فیلترها
نتایج جستجو برای «النوادر»: ۱۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
النوادر للراوندي بإسناده عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى أوحى إلى موسى عليه السلام أنِ ابنِ مَسجِدا طاهِرا لا يَكونُ فيهِ غَيرُ موسى وهارونَ، وَابنَي هارونَ شَبَّرَ وشَبيرٍ، وإنَّ اللّهَ تَعالى أمَرَني أن أبنِيَ مَسجِدا طاهِرا لا يَكونُ فيهِ غَيري وغَيرُ أخي عَلِيٍّ، وغَيرُ ابنَيَّ الحَسَنِ وَالحُسَينِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم. ۱
النوادر، راوندىـ به سندش، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال به موسى عليه السلام وحى كرد كه مسجد پاكيزه اى بسازد كه جز موسى و هارون و دو پسر هارون (شَبَّر و شَبير) در آن نباشند و خداوند متعال، به من فرمان داد كه مسجد پاكيزه اى بسازم كه جز من و برادرم على و دو فرزندم حسن و حسين ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد ـ در آن نباشيم.
۱.النوادر للراوندي: ص 102 ح 65، الجعفريّات: ص 199 كلاهما عن إسماعيل عن أبيه الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، العمدة: ص 177 ح 274، كشف الغمّة: ج 1 ص 331 كلاهما عن عديّ بن ثابت، إعلام الورى: ج 1 ص 320 عن أبي رافع، والثلاثة الأخيرة نحوه، بحارالأنوار: ج 38 ص 190 ح 1؛ المناقب لابن المغازلي: ص 299 ح 343 عن إسماعيل عن أبيه الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله و ص 252 ح 301 عن عدّي بن ثابت نحوه وراجع: علل الشرائع: ص 201 ح 2 والإحتجاج: ج 2 ص 310 ح 258 وتفسير العيّاشي: ج 2 ص 127 ح 39.
الإمام الصادق عليه السلام:مَرَّ يونُسُ بنُ مَتّى عليه السلام بِصِفاحِ الرَّوحاءِ ۱ وهُوَ يَقولُ: لَبَّيكَ كَشّافَ الكُرَبِ العِظامِ لَبَّيكَ. ومَرَّ عيسَى بنُ مَريَمَ عليه السلام بِصِفاحِ الرَّوحاءِ وهُوَ يَقولُ: لَبَّيكَ عَبدُكَ ابنُ أمَتِكَ (لَبَّيكَ). ومَرَّ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آلهبِصِفاحِ الرَّوحاءِ وهُوَ يَقولُ: لَبَّيكَ ذَا المَعارِجِ لَبَّيكَ ۲.
امام صادق عليه السلام:يونس بن متّى عليه السلام بر كناره هاى «روحاء» گذر كرد، در حالى كه مى گفت: «لبّيك، كشّاف الكربِ العظام، لبّيك». و عيسى بن مريم عليه السلام بر كناره هاى روحاء گذشت، در حالى كه مى گفت: «لبّيك، عبدك و ابن امتك، لبّيك». و محمّد صلى الله عليه و آله بر كناره هاى روحاء عبور كرد، در حالى كه مى گفت: «لبّيك ذا المعارج لبّيك».
عَبدُالرَّحمنِ بنُ سِنانٍ:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام إذ دَخَلَ عَلَيهِ رَجُلٌ فَأَعطاهُ ثَلاثينَ دينارًا يَحُجُّ بِها عَن إسماعيلَ، ولَم يَترُك شَيئًا مِنَ العُمرَةِ إلَى الحَجِّ إلاَّ اشتَرَطَهُ عَلَيهِ، حَتَّى اشتَرَطَ عَلَيهِ أن يَسعى عَن وادي مُحَسِّرٍ، ثُمَّ قالَ: يا هذا، إذا أنتَ فَعَلتَ هذا كانَ لاِءِسماعيلَ حَجَّةٌ بِما أنفَقَ مِن مالِهِ، وكانَ لَكَ تِسعٌ بِما أتعَبتَ مِن بَدَنِكَ ۱.
عبد الرّحمن بن سنان:خدمت امام صادق عليه السلام بودم، كه مردى به حضور وى آمد. حضرت سى دينار به او پرداخت، كه به نيابت از اسماعيل (فرزند امام صادق عليه السلام) حج انجام دهد و چيزى از عمره تا حج نماند، مگر آن كه بر او شرط كرد كه انجام دهد، حتى شرط كرد كه در وادى محسّر هم سعى (تند رفتن بصورت هروله) انجام دهد. سپس فرمود: فلانى! اگر اين كارها را انجام دهى، براى اسماعيل كه از مال خود، خرج حج كرده است، يك حج است، و براى تو كه بدن خود را به رنج مى افكنى، نُه حج خواهد بود.
۱.الكافي: 4 / 312 / 1.
حازم بن حبيب:خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و عرض كردم: خدا خيرت دهد! پدر و مادرم از دنيا رفته اند و حج انجام نداده اند. خداوند هم به من روزى داده و احسان كرده است، درباره حج از طرف آن دو، چه نظر مى دهى؟ فرمود: چنين كن. اين حج، براى آن دو شادى بخش و گوارا خواهد بود.
الفَضلُ بنُ هِشامٍ الهَرَوِيّ:ذُكِرَ لي كَثرَةُ ما يَحُجُّ المَحمودِيُّ ۱، فَسَأَلتُهُ عَن مَبلَغِ حَجّاتِهِ، فَلَم يُخبِرني بِمَبلَغِها، وقالَ: رُزِقتُ خَيرًا كَثيرًا والحَمدُ للّهِِ، فَقُلتُ لَهُ: فَتَحُجُّ عَن نَفسِكَ أو عَن غَيرِكَ؟ فَقالَ: عَن غَيري، بَعدَ حَجَّهِ الإِسلامِ أحُجُّ عَن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وأجعَلُ ما أجازَنِيَ اللّهُ عَلَيهِ لِأَولِياءِ اللّهِ، وأهَبُ ما اُثابُ عَلى ذلِكَ لِلمُؤمِنينَ والمُؤمِناتِ. قُلتُ: فَما تَقولُ في حَجِّكَ؟ فَقالَ: أقولُ: «اللّهُمَّ إنّي أهلَلتُ لِرَسولِكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آلهوجَعَلتُ جَزائي مِنكَ ومِنهُ لِأَولِيائِكَ الطّاهِرينَ عليهم السلامووَهَبتُ ثَوابي لِعِبادِكَ المُؤمِنينَ والمُؤمِناتِ بِكِتابِكَ وسُنَّةِ نَبِيِّكَ
فضل بن هشام هروى:برايم گفته شده كه «محمودى» ۳ زياد به حج مى رود. از او پرسيدم كه چند بار به حج رفته است، تعداد آن ها را به من نگفت و گفت: الحمد للّه، زياد نصيبم شده است. گفتم: از طرف خودت حج به جا مى آورى، يا به نيابت از ديگرى؟ گفت: بعد از حج واجب، از طرف ديگران حج كرده ام، از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله حج مى گزارم و آنچه را كه خداوند به من جايزه داده است، براى دوستان او قرار مى دهم و آنچه را كه خداوند بر اين كارم به من پاداش دهد، به زنان و مردان با ايمان مى بخشم.
گفتم: در حج خود چه مى گويى؟ گفت: مى گويم: «خدايا! از سوى پيامبرت محمد صلى الله عليه و آله احرام مى بندم و جزاى خودم را از سوى تو و او، براى اولياى پاك تو قرار مى دهم و پاداش اين هديه ام را به بندگانِ مؤمن تو هديه كردم، طبق
۱.هو مِن أصحاب الأئمّة، وكتب الإمام العسكريّ عليه السلام في توقيعه إلى إسحاق بن إسماعيل:. واقرأه على المحموديّ عافاه اللّه، فما أحمدَنا له لطاعته. وقال المحموديّ نفسه: كتب أبو جعفر عليه السلام إليّ بعد وفاة أبي: قد مضى أبوك رضي اللّه عنه وعنك وهو عندنا على حال محمودة، ولن تبعد من تلك الحال (انظر: معجم رجال الحديث: 14 / 327 / 10091).
۲.رجال الكشيّ: 2 / 798 / 987، البحار: 99 / 117 / 12 عنه.
۳.محمودى از بزرگان معاصرِامام عسكرى عليه السلام بوده و ايشان در نامه اش به اسحاق بن اسماعيل مى نويسد:«اين را براى محمودى هم بخوان، خدا عافيتش دهد، چه قدر او را به خاطر طاعتش مى ستاييم!» و نيز محمودى خود مى گويد: امام جواد عليه السلام پس از وفات پدرم براى من نوشت: «پدرت از دنيا رفت. خدا از او و از تو راضى باد. او نزد ما همچنان بر حالت پسنديده است و تو از اين حال، هرگز دور نخواهى شد».
زُرارَةُ عَن أحَدِهِما عليهماالسلام:إذا حَجَّ الرَّجُلُ بِابنِهِ وهُوَصَغيرٌ فَإِنَّهُ يَأمُرُهُ أن يُلَبِّيَ ويَفرُضَ الحَجَّ، فَإِن لَم يُحسِن أن يُلَبِّيَ لَبّى عَنهُ ويُطافُ بِهِ ويُصَلِّي عَنهُ. قُلتُ: لَيسَ لَهُم ما يَذبَحونَ، قالَ: يُذبَحُ عَنِ الصِّغارِ ويَصومُ الكِبارُ؛ يُتَّقى عَلَيهِم ما يُتَّقى عَلَى المُحرِمِ مِنَ الثِّيابِ والطّيبِ، فَإِن قَتَلَ صَيدًا فَعَلى أبيهِ. ۱
زراره از امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام:هرگاه كسى كودك خردسال خود را به حج آورد، به او دستور دهد كه «لبّيك» گويد و حج را واجب كند. اگر خوب نتوانست لبّيك گويد، از طرف او لبّيك گويد، او را طواف دهد و از طرف او نماز بخواند. گفتم: چيزى ندارند كه قربانى كنند. فرمود: از جانب كودكان قربانى كنند و بزرگترها روزه بگيرند و كودك را از آنچه بر مُحرِم حرام است، از لباس و بوى خوش، پرهيز دهند. و اگر صيدى را كشت، كفّاره اش بر پدر اوست.
۱.الكافي: 4 / 303 / 1، التهذيب: 5 / 409 / 1424، الفقية: 2 / 433 / 2893.
عَبدُ الرَّحمنِ بنُ الحَجّاجِ:سَأَلتُ أباعَبدِاللّهِ عليه السلام ـ وكُنّا تِلكَ السَّنَةِ مُجاوِرينَ، وأرَدنَا الإِحرامَ يَومَ التَّروِيَةِ ـ فَقُلتُ: إنَّ مَعَنا مَولودًا صَبِيًّا، فَقالَ: مُروا اُمَّهُ فَلتَلقَ حَميدَةَ فَلتَسأَلها كَيفَ تَفعَلُ بِصِبيانِها. فَأَتَتها فَسَأَلَتها، فَقالَت لَها: إذا كانَ يَومُ التَّروِيَةِ فَجَرِّدوهُ وغَسِّلوهُ كَما يُجَرِّدُ المُحرِمُ، ثُمَّ أحرِموا عَنهُ، ثُمَّ قِفوا بِهِ فِي المَواقِفِ، فَإِذا كانَ يَومُ النَّحرِ فَارموا عَنهُ واحلِقوا رَأسَهُ، ثُمَّ زوروا بِهِ البَيتَ، ثُمَّ مُرُوا الخادِمَ أن يَطوفَ بِهِ البَيتَ وبَينَ الصَّفا والمَروَةِ ۱.
عبدالرحمن بن حجّاج:در آن سال، ما مجاور مكّه بوديم و روز ترويه (هشتم ذيحجّه) خواستيم احرام ببنديم. از امام صادق عليه السلام پرسيديم: همراه ما فرزندِ خردسالى است. حضرت فرمود: به مادرش بگوييد با «حميده» ۲ ديدار كند و از او بپرسد كه با كودكانش چه كند. آن زن رفت و از حميده پرسيد. حميده به او پاسخ داد: چون روز ترويه شود، كودك را عريان كنيد، غسلش دهيد، همانگونه كه مُحرِم عريان مى شود. سپس از طرف او احرام ببنديد و او را در موقف ها هم وقوف دهيد. روز عيد قربان، از طرف او به جمرات سنگ بزنيد و سرش را بتراشيد، سپس او را به زيارت خانه خدا ببريد و به خدمتكار بگوييد كه او را دور خانه خدا و بين صفا و مروه، طواف دهد.
النوادر بإسناده عن الحسين عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا طَلاقَ إلاّ مِن بَعدِ نِكاحٍ، ولا عِتقَ إلاّ مِن بَعدِ مِلكٍ، ولا صَمتَ مِن غُدوَةٍ إلَى اللَّيلِ، ولا وِصالَ فِي صِيامٍ، ولا رَضاعَ بَعدَ فِطامٍ، ولا يُتمَ بَعدَ حُلمٍ، ولا يَمينَ لاِمرَأَةٍ مَعَ زَوجِها، ولا يَمينَ لِوَلَدٍ مَعَ والِدِهِ، ولا يَمينَ لِلمَملوكِ مَعَ سَيِّدِهِ ۱، ولا تَعَرُّبَ ۲ بَعدَ هِجرَةٍ، ولا يَمينَ في قَطيعَةِ رَحِمٍ، ولا يَمينَ فيما لا يُملَكُ، ولا يَمينَ في مَعصِيَةٍ، ولَو أنَّ غُلاما حَجَّ عَشرَ حِجَجٍ ثُمَّ احتَلَمَ كانَت عَلَيهِ فَريضَةُ الإِسلامِ إذَا استَطاعَ إلى ذلِكَ، ولَو أنَّ مُكاتَبا أدّى مُكاتَبَتَهُ ثُمَّ بَقِيَ عَلَيهِ اُوقِيَةٌ ۳ رُدَّ فِي الرِّقِّ. ۴
النوادرـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: طلاق، تنها پس از ازدواج، و آزادى برده تنها پس از تملّك او، تحقّق پذير است. خاموشى از صبح تا شب و روزه دارى به صورت پيوسته [و بدون اخطار تا دو روز]، ممنوع است. پس از پايان دوره شيرخوارگى، ديگر شير خوردن، موجب حرمتِ رضاعى نمى شود. با احتلام و بلوغ، يتيمى [نيازمند قيّم] نيست. زن را با [وجود]شوهر، فرزند را با [وجود]پدر و برده را با [وجود]مولا، نذرى نيست. ۵ مسلمان، حق ندارد پس از هجرت، باديه نشين و جاهل به احكام گردد. سوگند خوردن براى قطع رَحِم و در باره آنچه ملك انسان نيست و نيز در نافرمانى خدا، اعتبارى ندارد. اگر پسرى ده حج بگزارد، سپس به بلوغ برسد، هنوز به شرط توانايى، حَجّة الإسلام بر او واجب است اگر برده
۱.قد يكون اليمين بمعنى النذر، وعلى هذا فالمراد منه ألا يجوز للمرأة أن تنذر شيئا من مال زوجها بدون إذنه.
۲.التَّعرُّب بعد الهِجرة: هو أن يعود الرجل إلى البادية ويقيم مع الأعراب بعد أن كان مهاجرا (النهاية: ج 3 ص 202 «عرب»).
۳.في المصدر: «رقيّته» بدل «أوقية»، والتصويب من مستدرك الوسائل: ج 16 ص 13 ح 18975.
۴.النوادر للراوندي: ص 223 ح 453 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الجعفريّات: ص 113.
۵.يعنى زن از مال شوهرش بدون اذن او نمى تواند نذر كند.
جمع الجواهر في الملح والنوادر:إنَّ لُقمانَ قالَ: ما شَيءٌ أشَدُّ مِن حَملِ الغَضَبِ. ۱
جمع الجواهر فى المِلَح و النوادر:لقمان گفت: «چيزى سنگين تر از بار خشم نيست».
۱.جمع الجواهر في الملح والنوادر: ص 793.
النوادر للأشعري عن ربعي عن أبي عبداللّه [الصادق] عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: عُفِيَ عَن اُمَّتي ثَلاثٌ: الخَطَأُ، وَالنِّسيانُ، وَالاِستِكراهُ.
وقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: وفيها رابِعَةٌ: وما لا يُطيقونَ. ۱
النوادر، اشعرىـ به نقل از رِبْعى ـ: از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سه چيز، از امّت من، بخشوده شده است: خطا، فراموشى، و اجبار».
امام صادق عليه السلام فرمود: «و چهارم، آنچه را از طاقتشان خارج است».
۱.النوادر للأشعري: ص 74 ح 158، بحار الأنوار: ج 5 ص 304 ح 16.
النوادر للراوندي عن ابن عبّاس:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا جاءَ شَهرُ رَجَبٍ جَمَعَ المُسلِمينَ حَولَهُ وقامَ فيهِم خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وذَكَرَ مَن كانَ قَبلَهُ مِنَ الأَنبِياءِ عليهم السلام فَصَلّى عَلَيهِم، ثُمَّ قالَ: أيُّهَا المُسلِمونَ، قَد أظَلَّكُم شَهرٌ عَظيمٌ مُبارَكٌ، وهُوَ شَهرُ الأَصَبِّ، يُصَبُّ فيهِ الرَّحمَةُ عَلى مَن عَبَدَهُ إلّا عَبدا مُشرِكا، أو مُظهِرَ بِدعَةٍ فِيالإِسلامِ. ۱
النوادر، راوندىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: ماه رجب كه فرا رسيد، پيامبر خدا، مسلمانان را دور خود جمع كرد و ميان آنان به سخنرانى پرداخت، خدا را حمد و ثنا گفت و از پيامبران پيشين، ياد كرد و بر آنان، درود فرستاد. سپس فرمود: «اى مسلمانان! ماه بزرگ و مباركى بر شما سايه افكنده است و آن، ماهى سرشار از رحمت است. در اين ماه، رحمت بر كسى فرو مى ريزد كه او را بندگى كند، نه بر بنده مشرك، و نه بر كسى كه در اسلام، بدعت گذار است».
۱.النوادر للراوندي (المستدركات): ص 259 ح 525، بحار الأنوار: ج 97 ص 47 ح 33.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانزمان های بابرکت +1 مورد دیگر
النوادر للراوندي عن ابن عبّاس:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا جاءَ شَهرُ رَجَبٍ جَمَعَ المُسلِمينَ حَولَهُ وقامَ فيهِم خَطيبا، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وذَكَرَ مَن كانَ قَبلَهُ مِنَ الأَنبِياءِ عليهم السلام فَصَلّى عَلَيهِم، ثُمَّ قالَ: أيُّهَا المُسلِمونَ، قَد أظَلَّكُم شَهرٌ عَظيمٌ مُبارَكٌ، وهُوَ شَهرُ الأَصَبِّ، يُصَبُّ فيهِ الرَّحمَةُ عَلى مَن عَبَدَهُ إلاّ عَبدا مُشرِكا، أو مُظهِرَ بِدعَةٍ فِيالإِسلامِ. ۱
النوادرراوندى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: ماه رجب كه فرا رسيد، پيامبر خدا مسلمانان را دور خود جمع كرد و ميان آنان به سخنرانى پرداخت. او خدا را حمد و ثنا گفت و از پيامبران پيشين ياد كرد و بر آنان درود فرستاد. سپس فرمود: «اى مسلمانان! ماه بزرگ و مباركى بر شما سايه افكنده است و آن، ماهى سرشار از رحمت است. در اين ماه، رحمت بر كسى فرو مى ريزد كه او را بندگى كند، نه بر بنده مشرك و نه بر كسى كه در اسلام، بدعتگذار است».
۱.النوادر للراوندي (المستدركات): 259 / 525، بحار الأنوار: 97 / 47 / 33.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانزمان های بابرکت +1 مورد دیگر