نتایج جستجو برای «باحیا»: ۱۹ حدیث
الإمام عليّ عليه‏السلام: أعقَلُ النّاسِ أحياهُم. ۱
امام على عليه‏السلام: خردمندترينِ مردم، باحياترينِ آنهاست.
۱.غرر الحكم: ح 2900، عيون الحكم والمواعظ: ص 117 ح 2618.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الطبقات الكبرى عن أبي سعيد الخُدري:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أشَدَّ حَياءً مِن العَذراءِ في خِدرِها، وكانَ إذا كَرِهَ شيئا عَرَفناه في وَجهِهِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا، از يك دختر پرده نشين، باحياتر بود و هر گاه از چيزى خوشش نمى آمد، از چهره او مى فهميديم.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 368.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذكرِ حَديثِ مِعراج النَّبيّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى.: يا أحمَدُ، إنَّ أهلَ الخَيرِ وأهلَ الآخِرَةِ رَقيقَةٌ وُجوهُهُم، كَثيرٌ حَياؤُهُم، قَليلٌ حُمقُهُم، كَثيرٌ نَفعُهُم، قَليلٌ مَكرُهُم، النّاسُ مِنهُم في راحَةٍ، أنفُسُهُم مِنهُم في تَعَبٍ، كَلامُهُم مَوزونٌ، مُحاسِبينَ لِأَنفُسِهِم مُتَعَيِّبينَ لَها. ۱
امام على عليه السلامـ در حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند متعال فرمود: «. اى احمد! اهل نيكى و اهل آخرت، چهره هايى لطيف دارند؛ بسيار باحيايند؛ نابخردى شان اندك، سودشان بسيار، و نيرنگشان كم است؛ مردم از دست آنان آسوده اند و جان آنان از مردم، در رنج است؛ سخنشان متين و بر معيار است؛ و به حساب خود مى رسند و خود را [از اين جهت،]به زحمت ۲ مى اندازند».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 وص 201.
۲.ترجمه اين كلمه، بر اساس متن بحار الأنوار ـ كه صحيح تر است ـ انجام گرفته است.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ يُحِبُّ الحَيِيَّ المُتَعفِّفَ، ويُبْغِضُ البَذِيَّ السّائلَ المُلْحِفَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، باحياىِ پاك دامن را دوست دارد و از گداىِ سمجِ بى شرم نفرت دارد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 39 ح 43.
مسند ابن حنبل:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَيِيّا كريما. ۱
مسند ابن حنبل:پيامبر خدا باحيا و بزرگوار بود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 10 ص 212 ح 26731.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ يُحِبُّ الحَيِيَّ المُتَعَفِّفَ، ويُبغِضُ البَذِيَّ السائلَ المُلحِفَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، شخص باحياى با عزّتِ نفْس را دوست دارد و با بدزبانِ گداى سِمِج، دشمن است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 39 ح 43.
عنه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: نِعمَ الوَلَدُ البَناتُ المُخَدَّراتُ، مَن كانَت عِندَهُ واحِدَةٌ جَعَلَهَا اللّه‏ُ سِترا لَهُ مِنَ النّارِ، ومَن كانَت عِندَهُ اثنَتانِ أدخَلَهُ اللّه‏ُ بِهِمَا الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: چه خوش فرزندانى هستند دختران پرده‏نشين (محجّبه و باحيا)! هر كس يك دختر [ـِ اين‏چنينى]داشته باشد، خداوند، او را براى وى پرده‏اى در برابر آتش قرار مى‏دهد و هر كس دو دختر داشته باشد، خداوند به واسطه آن دو، او را به بهشت مى‏بَرَد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 472 ح 1613، روضة الواعظين: ص 404، بحارالأنوار: ج 104 ص 91 ح 5.
صحيح البخاري عن أبي سعيد الخدريّ:كانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله أشَدَّ حَياءً مِن العَذراءِ في خِدرِها، فَإذا رَأى شَيئا يَكرَهُهُ عَرَفناهُ في وَجهِهِ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابوسعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا از يك دختر پرده نشين، باحياتر بود و هرگاه چيزى را مى ديد كه از آن خوشش نمى آمد، از چهره او مى فهميديم.
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2263 ح 5751، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 143 ح 11683، الطبقات الكبرى: ج 1 ص 368.
كنز العمّال عن أبي سعيد الخُدري:كانَ صلى الله عليه و آله أشَدَّ حَياءً مِن العَذراءِ في خِدرِها. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا، باحياتر از دخترانِ پرده نشين بود.
۱.كنز العمال: ج 7 ص 34 ح 17817.
الطبقات الكبرى عن أبي سعيد الخُدري:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أشَدَّ حَياءً مِن العَذراءِ في خِدرِها، وكانَ إذا كَرِهَ شيئا عَرَفناه في وَجهِهِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا، از يك دختر پرده نشين، باحياتر بود و هر گاه از چيزى خوشش نمى آمد، از چهره او مى فهميديم.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 368.
مكارم الأخلاق عن أبي سعيد الخُدري:كانَ رسولُ اللّهِ حَيِيّا لا يُسألُ شيئا إلّا أعطاهُ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: پيامبر خدا، چندان باشرم و حيا بود كه هيچ چيزى از او خواسته نمى شد، مگر اين كه آن را عطا مى كرد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 50 ح 15.
الإمام العسكريّ عليه السلام:قال الإمام الصادق عليه السلام: لَقَد حَدَّثَني أبي الباقِرُ عليه السلام، عَن جَدّي عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ، عَن أبيهِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ سَيِّدِالشُّهَداءِ، عَن أبيهِ أميرِالمُؤمِنينَ عليهم السلام أنَّهُ اجتَمَعَ يَوما عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أهلُ خَمسَةِ أديانٍ: اليَهودُ، وَالنَّصارى، وَالدَّهرِيَّةُ، وَالثَّنَوِيَّةُ، ومُشرِكُو العَرَبِ. فَقالَتِ اليَهودُ: نَحنُ نَقولُ: عُزَيرٌ ابنُ اللّهِ، وقَد جِئناكَ ـ يا مُحَمَّدُ ـ لِنَنظُرَ ما تَقولُ؟ فَإِنِ اتَّبَعتَنا فَنَحنُ أسبَقُ إلَى الصَّوابِ مِنكَ وأفضَلُ، وإن خالَفتَنا خَصَمناكَ. وقالَتِ النَّصارى: نَحنُ نَقولُ: إنَّ المَسيحَ ابنُ اللّهِ، اِتَّحَدَ بِهِ، وقَد جِئناكَ لِنَنظُرَ ما تَقولُ،

امام عسكرى عليه السلام:امام صادق فرمود: پدرم امام باقر، از جدّم على بن الحسين، و وى از پدرش حسين بن على، سرور شهيدان، و وى از پدرش اميرمؤمنان عليهم السلام برايم نقل كرد كه: روزى پيروان دين هاى پنجگانه: يهود، مسيحيّت، طبيعت پرستان، دوگانه پرستان و مشركان عرب، با پيامبر خدا نشستى داشتند. يهوديان گفتند: ما مى گوييم: عُزَير، پسر خداست. آمده ايم ببينيم تو چه مى گويى؟ اگر سخن ما را بگويى، پس در دستيابى به حقيقت، از تو پيشى گرفته ايم و برتريم، و اگر با ما مخالفت كنى، با تو مجادله مى كنيم. مسيحيان گفتند: ما مى گوييم: مسيح، پسر خداست و با او يكى است. آمده ايم ببينيم تو چه مى گويى؟ اگر از رأى ما پيروى كنى، در باور به اين حقيقت، بر تو پيشى گرفته ايم و برتريم، و اگر مخالفت كنى، با تو مجادله خواهيم

۱.الوُجوم: السكوت على غيظ (لسان العرب: ج 12 ص 630).
۲.الاحتجاج: ج 1 ص 27 ح 20، بحار الأنوار: ج 9 ص 257 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذكرِ حَديثِ مِعراج النَّبيّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى.: يا أحمَدُ، إنَّ أهلَ الخَيرِ وأهلَ الآخِرَةِ رَقيقَةٌ وُجوهُهُم، كَثيرٌ حَياؤُهُم، قَليلٌ حُمقُهُم، كَثيرٌ نَفعُهُم، قَليلٌ مَكرُهُم، النّاسُ مِنهُم في راحَةٍ، أنفُسُهُم مِنهُم في تَعَبٍ، كَلامُهُم مَوزونٌ، مُحاسِبينَ لِأَنفُسِهِم مُتَعَيِّبينَ لَها. ۱
امام على عليه السلامـ در حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند متعال فرمود: «. اى احمد! اهل نيكى و اهل آخرت، چهره هايى لطيف دارند؛ بسيار باحيايند؛ نابخردى شان اندك، سودشان بسيار، و نيرنگشان كم است؛ مردم از دست آنان آسوده اند و جان آنان از مردم، در رنج است؛ سخنشان متين و بر معيار است؛ و به حساب خود مى رسند و خود را [از اين جهت،] به زحمت ۲ مى اندازند».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 وص 201، بحار الأنوار: ج 77 ص 24 ح 6.
۲.ترجمه اين كلمه، بر اساس متن بحار الأنوار ـ كه صحيح تر است ـ انجام گرفته است.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ يُحِبُّ الحَيِيَّ المُتَعفِّفَ، ويُبْغِضُ البَذِيَّ السّائلَ المُلْحِفَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، باحياىِ پاك دامن را دوست دارد و از گداىِ سمجِ بى شرم نفرت دارد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 39 ح 43 عن ابن عمر، بحارالأنوار: ج 71 ص 270 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ رَبَّكُم حَيِيٌّ كريمٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگار شما، باحيا و بزرگوار است.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1271 ح 3865 عن سلمان.
مسند ابن حنبل:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَيِيّا كريما. ۱
مسند ابن حنبل:پيامبر خدا باحيا و بزرگوار بود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 10 ص 212 ح 26731 عن ام سلمة.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ يُحِبُّ الحَيِيَّ المُتَعَفِّفَ، ويُبغِضُ البَذِيَّ السائلَ المُلحِفَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، شخص باحياى با عزّتِ نفْس را دوست دارد و با بدزبانِ گداى سِمِج، دشمن است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 39 ح 43 عن ابن عمر، بحارالأنوار: ج 71 ص 270 ح 8.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ رَبَّكُم حَيِيٌّ كَريمٌ، يَستَحيي أن يَرفَعَ العَبدُ يَدَيهِ فَيَرُدَّهُما صِفرا لا خَيرَ فيهِما، فَإِذا رَفَعَ أحَدُكُم يَدَيهِ فَليَقُل: يا حَيُّ، لا إلهَ إلّا أنتَ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ ثُمَّ إذا رَدَّ يَدَيهِ فَليُفرِغ ذلِكَ الخَيرَ إلى وَجهِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگارِ شما باحيا و بزرگوار است، شرم مى كند از اين كه بنده، دست هايش را بالا ببرَد و او آنها را خالى برگردانَد. پس هر گاه يكى از شما دستانش را [به درگاه او] بالا مى برَد، سه مرتبه بگويد: «يا حَىُّ، لا إله إلّا أنت، يا أرحم الراحمين؛ اى زنده اى كه معبودى جز تو نيست، اى مهربان ترينِ مهربانان!» و چون خواست دستانش را بيندازد، آن خير را [كه خداوند در كفِ او نهاده است] بر صورت خود خالى كند.
۱.المعجم الكبير: ج 12 ص 323 ح 13557 عن ابن عمر.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُنتُ نائِما لَيلَةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ، فَأَتاني جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، أتَنامُ في هذِهِ اللَّيلَةِ؟! فَقُلتُ: يا جَبرَئيلُ، وما هذِهِ اللَّيلَةُ؟ قالَ: هِيَ لَيلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ، قُم يا مُحَمَّدُ. فَأَقامَني ثُمَّ ذَهَبَ بي إلَى البَقيعِ، ثُمَّ قالَ لي: اِرفَع رَأسَكَ؛ فَإِنَّ هذِهِ لَيلَةٌ تُفتَحُ فيها أبوابُ السَّماءِ، فَيُفتَحُ فيها أبوابُ الرَّحمَةِ، وبابُ الرِّضوانِ، وبابُ المَغفِرَةِ، وبابُ الفَضلِ، وبابُ التَّوبَةِ، وبابُ النِّعمَةِ، وبابُ الجودِ، وبابُ الإِحسانِ، يُعتِقُ اللّهُ فيها بِعَدَدِ شُعورِ النَّعَمِ وأصوافِها، ويُثبِتُ اللّهُ فيهَا الآجالَ، ويَقسِمُ فيهَا الأَرزاقَ مِنَ السَّنَةِ إلَى السَّنَةِ، ويُنزِلُ ما

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شب نيمه شعبان، خواب بودم كه جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: «اى محمّد! در چنين شبى مى خوابى؟!» گفتم: اى جبرئيل! مگر اين شب، چه شبى است؟ گفت: «شب نيمه شعبان است. برخيز، اى محمّد!». مرا برخيزاند و به بقيع بُرد. سپس به من گفت: «سرت را [به سوى آسمان] بالا بگير؛ زيرا امشب، شبى است كه در آن، درهاى آسمان باز مى شوند. در اين شب، درهاى رحمت و درِ رضوان و درِ آمرزش و درِ فضل و درِ توبه و درِ نعمت و درِ بخشش و درِ احسان، گشوده مى گردند. در اين شب، خداوند به شمارِ تارهاى مو و پشم چارپايان [از آتش دوزخ] آزاد مى كند و در همين شب، خداوند، اجل ها را رقم مى زند و باز در همين شب، روزى ها را از سال تا سال، تقسيم مى كند و آنچه را در سرتاسر سال رُخ خواهد نمود، نازل مى

۱.الإقبال: ج 3 ص 320، بحار الأنوار: ج 98 ص 413 ح 1.