْ تكونُ حالُهُ؟! وكَم مِن خَلَلٍ كانَ يَدخُلُ علَيهِ في اُمورِهِ ومَعاشِهِ وتَجارِبهِ إذا لم يَحْفَظْ ما لَهُ وعَلَيهِ، وما أخَذَهُ وما أعطى، وما رأى وما سَمِعَ. ثُمَّ كانَ لا يَهتدي لطريقٍ لو سَلَكَهُ ما لا يحصى، ولا يَحفَظُ عِلْما ولو دَرَسَهُ عُمْرَهُ، ولا يَعْتَقِدُ دِينا، ولا يَنْتَفِعُ بتَجْرِبَةٍ، ولا يَسْتَطيعُ أن يَعْتَبِر شيئا على ما مضى، بَل كانَ حَقيقا أنْ يَنْسَلِخَ مِن الإنْسانيّةِ أصْلاً. ۱
امام صادق عليه السلامـ در حديث مفضّل ـفرمود: آيا انديشيده اى كه اگر انسان از ميان اين ويژگيها، فقط حافظه را كم داشت، حال و روزش چگونه بود؟ و اگر موضوعات سودمند و زيانبار و گرفته ها و داده ها و ديده ها و شنيده هاى خود را در حافظه اش نگه نمى داشت چه اختلالاتى در كارها و زندگى و تجربياتش به وجود مى آمد.؟ اگر راهى را بارها و بارها مى پيمود، باز آن را گم مى كرد، اگر همه عمرش را درس مى خواند، دانشى را به خاطر نمى سپرد، به دينى اعتقاد نمى يافت و از تجربه اى بهره مند نمى شد و نمى توانست از گذشته ها كمترين عبرتى بگيرد، به طور كلى سزاوار بود كه از انسان بودن يكسره خارج شود.
۱.بحار الأنوار: 3/80.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَثَلُ الّذي يَتَعلّمُ في صِغَرهِ كالنَّقْشِ في الحَجَرِ، ومَثَلُ الّذي يَتَعلّمُ في كِبَرِهِ كالّذي يَكتُبُ على الماءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حكايت كسى كه در خرد سالى مى آموزد همچون نقشى است كه روى سنگ كنده مى شود وحكايت كسى كه در كهنسالى مى آموزد همانند كسى است كه بر آب بنويسد.
۱.كنز العمّال: 29336.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ثلاثةٌ يُذهِبنَ النِّسيانَ ويُحْدِثْنَ الذِّكْرَ: قِراءةُ القُرآنِ، والسِّواكُ، والصِّيامُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز فراموشى را از بين مى برد و حافظه مى آورد: تلاوت قرآن، مسواك زدن و روزه.
۱.بحار الأنوار: 62/266/39.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:في السِّواكِ اثنَتا عَشرَهَ خَصلَةً: هُو مِنَ السُّنَّةِ، و مَطهَرَةٌ لِلفَمِ، ومَجلاةٌ لِلبَصَرِ، ويُرضِي الرحمنَ، ويُبَيِّضُ الأسنانَ، ويَذهَبُ بِالحَفرِ، ويَشُدُّ اللِّثَّةَ، ويُشَهِّي الطَّعامَ، ويَذهَبُ بِالبَلغَمِ، ويَزيدُ فيالحِفظِ، ويُضاعَفُ بهِ الحَسَناتُ، وتَفرَحُ بهِ المَلائكةُ. ۱
امام صادق عليه السلام:مسواك زدن، دوازده ويژگى دارد: از سنّت است، دهان را تميز مى سازد، نور چشم را زياد مى كند، خداى رحمان را خشنود مى گرداند، دندانها را سفيد مى كند، پوسيدگى آنها را از بين مى برد، لثه را محكم مى سازد، اشتها را باز مى كند، بلغم را مى برد، حافظه را زياد مى كند، حسنات دو چندان مى شوند، و فرشتگان شاد مى گردند.
۱.الخصال: 481/53.
الإمامُ عليٌ عليه السلام:يُخبِرُ لا بِلِسانٍ ولَهَواتٍ، ويَسمَعُ لا بِخُروقٍ وأدَواتٍ، يَقولُ ولا يَلفِظُ، ويَحفَظُ ولا يَتَحَفَّظُ. يَقولُ لِمَن أرادَ كَونَهُ: «كُنْ» فيَكونُ، لا بِصَوتٍ يُقرَعُ، ولا بِنِداءٍ يُسمَعُ، وإنَّما كَلامُه سُبحانَهُ فِعلٌ مِنهُ، أنشَأهُ ومَثَّلَهُ، لَم يَكُنْ مِن قَبلِ ذلكَ كائنا، ولَو كانَ قَديما لَكانَ إلها ثانِيا. ۱
امام على عليه السلام:خبر مى دهد، اما نه به وسيله زبان و زبانچه ها و مى شنود اما نه با سوراخهاى گوش و ابزارهاى شنيدن؛ سخن مى گويد اما نه با تلفظ كردن و از بَر مى كند اما نه با حافظه. به هر چه اراده كند كه هستى يابد، مى گويد: «باش» و او هستى مى يابد، اما اين گفتن او نه با صدايى است كه پرده گوش را بكوبد و نه با آوازى است كه شنيده شود، بلكه گفتار خداوند سبحان فعل اوست كه آن را ايجاد كرده و تجسّم مى بخشد و پيشتر وجود نداشته است؛ زيرا اگر [فعل او نيز]قديم مى بود آن خداى دومين بود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 186.
عنه عليه السلام:وقَد كَرِهتُ أن يكونَ جالَ في ظنِّكُم أنّي اُحِبُّ الإطراءَ واستِماعَ الثَّناءِ، ولَستُ ـ بحَمدِ اللّهِ ـ كذلكَ. ولَو كُنتُ اُحِبُّ أن يقالَ ذلكَ لَتَرَكتُهُ انحِطاطا للّهِ سبحانَهُ عن تَناوُلِ ما هُو أحَقُّ بهِ مِن العَظَمَةِ والكِبرياءِ، ورُبَّما استَحلى النّاسُ الثَّناءَ بَعدَ البَلاءِ، فلا تُثنوا علَيَّ بجَميلِ ثَناءٍ لإخراجي نَفسي إلَى اللّهِ سبحانَهُ وإلَيكُم مِن التَّقيَّةِ (البَقيَّةِ) في حُقوقٍ لَم أفرُغْ مِن أدائها وفَرائضَ لابُدَّ مِن إمضائها، فلا تُكَلِّموني بما تُكَلَّمُ بهِ الجَبابِرَةُ، ولا تَتَحَفَّظوا مِنّي بما يُتَحَفَّظُ بهِ عِندَ أهلِ البادِرَةِ، ولا تُخالِطوني بالمُصانَعَةِ. ۱
امام على عليه السلام:خوش ندارم حتى در ذهن شما بگذرد كه من ستايش اغراق آميز و شنيدن مدح و ثنا را دوست دارم. من ـ بحمد اللّه ـ چنين نيستم. و اگر هم [به فرض]دوست مى داشتم كه مرا مدح و ثنا گويند، اين ميل را به خاطر خضوع در برابر خداوند پاك كه به عظمت و كبريايى زيبنده تر است، رها مى كردم. ممكن است مردم مدح و ستايش را پس از تحمل رنج و مشقّت [در كارى]شيرين بيابند. اما شما مرا مدح و ثنا نگوييد؛ زيرا [اين كه مى بينيد خود را به رنج و سختى مى افكنم براى اين است كه]مى خواهم خود را از مسؤوليت حقوقى كه از جانب خدا و شما بر گردنم هست خارج سازم؛ حقوقى كه هنوز از انجام آنها فراغت نيافته ام و واجبات و وظايفى كه بايد به جا آورم. پس آن گونه كه با زمامداران گردنكش سخن مى گويند، با من سخن مگوييد و محافظه كارى
۱.نهج البلاغة: الخطبة 216
عنه عليه السلام:خَصلَتانِ مَن كانَتا فيهِ وإلّا فاعزُبْ ثُمّ اعزُبْ ثُمّ اعزُبْ! قيلَ: وما هُما؟ قالَ: الصَّلاةُ في مَواقيتِها والمُحافَظَةُ علَيها، والمُواساةُ. ۱
امام صادق عليه السلام:دو خصلت است كه در هركه نباشد، از او دورى كن، دورى كن، دورى كن! عرض شد: آن دو چيست؟ فرمود: نمازِ به وقت و مواظبت كردن بر (آداب و شرايط) آن و همدردى (دستگيرى از برادران).
۱.الخصال: 47 / 50.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:اختبِرُوا إخْوانَكُم بخَصلَتَينِ؛ فإنْ كانَتا فيهِم و إلاّ فاعْزُبْ ثمّ اعزُبْ ثمّ اعزُبْ: محافظةٌ علَى الصّلواتِ في مَواقِيتِها، و البِرُّ بالإخْوانِ في العُسْر و اليُسرِ. ۱
امام صادق عليه السلام:برادران خود را به دو خصلت بيازماييد. اگر آن دو خصلت را داشتند با آنها دوستى كنيد و گرنه از ايشان دورى كن، دورى كن، دورى كن. [آن دو خصلت اينهاست]: پايبندى به خواندن نماز در وقت خود، و نيكى كردن به برادران در سختى و آسايش.
۱.الكافي: 2/672/7.